چاپ کردن این صفحه

« در شگفت بودیم از مردمی که به‌ جای ترک سالن و اعتراض مدنی و دفاع از عزّت و کرامت و شخصیت خود، فقط غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و تیکه‌پرانی می‌کردند و نُچ‌نُچ می‌کردند ... ! »

حکایت " سمفونی وحدت ملی " و مردمی که به " تحقیرشدگی " همیشگی عادت کرده اند !

بهروز مرادی/ جامعه شناس

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم   هفته‌ی پیش پیامکی از وزارت ارشاد آمد که بنده را به عنوان نویسنده برای شرکت در برنامه‌ی کنسرت موسیقی ملّی (سمفونی وحدت)، در شب میلاد رحمة للعالمین حضرت رسول‌ (ص ) در تالار وحدت تهران دعوت نمود.

دو روز پیش نیز پیامک را دوباره ارسال کردند و به‌خاطرِ علاقه به موسیقی و عشق و ارادت قلبی به پیامبر کریم‌ (ص ) ، به همراه همسرم تصمیم گرفتیم در برنامه شرکت کنیم.

در پیامک قید شده بود : برنامه‌ی سمفونی ساعت ١۶.

دیروز شنبه با تغییر برنامه‌ی کاری روتین روزانه‌ام با زحمت رأس ساعت ۴ بعدازظهر در تالار وحدت بودیم. غلغله‌ای بود و نگذاشتند در ۵ ردیف نخست سالن که برای طبقه‌ی اشراف حکومتی و مهمانان خارجی اختصاص یافته بود، بنشینیم و این تبعیض، همواره در سالن‌های مراسم مختلف روح را می‌آزارد.

کلیپ‌های بسیار و پیام‌های متنوع پخش کردند و شعر خواندند و سخن‌ سرایی کردند. پیام آقای سبحانی را پخش کردند و مورد استقبال قرار نگرفت.

سپس میکروفون را در اختیار دکتر زرگر قرار دادند که گفت ١۴ جلد کتاب در خصوص زندگانی پیامبر (ص) نوشته و بعد از آن مجید مجیدی را صدا زدند و او منِ خودش را به گوش‌ها عرضه کرد و از فیلم خودش تعریف نمود و حوصله‌ها را سر برد و با ایما و اشاره سخنان او را کات کردند.

سپس مدرس دانشگاهیِ دیگری پشت تریبون رفت و سخن به درازا گفت و شعر خواند.

دقایق می‌گذشتند و ساعت نزدیک ۵ شده بود و عطش فروکردن صحبت‌های تحمیلی به گوش‌های مظلوم ادامه داشت و انتظار برای شنیدن سمفونی وحدت ملی به نتیجه نرسید.

بعد از آن، دکتر عراقچی وزیر خارجه پشت تریبون رفت و از سیاست خارجه‌ی موفق دولت سخن گفت و از شهدای جنگ و از بچه‌های پشت لانچرها تجلیل کرد و در آخر سر گفت که می‌خواهد دست استادش دکتر زرگر را ببوسد!

بعد نماینده‌ی آقای سبحانی را صدا زدند و لوح تقدیر به او دادند و آقای صالحی وزیر ارشاد را فراخواندند تا بالا برود و لوح تقدیر به دیگران بدهند.

حضار غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و کسانی مثل من با صدای بلند گفتند که برای شنیدن سخنرانی نیامده‌اند و منتظر سمفونی هستند. اما آن‌ها کار خودشان را می‌کردند و خر خودشان را می‌راندند و قیمه را با ماست در هم می‌آمیختند!

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم

ساعت ۵:٢٣ دقیقه بود که به نشانه‌ی اعتراض به دروغی که در پیامک برای بنده فرستاده بودند که از هیچ کدام از آن برنامه‌های غیر موسیقیایی حرفی در آن زده نشده بود و به‌ خاطرِ اینکه من و همسرم را فریب داده و به نیرنگ سمفونی، ما را مجبور به شنیدن صحبت‌ها و پیام‌ها و سخنرانی و دیدن کلیپ‌های تحمیلی و.... نموده بودند، از جای خود برخاستیم و سالن را ترک کردیم.

دربان در گفت که ١٠ دقیقه دیگر موسیقی شروع می‌شود، اما ما گفتیم آخر به چه قیمت؟

این استثمار است؛ چراکه از وقت ما بهره‌کشی می‌کنند تا موسیقی به ما بدهند،

و دروغ و نیرنگ و فریب است که محتوای برنامه را فاش نمی‌سازند تا تو برای شنیدن موسیقی مجبور به شنیدن سخن‌های دیگران شوی،

و نیز ظلم است چون حق تو برای انتخاب آگاهانه‌ی اینکه چه چیزی بشنوی و ببینی را پایمال می‌کنند،

و خفت‌گیری و تحمیل و کلاهبرداری و خیانت در اعتماد و خیلی بدی‌های دیگر است.

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم

از تالار که بیرون زدیم، در شگفت بودیم از مردمی که به‌ جای ترک سالن و اعتراض مدنی و دفاع از عزّت و کرامت و شخصیت خود، فقط غُر می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و تیکه‌پرانی می‌کردند و نُچ‌نُچ می‌کردند، اما اعتراض مؤثری نمی‌کردند و به‌جز ما و چند نفر دیگر، سرجای‌شان نشستند و همراهی کردند با کسانی که تحقیرشان کردند و حق و وقت و عزّت و کرامت‌شان را پایمال نمودند.

خیلی وقت‌ها مردم هم‌دست‌اند با ظلم و ظالم و فریب‌دهندگان‌ و دروغ‌گویان و تحمیل‌گران و دزدان وقت و سارقان عمر.

@drBehrouzMoradi


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

حکایت سمفونی وحدت ملی و مردمی که به تحقیرشدگی و غر زدن عادت کرده اند در صدای معلم

یکشنبه, 08 شهریور 1405 18:22 خوانده شده: 16 دفعه

در همین زمینه بخوانید: