چاپ کردن این صفحه

رکورد ۶۱.۳ درصد شاخص فلاکت، یک آمار نیست. یک فریاد است ... و خشم وقتی از راه می‌رسد که حرف‌ها شنیده نشده باشد !

فلاکت سکوت، روایت تلخ استان‌های فراموش‌ شده

زهرا نجاتی

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم   اعداد فقط عدد نیستند. پشت هر درصد، یک انسان ایستاده، با چشمانی خسته، سفره‌ای کوچک‌تر از دیروز ، و رویایی که دیگر رنگ امید ندارد.

۶۱.۳ درصد شاخص فلاکت کشور. یعنی از هر دو نفر، بیش از یک نفر هم تورم افسارگسیخته را حس می‌کند، هم نبود شغلی که نفس‌ها را گرم کند. اما این میانگین تلخ، حکایت یکسان همه جا نیست. کردستان با ۷۷ درصد، کرمانشاه با ۷۵، لرستان با ۷۴.۴ و ایلام با رتبه چهارم، این نقشه، نقشه فقر نیست، نقشه فراموشی سیستماتیک است.

این استان‌ها سال‌هاست که نه تنها از توسعه محروم مانده‌اند، بلکه قربانی تصمیم‌هایی شده‌اند که ریشه در نگاه «حاشیه‌ای» به سرزمین‌های مرزی دارد. کارخانه‌ها تعطیل، خاک خشک، باران کم، و جوانانی که یا بیکارند یا غریب. کردستان و کرمانشاه، ایلام و لرستان روزگاری گذرگاه تمدن و تجارت بودند.

امروز، گذرگاه تراژدی‌اند: جاده‌هایی که به مهاجرت ختم می‌شوند، نه به رفاه.

تورم جمع‌ شده، شرم پراکنده

تورم ۱۲ ماهه در این استان‌ها دو رقمی جهنمی است. اما تفاوت در همین جاست: در تهران، با شاخص ۵۱.۳ درصد، هنوز امکاناتی هست که فشار را تاب بیاورد. اما در یک روستای محروم در لرستان یا ایلام، هر درصد تورم یعنی حذف یک قلم از سبد غذایی. حذف شیر بچه، حذف درمان، حذف گرما در زمستان.

فلاکت وقتی تمام معناست که در جایی مثل سردشت یا ثلاث باباجانی و دلفان لرستان، هم نان گران شده باشد، هم هیچ شغلی نباشد که بهای آن نان را بپردازی. بیکاری در این استان‌ها فقط آمار نیست، سایه سرد بی‌عملی بر پیشانی نسل جوانی است که مهارت دارد، تحصیل دارد، اما هیچ دری به رویش باز نیست.

من با جوانانی حرف زده‌ام در لرستان و کرمانشاه که سه‌ سال است مدرک مهندسی دارند و برای خرید نان شب، بار کامیون می‌زنند. با دخترانی در ایلام که در آرزوی کار معلمی در روستایی دور است، اما حتی همان جا هم نوبت استخدامی نیست. فلاکت، یعنی ناامیدی سازمان‌یافته. وقتی می‌بینی نه تقصیر توست، نه راهی داری، آن وقت یا خاموش می‌شوی یا خشمگین.

و ما هر دو را انتخاب کرده‌ایم: خاموشی در سکوت خانه‌های بی‌گرما، یا خشم در جاده‌های اعتراض.

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم

چرا نام این استان‌ها تکرار می‌شود؟

پاسخ در یک کلمه نیست. در هم‌ تنیدگی جنگ تحمیلی (که بیشترین ضربه را این مناطق خوردند)، خشکسالی‌های مکرر، کمبود سرمایه‌گذاری، نبود زیرساخت‌های صنعتی، و گاه بی‌توجهی آشکار به ظرفیت‌های بومی است. وقتی ترجیح می‌دهیم ده‌ها کارخانه در استان مرکزی بزنیم، اما در کردستان نه، یعنی فلاکت را طراحی کرده‌ایم، نه اینکه فقط اتفاق افتاده باشد.

طعم تلخ رکورد

رکورد ۶۱.۳ درصد شاخص فلاکت، یک آمار نیست. یک فریاد است. فریادی که از کردستان تا کرمانشاه، از لرستان تا ایلام، در سکوت خبرگزاری‌ها گم می‌شود. تهران بهترین وضعیت را دارد؟ جای تعجب نیست. مرکز قدرت و پول و امکانات، همیشه از فلاکت پیرامون بهره می‌برد. اما تا کی؟ تا وقتی که شکاف چنان عمیق شود که دیگر هیچ آمار رسمی نتواند آن را پنهان کند؟

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم

این یادداشت را با دلی پر از خشم غم‌آلود نوشتم. نه برای تخریب، که برای یادآوری: فلاکت یعنی مادری در پاوه که میان خرید داروی بچه و نان شب مانده است. یعنی پسری در خرم‌آباد که دیپلم دارد و سربازی بی‌انتظار. یعنی زندگی‌هایی که از نفس افتاده‌اند.

اگر شاخص فلاکت را می‌خوانید، بدانید که این اعداد، مردم واقعی اند با نبض‌هایی که آهسته‌تر می‌زند. و تا وقتی صدایشان به گوش مسئولان نرسد، هیچ نمودار صعودی در بورس و هیچ سخنرانی پرشوری نمی‌تواند جای امید مرده را در کردستان و کرمانشاه و لرستان و ایلام زنده کند.

فلاکت امروز، خشم فرداست. و خشم وقتی از راه می‌رسد که حرف‌ها شنیده نشده باشد.

دل ملک دلگیر است... نه از جنگ، که از نگاه بی‌تفاوت ساکنان قلب خوش‌نشین به زخم‌های کهنه‌ی حواشی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به شاخص فلاکت کشور و وضعیت استان های محروم ایران در صدای معلم

سه شنبه, 12 خرداد 1405 12:07 خوانده شده: 43 دفعه

در همین زمینه بخوانید: