گاهی یک عدد، فقط یک عدد نیست؛ یک آینه است. آینهای که وقتی مقابل جامعه قرار میگیرد، پرسشهای بزرگی را نمایان میکند. رقمهای سنگین قراردادهای ورزشی، در کنار درآمدها و مشکلات معیشتی بسیاری از مردم، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه پرسشی دربارهی «ارزشگذاری اجتماعی» و معیارهای عدالت در جامعه است.
جامعهای که در آن برای بخشهایی از فعالیتها ؛ معیارهای جهانی ، پاداشهای بزرگ و توجیهات حرفهای به میان میآید، اما در بسیاری از عرصههای دیگر سخن از محدودیت، شرایط کشور و دشواریهای اقتصادی مطرح میشود، ناگزیر با یک پرسش اساسی روبهرو میشود:
آیا استانداردها برای همه یکساناند یا فقط در زمانهای خاص و برای گروههای خاص به یاد آورده میشوند؟
ورزش، مدیران، مربیان و موفقیتهای بینالمللی همگی ارزشمندند و هیچ جامعهای بدون توجه به استعدادها، سرمایههای انسانی و حوزههای رقابتی خود پیشرفت نمیکند. اما مسئله آنجاست که عدالت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که شأن و تلاش همه کسانی که چرخهای جامعه را میگردانند نیز دیده شود؛ از کارگران و کارمندان گرفته تا متخصصان، تولیدکنندگان، بازنشستگان و معلمانی که سالها در کلاسهای درس، پایههای فکری و فرهنگی نسلهای آینده را میسازند.
ناکامی یک تیم ورزشی، هر چقدر هم تلخ باشد، تنها یک نتیجه در میدان مسابقه است؛ اما ناکامی در مدیریت، برنامهریزی و پاسخگویی، میتواند به اعتماد عمومی آسیب بزند.
جامعه از مدیران خود انتظار دارد که نه تنها نتیجه بخواهند، بلکه مسئولیت نتیجه را نیز بپذیرند. شاید طنز تلخ روزگار این باشد که گاهی برای شکستها هم پاداشهایی در نظر گرفته میشود که برای بسیاری از تلاشهای طولانی و بیوقفه مردم، از جمله معلمانی که با کمترین امکانات مسئولیت تربیت نسل آینده را بر دوش دارند، دستنیافتنی به نظر میرسد.

اینجاست که باید از خود بپرسیم:
معیار واقعی ارزشگذاری در یک جامعه چیست؟ آیا فقط دیدهشدن در میدانهای پرزرقوبرق اهمیت دارد، یا تلاشهای خاموش میلیونها انسانی که هر روز برای ساختن آینده تلاش میکنند نیز باید به همان اندازه محترم شمرده شود؟
جامعه به شادی، ورزش و قهرمانان خود نیاز دارد؛ اما بیش از آن به توازن، انصاف و احترام به همهی تلاشگرانش نیازمند است.

اگر قرار است از «استاندارد جهانی» سخن بگوییم، این استاندارد باید از احترام به انسان، شفافیت، مسئولیتپذیری و عدالت در همه عرصهها آغاز شود؛ از زمین مسابقه تا کلاس درس، از کارخانه تا اداره، از میدان تولید تا خانههای بازنشستگان .
شاید پیش از ساختن جامی برای ناکامیها، بهتر باشد آینهای برای دیدن اولویتها بسازیم؛ آینهای که در آن هم قهرمانان میدان دیده شوند و هم قهرمانان بیصدایی که هر روز، بیهیاهو، جامعه را سرپا نگه میدارند؛ معلمانی که آینده را میسازند، کارگرانی که چرخ اقتصاد را میچرخانند و مردمی که با صبوری، بار سنگین زندگی را بر دوش میکشند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
