امید و امیدواری از جمله کلمات مثبت اما دست نیافتنی برای بیشتر افراد در جامعه ماست. مسیر زندگی وقتی ناپایدار و پر از فراز و نشیب یا طوفان های پیش بینی نشده فراوانی است داشتن امید یا امیدوار بودن سخت است. همانند اوضاع کسی که عزیزی را از دست داده است و جمع حاضر در مراسم ترحیم آن شخص به آن کس، دلداری می دهند و آرزوی صبر می کنند. آزوی صبر برای او همانند امید واهی دادن به کسی است که حقایق زندگی را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس و درک کرده است.
امید و امیدواری با پند و اندرز یا توصیه و تحمیل، محقق نمی شود. باید شرایط مساعدی برای داشتن آن فراهم باشد. مثل ثبات اقتصادی برای فردی که سرمایه کلانی را در بورس یا تولید سرمایه گذاری می کند. اگر سنگلاخ های موجود در جامعه خود را بشماریم این فرد ریسک بزرگی کرده و احتمال نومیدی و ورشکستگی و محو سرمایه برای او بعید نیست.
دانش آموزانی را در نظر بگیرید که اول مهر سال 1405 با ذوق و شوق رقیق شده نسبت به سنوات قبل، برای فردای خود تصویر ذهنی شفافی ترسیم کرده بودند. خصوصا دانش آموزان سال آخری که منتظر تصمیمات متغیر سالانه دولت و مجلس بودند تا لاجرم خود را با مصوبات جدید خصوصا به تناسب شرایط جنگ، وفق دهند. شرایطی که متأسفانه وزیر آموزش و پرورش هرگز در مورد آن تصمیم قاطعی نداشته و همیشه تابع تصمیمات اتخاذ شده بوده و هستند. هیچ وزیری؛ اعتراض یا پیشنهاد مفیدی برای برگزاری کنکور نداشته اند.

در جامعه ما تاکنون شرایط ایده آلی برای برگزاری کنکور به نفع همه دانش آموزان فراهم نشده است. همه دانش آموزان قبول شده از دانشگاه ها، معدل 18 به بالا نداشته و ندارند و دانش آموزان متوسط یا ضعیف بسیاری که برخی آنان را کودن ذاتی می دانستند نیز از دانشگاه قبول می شدند. اما شرط معدل، امید آنان را به یأس تبدیل ساخته است.
اشاره به ناهمواری آموزش در شرایط فعلی جامعه و تأثیر 60 درصدی سوابق تحصیلی در آزمون سراسری سال 1405 دارم که بر اساس معدل نمرات دروس عمومی و تخصصی پایه دوازدهم برای دانش آموزان نظام آموزشی 3-3-6 در نظر گرفته شده است. (محاسبه 17 درصد معدل پایه یازدهم و 43 درصد معدل پایه دوازدهم)
این تأثیر نخستین بار در سال 1402 به میزان 40 درصد اعمال شد و هر سال میزان درصد آن افزایش مییابد. گویی گرانی کالاهای اساسی و غیراساسی است که لاجرم و بر اساس نرخ تورم، هر سال باید افزایش یابد.
لابد قصد دارید در آینده به جای افزایش سالانه دخالت معدل در کنکور، از اساس کنکور را لغو و فقط با شرط معدل، دانشجو بپذیرید. حداقل در ورای چنین تصمیمی هیچ چیز پنهان نمی ماند و قاطعانه عمل می نمایید. در ضمن خانواده ها و فرزندان آنان نیز تعیین تکلیف نهایی می شوند و با امید واهی به احتمال بهبود شرایط تصمیم دولت و مجلس، خود را در گرداب ثبت نام در مدارس و سپس ترک تحصیل نمی اندازند و نومیدی حاصل تجربه تلخ اعتماد آنان به نظام آموزشی نمی شود. از زمانی که شرط معدل آن هم با درصد ناعادلانه ای، به عنوان قانون شرکت در کنکور اعلام شد، دولت و مجلس افراد بسیاری را نومید ساخته و آنان با ترک تحصیل تبدیل به نیروی کار ارزان شده اند.
خطاب به تمامی مسئولانی که شرط معدل را تأیید کرده اند و مجموع نمایندگانی که در مجلس به آن رأی موافق داده اند :
لطفا چند دهه از عمر خود را عقب برگردید و در لا به لای خاطرات مکتوب گذشته، به کارنامه دیپلم خود نظری بیفکنید. همه شما که دانش آموزانی ممتاز نبوده اید و بدون تعارف برای بسیاری از شما مسیر تحرک عمودی به خاطر باورهای قلبی یا ظاهری هموار گردیده است.
دقیقا استاد آمار و کامپیوتر دوران تحصیل خود را به یاد دارم که از دغدغه نوشتن پایان نامه، تز یا رساله دکتری استاندار وقت سخن می گفت. لذا این امید برای دانش آموزان ضعیف و متوسط، به یأس تبدیل شده است. شاید اگر اعتراف کنیم کنکور در نظام آموزشی ایران به بن بست رسیده است و برای رهایی از فشارِ ناتوانیِ مدیریتِ برگزاری آن، دست به دامن شرط معدل شده است، سخنی بی راه نباشد که خبر از پشت پرده نوعی ورشکستگی مدیریتی می دهد.

و اما مصادیق نابغه هایی که کودن شمرده می شدند:
1- آلبرت انیشتن در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رؤیاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!
2- توماس ادیسون که معلمان از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند. در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت. ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار و صد و پنجاه اختراع به جامعه بشری عرضه کند که بیشتر آن ها در زمینه علم فیزیک بوده است!
3- بتهون؛ معلم او می گفت در طول زندگی « او چیزی یاد نخواهد گرفت. »
4- پیکاسو یکی از معروف ترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس های خود نمره قبولی کسب کند!
5- هیلتون که مالک بیش از 300 هتل در سرتاسر دنیاست. در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالنها و هتل ها را طی بکشد!
6- جیمز وات که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیف می شد!
7- امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی ضعیفی بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!
8- ناپلئون بناپارت مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!
9- لویی پاستور در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد! (1)

از زمانی که شرط معدل آن هم با درصد ناعادلانه ای، به عنوان قانون شرکت در کنکور اعلام شد، دولت و مجلس افراد بسیاری را نومید ساخته و آنان با ترک تحصیل تبدیل به نیروی کار ارزان شده اند. دختران و پسرانی که در مشاغل کاذب جذب می شوند و هیچ امیدی به تحرک عمودی ندارند. چون هرگز مهارتی به آنان آموزش داده نمی شود. گذشت، دورانِ استادکارانِ دلسوزی که برای زنده ماندن هنر و حرفه خود آن را به فرزندان یا شاگردان خود آموزش می دادند. امروز شکل جدیدی از افزایش بهره کشی و استثمار کودکان کار زیر 15 سال، پدید آمده است که حاصل چنین تصمیمات غیرموجهی است. این کودکان عمر و جوانی خود را تباه شده می یابند، چون امید در وجود آنان نابود شده است. کودکانی که خیلی زود مجبور هستند تا مرد شوند و مسئولیت بار سنگین زندگی خانواده خود را بر دوش نحیف و لاغر خود تحمل کنند.
یاد تعطیلی آخر هفته هر سال به خیر. حتی سال پیش هنوز به هفته آخر اسفند ماه نرسیده دستور همیشگی تعطیل نبودن روز آخر سال صادر شده بود. دستوری که با شروع جنگ در 9 اسفند 1405 بی خاصیت شد.
وزرای دوره های مختلف برای حضور در مدرسه، برای معلمان بیشتر از دانش آموزان خط و نشان می کشیدند. تا سرحد درج تذکر در پرونده یا حضور نیروهای ستادی مربوطه در مدارس برای کنترل دفتر حضور و غیاب معلمان!
جالب آن که این دانش آموزان بودند که به طور رسمی روز که سهل است هفته آخر سال را رسما تعطیل می کردند. دانش آموزان یا سفر زودهنگام می رفتند و یا در منزل می ماندند. اما چوب آن را مدیران و معلمان می خوردند. حتی متهم می شدند که شما دانش آموزان را هماهنگ کرده اید که مدرسه نیایند. و آنانی که می آمدند با معلم، کلاس پنج شش نفره تشکیل می دادند و چقدر عصبانی و نادم بودند که چرا فریب بخشنامه را خوردند یا تسلیم ترس والدین خود از احتمال بی انضباطی با غیبت خود شدند. باور چنین رسمیتی در تمامی سال های قبل و بعد از انقلاب، سطحی نگری بود و هست .
باور داشته باشیم در آشفته بازار مدارس ما جذابیت حضور تا آخرین دقیقه و روز سال در کلاس و مدرسه برای معلم و دانش آموز و سایر اولیای مدرسه وجود ندارد. یعنی نه چوبِ معلم، زمزمه محبتی است و نه طفلِ گریزپایی، جمعه به مکتب می آید. اصرار، تهدید و تنبیه غیرمنطقی است. بهتر است راهکار عقلانی برای ایجاد جذابیت بیشتر در آموزش و پرورش را دریابید. حال در برابر چنین قاطعیتِ بی خاصیتی، تعطیلی بی سرانجام آموزش و پرورش خنده دار نیست؟!

هر یک از ما که روزگاری هوس و اشتیاق گرفتن دیپلم و شرکت در کنکور را داشتیم خود را به جای تک تک این عزیزان امید برباد رفته بگذاریم. به عنوان فردی که دو سال به دلیل وقوع انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها فرصت بلافاصله قبول شدن در دانشگاه را نداشتم و دو سال دیگر به دلیل تغییر کلی کتب درسی، نتوانستم وارد دانشگاه شوم، دقیقا می توانم درد و رنج این عزیزان را حس کنم.
با سرنوشت بیش از 570 هزار نفر امیدوار شرکت کننده در کنکور 1405 که تاکنون ثبت نام کرده اند، بیشتر از این بازی نکنیم و قاطع ترین، ارزنده ترین و بهترین تصمیم نهایی را جهت تعیین تکلیف این عزیزان پس از تحمل استرس و اضطراب جنگ، اتخاذ نمایید تا به علاوه استرس خود کنکور نشود که خارج از حد ظرفیت یک جوان 17 تا 19 ساله است. پشت کنکوری های سنوات قبل نیز شرایط خاص خود را دارند و لایه های نومیدی برای آنان بیشتر است.

نکته مهم و نگران کننده کاهش تعداد شرکت کنندگان کنکور طی سال های اخیر با دخالت متغیرهایی بسیار از جمله افزایش تعداد دانش آموزان ترک تحصیل کرده، بازمانده از تحصیل، کاهش نرخ ازدواج، کاهش نرخ زاد و ولد، افزایش فقر و اشتغال زودهنگام و جنگ به عنوان آخرین فاکتور مداخله گر است.
تعداد شرکت کنندگان کنکور 1405 که از 27 اردیبهشت تاکنون ثبت نام کرده اند 570 هزار نفر است. یقین تا زمان پایان ثبت نام، این رقم قدری اضافه خواهد شد اما قابل توجه نخواهد بود. تعطیلی مدارس و جنگ، مسیر دیگری برای بسیاری از این دانش آموزان ترسیم کرده است. بیشترین تعداد داوطلبان کنکور مربوط به سال 1381 و نزدیک به یک میلیون و 600 هزار نفر بود.در سال 1394 این رقم به 880 هزار و 756 نفر رسیده بود.(2)
دولت، مجلس و صدالبته وزیر آموزش و پرورش به عنوان متولی اصلی تعیین تکلیف دانش آموزان دیپلمه، تصمیمی استثنایی متناسب با شرایط جنگ و تعطیلی مدارس اتخاذ نمایند تا امید هیچ جوان ایرانی بیش از این به یأس تبدیل نشود.
منابع :
1) سایت خبری - تحلیلی عصر ایران؛ نابغه هایی که کودن شمرده می شدند!، 1389.02.15.
2) باشگاه خبرنگاران جوان؛ افزایش متقاضیان آزمون سراسری/ سال 81 بیشترین متقاضی کنکور را داشت، 1396.04.13.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید