چاپ کردن این صفحه

« راه عبور از این ناهم‌افقی نه در یکسان‌ سازی تجربه‌ها، بلکه در به‌ رسمیت‌ شناختن رادیکالِ تاریخ‌مندی تجربه زیسته است »

" امتزاج افق‌ها " به جای " تصادم افق‌ها " و " اخلاق فهم "

بهارک اعظمی/ دکتری مطالعات برنامه درسی *

 بررسی امتزاج افق‌ ها به جای تصادم افق‌ ها و اخلاق فهم و فرهنگ گفت و گو در صدای معلم  این روزها وقتی پای صحبت  ایرانیانی می نشینم که هرگز زیر پرچم جمهوری اسلامی نزیسته اند و با هم در مورد مسائل اخیر ایران  صحبت می کنیم احساسی غریب پیدا می کنم.  گویا با هم اختلاف داریم ولی این اختلاف از جنس سیاست و ایدئولوژی و اخلاق نیست. گویا اصلا اختلاف نیست. یک جور شکاف در فهم است - شکافی هرمنیوتیکی.

در سنت پدیدارشناسی و هرمنوتیک فلسفیِ ، یک اصل بنیادین وجود دارد:

انسان جهان را نه «آن‌گونه که هست»، بلکه «آن‌گونه که برای او پدیدار می‌شود» می‌فهمد. این پدیدارشدن، محصول «تجربه زیسته» است.

گادامر صریح‌تر می‌گوید:

«فهم، همواره درون یک افق تاریخی روی می‌دهد.»

و این یعنی هیچ فهمی بی‌ مکان و بی‌ تاریخ نیست. هر سوژه، درون افق خود می‌فهمد؛ افقی که از زیست، حافظه، ترس‌ها، امیدها و تکرارهای روزمره ساخته شده است.

ایرانیِ که از قشر مردم عادی هست و به لحاظ مالی یا ایدئوبوژیک هیچ اتصالی به بدنه حکومت ندارد و سالها داخل کشور زندگی کرده است ، درونِ «وضعیت» زندگی می‌کند، نه در نسبت با آن. برای او، واقعیت سیاسی، امری انتزاعی یا تحلیلی نیست؛ یک جهانِ زیسته‌ای است که هر روز بر او تحمیل می‌شود. در مقابل، ایرانیِ که از سال های نخستین پس از انقلاب ۵۷ از ایران خارج شده یا ایرانی تباری که در خارج از کشور متولد شده در موقعیت «فاصله» قرار دارد. فاصله‌ای که به تعبیر هرمنوتیکی، افق او را از افقِ درونِ وضعیت جدا می‌کند.

در نتیجه، مسئله صرفاً تفاوت در نظر نیست؛ مسئله تفاوت در «ساختار امکان فهم» است.

بررسی امتزاج افق‌ ها به جای تصادم افق‌ ها و اخلاق فهم و فرهنگ گفت و گو در صدای معلم

گادامر از «امتزاج افق‌ها»  (Fusion of Horizons) حرف می‌زند؛ اما آنچه امروز میان این دو گروه می‌بینیم، نه امتزاج، بلکه «تصادم افق‌ها»ست. هر طرف، افق خود را بدیهی می‌پندارد و دیگری را به خطا متهم می‌کند بی‌آن‌که بداند آنچه بدیهی می‌پندارد، محصول تاریخِ زیسته اوست، نه حقیقتِ خنثی. در سطح راه‌ حل، هرمنوتیک فلسفی به جای نفی این شکاف، بر «اخلاق فهم» تأکید می‌کند.

به بیان دیگر، ما با دو تفسیر از یک واقعیت مواجه نیستیم؛ با دو «نحوه بودن در جهان» مواجهیم.

و دقیقاً همین‌جاست که خطای رایج شکل می‌گیرد: تلاش برای حل این شکاف با استدلال، داده، یا حتی حسن نیت. در حالی‌که از منظر هرمنوتیک، فهم پیش از آن‌که به استدلال برسد، در افق‌ها ریشه دارد.

تا افق‌ها به رسمیت شناخته نشوند، هیچ استدلالی شنیده نمی‌شود فقط رد می‌شود.

اگر بخواهیم دقیق و بی‌ تعارف بگوییم:

بررسی امتزاج افق‌ ها به جای تصادم افق‌ ها و اخلاق فهم و فرهنگ گفت و گو در صدای معلم

بخش مهمی از این اختلاف، نه ناشی از جهل است و نه لجبازی؛ بلکه نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیرِ «ناهم‌افقی» است.

و این یعنی:

تا زمانی که تجربه زیسته‌ی دیگری به‌عنوان شرط امکان فهم او در نظر گرفته نشود، هر گفت‌وگویی حتی عمیق‌ترینش در بهترین حالت، به موازات یکدیگر پیش می‌رود، نه در جهت یکدیگر.

مسئله، فهمیدنِ گزاره‌های یکدیگر نیست؛ مسئله، فهمیدنِ «جایی» است که آن گزاره‌ها از آن برمی‌خیزند.

در سطح راه‌ حل، هرمنوتیک فلسفی به جای نفی این شکاف، بر «اخلاق فهم» تأکید می‌کند. فهمیدن دیگری نه به معنای هم‌نظر شدن با او، بلکه به معنای به تعلیق درآوردن پیش‌داوری‌های خود و پذیرش امکانِ متفاوت‌بودن افق اوست. این همان لحظه‌ای است که سوژه از موضع «مالک حقیقت» به موضع «جست‌وجوگر معنا» حرکت می‌کند.

راه عبور از این ناهم‌افقی نه در یکسان‌ سازی تجربه‌ها، بلکه در به‌ رسمیت‌ شناختن رادیکالِ تاریخ‌مندی تجربه زیسته است؛ یعنی پذیرفتن اینکه هر داوری، پیشاپیش درون یک جهان زیسته شکل گرفته است.

تنها در چنین وضعی است که گفت‌وگو از سطح برخورد مواضع، به سطح مواجهه افق‌ها ارتقا پیدا می‌کند.

* پژوهشگر مقیم دانشگاه ویرجینیا (UVA)


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی امتزاج افق‌ ها به جای تصادم افق‌ ها و اخلاق فهم و فرهنگ گفت و گو در صدای معلم

سه شنبه, 26 خرداد 1405 17:29 خوانده شده: 21 دفعه

در همین زمینه بخوانید: