چاپ کردن این صفحه

فاطمه سادات اشرفی زاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم

اندوه دل نگفتیم اِلا یک از هزاران ! ( آقای وزیر ! صرفه جویی به چه قیمتی ... )

معمولا در مناطقی که مشارکت مردمی به مدارس بیشتر است ، وضعیت مدارس هم بهتر است/ این صرفه جویی ها و عدم استخدام نیروی تازه نفس در مدارس به خصوص مقطع ابتدایی باعث شده  است که آموزگار سی سال خدمت بازنشسته باز هم دعوت به کار شود و در پایه حساس و تازه تاسیس ششم ابتدایی به تدریس ادامه دهد/  تمام بخش های این وزارتخانه که با صرفه جویی عجین  شده است ، حداقل در تربیت و استخدام نیروی انسانی که ارتباط مستقیم با  توسعه آموزشی دارد ، از  صرفه جویی بگذرید و آموزش را قربانی صرفه جویی نکنید/ کلاس های پرجمعیت نیز حاصل همین صرفه جویی هاست/ چرا این صرفه جویی باید برای وزارتخانه ای باشد که متولی تعلیم و تربیت نسل های جوان است/ کاش به عنوان مدیر نهاد تعلیم و تربیت یک بار مقایسه ای بین بودجه های این نهادها و  وزارتخانه تحت مدیریت خود می کردید . بهتر بود برای احقاق حقوق بازنشستگان هم که شده این بحث را به مجلس می بردید/ تا ابد هم  نمی توان به خاطر رضایت خاطر اقلیتی ، حق اکثریت جامعه را  نادیده گرفت / با  هاله  تقدس کشیدن پیرامون باورهای فرهنگی و موضع گیری های سیاسی هم نمی توان چشم بر واقعیت ها بست و اجازه پرسش را  از همه اقشار جامعه سلب کرد / هنر آن است از نهادهای قانون گذار و اجرایی کشور بخواهیم بودجه های آن نهادهای فرهنگی را با بودجه آموزش و پرورش مقایسه کنند

صرفه جویی در وزارت آموزش و پرورش و تبعات سامان دهی نیروی انسانی در وزارت فانی

درویشی به درِ خانه ای برفت . پاره ای نان خواست .

دخترکی در خانه بود گفت : نیست

گفت : چوبی ، هیمه ای ؟

گفت : نیست .  

گفت : پاره ای نمک ؟

گفت : نیست .

گفت : کوزه ای آب ؟

گفت : نیست .

گفت : مادرت کجاست ؟

گفت : به تعزیت خویشاوندان رفته است .

گفت : چنین که من حال خانه شما می بینم ، ده خویشاوند دیگر می باید به تعزیت شما آیند ! ( عبید زاکانی )

 سازمان آموزش و پرورش ما بی شباهت به آن خانه نیست . در اغلب مدارس ما به خصوص در مناطق محروم ، از امکانات مناسب آموزشی خبری نیست ، از کتابخانه ها و آزمایشگاه های مجهز  ، از  امکانات تربیت بدنی مناسب و از بودجه های عمرانی خبری نیست . در این مجموعه ، ساختمان های فرسوده  ، میز و نیمکت های غیراستاندارد ، کمبود اعتبارات ، کلاس های فاقد امکانات فراوانند . این وضعیت در شهرها و مناطق مختلف با کمی تفاوت دیده می شود . معمولا در مناطقی که مشارکت مردمی به مدارس بیشتر است ، وضعیت مدارس هم بهتر است .  

 هر سال شاهد هستیم در فصل ثبت نام مسئولین اعلام می کنند  دریافت هر گونه وجه از دانش آموزان هنگام ثبت نام تخلف است و با متخلفان برخورد می شود اما در طول سال تحصیلی به عناوین مختلف خانواده های دانش آموزان باید در تامین  هزینه های مدرسه همکاری کنند . گویی فقط روز ثبت نام  این کار تخلف محسوب می شود !

البته وقتی به مدارس سرانه قابل قبولی نمی رسد و اگر  هم باشد به سختی هزینه قبض های آب و برق را تامین می کند ، راهی به جز کمک های داوطلبانه خانواده ها نیست هر چند که این کمک های داوطلبانه ، بسیاری از مواقع اجباری می شوند . بدیهی است کمک به مدرسه در جهت توسعه آموزشی کاری ارزشمند و قابل تقدیرست که پذیرش آن در جامعه مستلزم  فرهنگ سازی است . در این جا ، منظور آن بخش از کمک هاست که در توان خانواده ها نیست و با میل و رغبت  صورت نمی گیرد .

وزیر آموزش و پرورش در اظهارات اخیر خود ضمن تاکید بر صرفه جویی در نیروی انسانی ، اعلام کرد که  تمام بودجه این وزارتخانه صرف حقوق کارکنان می شود .

« ...با صرفه جویی و کاهش نیروی انسانی در این وزارتخانه بیش  از هزار میلیارد تومان  صرفه جویی کردیم .... 99 در صد بودجه آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق کارکنان این وزارتخانه می شود .... »  (  سخنان وزیر آموزش و پرورش . شانزدهمین نشست مشترک معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با مشاورین و وزرا –  3 مرداد 1395 )

آقای وزیر !

کاهش نیروی انسانی به چه قیمتی ؟!

این صرفه جویی ها و عدم استخدام نیروی تازه نفس در مدارس به خصوص مقطع ابتدایی باعث شده  است که آموزگار سی سال خدمت بازنشسته باز هم دعوت به کار شود و در پایه حساس و تازه تاسیس ششم ابتدایی به تدریس ادامه دهد . امثال او به دلیل کمبود نیرو  در مقاطع مختلف سر کار مانده اند تا با استخدام نیرو هزینه ای بر دوش این وزارتخانه تحمیل نشود . اگر آن آموزگاران دیگر حوصله بازیگوشی کودکان را ندارد ؛ اگر با روش های نوین تدریس آشنا نیستند ؛ اگر با کتاب های جدید نمی تواند خود را تطبیق دهند ، گناه  آنها نیست گناه کسانی است که می خواهند تحت عنوان صرفه جویی با نیروهای خسته و فرسوده ، یک نسل جوان و مشتاق و کنجکاو  را آموزش دهند . این نوع صرفه جویی ها ناگوار است نه افتخارآفرین !

 تمام بخش های این وزارتخانه که با صرفه جویی عجین  شده است ، حداقل در تربیت و استخدام نیروی انسانی که ارتباط مستقیم با  توسعه آموزشی دارد ، از  صرفه جویی بگذرید و آموزش را قربانی صرفه جویی نکنید .

پیامدهای صرفه جویی را  در کمبود امکانات آموزشی ، میز و نیمکت های فرسوده ، کتابخانه های بی کتاب  ، آزمایشگاه های فاقد امکانات ، بخاری های غیراستاندارد و ساختمان های فرسوده مشاهده می کنیم . کلاس های پرجمعیت نیز حاصل همین صرفه جویی هاست . به دلیل عدم استخدام معلم  و کمبود فضای آموزشی ، در مقطع ابتدایی کلاس های سی نفره  و در مقطع متوسطه  تا 35 نفره  تشکیل دادیم .

در  کلاس  پرجمعیت برای معلم حتی فرصت شناخت دانش آموزان و پرسش کلاسی  از همه آنها  فراهم نمی شود . کیفیت آموزش در این کلاس ها قربانی صرفه جویی ها می شود . تازه گاه برای ثبت نام  دانش آموزان در چنین کلاس هایی خانواده ها باید در  صف انتظار  بمانند  و قول کمک به مدرسه  را هم  بدهند تا جایی برای فرزندشان پیدا  شود !

آقای وزیر !

شرایط اقتصادی مملکت  را  درک می کنیم  ولی  این را هم می دانیم که چنین صرفه جویی هایی عواقب جبران ناپذیری در حوزه فرهنگ و آموزش به بار می آورد و در نهایت دود  این صرفه جویی به چشم نوجوانانی می رود که آینده سازان این مملکت هستند . چرا این صرفه جویی باید برای وزارتخانه ای باشد که متولی تعلیم و تربیت نسل های جوان است ؟

در حالی که ده ها سازمان و نهاد فرهنگی و تبلیغاتی در کشور تحت عناوین مختلف و برای گسترش اهداف سیاسی و فرهنگی بودجه های کلان را به خود اختصاص داده اند و هیچ مرجعی حق پرسش از هزینه های آنها را ندارد ( مراجعه کنید به  یادداشت « مهم تر از فیش های حقوقی بودجه ای  را که به اسم فرهنگ می گیرید ، شفاف سازی کنید » این جا  )

آقای وزیر !

کاش به عنوان مدیر نهاد تعلیم و تربیت یک بار مقایسه ای بین بودجه های این نهادها و  وزارتخانه تحت مدیریت خود می کردید . بهتر بود برای احقاق حقوق بازنشستگان هم که شده این بحث را به مجلس می بردید .

قوانینی که به افراد یا نهادهایی اجازه می دهند با نام توسعه فرهنگی ، بودجه های کلان در اختیار داشته باشند و اجازه می دهد برای کودکان لبنان مدرسه ، خانه و بیمارستان بسازند ، نباید برای کودکان سرزمین خود شعار صرفه جویی بدهند . تا ابد هم  نمی توان به خاطر رضایت خاطر اقلیتی ، حق اکثریت جامعه را  نادیده گرفت . با  هاله  تقدس کشیدن پیرامون باورهای فرهنگی و موضع گیری های سیاسی هم نمی توان چشم بر واقعیت ها بست و اجازه پرسش را  از همه اقشار جامعه سلب کرد .

بنیادی ترین نهادی که در توسعه آموزش و فرهنگ نقش تعیین کننده دارد ، آموزش و پرورش است . تربیت انسانی و رشد فرهنگی در جامعه ، بستری مناسب می خواهد تا زمینه پرورش و شکوفایی استعدادها فراهم شود . با تسامح  و سکوت کردن زمینه توسعه فرهنگی فراهم نمی شود . هر انتقادی هم به قصد تضعیف دولت نیست چه بسا انتقادات سازنده ، راهگشا باشند  و طرحی نو دراندازند . هر چند مشکلات آموزش و پرورش قدمت دارند و مربوط به یک دولت خاص نیستند . اما  انتظار می رود یک مدیر مقتدر به عنوان متولی نهاد آموزشی - فرهنگی  مطالباتی را مطرح کند و از بودجه هایی که تحت عنوان فرهنگ در نهادهای گمنام  ایران و خارج از ایران صرف می شود ، تحقیق به عمل آورد . اگر صرفه جویی قرارست اجرا شود در  آن نهادها  اعمال شود نه فقط در آموزش و پرورش .  

دردناک ترین بخش مسائل آموزش و پرورش این است که هر بار از بودجه و هزینه های  این وزارتخانه سخن به میان می آید ، اعلام می شود که 99 درصد بودجه  این وزارتخانه صرف حقوق کارکنان می شود . این سخن تکراری  داستانی است که بر هر سر بازاری  هست . این حقوق اندک را آن قدر بر سر این کارکنان زده اند که آنها از اینکه تمام بودجه برای حفوق شان صرف می شود ، احساس خجالت می کنند !  گویی مسؤل تمام کمبودها  ، کارکنان هستند  که با برداشت حقوق خود بودجه را تمام کرده اند . اگر بودجه این وزارتخانه آن قدر ناچیزست ، کارکنان چه گناهی کرده اند ؟  

آقای وزیر از کدام حقوق سخن می گویید ؟ فرهنگیان بازنشسته مدت هاست به انتظار پرداخت پاداش خدمت و مطالبات سال های قبل نشسته اند . شاغلین هم  با حقوق های زیر خظ فقر دست و پنجه نرم می کنند . برگزار کنندگان امتحانات نهایی نیز ماه ها  انتظار حق الزجمه خود را  می کشند با این اوصاف باید برای وزارتخانه ای دل سوزاند که بودجه اش یک درصد بیش  از حقوق کارکنانش است ! 

بـر احوالِ  آن کَس  ببـایـد گریست        کـه دَخلَش  بُوَد  نوزده ، خرج بیست

در شرایط فعلی که حقوق معلمان اگر کمترین حقوق نباشد یکی از کمترین هاست ، نمی توان با ژست اقتصاد مقاومتی  و توصیه به صرفه جویی ، چشم بر واقعیات بست . در بخشی از سخنان وزیر  و همچنین در آماری که اعلام می شود بسیاری از مناطق آموزشی با کمبود دبیر مرد روبه رو هستند . علتش واضح است . مردان به دلیل اینکه مسؤل تامین مخارج خانواده هستند با حقوق های فعلی فرهنگیان نمی توانند به این شغل رو بیاورند . عدم استقبال از شغل معلمی در بین نوجوانان نیز علاوه بر وضعیت معیشتی با منزلت اجتماعی معلمان و کاستی های این وزارتخانه بی ارتباط نیست . روند توسعه در آموزش و پرورش آن قدر کُند و تدریجی است که هیچ انگیزه ای برای ورود به این سازمان در بین جوانان ایجاد نمی کند . طرح های توسعه در  مدارس ایران ، آن قدر به تعویق می افتد و با کمبود اعتبار مواجه می شود که مدیر مربوط بازنشسته می شود و هنوز برای طرح های پیشنهادی او اعتباری فراهم نشده است .

در هر صورت کمبود  نیروی انسانی در آموزش و پرورش و کمبود امکانات آموزشی ، صرفه جویی قابل قبولی نیست . همان طور که نمی توان به بهانه صرفه جویی ، با وسیله نقلیه فرسوده ای سفر کرد و جان انسان ها را به خطر انداخت . آموزش یک جامعه را  هم نمی توان با  نام صرفه جویی  از مسیر توسعه منحرف ساخت .

هنر آن است که  نیروهای تازه نفس را در کنار نیروهای با تجربه به کار گرفت و آموزش های لازم را به آنها داد تا معلمانی خلاق و باسواد تربیت نسل امروز را بر عهده گیرند . هنر آن است که برای معماران فرهنگی جامعه شرایطی مطلوب فراهم کرد تا با انگیزه ای از سر شوق ، به کار آموزش دل سپارند .

هنر آن است از نهادهای قانون گذار و اجرایی کشور بخواهیم بودجه های آن نهادهای فرهنگی را با بودجه آموزش و پرورش مقایسه کنند و در نهایت هنر آن است که به جای این که بگوییم 99 درصد بودجه  وزارتخانه ، صرف حقوق کارکنان می شود ، کاری کنیم تا کارکنان این وزارتخانه به حق و حقوق واقعی خود برسند و منزلت اجتماعی خود را در معرض آسیب نبینند .

اگر می خواهیم نسلی باسواد ، خلاق  و امیدوار تربیت کنیم ، علاوه بر  توسعه امکانات آموزشی ، باید مربیان و معلمانی باسواد ، با انگیزه  و برخوردار  نیز در اختیار داشته باشیم .

سه شنبه, 04 مرداد 1395 20:34 خوانده شده: 2548 دفعه

در همین زمینه بخوانید: