
« بر اساس اصل پارکینسون هرکار دقیقاً به اندازه زمانی که برای آن تعیین شده طول میکشد و این مدت ارتباط چندانی با میزان و ماهیت آن کار ندارد .
به عنوان مثال ؛
اگر تمیز کردن خانه خود را ۳۰ روز در نظر بگیرید، ۳۰ روز طول خواهد کشید. اگر ۳ ساعت در نظر بگیرید ۳ ساعت طول خواهد کشید » .
سال 1404 از ادامه فعالیت معلمی انصراف دادم و گزینه « بازنشستگی » را انتخاب کردم .
پس از آن هم طبق گفته ی پیشین خودم از گرفتن حق التدریس امتناع کردم ( این جا ) اما فعالیت رسانه ای در حوزه آموزش را در « صدای معلم » قوی تر و با انگیزه ی بیشتری ادامه دادم .
سال ها عضو موسسه ای به نام « صندوق ذخیره فرهنگیان » بودم و هر ماه « حق عضویت » کسر می شد بی آن که شاهد خدماتی قابل ذکر و یا اعتنا باشم .
22 سال به صورت منظم و مرتب از من « حق عضویت » کسر شد اما آن چه نصیب من شد ؛ چیزی است که « سر جمع » در جدول زیر قابل مشاهده می باشد :

نکته ی قابل تامل آن است که بدون اجازه ی من و حتی بدون آن که اطلاعی به من به عنوان « ذی نفع » بدهند حسابی را در « بانک سرمایه » برای من افتتاح کردند . و این در حالی بود که من حساب بانکی فعال ( بانک ملی ) داشته و دارم .
حتی پیامکی مبنی بر آن که مبلغ بالا به حساب من واریز شده برای من ارسال نکردند .
حتی یک نفر هم از « صندوق ذخیره فرهنگیان » با من تماس نگرفت تا بازنشستگی من را تبریک و یا تسلیت بگوید و از من سوال کند که مایل به استمرار عضویت هستم یا نه .
در معرفی صندوق ذخیره فرهنگیان به نقل از صفحه نخست سایت چنین آمده است : ( این جا )

« موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان یک نهاد خصوصی در سال 1374 با هدف ارتقاء وضعیت معیشتی فرهنگیان در زمان بازنشستگی، از طریق تشویق و ترغیب ایشان به مشارکت فعال در فعالیتهای اقتصادی، بازار سرمایه و ایفای نقش پر رنگ در اقتصاد کشور تاسیس شد و کلیه داراییهای آن نیز متعلق به اعضای آن است.

فرهنگیان با اعتماد به این نهاد مالی و عضویت حداکثری، آن را به لحاظ سرمایه و تعداد ذی نفعان به یکی از نهادهای اقتصادی تاثیرگذار در ایران تبدیل کردهاند » .
همچنین آمده است :

« سرمایه گذاریهای موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در دو هلدینگ تخصصی شامل هلدینگ پتروفرهنگ و هلدینگ سرمایه گذاری فرهنگیان و حدود 100 شرکت تابعه و وابسته این هلدینگها ساماندهی شده است. صندوق ذخیره فرهنگیان، سرمایه فرهنگیان عضو را به صورت شفاف و کارشناسی شده در حوزههای اقتصادی مطمئن سرمایهگذاری میکند که نتیجه آن، سودآوری پایدار، تولید ثروت و ارائه خدمات شایسته برای اعضای موسسه و شکوفایی اقتصادی کشور است .
مشخص نیست مسئولان این صندوق این ادعاها را بر چه اساس و یا فکتی ارائه می کنند ؟
این مسئولان تصور می کنند که صرف عضویت اعضاء دال بر « اعتماد » فرهنگیان به این موسسه می باشد در حالی که ممکن است اصلا چنین نباشد .
این موسسه می گوید که یکی از نهادهای اقتصادی تاثیرگذار در ایران است اما معلم کف کلاس و مدرسه پیش خودش می گوید وقتی این صندوق تاثیری در معیشت و اقتصاد خانواده من ندارد اما در آن سو ، مدیران این موسسه پاداش ها و حقوق های آن چنانی دریافت می کنند بی آن که پاسخ گو و مسئولیت پذیر باشند و هر از چند گاهی اخبار فساد و اختلاس هم از گوشه و کنار آن شنیده می شود ؛ و یا از این و آن می شنود که صندوق ذخیره فرهنگیان به نوعی « قُلّک » وزارت آموزش و پرورش شده که هر جا پول کم می آورد صندوق را هدف می گیرد ....دیگر چه فرقی می کند که این موسسه اساسا وجود داشته باشد یا نداشته باشد ؟

سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ : محاکمه ۲۱ اخلاگر ارزی و متهمان صندوق ذخیره فرهنگیان | احکام مدیران عامل وقت بانک سرمایه صادر شد
مطمئن هستم در این 22 سال اگر همان حق عضویتی که « ناچیز » به نظر می رسد اگر صرف خرید چیزهایی مانند طلا و ارز یا حتی سرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری خصوصی می شد ؛ آورده ای به مراتب چندین برابر داشت تا این که حداقل 800 هزار فرهنگی بخواهند 5 درصد از حقوق و مزایای خود را دو دستی تقدیم موسسه ای کنند که علی رغم شعار « شفافیت » و « پاسخ گویی » حتی شهامت و جرات برگزاری نشست های خبری با رسانه ها را ندارد . ؛ صندوق ذخیره فرهنگیان آن چنان بزرگ ، ناکارآمد ، فشل و بورکراتیک شده که بدون دریافت حق عضویت اعضاء نمی تواند حتی برای کوتاه مدت به حیات خویش ادامه دهد .
سال هاست که مطالبه ی « حقوق یا ارزش مالکانه » به یک دغدغه ی اصلی و دائمی فرهنگیان عضو تبدیل شده است اما بعید به نظر می رسد که مسئولان این صندوق اراده ای برای تحقق و پرداخت این « مطالبه قانونی و به حق » به اعضاء را داشته باشند .
نمایش های بی حاصل و وعده هایی که به دفعات توسط وزیر و یا مسئولان داده می شوند اما عمل نمی شوند ، بی اعتمادی به این موسسه را مضاعف کرده است .
این صندوق ادعا می کند که « خصوصی » است اما کافی است یک بار وارد ساختمان این موسسه شوید و برخورد کارمندان و کارکنان را مشاهده کنید و یا تلفنی به آن کنید تا متوجه صحت و یا سقم این حرف های بی پایه شوید .

اگر میانگین حقوق معلمان را در ماه ، 30 میلیون تومان در نظر بگیریم و اگر به طور متوسط 5 درصد حقوق و مزایای او به صندوق ذخیره فرهنگیان واریز شود مبلغی در حدود یک و نیم میلیون تومان در ماه خواهد شد .
اگر این عدد را در تعداد 800 هزار فرهنگی شاغل ضرب کنیم به عدد بسیار بزرگ 1200 میلیارد تومان در ماه خواهیم رسید .
حال پرسش اساسی این است که اگر فرهنگیان عضو به دلیل بی اعتمادی و یا عوامل دیگر از عضویت در صندوق انصراف دهند ؛ آیا این موسسه بدون دریافت این رقم قابل توجه قادر به ادامه حیات خواهد بود ؟
پاسخ منطقی و واقع بینانه به این پرسش قطعا « منفی » است .
حتی اگر 50 درصد فرهنگیان عضو از عضویت انصراف دهند ؛ صندوق ذخیره فرهنگیان با وجود :
۵ هلدینگ شامل:
1- پترو فرهنگ
2- سرمایهگذاری فرهنگیان
3- ساختمانی معلم
4- تدبیرگران
5- سامان
به احتمال زیاد ورشکسته خواهد شد و برای همیشه باید کرکره این موسسه بزرگ اقتصادی را پایین کشید .
به عنوان کارشناس ارشد مدیریت از دانشگاه تهران اعلام می کنم :
طبق همان اصل پارکینسون ؛ صندوق ذخیره فرهنگیان آن چنان بزرگ ، ناکارآمد ، فشل و بورکراتیک شده که بدون دریافت حق عضویت اعضاء نمی تواند حتی برای کوتاه مدت به حیات خویش ادامه دهد .
ورشکستگی موسسه ای مانند صندوق ذخیره فرهنگیان با عمر 31 ساله بدون تردید می تواند سریعا به یک « بحران بزرگ اجتماعی » تبدیل شود .