گروه گزارش/

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
در نشست مشترک معاونت آموزش ابتدایی با ستاد همکاریهای حوزه و آموزش و پرورش، بر توسعه همکاریهای بین بخشی و بهره گیری از ظرفیتهای مشترک برای اجرای برنامه توانمند سازی و ارتقای مهارتهای قرآنی معلمان به ویژه در دوره ابتدایی، تأکید شد .
به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، رضوان حکیم زاده در این نشست با تسلیت فرارسیدن ماه محرم، بر اهمیت مأموریتهای مشترک در حوزه توانمندسازی معلمان تأکید کرد و گفت: «در سال تحصیلی جاری، فاز نخست طرح ارتقای مهارتهای قرآنی در ۱۸ استان به اجرا درآمد. در این مرحله، معلمان با سابقه کمتر از ۱۰ سال در اولویت قرار گرفتند تا با سرمایهگذاری بر این گروه، آثاری ماندگار در نظام آموزشی ایجاد شود.

وی با اشاره به آموزش بیش از ۲۸ هزار معلم در فاز اول افزود: «این دورهها شامل سرفصلهای جامعی از جمله روشهای فعال تدریس در آموزش قرآن، بازیهای آموزشی و بهره گیری از قصه های قرآنی در آموزش قرآن بوده است.
هدف ما در دوره ابتدایی، ایجاد انس و علاقه درونی کودکان با قرآن از طریق روشهای جذاب و متناسب با اقتضائات کودکی است.»
حکیم زاده همچنین از برنامه ریزی برای توسعه این طرح در سال آینده خبر داد و تأکید کرد که در گام بعدی، علاوه بر پوشش تمامی استانها، معلمان با سابقه ۱۰ تا ۲۰ سال نیز به جامعه هدف افزوده خواهند شد.... » .
رضوان حکیم زاده در نشست خبری شنبه دوم اسفند 1404 : ( این جا )

« معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت: با تأکید رئیس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند . مانی که بر مسند کارند ، مستقیم و یا تلویحی عنوان می کنند که در سیستم « کاره ای » نیستند اما زمانی که کنار می روند می گویند که در آن دوره نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا .
این برنامه هم در طول سال تحصیلی و هم به طور ویژه در ماه مبارک رمضان اجرا خواهد شد.
وی با بیان اینکه بر اساس این برنامه، در پایه اول ابتدایی مهارت ادب شامل ارتباط محترمانه، رعایت نوبت در صحبت کردن، رعایت حقوق دیگران در مکان های عمومی و احترام به حریم خصوصی آموزش داده میشود ادامه داد: در پایه دوم مهارت نظم شامل اولویت بندی، مسئولیت پذیری و مدیریت زمان مد نظر قرار گرفته است.
در پایه سوم مصرف بهینه منابع و انرژی آموزش داده میشود. در پایه چهارم مهارت همدلی، در پایه پنجم جرأت ورزی و در پایه ششم تاب آوری به عنوان مهارتهای متناسب با سن دانشآموزان در نظر گرفته شده است .
پورسلیمان مدیر صدای معلم » در بخشی از سخنان خود گفت :

« یکی از مقاطع اختیاری تحصیلی در کشور هلند؛ «سالن بازی کودکان» نام دارد (Peuterspeelzaal).
کودکان خردسال ٢.۵ تا ۴ ساله را به این مراکز شبه مهدکودکی می فرستند تا به جز یادگیری شعر و نقاشی، به ویژه «بازی دست جمعی» را بیاموزند و نیز «تقسیمکردن با دیگران».
از طریق بازیهای دست جمعی، به ویژه به حساب آوردن سایرین و هماهنگی و همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را میآموزند و از طریق تقسیم کردن تعلیم می بینند که چیزهایی مانند اسباببازی، وسایل نقاشی و.... در مالکیت انحصاری آنها قرار ندارند، بلکه آنچه در اختیار آنها قرار داده میشود موقتی است و متعلق به همگان.
بدین وسیله آنها در این مرکز از اندیشهی همه چیز برای من و متعلق به من است، دور داشته میشوند.
این یکی از ساز و کارهای ساختاری جلوگیری از تولید انسانهای خود محور در این جامعه است » .
خانم حکیم زاده
این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارت های پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم.
آموزش و پرورش ما به شدت در حال تولید و بیرون فرستادن آدم هایی است که دیکتاتور بوده و خود شیفته هستند و در عمل به واسطه حاکم بودن چنین فضا و هژمونی ، تنفس در این جامعه به حد غیر قابل تحمل رسیده است .

بالاترین و بلکه مهم ترین اولویت در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های نظام آموزشی باید ارائه راه حل بنیادین ، کاربردی و البته مستمر برای تربیت انسان هایی باشد که واجد و حامل « تفکر انتقادی » باشند و آن را هم از دیگران بخواهند و مطالبه کنند » .
در دوران کرونا این معاون آموزش ابتدایی هر از چند گاهی به تعطیلی مدارس می تاخت و از وضعیت موجود آن دوره ابراز نارضایتی می کرد اما در چند ماهه ی گذشته و به ویژه از زمان پایان جنگ و آتش بس در حالی که به صورت منطقی و عقلانی باید مدارس بازگشایی می شدند ؛ اظهار نظری از خانم حکیم زاده مشاهده نشد .
این پرسش به جد و با صراحت مطرح است که چگونه می توان در فضای مجازی آن هم در وضعیت فعلی و قبل از آن ، مهارت های سواد پایه مانند خواندن و نوشتن را به دانش آموز ابتدایی آموخت و بدتر از آن در همین محیط او را مورد ارزشیابی قرار داد ؟
این نتایج به چه دردی می خورند و آیا اساسا اعتباری دارند ؟

دانش آموزی که حتی از آموختن « سواد پایه » محروم است ؛ چگونه می توان مهارت های زندگی و سوادهای چند گانه را به او آموخت ؟
مشکل و چالش عمده مدیران در نظام جمهوری اسلامی آن است :
زمانی که بر مسند کارند ، مستقیم و یا تلویحی عنوان می کنند که در سیستم « کاره ای » نیستند اما زمانی که کنار می روند می گویند که در آن دوره نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا .
این تناقض ها و تضادها را چگونه باید پاسخ گفت ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
