چاپ کردن این صفحه

« فقدان چنین معلمی در فضای فیزیکی، تنها یک فقدانِ لجستیکی نیست؛ یک تهدید اگزیستانسیال برای پرورش شهروندانی است که قرار است جهانِ پس از جنگ را از خاکستر خود برکشند »

روز معلم و پارادوکس حضورِ مجازی

محمد صادق حدادان (دکترای روان شناسی تربیتی) + هوش مصنوعی (Deep Seek)

روز معلم و پارادوکس حضورِ مجازی در شرایط جنگ در صدای معلم   روز معلم این بار در میان غبارِ سنگینِ روزگارِ جنگ و درهم‌تنیدگیِ زندگی با رنج از راه می‌رسد، اما نه با زنگِ شادیِ مدرسه، که با خلأ عمیقِ یک آغوشِ تربیتی و سکوتِ سنگینِ یک کلاسِ خالی. این روز را باید نه با تبریک های گذرا، که با تأملی فلسفی و آموزشی گرامی داشت؛ تأملی بر گوهرِ گمشده‌ای که اکنون در هیاهوی آموزش مجازی، قدرش را بیشتر از همیشه می‌فهمیم:

حضور معلم.

اجازه دهید تحلیل را از نقطه‌ای بنیادین آغاز کنیم ؛ از زبانِ فیلسوفی که مرزهای آموزش سنتی را درنوردید: ایوان ایلیچ. او هشدار می‌داد که نهاد مدرسه، ناخواسته این توهم را ایجاد می‌کند که «یادگیری، نتیجه‌ی آموزش است». اما امروز، در شرایطی که نهاد فیزیکی مدرسه از هم پاشیده و « تدریس » به تصویری روی صفحه‌ی نمایش تقلیل یافته، ما به وضوح درمی‌یابیم که یادگیری واقعی، پیش و بیش از آن که محصول « تدریس » باشد، حاصل «مشارکت آزادانه در یک بستر معنادار» است. و چه کسی آن بستر معنادار را می‌سازد؟ نه پلتفرم‌های دیجیتال، نه فایل‌های صوتی، که معلم، آن هم نه با انتقال صِرف اطلاعات، که با خلق یک فضای انسانی، یک میدان پویا از شور، امنیت، و پرسش گری. و نهایتاً، در دل مصیبت جنگ، شاید روشن‌ترین صدا از آنِ پائولو فریره باشد که فریاد می‌زند: «آموزش هرگز بی‌طرف نیست!» .

امروز، بیش از هر زمان دیگری، شهودِ عمیق ژاک رانسیر را درک می‌کنیم که می‌گفت رسالت معلم رهایی‌ بخش «انتقال دانش نیست، بلکه رهنمون شدن شاگرد به سفری در جنگل چیزها و نشانه‌هاست».

در آموزش مجازی، ما انبوهی از «چیزها» و «نشانه‌ها» را در اختیار شاگردان می‌گذاریم، اما آن راهنمای سفر، آن همراهِ کارکشته‌ای که به شاگرد جرأتِ اعتماد به هوشِ خودش را بدهد، کجاست؟

فقدان معلم در کلاس، تنها فقدان یک توضیح‌دهنده نیست؛ فقدان کسی است که با نگاهش، با تکان دادن سرش، با سکوت معنادارش، به شاگرد می‌گوید: «تو خودت می‌توانی آن را بفهمی». ما امروز در دریای اطلاعات غرقیم، اما تشنه‌ی آن نگاهِ توانمندساز هستیم.

روز معلم و پارادوکس حضورِ مجازی در شرایط جنگ در صدای معلم

در این وضعیتِ غریب، که جنگ، اتمسفر یک ملت را آکنده از ناامنی کرده، رسالت معلم از نگاه هانا آرنت نیز معنایی بسیار ژرف‌تر پیدا می‌کند. آرنت معلم را «میانجی میان کودک و جهان» می‌دانست؛ حائلی که با اقتدار موقت خود، دو وظیفه‌ی خطیر دارد: «هم کودک را از گزند جهان محافظت کند و هم جهان را از نابودی به دست نسل تازه‌وارد». امروز که جهان، به غایت گزَنده و خشن شده، فقدان آن میانجی در کلاس درس یعنی رها شدن بی‌محابای کودک در برابر انبوهی از اخبار بد، داده‌های خام و اضطراب‌های بزرگسالانه‌ای که قدرت هضم شان را ندارد.

در فضای مجازی، معلم نمی‌تواند به‌مثابه یک سپر بلافصل عمل کند، نمی‌تواند بلافاصله بعد از یک خبر تکان‌دهنده، با گفت‌وگویی آرام، آن اضطراب را در جان شاگرد به سکون بدل کند.

ما امروز قدر « محافظت گری » معلم را می‌فهمیم.

در چنین روزگاری، آیا رسالت معلم تعطیل‌پذیر است؟ هرگز .

روز معلم و پارادوکس حضورِ مجازی در شرایط جنگ در صدای معلم

اینجاست که نگاه دیالکتیکی هگل راهگشا می‌شود. او فرایند آموزش را یک رویارویی می‌دانست؛ جایی که « روح » معلم (آن گنجینه‌ی پیش‌اندیشیده) و « روح » شاگرد در برخوردی خلاق، از دل «نفی» یکدیگر، به خودآگاهی والاتری می‌رسند. آموزش مجازی‌ای که صرفاً به بارگذاری محتوا و دریافت تکالیف بدل شود، فاقد این برخورد دیالکتیکی است. این یک خیابان یک‌طرفه‌ی اطلاعات است. اما یک معلم واقعی، حتی در فضای مجازی، می‌کوشد این دیالکتیک را زنده نگه دارد؛ او پاسخ شاگردان را صرفاً  « تصحیح » نمی‌کند، بلکه با آن‌ها وارد گفت‌وگو می‌شود، اندیشه‌شان را به چالش می‌کشد، و از نو می‌سازد. او می‌داند که بدون این نفی و بازآفرینی، دانش در جان شاگرد ریشه نمی‌دوانَد.

و نهایتاً، در دل مصیبت جنگ، شاید روشن‌ترین صدا از آنِ پائولو فریره باشد که فریاد می‌زند: «آموزش هرگز بی‌طرف نیست!» .

در روزگاری که بمب‌ها بر سر مدارس فرود می‌آیند و اینترنت به ابزاری برای کنترل ذهن یا انتقال یک‌سویه‌ی ترس بدل می‌شود، شجاع‌ترین کنش آموزشی، کنشی است که آموزش را به «پراکسیس» بدل کند: به کنش و تفکری انقلابی برای تغییر جهان.

معلمِ فری‌ره‌ای، در پلتفرم‌های آنلاین هم به دنبال اهلی‌ سازی ذهن‌ها نیست؛ او شاگردانش را به «خوانش نقادانه‌ی واقعیت» دعوت می‌کند. او از دل تدریس ریاضی، فیزیک یا ادبیات، پرسش‌های بزرگِ انسان بودن، آزاد بودن و مسئول بودن را بیرون می‌کشد و آن‌ها را نه یک‌طرفه، که در یک گفت‌وگوی جمعیِ رهایی‌بخش به جریان می‌اندازد. فقدان چنین معلمی در فضای فیزیکی، تنها یک فقدانِ لجستیکی نیست؛ یک تهدید اگزیستانسیال برای پرورش شهروندانی است که قرار است جهانِ پس از جنگ را از خاکستر خود برکشند.

روز معلم و پارادوکس حضورِ مجازی در شرایط جنگ در صدای معلم

پس، در این روز معلم، در میان آژیرها و صداهای قطع و وصل اینترنت، تبریک ما به معلمان نه از سر عادت، که از سر یک آگاهی تلخ و در عین حال امیدبخش است:

تبریک به شما که در برابر  « از کار افتادگی» سیستم‌های رسمی ؛ « هنر اخلاقی ساختن انسان»  را، به تعبیر هگل، رها نکرده‌اید.

تبریک که به رغم فاصله‌ها، هنوز هم می‌کوشید آن « شوق آفرینش و شادی شناخت » را، که اینشتین برترین هنرتان می‌خواند، در جان‌های ترک‌خورده از ترس بدمید.

تبریک که با هر تماس تصویری، هر پیام صوتی دلسوزانه، و هر تلاشی برای تبدیل مونولوگِ (گفت و گوی یک طرفه) خاموشِ آموزش مجازی به دیالوگِ زنده‌ی انسانی، جهان را از نابودی محافظت می‌کنید.

شمع وجودتان، هرچند در پسِ صفحه‌های نمایش پنهان، اما همچنان ذره‌ذره روشنی‌بخش راهِ تاریکِ این روزگار است.

باشد که به زودی، کلاس‌ها دوباره با گرمای حضوری که هیچ فن آوری‌ای قادر به خلق آن نیست، سرشار شوند.

روزتان گرامی، که کاروان‌سالارانِ اندیشه در شبِ تیره‌ی جنگ هستید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

روز معلم و پارادوکس حضورِ مجازی در شرایط جنگ در صدای معلم

یکشنبه, 13 ارديبهشت 1405 13:56 خوانده شده: 127 دفعه

در همین زمینه بخوانید: