چاپ کردن این صفحه

روایتی از زندگی استاد سیدجعفر میرحبیبی؛ معلمی از جنس خاطره، تلاش و ماندگاری ؛

از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

گزارشگر : رضا قاسم پور / روزنامه‌نگار و پژوهشگر فرهنگی - عضو شورای نویسندگان صدای معلم

گروه اخبار/

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

عصر شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، به دعوت خانم مهندس میرحبیبی، دهیار سابق برغان، راهی فاز چهار مهرشهر شدم؛ برای گپ‌وگفتی صمیمانه با استاد سیدجعفر میرحبیبی، معلم پیشکسوت البرز و پدر بزرگوار ایشان.

خانه پدری، حال‌وهوای ایران قدیم را داشت؛ رفت‌وآمد دوستان و بستگان، صمیمیت خانه را دوچندان کرده بود و روی گشاده استاد و شیرینی کلامش، مجال رفتن را از میهمان می‌گرفت.

سیدجعفر میرحبیبی، متولد ۱۳۲۵ روستای وروده برغان، قامتی بلند و کشیده دارد و در جوانی نیز دستی در بوکس داشته است. وقتی از سنش می‌پرسم، با لبخند و چشمکی می‌گوید: «عید امسال ۱۹ ساله خواهم شد!» و همین شوخی شیرین، سرآغاز روایتی می‌شود از نزدیک به هشت دهه زندگی، کار، تحصیل و معلمی.

از وروده برغان به خلج‌آباد کرج می‌آیند. دوران ابتدایی را تا پنجم در مدرسه «جلنگه‌دار وروده» می‌گذراند و سپس در مدرسه محمد یزدی خلج‌آباد و دبیرستان حکیم نظامی کرج ادامه تحصیل می‌دهد.اما مسیر تحصیلش، هموار و بی‌دغدغه نبوده است.مدتی راننده اتوبوس واحد خط شهرآرا بوده و در همان روزگار، پشت اتوبوس و در فرصت‌های میان کار، درس می‌خوانده است. برای او، اتوبوس وسیله معاش بود و کتاب، وسیله عبور از محدودیت‌ها.دیپلم می‌گیرد و پس از انقلاب، در نخستین دوره‌های دانشگاه آزاد کرج، در رشته الهیات تحصیل کرده و موفق به دریافت مدرک کارشناسی می‌شود. در کنار تحصیلات دانشگاهی، تحصیلات حوزوی را نیز دنبال می‌کند و در مقاطعی با لباس روحانیت به کلاس درس می‌رود.

مشق معلمی استاد از تنکمان نظرآباد آغاز می‌شود و سپس در مدارس مختلف دخترانه و پسرانه غرب استان تهران، از دهخدا و رجایی و دستغیب تا اشتهارد، ادامه می‌یابد.الهیات، دینی، عربی، زبان انگلیسی و دیگر دروس، سال‌ها میدان تدریس او بوده‌اند.

در میان شاگردان پرشمارش، نام شهید محمدحسین فهمیده نیز به چشم می‌خورد؛ نوجوانی که بعدها نامش در تاریخ ایران ماندگار شد. اواخر دهه ۷۰، مدیریت مجتمع آموزشی ۲۲ بهمن فاز پنج مهرشهر را برعهده می‌گیرد؛ مجموعه‌ای که امروز «باقرالعلوم» نام دارد. مدرسه آن روزها با شلوغی و بی‌نظمی روبه‌رو بود؛ اما استاد با اقتدار و تجربه‌ای که از سال‌ها معلمی اندوخته بود، نظم را به مجموعه بازمی‌گرداند و سرانجام به عنوان مدیر نمونه استان تهران انتخاب می‌شود.

یکی از خاطرات شنیدنی استاد به دوران حضورش در دبیرستان شهید رجایی بازمی‌گردد؛ روزی با لباس روحانیت وارد مدرسه شد و با هو کردن دانش‌آموزان روبه‌رو شد. اما فردای آن روز، سر صف ایستاد و با آنان سخن گفت؛ سخنانی که چنان بر دل دانش‌آموزان نشست که اشک از چشمان شان جاری شد.

شاید همین خاطره، خلاصه‌ای از فلسفه معلمی او باشد: اقتدار، اگر با ارتباط انسانی و کلام نافذ همراه شود، سرانجام راه خود را به دل‌ها باز می‌کند.

در بخشی دیگر از خاطراتش، از دوران جوانی و سربازی می‌گوید؛ از ماجرای سوءتفاهمی بر سر یک جمله ترکی که به دعوا انجامید؛ و جالب آن که سال‌ها بعد، خود به آموزش زبان ترکی پرداخت.

سخن که به خانواده می‌رسد، استاد از همسر نخست اش یاد می‌کند که سال‌هاست به رحمت خدا رفته و حاصل زندگی مشترک شان، شش فرزند صالح است. مکثی می‌کند، نفسی عمیق می‌کشد و تنها می‌گوید:«خانم خوب لنگه نداره.»بعضی جمله‌ها کوتاه‌اند، اما پشت همان چند کلمه، یک عمر زندگی و دلتنگی پنهان است.

استاد در سال‌های جنگ، سه دوره در جبهه حضور داشته و خاطرات بسیاری از آن روزها در سینه دارد؛ خاطراتی از نسلی که جنگ را نه در قاب روایت‌ها، که در متن زندگی تجربه کرد.

خانم میرحبیبی از شاگردان پدر نیز می‌گوید؛ شاگردانی که امروز در سراسر استان و کشور پراکنده‌اند؛ از پزشک تا تعمیرکار. گاه اتفاقی در گوشه‌ای از شهر با یکی از آنان برخورد می‌کنند؛ تقریباً همیشه با یک مضمون مشترک: رضایت، احترام و خاطره‌ای ماندگار از استاد.

استاد میرحبیبی سال ۱۳۸۳ از ناحیه سه کرج بازنشسته شد و پس از بیماری همسرش، به تدریج از مدیریت و تدریس فاصله گرفت.اما بازنشستگی برای او، پایان معلمی نبود.معلمی از آن حرفه‌هایی است که حکم بازنشستگی نمی‌تواند به پایانش برساند؛ چرا که بخشی از معلم در کتاب و دفتر باقی نمی‌ماند، بلکه در شخصیت شاگردانش ادامه پیدا می‌کند.

وقتی از خانه پدری بیرون می‌آیم، بیش از آنکه به کارنامه اداری استاد فکر کنم، به مسیر زندگی‌اش می‌اندیشم؛ از وروده برغان تا خلج‌آباد، از پشت فرمان اتوبوس تا دانشگاه، از کلاس درس تا مدیریت مدرسه و از مدرسه تا جبهه.

شاید زیباترین تعریف برای استاد سیدجعفر میرحبیبی همین باشد:

معلمی که سال‌هاست از کلاس درس بازنشسته شده، اما هنوز از حافظه شاگردانش بازنشسته نشده است.

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از زندگی سید جعفر میرحبیبی و از رانندگی اتوبوس تا مدیریت مدرسه

یکشنبه, 25 مرداد 1405 14:10 خوانده شده: 21 دفعه

در همین زمینه بخوانید: