چاپ کردن این صفحه

« هر یک از ما قادریم با بی نصیبی و بی بهرگی یا با بی تفاوتی و بی اعتنایی به حقیقت یا نعمتی، زندان بان فقر و نادانی گردیم. همان نتیجه ناخوشایندی که علت العلل آن را در بیرون از خود و در دیگران جست و جو می کنیم »

ترس ، آزمندی و نادانی در برابر مدنیّت

مینو امامی

تحلیلی بر صفات ترس و آزمندی و نادانی در برابر مدنیّت و حقوق شهروندی در صدای معلم  مقدمه

انسان از همان آغاز که بارقه هایی از امید به زندگی اجتماعی ولو در حد بسیار محدود و بدوی را دریافت ؛ نیاز به داشتن رهبری پیشرو که از مابقی قوی تر، شجاع تر و خلاق تر باشد را احساس کرد. هر جمعی از افراد دارای یک لیدر بود که تصمیم گیرنده بود. فردی که منافع و امنیت جمع را در نظر می گرفت و از به خطر انداختن زنان و کودکان، اِبا داشت. که به تدریج قبیله تشکیل شد و برای خود مقرراتی خاص جهت شکار و  جنگ تنظیم کردند و نحوه برگزاری مراسمی ویژه برای تولد نوزاد، ازدواج دختران و پسران و سوگواری برای فرد فوت شده را مابین خود توافق کردند. قبایل مختلف تقریبا شبیه هم زندگی می کردند اما اصول متفاوتی نیز داشتند که آنان را از هم منفک می نمود. دوران خام خواری یا زندگی در غارها و بالای درختان سپری شده بود و زندگی اجتماعی در کنار نهرها و رودخانه ها فراتر از حد بدوی و وحشی گری پیش رفته بود.

انسان ها برای داشتن قانون و تعیین حد و حدود مالکیت خصوصی و تضمین امنیت دارایی های خود، حکومت یک فرد را در بین خود قبول کرده بودند. قرن ها گذشت و این نیاز شکل مدنی تری به خود گرفت و برای هر نیاز مشترک مابین انسان ها قوانین جدید و با صلابتی مقرّر گردید.

حاکمان از بین افراد ممتاز یا برجسته انتخاب و طی مدت زمان معینی رهبری یک جامعه بزرگ تر را برعهده گرفتند. که بعدها پادشاه، سلطان و رئیس جمهور خوانده شدند. حکومت پادشاهان ارثی بود و به فرزند ذکور بزرگ منتقل می شد اما رؤسای جمهور برای مدت چهار یا پنج ساله انتخاب می شدند. گاه این مدت به طور متوالی برای دو بار تکرار می شد و گاه فقط برای یک دوره تعیین می شد. هر چند در برخی از کشورها چون لیبی، ترکیه و سوریه فرد خاصی بیش از 10سال حکومت کرد. اگر قدری شجاع، قانع و دانا بودن را تمرین کنیم و هر یک را تبدیل به صفات غالب شخصی یا اجتماعی نماییم، شاید تصویر جهان تغییر کند و زندگی انسان ها بهتر گردد.

بیشتر ما معتقدیم اشخاص خاص در هر قلمرو سرزمینی معین حکومت می کنند. اما آلبرت اینشتین معتقد بود سه قدرت بر جهان حکومت می کند:

1- ترس 2- آزمندی 3- نادانی

این نوع حکومت خارج از حکومت حاکمان در حدود و ثغور مشخص جغرافیایی است که دارای مرزی معین با یک یا چند کشور و تعدادی جمعیت معین است که میزان آن به مقتضای وسعت قلمرو، امکانات اقتصادی و یا شعور اجتماعی، تعیین می شود. دیدگاه اینشتین، فراتر و به وسعت کل جهانی است که انسان ها در آن زندگی می کنند. از نظر او این سه خصلت انسان ها در واقع حاکمان اصلی جهان شمرده می شود.

1. حاکمیت ترس

یقین این ترس متعلق به انسان هایی است که ترجیح می دهند تا چشم های خود را بر روی وقایع و حقایق پیرامون خود ببندند و تا جایی که قادرند گوش های خود را عامدا کر سازند. منطق و عقل را یا ندارند و یا بر تاروپود آن قفل می زنند تا آنان را از مسیر ایستایی و محافظه کاری، منحرف نسازد. اهل گفت و گو و مشورت و مطالعه کردن نیز نیستند. آنان در این جهان، زندانی اتاق های دو در دویی هستند که به جز یک دریچه کوچک، هیچ روزنه ای دیگر به بیرون از بند ندارد.

زندان فقط محل نگه داری مجرمان، بزهکاران، خلافکاران، قانون شکنان، مخرّبان و هنجارشکنان نیست. قلب انسان می تواند زندان بی عاطفگی و مغز انسان زندان نادانی گردد. هر یک از ما قادریم با بی نصیبی و بی بهرگی یا با بی تفاوتی و بی اعتنایی به حقیقت یا نعمتی، زندان بان فقر و نادانی گردیم. همان نتیجه ناخوشایندی که علت العلل آن را در بیرون از خود و در دیگران جست و جو می کنیم.

تحلیلی بر صفات ترس و آزمندی و نادانی در برابر مدنیّت و حقوق شهروندی در صدای معلم

ترس تابع سن و جنس یا مکان و زمان نیست. ترس می تواند مثبت یا منفی، مفید یا مضرر باشد. از عوامل دیگر زاییده شود یا خود مولّد عوامل جدیدی باشد. عمومی یا خصوصی باشد. ترس می تواند سرمنشأ یا نتیجه استبداد باشد. ترس یکی از چند هیجان اساسی و سرشتی انسان هاست و از عناصری ناشناس یا شناس برمی خیزد. ترس تا سر حد مرگ یک فرد تأثیرگذار است. در نهایت، ترس بر جهان حکومت می کند.

لابد در کتب و فیلم های تاریخی، ترس پادشاهان بسیاری را از به قتل رسیدن خود توسط حاسدان، خویشان، حتی فرزندان و همسران خود خوانده یا دیده اید. شاید تصور غالب چنین باشد که پادشاهان افرادی بسیار توانمند، شجاع و بی باک هستند اما آنان نیز بُزدل و ترسو بوده و حتی با تفسیر هر که بامش بیش برفش بیشتر، نسبت به من و شما بسیار ترسیده اند.

ترس شدید یا بیمارگونه که هراس یا فوبیا نامیده می شود و موجب اختلال در زندگی روزمره می شود دامن گیر بیشتر پادشاهان بوده است. حتی رؤیاهایی که این حاکمان در خواب می دیدند نیز پر از ترس و وحشت بوده و بعضا تا مرز جنون نیز رفته اند.

هیجان ترس، با زندگی کردن و در تعامل با هر چیز خارج از خود یا در روابط انسان ها با یکدیگر به صورت اکتسابی به وجود می آید. تنها تفاوت ترس ما با حاکمان در این نکته نهفته است که آنان با مجموع ترس های خود به حکومت در قلمرو سرزمینی مشخص رسیده اند و با تفسیری از شبه شجاعت، ترس خود را پنهان ساخته اند اما برخی از ما تبدیل به عنصری نادان و بی خاصیت شده ایم که دقیقا به نفع همان حاکمان بوده است.

تحلیلی بر صفات ترس و آزمندی و نادانی در برابر مدنیّت و حقوق شهروندی در صدای معلم

2. حاکمیت آزمندی

آز یا آزمندی به علاقه فراوان یا اشتیاق سیری‌ناپذیر، غیرضروری و بیش از حد برای به‌ دست آوردن هر چه بیشتر مواردی چون ثروت، پایگاه اجتماعی، قدرت، مواد غذایی و ... گفته می شود. زیاده جویی، افزون خواهی و افزون طلبی عده ای در هر زمینه ای سیری ناپذیر است. این مفهوم هر چند بیشتر در تعابیر اقتصادی و مسندنشینی، کاربرد دارد اما شامل هر نوع رفتار ساده یا پیچیده افراد نیز هست. جاه طلبی صفتی مهار نشدنی برای کسب قدرت بیشتر است تا با سیراب سازی حس آزمندی و چیرگی خود بر تعداد بیشتری از افراد ساده که فقط قصد دارند در لا به لای پوسته خود زندگی کنند، حکومت نمایند.

سال ها و قرن ها یکی بعد از دیگری می گذرد و در این بین اسامی کسانی در تاریخ ثبت می شود که لزوما تغییری مثبت یا سازنده به وجود نیاورده اند، بلکه حرص و ولع شدیدی برای دست یابی به قدرت طلبی و جاه طلبی مرضی داشته اند.

افراد آزمند هرگز از داشته یا حق خود راضی نیستند و از همه چیز بیشترین را می خواهند. همین افراد هستند که به داشته و حقوق دیگران، چشم می دوزند و داشتن آن را نیز حق خود می دانند. زمین و آسمان را در خدمت خود می بینند و فقط خود را لایق بهترین ها می دانند. پای بندی به ارزش هایی همانند هموطن، همنوع، همدل از آنان خیلی بعید است اما حس آزمندی به آنان بسیار قریب است.

صلاح آزمندان در عدم دیگران است. هر چیز نیست شود تا هستی آنان پاینده باشد. و همین تصور و باور به آنان قدرت انباشتِ زر و زور و تزویر بیشتری را می دهد. گروه های مافیایی، رانت خواران، زمین خواران، اختلاس گران، سلاطین کالاهایی خاص همگی بیشتر آزمند هستند.

آنچه که باید در خصوص آن به توافق برسیم این است که آیا چنین افرادی نادان هستند یا به دلیل دانایی، این چنین چپاول گر و غارتگرند؟!

تحلیلی بر صفات ترس و آزمندی و نادانی در برابر مدنیّت و حقوق شهروندی در صدای معلم

3. حاکمیت نادانی

کلمه نادان را در زبان فارسی از هر طرف بنویسید، نادان خوانده می شود. صفت نادان؛ برای توصیف افرادی به کار می رود که آگاه نیستند و به عمد، اطلاعات مهم یا حقایق موجود را نادیده می‌انگارند و یا به آن ها بی اعتنا هستند.

نادانی؛ همان ناآگاهی و نبود دانش است. فردی که جاهل است و در تاریکی و به دور از دسترسی به حقایق، آسوده زندگی می کند. به تعبیری همان چوخ بختیار جوامعی است که اندیشیدن را برنمی تابد. چون برای خلاصی از هر نوع نادانی، جهل و تاریکی، باید اندیشید. باید تفکر کرد تا افق های جدید و دور دست را دید. تجزیه و تحلیل کرد و سپس الگوهای مناسب را برگزید. اما این افراد نمی اندیشند.

در یک تحلیل ساده باید باور کنیم که حرکت در سیر خردمندی، نه تنها برای عده ای از جمعیت این جامعه وجود ندارد بلکه در مغزمایه سازمانی که مدعی توانا بود هر که دانا بود، نیز وجود ندارد. یعنی هیچ نوع تلاشی جهت رهایی از هر نوع نادانی عمدی نسبت به اطلاعات مهم یا حقایق، در این سازمان مشاهده نمی شود. بی اعتنایی نسبت به آنچه که در پیرامون ما می گذرد، نادانی است. هر یک از ما وقتی عکس العمل ها و واکنش های مناسبی برای محرک های گوناگون از خود نشان نمی دهیم در واقع نسبت به آن ها بی اعتنا یا بی تفاوت هستیم.

حال سئوال این است که نادانی چگونه حاکم جهان می گردد؟!

وقتی که صفت نادانی رفتار غالب افراد یک جامعه شمرده می شود طبیعی است که در آن جامعه خرد و دانایی گریزان و نادانی عمومیت یابد. یا وقتی که فرد نادانی علیرغم اِشراف داشتن به عدم توانایی های خود، مسئولیتی را می پذیرد تا عده ای بیشتر را اداره کند و از اداره شدن بیزار است، او حاکم بر جمعی گردیده است. تعداد این افراد هر چقدر بیشتر، تسرّی آنان به جهان نیز بیشتر.

از خود مثال می زنم که به کسی بر نخورد. من شاید تا حدی تحصیل کرده ام یا به نگارش متونی اهتمام می ورزم یا مطالعه می کنم، اما این بدان معنا نیست که لزوما دانا هستم. هر یک از این موارد ابزار یا وسیله هستند برای هدفی به نام خردمندی. مشغول بودن من با این وسایل، خودِ دانایی نیست، بلکه مسیری برای رسیدن بدان است.

اشخاصی که ارزش یا هنجار شکن هستند و آداب معاشرت نمی دانند از جمله این افراد هستند. دکتری دارند، همیشه کتاب به دست هستند اما نسبت به اصول و مهارت های زندگی نادان هستند. و گرنه این همه نزاع و درگیری یا طلاق در بین چنین افرادی رایج نمی بود. همان هایی که زنان خود را به باد کتک می گیرند و از تنبیه بدنی فرزندان خود هیچ اِبایی ندارند.

پس انتخاب هر وسیله ای جهت رسیدن به هدف، همیشه به منزله درستی انتخاب یا مسیر نیست. تفاوت های فردی و تیپ های شخصیتی گوناگون، قادر است این تحصیل کرده ها را منحرف سازد.

بدین طریق به سادگی، نادانی حاکم بر جهان می شود که اشرف مخلوقات در آن زندگی می کند.

حال سئوال این است  : جهان به جز کشورهای عقب مانده یا در حال توسعه شامل کشورهای پیشرفته نیز هست، پس آنان نیز نادان هستند؟

تحلیلی بر صفات ترس و آزمندی و نادانی در برابر مدنیّت و حقوق شهروندی در صدای معلم

در پاسخ به این سئوال، به نیاز اساسی هر جامعه و هر جمعیتی می رسیم. یعنی نیاز به قانون و قانون گذاری و میزان قدرت اجرایی قانون جهت پای بندی تمامی افراد یک جامعه حتی مسندنشینان نسبت بدان.

یعنی هر وقت مدیر یا رئیس جمهوری فساد یا خلافی مرتکب شد، آن را افشا و آنان را محاکمه و مجازات نمایند تا درس عبرتی برای مابقی مدیران گردد. در ضمن سوپاپ اطمینانی برای مردم آن کشور باشد تا به تیزی و بُرّندگی قوانین یقین حاصل نمایند. در این کشورها چون جرایم یقه سفید و یقه چرکین از هم منفک نمی شود پس مجازات برای تمامی خلاف کاران است نه فقط برای گروهی خاص.

هم زمان با عمومیت یافتن نادانی؛ دموکراسی، خردمندی و عدالت کیمیاهایی دست نیافتنی می شوند که مردم از لذت و مزه آن ها بی اطلاعند. همین بی اطلاعی نیز نادانی را شدت می بخشد. همانند برخی از میوه‌ های استوایی که یک کیلو یا دانه از آن بسیار گران قیمت است و میوه های لاکچری خوانده می شوند. بیشتر ما نسبت به طعم و مزه چنین میوه هایی، بی اطلاع هستیم. پس قادر به توصیف آن نیز نیستیم.

مجموع ترس، آزمندی و نادانی هر انسانی در هر جامعه ای به حاکمیت چنین صفاتی یاری می رساند. هیجانات و صفات ما بیشتر از آن که یک خط و مشی فردی باشد، رویه ای اجتماعی است که به مشروعیت یا عدم مشروعیت حکومت ها دامن می زند.

اگر قدری شجاع، قانع و دانا بودن را تمرین کنیم و هر یک را تبدیل به صفات غالب شخصی یا اجتماعی نماییم، شاید تصویر جهان تغییر کند و زندگی انسان ها بهتر گردد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شنبه, 25 بهمن 1404 14:38 خوانده شده: 68 دفعه

در همین زمینه بخوانید: