
در روزهای اخیر معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش در گفتوگو با ایسنا، اظهار داشته است: « در آیین نامه اجرایی مدارس، تعریف مشخصی از مدرسه شده، در ماده ۲ بیان شده است که مدارس به شیوه دولتی و غیردولتی تاسیس و اداره میشوند و مرجع صدور مجوز مدارس غیردولتی وزارت آموزش و پرورش است. مدارسی که فاقد مجوز از آموزش و پرورش هستند، اجازه فعالیت ندارند. ادارات آموزش و پرورش شهرستانها /مناطق و نواحی موظفند واحدها و مراکز آموزشی و پرورشی یا عناوین مشابه را که با ثبت نام و جذب دانش آموزان لازم التعلیم و تشکیل کلاس مانع حضور آنان در مدارس تحت پوشش وزارت مذکور می شوند را شناسایی کنند و وفق قانون تعطیل موسسات و واحدهای آموزشی و تحقیقاتی و فرهنگی که بدون اخذ مجوز قانونی دایر شده یا می شود عمل کنند.
این گونه اظهارات نشان میدهد « هوم اسکول » از یک پدیده محدود در حال گسترش است و به تدریج از سطح شمال شهر تهران به سایر شهرها سرایت میکند.
« هوم اسکول » یا آموزش خانگی به فرآیند آموزش کودکان در محیط خانه و محیط های خانگی خاص به جای مدارس رسمی اشاره دارد. این روش آموزشی در سالهای اخیر، توجه بسیاری از والدین را به خود جلب کرده است.

در طول یک قرن گذشته مسئولیت مدرسه واعطای مجوز مدارس غیردولتی برعهده وزارت آموزش و پرورش و سلفش یعنی وزارت فرهنگ بوده است . با پیروزی انقلاب اسلامی نیز تقریبا تمام مدارس غیردولتی منحل شدند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین مرتبه در قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش مصوب 15 / 11 / 1366 به تاسیس مدارس غیردولتی اشاره شده است.
بر اساس ماده 7 قانون فوق ، وزارت آموزش و پرورش موظف شد تا به منظور تعمیم و توسعه آموزش و پرورش کشور، زمینههای جلب مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش را از هر طریق ممکن فراهم آورد.
تبصره ماده فوق نیز وزارت را مکلف میکند تا به اشخاص حقیقی و حقوقی که دارای صلاحیتهای علمی و اخلاقی بوده و متقاضی تأسیس و اداره مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه با هزینه خود و همیاری مردم و اولیاء دانشآموزان باشند و متعهد شوند که در چهارچوب سیاستها و اهداف جمهوری اسلامی ایران فعالیت نمایند مجوزهای لازم را اعطاء کند. حدود صلاحیت علمی و اخلاقی متقاضیان به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید. بر اساس این ماده ، مدارس غیرانتفاعی و غیردولتی تاسیس و فعال شدند و قوانین مربوط به آن تاکنون چند بار مورد تجدید نظر قرار گرفتند.
در حال حاضر مدارس غیردولتی از ارکان نظام تعلیم و تربیت کشور محسوب میشوند. با وجود این گونه مدارس ، تاسیس و فعالیت « هوم اسکولها » و گسترش فعالیت آنها در طول سالهای اخیر نشانگر وجود نیازی است که در جامعه احساس میشود. این جدال هویتی تا زمانی که در سیاستگذاریها به رسمیت شناخته نشوند و به عنوان یکی از مهمترین موانع سیاستگذاریها به حساب نیایند، امیدی به حل موضوعات نخواهد بود.
برخورد با « هوم اسکولها »، بدون توجه به زمینههای شکلگیری و رشد آنها به نتیجهای نخواهد رسید.
در حال حاضر ، « هوماسکول » پدیدهای واقعی ولی در مناطق محدود و برخوردار محسوب میشوند. مدارس یاد شده برای افرادی است که نوع آموزش مدارس ایران را نمیپسندند و به دنبال برخورداری از آموزش بر اساس نظام تعلیم و تربیت کشورهای دیگر هستند.
اگر مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی نتواند پوشش مناسبی برای همه افکار و نحلههای مختلف در جامعه باشد به صورت طبیعی میدانهای جدیدی خارج آموزش و پرورش شکل میگیرند که سعی خواهند کرد جایگزین مدرسه شوند .

همواره از بحرانهای کیفیت و عدالت آموزشی به عنوان اصلی بحرانهای آموزش و پرورش نامبرده میشود . حال آن که بحران سومی در کنار دو بحران مذکور وجود دارد که پایههای مدرسه و آموزش و پرورش رسمی را سست میکند و زمینه شکلگیری پدیدهای همچون هوم اسکولها را فراهم میسازد.
بحران سوم ، بحران مشروعیت آموزشی است .مشروعیت آموزشی به میزان هم گرایی خانواده و دانشآموز و سیاستهای رسمی و محتواهای آموزشی و تربیتی و برنامههای مدرسه و پذیرش آموزههای رسمی از طرف دانشآموزان اطلاق میشود . هرچه هم گرایی فوق بیشتر باشد، مشروعیت نظام تعلیم و تربیت بیشتر میشود و هر چقدر که این هم گرایی به گسست تبدیل شود، مسئلهها و بحرانهای جدید به وجود میآید.
یکی از اصلیترین وظایف وزارت آموزش و پرورش ایجاد انسجام ملی از طریق آموزشهای رسمی است . زیر سوال رفتن آموزشهای رسمی و مشروعیت آموزشی ، موجودیت جامعه را تهدید خواهد کرد .

پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان که موج چهارم آن در سال 1402 به صورت غیررسمی منتشر شده است ، نشان میدهد که علی رغم تلاشهای صورت گرفته ، بخش مهمی از دانشآموزان با آموزههای اساسی آموزش و پرورش همراهی ندارند.
در بخش دینداری پیمایش فوق و در پاسخ به این سوال که آیا دینداری به قلب پاک است، حتی اگر آدم نماز نخواند ؛ 25 درصد کاملا موافق، 36.8 درصد موافق، 6.8 درصد نه موافق و نه مخالف، 21.4 درصد مخالف و 9.9 درصد کاملا مخالف بوده اند. به این ترتیب بیش از 50 درصد پاسخ دهندگان با گزاره ی مربوط موافقت داشته اند. در سنین 15 تا 29 سال 29 درصد کاملا موافق، 39.5 درصد موافق، 9.1 درصد نه موافق و نه مخالف، 16 درصد موافق و 6.4 درصد کاملا موافق بوده اند. به این ترتیب 68.5 درصد سن 15 تا 29 سال با گزاره فوق موافقت داشتهاند.
در سوال دیگر این پیمایش ، از پاسخگویان پرسیده شده است که خودتان را تا چه اندازه فردی مذهبی می دانید ؛ 10 درصد پاسخ هیچ را برگزیدهاند و24 درصد پاسخ کم ، 33 درصد پاسخ متوسط ، 29 درصد پاسخ زیاد و 13 درصد پاسخ خیلی زیاد را انتخاب کردهاند. در بین پاسخ دهندگان 15 تا 29 سال که دانشآموزان و فارغ التحصیلان آموزش و پرورش را تشکیل میدهند ؛ 14 درصد پاسخ هیچ ، 31 درصد پاسخ کم، 22 درصد پاسخ متوسط و23 درصد پاسخ زیاد و 9 درصد پاسخ خیلی زیاد را انتخاب نمودهاند .
این بررسی نشان میدهد در مهمترین آموزههای نظام آموزشی و پرورش کشور بین نسل جوان کشور چه دیدگاههای متفاوتی وجود دارد .
بحران مشروعیت نظام آموزش و پرورش کوه یخی است که نشانههای آن را از بین پاسخهای پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان می توان یافت . فاصله بین آموزههای مدرسه و خانواده را باید یکی از مهمترین عوامل شکلگیری « هوم اسکولها » دانست و افرایش این فاصله میتواند به رونق مدارس فوق بینجامد .

از سوی دیگر می توان مواردی مانند « هوم اسکولها » را به مثابه نوعی جدال فرهنگی در نظر گرفت . پیر بوردیو ، جامعه شناس فرانسوی معتقد بود که « حوزههای گوناگون و متفاوت زندگی ، هنر، علم ،دین ، اقتصاد ، سیاست و نظایر آن ، مدل های کوچک متمایزی از قاعدهها، مقررات و اشکال قدرت را شکل میدهد که میدان نام دارد» . ( متفکران بزرگ جامعهشناسی ، راب استونز، ترجمه مهرداد میردامادی، نشر مرکز، ج هفتم،1390،ص336) .
بوردیو میدان را همچون کارزاری می دانست که در آن شالودههای هویت و نظام سلسله مراتبی پیوسته و به طور لاینقطع محل بحث و جدل قرار میگیرد. نظام مدرسه به عنوان یک نظم مسلط اجتماعی به دلایل مختلفی با معضل رو به رو شده است و برخی هویت های موجود در جامعه مدرسه موجود را چندان مطلوب نمی دانند. نتیجه این برخورد در میدان آموزش و پرورش نتایجی متفاوتی دارد که از جمله آنها شکلگیری مواردی مانند « هوم اسکول» است .
این جدال هویتی تا زمانی که در سیاستگذاریها به رسمیت شناخته نشوند و به عنوان یکی از مهمترین موانع سیاستگذاریها به حساب نیایند، امیدی به حل موضوعات فوق الذکر نخواهد بود.

پدیدهای همچون « هوم اسکول » را می توان در حد یک موضوع قانونی و حقوقی دید و از راههای قانونی با آن برخورد کرد که از جمله وظایف وزارت آموزش و پرورش و نهاد های مرتبط است .
این پدیده و فراگیری آن یک پدیده فرهنگی محسوب میشود که با بحرانی که در مدرسه شکل گرفته است و مسئله مشروعیت آموزشی به وجود آمده است و بدون توجه و فهم ریشههای فرهنگی شکلگیری آن امکان چارهجویی نیست .
بحران مدرسه از جمله مشروعیت آموزشی و تفاوت آموزههای رسمی و مطالبات خانواده ها و شکل گیری یک میدان از مجادله بر سر مدرسه ، موجبات شکل گیری مدارس غیررسمی شده است .
آموزش غیررسمی بخشی از این مشکل است و باید زمینههای آن را دید .
بدون توجه به مسئله بحران مشروعیت آموزشی و جدال فرهنگی موجود در میدان آموزش و پرورش ، با شکلهای متفاوتتری از خروج از مدرسه یا شکلگیری انواع دیگری از آموزشهای آزاد رو به رو خواهیم شد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
