
تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت ؛
از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه، به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صداي معلم » منتشر کردم .
امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوباني براي رسيدن به آزادي وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است بدون اتکا به جنگ افروزان، راه باريک قديمي را طي کند.
امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند ؛
بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.
خلاصه قسمت اول :
مسیر اصلی چنين است:
امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی
توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب میشوند:
• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد
به زبان ساده:
هرچه حکومت بازتر، شفافتر و پاسخگوتر باشد، فاصلهاش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر میشود.
حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:
1. مخالفان سیاسی مسالمتجو
2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح
3. نیروهای مخالف مسلح داخلی
همه را نباید یکسان دید.
هـ) بازسازی اعتماد عمومی
• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگیها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانوادههای کشتهشدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقتیابی
قسمت دوم
بخش چهارم
وظایف اپوزیسیون بعد از جنگ
لازم به يادآوري است که همان طور که صدرِ اين نوشتار آمده است:
بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم . تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ گام بردارم.
نقش اپوزیسیون باید از «تشدید شکاف» به سمت بازسازی اعتماد و ارائه آلترناتیو سیاسی برود.
الف) فاصلهگیری روشن از تجاوز خارجی
انديشمندان به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند صریح و شفاف بگوید:
• اختلاف داخلی مجوز تجاوز خارجی نیست
• مداخله خارجی به نفع مردم نيست
• تغییر سیاسی باید از مسیر داخلی و مشروع پیگیری شود
ب) بازتعریف راهبرد
فلاسفه به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند :
• از خشونت و تحریک به خشونت دور شود
• بر برنامه سیاسی، حقوقی و اجتماعی تمرکز کند
• یک نقشه راه برای گذار مسالمتآمیز ارائه دهد
ج) پذیرش مسئولیت در برابر مردم
• مسئولیت اخلاقی و سیاسی را بپذیرد

د) مشارکت در آشتی ملی
بزرگان دنياي سياست به اپوزیسیون کشور ها به طور کلي پيشنهاد مي کنند، در فرآیندهای زیر حضور فعال داشته باشد:
• گفتوگوی ملی
• کمیسیون حقیقتیاب
• بازسازی نهادها
• اصلاحات انتخاباتی و حقوقی
بخش پنجم
وظیفه مشترک اپوزيسيون و حاکميت
مهمترین وظیفه مشترک اپوزيسيون و حاکميت، این است که کشور را از میدان جنگ به میدان سیاست برگردانند.
محورهای مشترک:
• پذیرش اینکه مردم، قربانی اصلی بودهاند
• پرهیز از روایتسازیهای کاملاً سیاه و سفید
• اولویت دادن به حیات ملی بر پیروزی جناحی
• ایجاد سازوکارهای:
- حقیقتیابی
- عدالت انتقالی
- آشتی ملی
- جبران خسارت
- اصلاح قانون اساسی یا ساختار حکمرانی
***
در تئوري جامعه شناختي، فارغ از آنچه در کشور گذشته است، پيشنهاد داشمندان اين حوزه چنين است:
نکته بسیار مهم: عدالت بدون انتقام
در چنین شرایطی اگر فقط «بخشش» باشد و عدالت نباشد، مردم ناراضی میشوند.
اگر فقط «مجازات» باشد و آشتی نباشد، چرخه خشونت ادامه پیدا میکند.
پس راه درست معمولاً این است:
• حقیقت
• عدالت
• جبران
• آشتی
• اصلاح ساختار
این ترکیب، همان چیزی است که بسیاری از کشورها بعد از جنگ داخلی یا بحرانهای خونین به آن نیاز داشتهاند.
خلاصه ؛
بعد از جنگ:
حاکمیت باید:
• از انتقامجویی دور شود
• مسئولیت خطاها را بپذیرد
• فضای سیاسی را باز کند
• بین مخالف سیاسی و تجاوز گر خارجی تفکیک کند
• عدالت و بازسازی را همزمان پیش ببرد
صاحب نظران اين حوزه به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند:
• تجاوز خارجی را صریحاً رد کند
• از خشونت و تحریک بیرونی فاصله بگیرد
• مسئولیت نقش خود در شکاف را بپذیرد
• به سمت برنامه سیاسی و ساختار سازي برود
بخش ششم
آسيب شناسي اپوزيسيون
حداقل سه گروه را مي توان در نظر بگيريم:
• گروه موافق مداخله خارجی: جنگ را ابزار فشار یا تغییر میداند
• گروه مخالف جنگ و مداخله خارجی: آن را به زیان مردم و کشور میداند
• گروه میانه یا مردد: با حاکمیت مخالف است، اما با تجاوز هم مشکل دارد
به نظر متخصصان اين حوزه، ترمیمِ شکاف بينِ اپوزيسيون، زمانی امکان پذير میشود که این تفاوتها پنهان یا انکار نشوند.
***

حداقل مشترک باید تعریف شود.
انديشمندان اين دانش، برای ترمیم شکاف، به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند، روی چند اصل مشترک به توافق برسد، حتی اگر درباره سایر مسائل اختلاف داشته باشد:
اصول حداقلی مشترک:
• مردم قربانی اصلی جنگ هستند
• آینده سیاسی کشور باید توسط خود مردم تعیین شود
• اختلاف داخلی نباید به وابستگی به قدرت خارجی تبدیل شود
اگر این حداقل مشترک شکل نگیرد، اپوزیسیون عملاً به چند تکهی متخاصم تبدیل میشود.
***
گفتوگوی دروناپوزیسیونی لازم است.

از نظر صاحب نظران، ترمیمِ شکاف، بدون گفت و گو ممکن نیست. این گفتوگو باید:
• بدون برچسبزنی باشد
• به جای تخریب شخصیت، بر مواضع سیاسی تمرکز کند
• روشن کند چه کسی واقعاً خواهان اصلاح است و چه کسی صرفاً به دنبال حذف کامل طرف مقابل است ؟
بهتر است این گفتوگوها حول محورهای مشخص باشد:
• نسبت اپوزیسیون با مداخله خارجی
• نسبت اپوزیسیون با خشونت
• برنامه گذار سیاسی
• آینده قانون اساسی، انتخابات، حقوق اقلیتها و آزادیها
***
مرزبندی روشن با خشونت و مداخله خارجی ؛
اگر بخشی از اپوزیسیون اقدامات کشور متجاوز را تأیید میکند، سایر بخشها برای حفظ اعتبار خود باید:
• انواع اپوزيسيون ها، موضع خود را نسبت به خشونت و مداخله خارجي،صریح و شفاف اعلام کنند .
• نشان دهند که مخالفت شان با حاکمیت، به معنی همراهی با دشمن خارجی نیست
***
تمرکز بر برنامه، نه گذشته
وقتی شکاف زیاد است، بحثهای گذشته معمولاً همه چیز را قفل میکند. راه بهتر این است که اپوزیسیون روی آینده تمرکز کند:
• چه نوع حکمرانی میخواهد؟
• چه اصلاحاتی لازم است؟
• چگونه میخواهد انتقال قدرت یا اصلاح قدرت را پیش ببرد؟
• چگونه از تکرار جنگ و فروپاشی جلوگیری میکند؟
برنامهی مشترک، از اختلافات شخصی و تاریخی مهمتر است.
***
پذیرش تکثر درون اپوزیسیون ؛
اپوزیسیون سالم، لازم نیست یک صدا باشد.
اما باید چندصداییِ منظم داشته باشد، نه پراکندهگی متخاصم.
یعنی:
• اختلاف نظر طبیعی است
• ولی نفی مشروعیت یکدیگر به صورت کامل، شکاف را عمیقتر میکند
• باید سازوکار هماهنگی حداقلی وجود داشته باشد
***
اعتمادسازی تدریجی
اعتماد درون اپوزیسیون با یک بیانیه درست نمیشود. نیاز به عمل دارد:
• پرهیز از تخریب رسانهای
• شفافیت در منابع مالی و ارتباطات
• خودداری از ائتلافهای مبهم با بازیگران خارجی
• احترام به حق مخالفت درونگروهی
• پذیرفتن هزینهی اشتباهات گذشته
نقش تجربه جنگ در بازتعریف هویت اپوزیسیون ؛
جنگ معمولاً به اپوزیسیون نشان میدهد که:
• «دشمنِ حاکمیت» بودن لزوماً به معنی «دوست مردم» بودن نیست
• تکیه بر نیروی خارجی ممکن است مشروعیت را نابود کند
• اگر اپوزیسیون نتواند از منطق جنگ عبور کند، در آینده نیز قدرتسازیِ پایدار نخواهد داشت
خلاصه ؛
کارشناسان معتقدند، شکاف درون اپوزیسیون با این مسیر ترمیم میشود:
1. پذیرش علنی اختلافات
2. تعریف حداقل اصول مشترک
3. مرزبندی روشن با خشونت و ...
4. گفتوگوی مستمر و نهادی
5. تمرکز بر برنامه آینده
6. اعتمادسازی عملی و تدریجی
بخش هفتم
نگاه علمي تر به اپوزيسيون
( ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
