خشم دانشآموز تنها یک واکنش فردی نیست، زبان بیزبانی است که از دردهای جمعی، شکاف نسلی، فشار ساختارهای آموزشی و گسستهای اجتماعی سخن میگوید. ما، به عنوان معلم، در خط مقدم این گفتوگوی خاموش ایستادهایم. اگر خشم را سیلاب بدانیم، مهار آن با سد سرکوب ممکن نیست، باید کانالهایی برای هدایتش بسازیم.
خشم دانشآموز، اغلب واکنشی به ناعدالتیهای ادراک شده است: تبعیض، بی توجهی، احساس نادیده گرفته شدن یا تحقیر در ساختار کلاس یا مدرسه.
انتظارات تحصیلی طاقتفرسا، رقابتهای تحمیلی، عدم امنیت روانی در فضای مدرسه و تاثیر شبکههای اجتماعی ؛ خشم را به عنوان مکانیسم دفاعی برمیانگیزند.
ما میتوانیم به جای قضاوت، به عنوان مترجم این پیامهای پرشور عمل کنیم. پرسش کلیدی این نیست ،چرا عصبانی هستی ؛ بلکه این است: چه چیزی در این محیط، تو را این قدر آزار داده که خشم، تنها سلاحت شده؟
قوانین کلاس را شفاف، دموکراتیک و با مشارکت دانشآموزان وضع کنید و تاکید کنید که اجرای قانون برای همه یکسان است.
هر دانشآموز باید حداقل هفتهای یک بار، دقیقههایی برای حرف بدون قطع شدن، داشته باشد. این کار احساس دیده شدن را تقویت میکند.
فضایی برای بیان هنری (نقاشی، نوشتن)، ورزش صبحگاهی یا حتی صندوق خشم (نوشتن خشم روی کاغذ و تخریب نمادین آن) ایجاد کنید.
با حفظ آرامش خود، از دانشآموز عصبانی دعوت کنید به صورت نمادین ، پایش را از روی پدال گاز بردارد... چند قدم با او راه بروید، یک لیوان آب بدهید یا نفسهای عمیق را با هم انجام دهید.

گاهی خارج کردن موقت دانشآموز از فضای تنشزا (مثلاً با بهانهای مانند بیا کمکم کنی فلان وسیله را بیاورم) به فروکش کردن آتش خشم کمک میکند.
به جای سرکوب (ساکت شو!)، احساسش را نام ببرید و مشروعیت دهید: میبینم که خیلی عصبانی هستی، حق داری. الان چه کاری میتوانم کنم که کمکت کند؟ این جمله، معلم را از دشمن به متحد تبدیل میکند.
در فرصتی مناسب، با دانشآموز به صورت خصوصی بنشینید. از او بخواهید داستانش را تعریف کند. سپس با هم به دنبال راهحلهای مشارکتی بگردید. یا اینکه، از زندگی شخصیتهای تاریخی یا معاصر که خشم خود را به نیروی تغییر مثبت تبدیل کردهاند، صحبت کنید.
همکاری با خانواده: با خانوادهها نه به عنوان شکایت، بلکه به عنوان شریک در حل مسئله گفت و گو کنید. برای آنها نیز جلسات آموزشی مختصر در مورد درک خشم نوجوان، برگزار نمایید.

معلم عزیز
تو در روزمرهترین لحظات کلاس، دارایی بزرگ جامعه را مدیریت میکنی، انرژی خام و پرشور نسل آینده. هر بار که خشم یک نوجوان را به گفت و گو تبدیل میکنی، تنها یک درگیری را مهار نکردهای، بلکه به جامعهای که در آن زندگی میکنیم، یک درس انسانی دادهای .
میشود اختلاف داشت، اما محترم ماند. میشود خشمگین بود، اما ویرانگر نبود.
این هنر، از تو یک معلم جامعه ساز میسازد. کسی که نه تنها فرمولها، که فرمول زندگی جمعی مسالمتآمیز را آموزش میدهد.
خشم، اگر مهار شود، سوخت حرکت به سوی عدالت است. و کلاس درس، اگر انسان مدار باشد، اولین کارگاه این تبدیل تاریخی است.
با احترام و همدلی.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
