صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

حسین میرزانیا/ همکار گروه صدای معلم

گسل هویتی و آینده توسعه در ایران بانگاهی به سرنوشت کوروش در ایران

آیا می توان تاریخ یک کشور را به دلخواه و با فرمان و اراده ی عده ای قیچی کرد و بخشی از آن را به دور ریخت/ آیا او حق ندارد از خود بپرسد که چگونه است که" کوروش " سردار ، پادشاه ، و به تصریح مفسرین بزرگ قرآن و تورات در ایران و جهان ،  پیامبر یا مصلح بزرگ بشر ، در کشور خود بیگانه است و جایگاهی ندارد/ این فرمان در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش آن چنان شایستگی ها داشته و دارد که بزرگترین کشور دموکراسی در مغرب زمین را تشویق به ساخت تندیسی از آن ساخته است/ نسل حاضر و دانش آموزان ما فرهنگیان حق دارند تا از ما پرسش کنند که چرا در سرزمین و در خانه ی کوروش نه نامی و نه یادبودی ،نه کوچه ای یا بیغوله ای ،نه مدرسه یا دانشگاهی ،نه خیابان یا یادمانی به نام او وجود ندارد!!  و اسم و رسم او در این سرزمین غایب است/ هیچ مرجعی مجوز دخل و تصرف و دستبرد به تاریخ را به ما نداده است/ تربیت نسل امروزی که بتواند یک عنصر مستقل ، آگاه ، موثر و مسئول و متعهد به حقوق خود و دیگران باشد نیازمند شفافیت و صداقت و اعتماد به او است/ به رسمیت شناختن موجودیت یک انسان به معنای عدم نقد و پالایش و پیرایش و ویرایش معایب و نواقص و قصورات او در طول تاریخ گذشته و حال نیست/ هنگامی خود انتقادی و خود ترمیمی و خود اصلاح گری بروز می یابد که موجودیت یک تن یا یک قوم را به رسمیت شناخته باشیم/ در جهان پر از پریشانی و آشوب و تهدید و ابر بحران های زیست محیطی ، اشتغال ، خشکسالی و تنش آبی ، فقر و مواد مخدر ، جوانان را سرگشته ، توام با شخصیت متعارض و دوگانه و در تعلیق رها نسازیم


نصب تندیس منشور کوروش در لس آنجلس آمریکا و جایگاه کوروش در نظام آموزشی  « نصب تندیس "منشور کوروش" در لس آنجلس آمریکا همزمان با جشن های دویست و چهل و یکمین سالگرد استقلال آمریکا، تندیس "منشور کوروش" بنیانگذار امپراتوری ایران در شهر لس آنجلس رونمایی شد. »

خبر فوق در این روزها نقل محافل کشورمان است و بسیاری از ایرانیان را با پرسش یا پرسش هایی  جانسوز و تامل برانگیز مواجه کرده است . پرسش هایی همچون  : آیا ایران دارای تاریخ هست یا خیر ؟ و اگر دارای تاریخ هست قدمت آن از چه زمان و دوره ای بوده است ؟ آیا می توان تاریخ یک کشور را به دلخواه و با فرمان و اراده ی عده ای قیچی کرد و بخشی از آن را به دور ریخت ؟ آیا کوروش ملقب به کوروش کبیر متعلق به تاریخ ایران می باشد یا خیر ؟ آیا فرزندان و دانش آموزان و نسل های پی در پی پسا انقلاب باید او را بشناسند یا خیر ؟ تکلیف ما با چند هزار سال تاریخ پیشا اسلام چیست ؟

این پرسش ها و ده ها پرسش دیگر در ذهن و ضمیر ایرانیان می چرخد و در جست و جوی پاسخ هایی قانع کننده و خردپسند و شایسته ی شعور و فهم خود می باشند .

به راستی وقتی یک ایرانی خبر نصب تندیس "منشور کوروش " را در شهر لس آنجلس آن هم در دویست و چهل و یکمین سالگرد استقلال آمریکا می شنود با خود چه می گوید و چه احساسی به او دست می دهد؟!

آیا او حق ندارد از خود بپرسد که چگونه است که" کوروش " سردار ، پادشاه ، و به تصریح مفسرین بزرگ قرآن و تورات در ایران و جهان ،  پیامبر یا مصلح بزرگ بشر ، در کشور خود بیگانه است و جایگاهی ندارد؟

آیا باید چشم و فهم و عقل و حتی غریزه ی میهن دوستی خود را بسته و تعطیل کند تا از این پرسش ها خلاصی یابد ؟! تا چه زمان و چه تاریخی باید چنین پرسش هایی که ناشی از ذات و نیاز آدمی است را به تاخیر بیفکنیم و این گونه به خود القا کنیم که " گویی پرسشی وجود ندارد و نیازی هم به پاسخ نیست ....و یا اگر هم باشد همه ناچارند آن طور که ما می گوییم و می فهمیم بفهمند و بپذیرند ،یعنی همانند ما با نفی تاریخ و یا تخریب آن و یا مسکوت گذاشتن آن مشکل در [البته در ظاهر] حل کرده ایم ،اما در واقعیت تغییری ایجاد نشده جز خود فریبی ما .

در هرکاوش و قرائت از تاریخ ، قومی با برخورد گزینشی با تاریخ و حتی مثله کردن تاریخ و تحریف و جعل در تاریخ بخشی از تاریخ ( و به طور مشخص موضوع این نوشتار ،کوروش ) را انکار می کنند ، قومی دیگر او را شایسته ی تایید و تکریم نمی دانند ، و جماعتی دیگر او را حتی واجد خصایل و خصایصی نیک نمی دانند بلکه او را در ردیف تبهکاران و جنایتکاران تاریخ می نشانند .تحقیق و تفسیر و تاویل تاریخ موضوع این نوشتار نیست اما مورخین مورد وثوق اهل فضل و دانش تاریخ در سه واقعیت تاریخی از کوروش تردیدی ندارند و تقریبا می توان گفت که به یک اجماع دست یافته اند.

یکم اینکه او به عنوان یک شخص واقعیت تاریخی دارد.

دوم او بنیان گذار و موسس امپراتوری بزرگ هخامنشی است . و  سوم اینکه او فرمان صدور منشور معروف به " منشور کوروش " را داده است و منشور یا استوانه کشف شده در بابل توسط باستان شناس آشوری یعنی هرمزد رسام متعلق به کوروش می باشد .

در جهانی که هژمونی و یا گفتمان حاکم بر آن حمله ،غارت ،جنگ ، تصرف سرزمین های جدید ، سلطه طلبی و انقیاد ملت ها و اقوام بوده است ، کوروش هخامنشی نیز بر حسب استعداد و حضور و بروز در دنیای آن روز ، اقدام به تشکیل حکومت (امپراتوری ) کرده است ، با رقیبان یا دشمنان جنگ هایی کرده است ، در این جنگ ها و حملات متقابل ، از دوطرف کشته ها و ویرانی ها هم بوده است اما به هر روی او مجزا و متفاوت از هم نوردان خود در آن دوران ، با هر دلیل و برهان و منطقی اقدام به صدور فرمانی کرده است که اینک صد ها سال پس از آن در گوشه ی دیگری از جهان مدرن و توسعه یافته امروز و در کشوری که داعیه ی ابرقدرتی جهان را دارد ( و اتفاقا با ما نیز در یک جنگ سرد و رابطه ای خصمانه قرار دارند ) ، تندیس آن فرمان یا منشور را می سازند و بهترین شکل ممکن در معرض تماشای مردمان قرار می دهند .

نصب تندیس منشور کوروش در لس آنجلس آمریکا و جایگاه کوروش در نظام آموزشی

این فرمان در بیش از دو هزار و پانصد سال پیش آن چنان شایستگی ها داشته و دارد که بزرگترین کشور دموکراسی در مغرب زمین را تشویق به ساخت تندیسی از آن ساخته است .

نسل حاضر و دانش آموزان ما فرهنگیان حق دارند تا از ما پرسش کنند که چرا در سرزمین و در خانه ی کوروش نه نامی و نه یادبودی ،نه کوچه ای یا بیغوله ای ،نه مدرسه یا دانشگاهی ،نه خیابان یا یادمانی به نام او وجود ندارد!!  و اسم و رسم او در این سرزمین غایب است !

انسان به تعریف انسان شناسان و مورخین منحصرا تنها در مشخصات شناسنامه ای خلاصه نمی شود بلکه تمامیت تاریخ سرزمینش در او تجلی و بروز و ظهور دارد . تاریخ هم بر خاطر خطیر ما دوخته نشده است و نخواهد شد ، بلکه با همه ی شیرینی و تلخی هایش ، فراز و فرودهایش ، عزت و ذلت هایش متعلق به ماست و هیچ مرجعی مجوز دخل و تصرف و دستبرد به تاریخ را به ما نداده است .

از سوی دیگر تربیت نسل امروزی که بتواند یک عنصر مستقل ، آگاه ، موثر و مسئول و متعهد به حقوق خود و دیگران باشد نیازمند شفافیت و صداقت و اعتماد به او است .

دانش آموز ، دانشجو و متعلمی که آشکارا تماشاگر غارت یا دستبرد یا تحریف و تخریب واقعیت های تاریخی و سرزمینی خود می باشد ، چگونه می تواند تکیه گاهی برای خود بیابد و به تصمیم گیران حکومت خود اعتماد کند و مفهوم تعهد و مسئولیت و قانونمندی و شفافیت را درک و هضم کند؟! 

از چنین دانش آموخته ی پریشان احوالی نمی توان انتظار همراهی با آموزه های توسعه گرا داشت ، چرا که او نه به تاریخ و گذشته ی خود اعتماد دارد و نه به تصمیم گیرانی که فرمان حذف و تحریف داده اند .

تعهد ملی و میهنی به فرهنگ ، آیین ، تاریخ و سرزمین ، هنگامی در دل جوانان شکوفا و به برگ و بار می نشیند که آنان احساس فریب ، تحقیر ، و ابزارانگاری نداشته باشند و خویش را بازیگر و صاحب تشخیص و خرد بدانند .

احساس خلا و عدم تعلق به سرزمینی با شناسنامه ی قابل استناد که مورد خدشه واقع شده و تلاش دائمی در زدودن و یا نفی پاره ای از آن هویت در جریان است ، پیامدهای دیگری چون فرار یا مهاجرت مغزها و نخبگان را تشدید کرده و غرور ملی آنان را بی اعتبار می سازد.

حذف کوروش از نام ها و یادها و کوی و برزن این سرزمین ، حذف یک نام نیست بلکه حذف پاره ای از روان قومی و موجودیت و وجود تاریخی انسان ایرانی می باشد . در عصر گفتمان جهانی سازمان های بین المللی مبنی بر تکریم و ترویج فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها ، قوم و قومیت ها ، عقاید و باورها ، این حق ذاتی ، قانونی ،شرعی و عرفی ایرانی است که هویت او به رسمیت شناخته شود و شعور او به سخره و بازی گرفته نشود .

یکی از گسل ها یا شکاف های تهدید کننده جامعه ی ایرانی و همبستگی ملی ایرانیان شکاف ،ملیت - مذهب  است که  از سوی متعصبین و جزمیت گرایان ( مذهبی یا ملی ) تشدید شده و می تواند چالش های فرهنگی ،سیاسی و حتی امنیتی ایجاد کند .

اگر می خواهیم دانش آموزان و دانشجویان خود را ، شهروندانی مسئول و متعهد به منافع ملی و حقوق همگانی تربیت کنیم باید موجودیت او را به رسمیت بشناسیم و رسمیت یافتن او در گرو به رسمیت شناختن هویت او ( تاریخ ، فرهنگ ، باورها ،سنت ها ، و تجربیات قومی ،ملی و اعتقادی او ) بدون هرگونه تحریف یا دستبرد به آن می باشد .

نصب تندیس منشور کوروش در لس آنجلس آمریکا و جایگاه کوروش در نظام آموزشی  در عین حال باید متذکر شد به رسمیت شناختن موجودیت یک انسان به معنای عدم نقد و پالایش و پیرایش و ویرایش معایب و نواقص و قصورات او در طول تاریخ گذشته و حال نیست .

هنگامی که ما از سوی دیگری ، شناسایی شدیم و حق برخورداری از داشته های خود را مطابق آنچه که در واقعیت ظهور و بروز داشته است به دست آوردیم ، آنگاه می توانیم به حک و اصلاح خود نیز بپردازیم .

هنگامی خود انتقادی و خود ترمیمی و خود اصلاح گری بروز می یابد که موجودیت یک تن یا یک قوم را به رسمیت شناخته باشیم .

توسعه ی پایدار و ملی در ایران به آموزش و تربیت شهروندان مسئول وابستگی تام و تمام دارد و شهروندان مسئول با رسمیت وجودی و هویتی خود هست که قابل شناسایی می شوند ، و در همین جاست که تاریخ با همه ی زشتی و زمختی و یا حلاوت و شیرینی به کمک ما می آید و درست در همین صفحه و صحنه ی بازیگران تاریخ است که شما نمی توانید بازیگر تاریخ سازی چون کوروش را از تاریخ یک سرزمین و روان قومی آنان اخراج کنید . دانش آموزان و دانشجویان این دیار در انتظار گشودن درب های شفافیت و صداقت و حرمت به روی خود می باشند .

در جهان پر از پریشانی و آشوب و تهدید و ابر بحران های زیست محیطی ، اشتغال ، خشکسالی و تنش آبی ، فقر و مواد مخدر ، جوانان را سرگشته ، توام با شخصیت متعارض و دوگانه و در تعلیق رها نسازیم .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شنبه, 17 تیر 1396 ساعت 14:05 خوانده شده: 221 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +4 0 --
معلم امیدوار 1396/04/17 - 14:53
همه تاریخ قبل از اسلام ایران بد و با حذف شدنش سود نمیکنیم کاش نگاه مسولین موثر در این زمینه در مورد تاریخ قبل از اسلام +بود و...

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با حذف معاون پرورشی در مدارس موافقید؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور