چاپ کردن این صفحه

سید رازی طبیب/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم

اخلاق معلمی ؛ بداخلاقی و فقر فرهنگی!

حتی یک نفر هم با کج اندیشی در خیل معلمین زیاد است/ بین معلمی و درس آموزی، زمین تا آسمان فاصله وجود دارد/ گاهی برخی با طرح ˏموضوعاتی، خود را فریب داده و می خواهند با ایراداتی موهوم خود را ازموضوع دور سازند و به نوعی پاک کردن صورت مسئله است که این روش دور از شان و منزلت جامعه فرهیخته معلمی است/ معلم شخصیتِ زُبده ایست که جز صداقت و راستی نمی شناسد/ عدم توجه به این چنین جایگاهی سبب بروز شرایط نارضایی افراطي روز است/ موضوعات را با دقت ببینیم ، سپس قضاوت کنیم . بیهوده گویی روش درستی نیست/ چرا برخی به اخلاق پشت کرده اند و از جملات و عباراتی ناخوشایند استفاده می کنند/ ضرر و زیان بد اخلاقی اول معطوف شخص بد اخلاق است/ معلمی که خوش اخلاق است نتیجه کلاسش نیز موفقیت آمیزتر است/ متاسفانه در جامعه بداخلاقی بسیار شایع شده و اسباب تاثر است....

اخلاق معلمی و بد اخلاقی در جامعه ما

با سلام و احترام به ایام پر خیر و برکتِ عزا داریِ حضرت سید الشهدا (ع) و آرزوی قبولیِ عزا داري همکاران محترم و پوزش از اینکه حرمت این ایام مانع قلم زنی حقیر شد، در حالی که جایگاه رفیع معلمی ، به مقتضای زمان و به طور موقت به فراموشی سپرده می شد و این امر به طور ناخواسته پیش  آمد و اقتضایِ رسالت معلمی حکم می کرد به بعضی از شبهات که نتیجه بی توجهیِ معدودی از همکاران بود ، اشاره شود.

بر این اساس گفتار پنجم را با تکیه بر ابلاغیه حضرت پروردگار جل جلاله به پیامبر اسلام حضرت محمد صلواه الله علیه در سوره 46 قرآن به نام الاحقاف ( تل هایی از شن و ریگ ) ، آیه 35 ( آیه آخر سوره شریفه) : فَاَ صبر کَما صَبَرَ اُولُوالعزم مِنَ الرسُل ، و اخلاق اجتماعی آغاز کنم.

علیرغم اینکه قرار بود در گفتار پنجم دنباله اخلاق معلمی ادامه می يافت ، اشاراتی به اخلاق اجتماعی می کنم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

 در گفتار چهارم نگاهی گذرا به جایگاه و مقام و منزلت معلمینِ آگاه و فرهیخته داشتیم. متاسفانه عده ای بسیار معدود به جای دریافت روح مطلب، به واژگانی یا مباحثی چون عرفان یا سایر مقولات، نظر انداختند که این نگاه، دور شدن از مطلب اصلی بود. علیرغم نگاه مثبت و محبت آمیز بسیاری از بزرگواران ، خیلی بعید به نظر می رسید و مایه تعجب بسیار شد چون حتی یک نفر هم با کج اندیشی در خیل معلمین زیاد است ! و یا ورود به داستان صبر حضرت ایوب (س) در قرآن که به منظور تاکید بر صبرˏ بسیار و زمان این صبر دارد که برای تمامیت بشریت آورده شده است و باید فلسفه قرآن را دانست. همه اش درس است و تنبه و راهنمایی بشریت. قیاسˏشان و منزلت معلم با اولیا و انبیا موضوعی بسیار جدی است و با تعارف یا شوخی، اصلا رابطه ندارد.

هر کس توانست خود را در جایگاه اولیا و انبیا قرار دهد، می تواند معلم نامیده شود و کسانی که نتوانند، درس آموزند و بین معلمی و درس آموزی، زمین تا آسمان فاصله وجود دارد.

گاهی برخی با طرح ˏموضوعاتی، خود را فریب داده و می خواهند با ایراداتی موهوم خود را ازموضوع دور سازند و به نوعی پاک کردن صورت مسئله است که این روش دور از شان و منزلت جامعه فرهیخته معلمی است.

معلم شخصیتِ زُبده ایست که جز صداقت و راستی نمی شناسد! این که گفته شود معلم هم انسانی است مثل سایرین و ... پیامبر هم قبل از ابلاغ رسالت انسانی عادی بود ولی آن قدر در تزکیهِ شخصیتِ خود تلاش کرد که جایگاه رسالت را یافت و به پیامبری برگزیده شد. عدم توجه به این چنین جایگاهی سبب بروز شرایط نارضایی افراطي روز است.

باید باور داشت معلم یکی از خواص جامعه است. هر کس نمی تواند با شرایط معلمی بسازد. این سخنان معنی نادیدن تبعیض ها و اجحاف ها و سایر بی عدالتی ها نیست. در عین حالِ وجودˏ همه این مظالم، این معلم است که جامه سازندگی را بدون توجه به بی عدالتی ها پوشیده و در گرما و سرما و بی عدالتی های متنوع موجود می سازد و می سازد .

در جامعه ملی، فرد مطرح نیست، مردم و ملت مطرح اند. افراد قربانیِ حرمت و امنیت جامعه اند ، اگر قرار باشد همه ارزش ها نادیده گرفته شوند جامعه به کجا خواهد رسید؟ 

برچسب هایی که ناشی از عدم شناخت و عدم آشنایی با توصیه های اولیا و انبیا و نگاه به قرآن است، زشت و ناپسند است. موضوعات را با دقت ببینیم ، سپس قضاوت کنیم . بیهوده گویی روش درستی نیست.

فرض کنیم به شخصی اهانت شد و یا تجربیات موضوعی یا تخصصی او بی حرمت شد، کی تحقیر می شود؟ فلسفه ، منطق، عرفان هر یک مقوله ایست بسیار بدیع و جالب، ولی به کار گیری هر یک بدون توجه به جایگاه ، جز کم ارزش جلوه یافتن هر یک، نتیجه ای نخواهد داشت.

معلمینِ محترم به جای نقد های بی مورد همت کنند در تریبون های موجود اظهار نظر بفرمایند، بی شک مورد استقبال یا نقد قرار خواهند گرفت اگر تاییدی به دنبال داشت راه و نظر خودشان را ادامه دهند و اگر مورد نقد بودند راه و روش خود را اصلاح نمایند .

در تمام جوامع ، اخلاق ممدوح و بی اخلاقی مذموم است. چرا برخی به اخلاق پشت کرده اند ؟ و از جملات و عباراتی ناخوشایند استفاده می کنند؟ بی حرمتی هیچ جا خریداری ندارد . شرارت و خشونت نیز مذموم است. موضوع اخلاق موضوعی بسیار پسندیده است که هر جا جلوه کند ، آنجا را خوشایند می سازد. فرق است بین دو شاغل در یک شغل ، که یکی خوش اخلاق باشد و دیگری بد اخلاق!

چرا گاهی شاهد بداخلاقی های ناخوشایند در جامعه هستیم؟ ضرر و زیان بد اخلاقی اول معطوف شخص بد اخلاق است . اگر در مراودات، معطوف اخلاق باشیم ، محاسن آن نیز معطوفˏخودˏ ما می گردد و از نارضایی ها کاسته می شود.  همه جا نسبت به اخلاق کریمه تاکید بسیار شده . معهذا برخی از آن رو گردانند! و بر این اساس عصبیت ها روز به روز بیشتر می شود . معلمین اول باید خوش اخلاق باشند تا پذیرای حضور و گفتار های تربیتی یا درسی آنان باشند. گاهی ملاحظه می کنیم که متاسفانه این چنین نیست . معلمی که خوش اخلاق است نتیجه کلاسش نیز موفقیت آمیزتر است . همه این نگاه ها نتیجه کلاس داری های ممتدی که در طول عمر به دست آورده ام است که دو دستی تقدیم دوستان می گردد. انشاء ا... مقبول ˏدوستان ˏمعلم واقع خواهد شد.

شرارات و خشونت دو صفت مزموم و ناپسندند . متاسفانه گاهی مشاهده می شود این صفاتِ منکِر، در سطح جامعه دیده می شوند که بسیار آزار دهنده و ناخوشایند اند.

در حاشیه گفتار چهارم، وقتی شخصیتی از بیانی سخیف استفاده نمود آن هم در مورد معلمی که شصت سال تجربه معلمی دارد. باید نسبت به معلم بودن این فرد تردید نمود و او را زیر سوال برد !!

برخی از همکاران به نظر می رسد معنی "اثبات شی نفی ما ادا نمی شود" را نمی دانند و یا اصلا معنی سکوت و مجاری کاربردی آن را نشناخته اند و موضوع بحث را نادیده انگاشته اند .

موضوع ˏبحث ، اخلاق معلمی بود چه ارتباطی با ایراداتِ عنوان شده و موضوعاتی که اصلا به مقوله اخلاق معلمی ربطی ندارند، داشته .اینکه خواننده محترم نقطه نظر دبیر پیش کسوتی را قبول دارد یا ندارد ارتباطی با موضوع ندارد. حالا از نظام مدیریتی یا جدایی دین از سیاست سخن گفتن چقدر از موضوع دور است!

ورود به این بازارˏ سیاست شویم و فقر فرهنگی خودمان را افشا کنیم؟ یکی از دوستان با قیاس مع الفارق بودن یا نبودنِ حقیر در ایران را مطرح ساخته یا احترام به مال و منال کسی که با ماشین گران قیمت تردد می کند یا لباس بسیار گران می پوشد سوال می کند  که منِ نویسنده جلوی پایش بر می خیزم یا نه؟ بعد خودش هم به قضاوت می نشیند! آخر این ها چه ارتباطی با اخلاق معلمی دارد!

در ارتباط با موضوعات ˏمطرح شده باید عرض کنم این دوستان ملاک ها را خود گرفته اند نه حقیر و قیاس به نفس نموده اند.

حقیر حتی گاری هم ندارد و با حقوق بخور و نمیر بازنشستگی زندگی محقرانه خود را با سربلندی می گذراند . من هم مثل خود شما در همین جامعه و با همین مشکلات زندگی می کنم و اگر به مقالات گذشته اینجانب توجه بفرمایید ، زمانی که دیگران خواب بودند در نهایت صراحت از حقوق های محیر العقول قلم زنی نموده ام  ( این جا ) و اگر  به سایت ها غور کنید تاییدات جامعه را بر اشخاص مورد نقد ملاحظه خواهید کرد و بی شک شرمگین خواهید شد.

به این جمله عجیب توجه فرمایید ." چرا این قدر خود شیفته ای ؟ کسی به تجربیات بی ارزش شما اهمیت نمیده!!" لطفا یک خرده کتاب و جراید را مطالعه بفرمایید تا شاید افراد را بشناسید .

متاسفانه در جامعه بداخلاقی بسیار شایع شده و اسباب تاثر است تا جایی که افرادِ صاحب نامی که اگر نام ارجمندشان در اینجا برده شود چیزی بر عزیزان افزوده نخواهد شد،همگان بسیار دانشمند، اندیشمند و با نزاکت اند که قلم زیبایشان زبانزد تمام دوستداران صدای معلم است و با تاسف عرض می کنم همه این بزرگواران مورد هجمه و نفی آن معدود کسانِ مورد اشاره اند. شخصیت هایی بسیار کم نظیر، خیرخواه و صادق که القضی مقالات بنده مورد تاییدشان بوده و هست .

"من آن چه شرط بلاغ است با تو میگویم تو خواه از سخنم درس گیر خواه ملال"

چهارشنبه, 27 مهر 1395 15:54 خوانده شده: 6461 دفعه

در همین زمینه بخوانید: