«میشه لطفاً... به جای اینکه زنگ تفریحها ۱۰ دقیقه باشه، بشه نیمساعت؟
به جای اینکه هفتونیم بریم مدرسه نُه بریم مدرسه؟ میشه؟
بیزحمت ریاضی را هم حذف کنید.»
اینها مطالباتی هستند که یک دانشآموز دختر، در گفتوگو با وزیر آموزشوپرورش مطرح کرده است. او در واقع حرف دل میلیونها دانشآموز ایرانی را زده است.
اما آیا آقای وزیر درک درستی از آنچه او عنوان نموده است، دارد؟
بیش از نیمی از دانشآموزان کشور، صبح تا ظهر حق حضور در مدرسه دارند و صبح علیالطلوع باید خود را به مدرسه برسانند. واقعیت این است که اغلب آنها رختخواب را به سختی ترک میکنند و خمیازهکشان راهی مدرسه میشوند. هفتونیم صبح، ضربالعجل حضور در صفهای پادگانی مراسم صبحگاهی هست. فشردگی برنامه درسی و محدودیت زمان، همه را شتابان به مدرسه میکشاند و شتابان نیز از مدرسه میگریزاند.
همه با اکراه میآیند و با اشتیاق برمیگردند.
اینها صحنههای تکراری هر روزند.
تقریباً همهٔ دانشآموزان نوبت صبح، با معدهٔ خالی و مغز خوابآلود در مدرسه حاضر میشوند. چرا که قبل از آمادگی جهاز هاضمه برای قبول صبحانه و پیش از آمادگی مغز برای شروع فعالیت روزانه، خانه را ترک میکنند.
اما این فقط پیشی گرفتن مقررات مدرسه بر نظم فیزیولوژیکی و بیولوژیکی معده و مغز نیست که حجم عظیمی از کسالت را در چشمان خیل عظیم دانشآموزان به نمایش میگذارد. بلکه برنامههایی هستند که از همان دقایق اولیه به اجرا گذاشته میشوند؛ آنها قبل از هرچیزی با یک نظم پلیسی مواجه میشوند که باید به تبعیت از آن در محل اجرای مراسم آغازین به خط شوند و تا اتمام مراسم، ساکت و بیحرکت، خبردار بایستند و دست از پا خطا نکنند. پس از آن، در حالی که هنوز معدهشان خالیست، با ذهن پریشان و قلب محزون و مغز مسموم، راهی کلاسهای درسی میشوند و در حالی که میلیارها یاختهٔ گرسنه در سرتاسر بدنشان در انتظار دریافت بستههای ماده و انرژی دهان گشودهاند، روی صندلیها و نیمکتهای چوبی و پشت میزهای خالیِ چند سانتیمتری، پای سخنان معلمان مینشینند و لحظه شماری میکنند که زنگ تفریح برسد تا از خجالت یاختههای گرسنهٔ خود دربیایند.

بالاخره نوبت زنگ تفریح میرسد.
زنگ تفریح برای بسیاری از دانشآموزان، فقط فرجهٔ رهایی از فضای تنگ کلاس و رگبار سخن و اجبار نشستن و نوشتن نیست بلکه فرصت صرف صبحانه و دفع سمومات روده و مثانه نیز هست.
دستگاه گوارش طوری طراحی شده است که همزمان با فعال شدن ورودی آن، خروجی آن نیز آمادهٔ انجام وظیفه میشود؛ اندکی بعد از فعال شدن دهان و دندان و مری و معده -ولو در حد دریافت لقمهای نان و جرعهای آب- رودهها هم به تکاپو میافتند و تحرکشان افزایش مییابد و این تکاپو و تحرک، مواد دفعی انباشته در آنها را به انتها میراند و نیاز به سرویس بهداشتی را اجتنابناپذیر میکند.
کسانی که نقشهٔ مدارس دو نوبته را کشیده و سه جلسهٔ درسی ۹۰ دقیقهای را برای بازهٔ زمانی بین ساعات ۷:۴۵ تا ۱۲:۱۵ (یا ۱۲:۴۵ تا ۱۷:۱۵ برای نوبت بعدازظهر) تعریف کردهاند، نیک میدانستهاند که دو زنگ تفریح ۱۰ دقیقهای را نیز حتماً باید از همین جلسات درسی قرض بگیرند. این است که به جرئت میتوان گفت که آنها راز نیاز بچهها به زنگ تفریح نیمساعته را هرگز نفهمیدهاند یا اینکه این نیاز فیزیولوژیکی را عمداً نادیده گرفتهاند.
متأسفانه مغزهای ایدئولوژیزده از درک این واقعیت عاجزند که یاختههای گرسنهٔ مغز، قبل از هرچیز، بستههای ماده و انرژی میطلبند و تا وقتی که این بستهها را به اندازهٔ نیاز دریافت نکنند، بستههای آموزشی را پس میزنند.
آنها همچنین، با اینکه هر صبح در محل کار خود میز صبحانه میچینند و پس از آن هرچقدر بخواهند در اندرونی سرویس بهداشتی مینشینند، اما نیاز دانشآموزان به ناشتایی و صفهای طولانی آنان بر درِ سرویسهای بهداشتی مدارس در زنگتفریحهای کوتاه را، نمیبینند!
به نظر میرسد که مغز ایدئولوژیزدهٔ وزیر نیز، درخواست آن دانشآموز را برخاسته از تمایل به تنآسایی فرض میکند و پاسخی تمسخرآمیز به پرسش های او میدهد و میگوید: «اصلاً کلاً همش زنگ تفریح باشه.» و با طعنه و کنایه میپرسد: «میخوای چیزی نخونیم؟»

و اما ریاضیات؛ این منفور مشهور، خیلی پُرروتر از آن است که برنامه درسی را ترک کند!
شاید به این دلیل که؛ مبانی نرمافزاریِ شاکلهٔ فیزیکی زندگی را تشکیل میدهد؛ نقشهٔ ساختمانها و پلها و شهرها و جادهها را ترسیم میکند. ابعاد و اندازههای قطعات صنعتی و ماشینها را به دست میدهد. پرواز هواپیماها و کشتیها را کنترل و هدایت میکند. مختصات مکانها را محاسبه و معین میکند. بنیان فعالیت رادیوها و تلویزیونها و کامپیوترها و گوشیها و بیسیمها و رادارها را پیریزی میکند.
اساس کار مخابرات و ارتباطات و نیروگاهها را در دست دارد. قوانین حاکم بر حرکت سیارات و ذرات سازندهٔ اتمها را مدلسازی میکند. اقتصاد و بازارهای مالی را مدیریت میکند... و بالاخره به این دلیل که؛ «زبان طبیعت» و «ستون فقرات تمدن» است! یا به این دلیل که؛ «بدون حسابان، دنیای مدرن از کار میافتد.»
تا جایی که یادمان هست، بسیاری از پدران و مادران و پدر و مادرهای آنان نیز از درس ریاضی وحشت و حتی نفرت داشتهاند. اما نباید از این واقعیت غفلت کرد که دستها یا جریاناتی در کار بودهاند که بذر این وحشت و نفرت را در دل ما کاشتهاند!؛ این دود سیهفام که از نام و بام ریاضی برخاست، از همان جاست.
جای تنگ و جایگاه نازلی که در برنامهٔ هفتگی به ریاضیات اختصاص داده شده، خود، ریاضی سوز است.
یادگیری ریاضیات بر خلاف مواد درسیِ افسانه گون و لالاییخوانِ اشغالگر و برنامه پُرکُن، تمرکز و تلاش و هوشیاری و ظریفکاری و پشتکار و تمرین و تکرار و فرصت فراخ و درنگ و بازنگری و گفتوگو و استدلال و مجال رفع اشکال و ابزار و عمل میطلبد.
آنچه بر وحشت و نفرت ما از ریاضیات میافزاید، انباشت انواع ابهامات است.
اگر برنامهٔ آموزشی، فرصت کافی در خور شأن و منزلت ریاضی در اختیار ما میگذاشت، اشکالات و ابهامات روی هم تلنبار نمیشدند و ما را از ریاضیات فراری نمیدادند. اگر فضای آموزشی، مفاهیم انتزاعی ریاضی را با زینت« ابزار » و « کار » میآراست، قطعاً یک رابطهٔ دوستی و پیوند پایدار بین ما و ریاضی برقرار میشد.
مسئله، غلط برداشتن یا برنداشتن گامهای کوچک و نادیده گرفتن پیشنیازها و غفلت از « اعجاز تکرار » و « کاراَبزار » است.
ریاضیات، نرمافزار تکنولوژی و تمدن است. ارزش آموختن دارد. اما نظام آموزشی ما با بد رفتاری خود، آن را به یک « غول » بدل کرده است. این است که دانشآموز میگوید: «بیزحمت ریاضی را هم حذف کنید.»
از قضا در حین نگارش این یادداشت، پسرم بدون اینکه از کار من خبر داشته باشد، از وقت ناکافیِ دروس تخصصی و زاید بودن بعضی از مواد درسی سخن میگوید و اتفاقاً از اهمیت و مظلومیت درس آمار و احتمال و اضطراب و پریشانی استاد آن به خاطر کمبود زمان، میگوید: «برای درس "آمار و احتمال"مان با آن همه حجم و اهمیت، هفتهای یک جلسه در نظر گرفتهاند. قسم میخورم که معلممان از اول تا آخر جلسه حتی یک ثانیه هم نمینشیند. همهاش توضیح میدهد و مینویسد و پاک میکند و مینویسد و پاک میکند و مینویسد و مینویسد و مینویسد. بچهها هم مینویسند. بعضیها عقب میمانند و اعتراض میکنند. اما معلممان میگوید این کتاب امسال باید تمام شود!...».
در اهمیت آمار و احتمال که یکی از شاخههای ریاضیات است، همین بس که اگر علم آمار و احتمال از زندگی بشر و فرآیندهای علمی حذف شود، جهان متأثر از «حدسهای کورکورانه»، به مکانی «پرآشوب» تبدیل میشود.

در اهمیت حسابان نیز همین بس که؛ «بدون حسابان، دنیای مدرن از کار میافتد.»
اما وزیر آموزش و پرورش این را نمیداند و البته که نمیتواند بداند. او مهمترین وظیفهٔ خود را توسعه و ترویج فرهنگ اقامهٔ نماز اعلام کرده است!
سخن آخر اینکه؛
ساعت ۹ -ساعت پیشنهادی دخترک- زمان مناسبی برای آغاز به کار مدرسه است.
کار آموزش باید بعد از بیدار شدن مغز و سرشار شدن معده، شروع شود.
حل مسائل مربوطه بر عهدۀ مسئولین است. بخشی از ثروت کشور را صرف توسعه اماکن آموزشی کنند و جلسات آموزشی را بین ۹ تا ۱۶ بگنجانند.
زنگتفریحهای نیمساعتی نیز با درک واقعیتهای فیزیولوژیکی کاملاً توجیهپذیر است؛ جهت تنفس و تغذیه و دفع و استراحت و تجدید قوا، برای بازگشت به فعالیت آموزشیِ بعدی، زمان لازم است.
درس ریاضی را هم حذف نکنند، موانع و مزاحمان ریاضی را از سر راه آن بردارند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
