«خانهخرابی یادگیری» در ایران امروز نه یک تعبیر شاعرانه، بلکه توصیف دقیق وضعیتی است که نظام آموزشی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. تداوم تنشهای امنیتی، حملات نظامی، و تخریب زیرساختهای آموزشی، همراه با تعطیلیهای گسترده و قطع مکرر اینترنت، چرخه یادگیری را در سطحی بیسابقه مختل کرده است.
پژوهشهای جدید یونسکو و بانک جهانی نشان میدهند هر ماه تعطیلی آموزشی میتواند تا ۹ درصد از یادگیری مؤثر دانشآموزان بکاهد و شکافهای طبقاتی را برای نسلها تثبیت کند. در ایران، این اختلالها نه تنها کوتاه مدت نیستند، بلکه به دلیل نبود برنامهریزی و مدیریت بحران، به یک وضعیت مزمن تبدیل شدهاند.
تعطیلیهای ناشی از حملات اخیر و تخریب صدها مدرسه در استانهای مختلف، آموزش حضوری را به یک امکان ناپایدار بدل کرده است. گزارشهای داخلی نشان میدهد بیش از ۶۰۰ مدرسه آسیب جدی دیدهاند و بسیاری از آنها عملاً غیرقابل استفادهاند.

این حجم از ویرانی، دانشآموزان را به سمت آموزش مجازی سوق داده، اما آموزش مجازی در ایران خود گرفتار تناقضی ساختاری است: از یکسو تنها گزینه موجود است، و از سوی دیگر با قطع اینترنت، محدودیت پهنای باند، و نبود ابزارهای دیجیتال، میلیونها دانشآموز را از چرخه یادگیری حذف میکند.
تحقیقات جدید مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد حدود دو میلیون دانشآموز در ایران به دلیل نداشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پایدار، عملاً هیچ دسترسی مؤثری به آموزش آنلاین ندارند. این شکاف دیجیتال، نابرابری آموزشی را از سطح «اختلاف» به سطح «بحران» ارتقا داده است. این بحران، اگر جدی گرفته نشود، نهتنها آینده فردی میلیونها کودک و جوان، بلکه مسیر توسعه کشور را برای دههها تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در کنار این مشکلات ساختاری، کیفیت یادگیری نیز به شدت سقوط کرده است. دادههای رسمی نشان میدهد زمان مؤثر تدریس پس از مجازی شدن بیش از ۶۰ درصد کاهش یافته و تعامل آموزشی به حداقل رسیده است. در مقاطع ابتدایی، این وضعیت به شکلگیری «بیسوادی پنهان» منجر شده؛ پدیدهای که در آن دانشآموزان به پایههای بالاتر منتقل میشوند، اما مهارتهای پایهای خواندن، نوشتن و ریاضی را بهدرستی کسب نکردهاند. این روند، مطابق یافتههای پژوهشهای بینالمللی، میتواند اثرات بلند مدتی بر بهرهوری نیروی کار و رشد اقتصادی کشور داشته باشد.
در سطح منطقه نیز گزارش یونیسف نشان میدهد بیش از ۵۰ میلیون کودک در خاورمیانه به دلیل جنگ از آموزش محروم شدهاند؛ ایران اکنون بخشی از این منظومه بحرانزده است.
در چنین شرایطی، آینده تحصیلی و حرفهای نسل جوان ایران در معرض تهدیدی جدی قرار دارد. اختلال در امتحانات، بیاعتباری سنجشهای آنلاین، و نبود برنامهریزی برای جبران عقبماندگیها، مسیر ورود به دانشگاه و بازار کار را مبهم کرده است. کشورهایی که تجربه بحرانهای مشابه داشتهاند - از اوکراین تا سوریه - نشان میدهند که اگر نظام آموزشی در سالهای بحران تقویت نشود، پیامدهای آن دههها باقی میماند.

ایران نیز در آستانه چنین نقطهای ایستاده است:
نقطهای که در آن، آموزش از ستون توسعه به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای امنیت ملی تبدیل میشود.
سرانجام آن که، بحران کنونی آموزش در ایران تنها نتیجه جنگ یا تحریم نیست؛ محصول فقدان تدبیر، نبود سیاستگذاری مبتنی بر داده، و اولویت ندادن به سرمایه انسانی است. تا زمانی که دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت تضمین نشود، زیرساختهای آموزشی بازسازی نگردد، و برنامهای ملی برای جبران یادگیری تدوین نشود، نسل امروز دانشآموزان و دانشجویان با آیندهای کوچکتر، محدودتر و نابرابرتر روبهرو خواهد بود. این بحران، اگر جدی گرفته نشود، نهتنها آینده فردی میلیونها کودک و جوان، بلکه مسیر توسعه کشور را برای دههها تحت تأثیر قرار خواهد داد.
CANI College of Education
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
