صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

شیرزاد عبداللهی / همکار گروه صدای معلم

مختارالسطنه، بقال ماست فروش را سرو ته از درخت آویزان کرد ‎! این چرخه بازتولید خشونت و نسق کشی... ؟!

مختارالسطنه، بقال ماست فروش را سرو ته از درخت آویزان کرد / یک معلم در تلگرام نوشت حیف که دیگر مختارالسلطنه ای نیست/ معنای "ماست ها را کیسه کردن" ترسیدن و جاخوردن و تسلیم شدن در برابر زور است/ سرپاس مختاری رییس نظمیه دوره رضاشاه پسر مختارالسلطنه بود/ می گویند رضا شاه، نانوای بیچاره را در تنور انداخت و بعد از آن نان ارزان و با کیفیت شد/ آویزان کردن ماست فروش و انداختن شاطر در داخل تنور مانند باز کردن یک پیچ با استفاده از تبر است/ مشکلات اقتصادی مانند تورم ، گرانی ، رشوه خواری ، اختلاس  و... دلیل و منطق اقتصادی دارند/ گرانی نتیجه عدم تعادل بین عرضه و تقاضای یک کالا و نبود فضای رقابتی است/ رشوه خواری، حقوق های نجومی، املاک نجومی و اختلاس های چند هزار میلیاردی، محصول  اقتصاد دولتی و شبه دولتی (خصولتی) است/ بین فساد اقتصادی و اقتصاد دولتی رابطه مستقیم وجود دارد/ دلیل اصلی بازتولید  استبداد و خشونت بعد از انقلاب مشروطه را باید در بافت اجتماعی و فرهنگ و انتظارات مردم جست و جو کرد/ اگر واکنش ما در برابر دانش آموزِ ته کلاس که صدای بزغاله درآورده ، عصبانیت ، توهین و کتک زدن است، ما هم مختار السطنه هستیم / اگر با عمه و خاله و عمو و برادر و خواهر در کشمکش و دعوا هستیم، استعداد مختارالسلطنه شدن را داریم/ اگر طرفدار روش های مختارالسلطنه ای هستیم،  تفکر ما رعیتی است و هنوز شهروند نشده ایم/ استفاده از اعدام و بگیر و ببند در چین، فساد را کم نکرده است/ عقب ماندگی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه از عوامل دوام روش های مختارالسلطنه ای است/ فرق کشور سوئیس و افغانستان فقط در نهادهای دولتی و قوانین و دولتمردان دو کشور نیست/ جامعه قبیله ای افغانستان مستعد استبداد و خشونت و فساد است/ در مدرسه با رفتار خود تلاش کنیم خشونت و نَسَق کِشی و روکم کنی متوقف شود

استبداد در ایران و روش های مختارالسطنه ای در اداره کشور و جامعه  "به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی به صورت ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست.ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می‌خواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه !

وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید.

ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر می‌گیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه می‌فروشیم. ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان می‌بینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته می‌فروشیم. تو از کدام می‌خواهی؟!

مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آن قدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد!

چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند!

وقتى ميگن فلانى ماستشو كيسه كرده يعنى اين. ولی حیف که دیگر مختارالسلطنه ای نیست!"

این داستان را در یکی از گروه های تلگرامی معلمان دیدم و از جمله مطالبی است که در فضای اینترنتی بارها باز نشر شده است.

کریمخان مختارالسلطنه یک شخصیت نظامی در اواخر دوره ناصرالدین شاه و دوره مظفرالدین شاه است. او رییس نظمیه اصفهان بود و بعدا به تهران منتقل شد. روش خاصی هم در حل مسایل اجتماعی و اقتصادی داشت. مثلا وقتی به تهران آمد و رییس نظمیه تهران شد هم گرانی بیداد می کرد و هم دزدی و ناامنی .

نوشته اند که: " گدايان و بيکاره ها در زمان حکومت مختارالسلطنه به سبب گراني و نابه ساماني شهر ضمن عبور از کنار دکان ها چيزي برمي داشتند و به اصطلاح ناخونک مي زدند. مختارالسطنه براي جلوگيري از اين بي نظمي دستور داد گوش چند نفر از گدايان متجاوز و ناخونک زن را با ميخ هاي کوچک به درخت نارون در کوچه ها و خيابان هاي تهران ميخکوب کردند و بدين وسيله از گدايان و بيکاره ها دفع شر و رفع مزاحمت شد."

آن چنان که گفته می شود "ماست ها را کیسه کردن" که معنایش ترسیدن و جاخوردن و تسلیم شدن در برابر زور است ، بعد از این اتفاق به صورت ضرب المثل درآمد. با اینکه بعد از مختار السلطنه در ایران انقلاب مشروطه  رخ داد و قانون اساسی نوشته شد و مردم ایران صاحب مجلس شورای ملی شدند اما روش های مختار السلطنه ای برای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی ادامه یافت.

حاکمان از این شیوه ها استفاده می کردند و دربین مردم هم این گونه برخوردها به عنوان یک روش موثر و قاطع شناخته می شد.

اگر بیان مسایل تاریخی صرفا برای آگاهی از رفتار پیشینیان و عبرت گرفتن باشد بسیار مفید است ؛ اما وقتی که یک معلم می نویسد : "حیف که دیگر مختارالسلطنه ای نیست." و در یک گروه 200 نفری فرهنگیان کسی هم به نوشته او اعتراض نمی کند، این سوال مطرح می شود  که چرا یک معلم برای حل مسایل اجتماعی ، روش های مختارالسلطنه ای را آرزو می کند؟  

می توان حدس زد که این معلم در خانواده و فامیل و در مدرسه و حتی در خیابان و هرجا در هر سطحی  قدرت داشته باشد، احتمالا  از روش های مختارالسلطنه ای برای حل مشکلات استفاده می کند. آیا شما هم برخورد مختارالسطنه با بقال و دزد و گدا را تایید می کنی؟

سنت مختارالسلطنه بعد از انقلاب مشروطه  و در دوره رضا شاه هم ادامه یافت. جالب اینکه پسر مختارالسلطنه ، با نام رکن الدین مختاری معروف به سرپاس مختاری ، از 1314 شمسی تا پایان سلطنت رضا شاه رییس نظمیه تهران  بود.  او در برخورد با جرایم از جمله جرایم سیاسی،  روش های پدرش را ادامه داد . خود رضاشاه هم از هراس افکنی برای حل مشکلات اجتماعی و سیاسی استفاده می کرد. داستان انداختن یک نانوا یا سرپرست نانوایان به داخل تنور توسط رضاشاه،  بسیار معروف است. برخلاف آنچه که بین عوام شایع است با این روش ها نمی توان مشکلات اقتصادی و اجتماعی را حل کرد.

مشکلات اقتصادی دلیل و منطق اقتصادی دارند. دلایل علمی مشکلاتی مانند تورم ، گرانی ، رشوه خواری ، اختلاس و امثال اینها کاملا شناخته شده است. مثلا گرانی نتیجه نامتعادل بودن عرضه و تقاضای یک کالا و نبود فضای رقابتی است. رشوه خواری و اختلاس های نجومی،  پیامد اقتصاد دولتی است. تورم نتیجه افزایش نقدینگی و نوعی مالیات پنهان و ترفندی از سوی دولت ها برای جبران کسری بودجه است. استفاده از روش هایی مانند آویزان کردن ماست فروش و انداختن شاطر در داخل تنور و اعدام اختلاس گر،  مانند این است که برای باز کردن یک پیچ به جای پیچ گوشتی از تبر استفاده کنیم.   

آیا ظهور مختارالسلطنه ها و سرپاس مختاری ها و امثال اینها و یا روی کارآمدن حکام مستبد و قلدر و زورگو امری تصادفی و ناشی از بخت و اقبال بد مردم یا توطئه خارجی ها است؟

البته شانس و تصادف و توطئه خارجی در روی کار آمدن افراد قلدر و خودکامه موثر است اما دلیل اصلی بازتولید  استبداد و خشونت بعد از انقلاب مشروطه  را باید در بافت اجتماعی و فرهنگ مردم و انتظارات آنها جست و جو کرد. مردم ایران با جانفشانی انقلاب مشروطه را با شعار قانون و عدالت و آزادی به پیروزی رساندند. اما کشور دچار هرج و مرج و فقر و گردنکشی خوانین در گوشه و کنار کشور شد. مردم آرزو داشتند دستی آهنین بیاید و امنیت را برقرار و ایران را نوسازی کند. رضاشاه محصول چنین فضای اجتماعی و سیاسی بود.

جمله "حیف که دیگر مختارالسلطنه ای نیست." معنایش آرزوی بی قانونی ، خشونت کور ، ارعاب مردم ، چشم درآوردن ، گوش بریدن ، اعدام و شلاق و شکنجه  برای سامان دادن به امور اقتصادی و اجتماعی است.  مهم نیست که ما این تقاضا را بر زبان بیاوریم یا نیاوریم. حتی ممکن است برای همراه شدن با مُد زمانه ، حرف از دموکراسی و حکومت قانون بزنیم . اگر می خواهیم بدانیم چقدر مختارالسلطنه ای هستیم ، ببینیم که برخوردما  با دانش آموزی که تکلیفش را انجام نداده  یا دیر به کلاس آمده و یا ته کلاس، صدای بزغاله درآورده ، چگونه است؟ اگر واکنش ما عصبانیت ، تهدید ، توهین ، متلک ، اخراج و کتک زدن است، ما مختار السطنه ای در مقیاس کوچک هستیم و اگر رییس نظمیه شویم آدم ها را از پا آویزان می کنیم.

ما پدر یا مادر هستیم . با همکاران خود رابطه داریم ، در مترو و اتوبوس کنار دیگران می نشینیم یا می ایستیم. در ترافیک فلج کننده شهرها همراه رانندگان دیگر پشت چراغ قرمز متوقف می شویم و...اگر فرزند خود را تنبیه بدنی می کنیم ، اگر همسر خود را می ترسانیم ، اگر با همکاران خود بد دهنی می کنیم ، اگر با عمه و خاله و عمو و برادر و خواهر در کشمکش و دعوا هستیم . اگر در رانندگی حقوق دیگران را رعایت نمی کنیم و خلاصه اگر نیروی پیش برنده ما خشم و غضب و تضاد است ، به حاکم حق می دهیم که ما را هم مانند آن ماست بند ، سروته ، آویزان کند یا گوشمان را به درخت پونز کند. طرفدار روش های مختارالسلطنه،  تفکر رعیتی دارد و هنوز راه درازی باید طی کند تا به تفکر شهروندی برسد.

چینی ها نزدیک 40 سال است که با پذیرش بخشی از قواعد بازار آزاد ، رشد اقتصادی شتابان دارند. چین امروز تبدیل به یک قدرت اقتصادی بزرگ شده است اما فساد و رشوه خواری و اختلاس معضل بزرگی در این کشور است. راه حل چینی ها اعدام و زندانی کردن عوامل فساد اقتصادی است. اما استفاده از روش های مختارالسلطنه ای در چین فساد را کم نکرده است. مشکل چینی ها این است که قواعد بازار آزاد را به طور کامل نپذیرفته اند. اقتصاد دولتی و سلطه انحصاری حزب کمونیست عامل و نبود رقابت و بخش خصوصی واقعی در اقتصاد، ریشه اصلی فساد است. اهالی چین هنوز از رعیت ، تبدیل به شهروند آزاد نشده اند و عقب ماندگی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه چین از عوامل دوام روش های مختارالسلطنه ای در این کشور است.

بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 و حمله امریکا به افغانستان ، برخی ساده انگارانه فکر می کردند که با برچیده شدن حکومت طالبان و تاسیس نهادهای دولتی مدرن و پشتیبانی جامعه بین المللی ، افغانستان تبدیل به کشوری امن و آباد و دمکراتیک می شود. با گذشت 15 سال از آن دوره ، حکومت افغانستان یکی از فاسدترین حکومت های دنیا است. میزان رشوه ای که سالانه به ماموران دولت و قضات پرداخت می شود سالانه 3 میلیارد دلار است که از بودجه دولت افغانستان بیشتر است. اگر حمایت های بین المللی نبود طالبان به راحتی آب خوردن ، قدرت را دوباره تصاحب می کرد. دلیل اصلی  قدرت طالبان و ضعف نهادهای دولتی مدنی مدرن ، مسایل فرهنگی و اعتقادی و بافت عشیره ای افغانستان است. این بافت اجتماعی به راحتی هر سیستم حکومتی مدرنی را استحاله کرده و به رنگ خود در می آورد.

آنهایی که می گویند فقط باید از دولت و حکومت خُرده گرفت و همه فریادها را سر دولت و حکومت بکشیم از این نکته غافلند که تحولات پایدار در یک کشور درون زا است و دین و  فرهنگ و باورها و سنن و آداب اجتماعی و تجارب تاریخی ملت ها و... در این تحولات نقش اساسی دارد. مختار السلطنه ها ، سرپاس مختاری ها بعد از هر تحول و انقلابی  در شکل جدید و نام های جدید بازتولید می شوند.

به عنوان معلم اگر می خواهیم تاثیر گذار باشیم باید تلاش کنیم این چرخه بازتولید خشونت و نسق کشی متوقف شود. چه کار کنیم؟

در رفتار خود به اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون حقوق کودک و قوانین داخلی در حمایت از کودکان پای بند باشیم. به عنوان معلم با انواع تعصبات مذهبی ، نژادی ،اجتماعی ، قومیتی ، ملی و... مخالفت کنیم. از محیط زیست و حق حیات برای موجودات زنده دفاع کنیم. نیازی به حرف زدن نیست. دانش آموزان و فرزندان ما به رفتار ما نگاه می کنند و از رفتار ما می آموزند.

در تاریخ طولانی ایران حکام و فرمانروایان همیشه از روش های مختارالسلطنه ای برای ایجاد نظم و رفاه استفاده کرده اند. خشونت عنصر اصلی کشورداری بوده و ترس عامل اصلی اطاعت مردم از حکمروایان. به همین دلیل همین که حکومت اندکی ضعیف می شده ، پیامد آن شورش و هرج و مرج بوده است....


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکشنبه, 19 دی 1395 ساعت 15:19 خوانده شده: 708 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +17 -2 --
معلم ناامید 1395/10/19 - 16:20
بنظر من معلم هم بعضی وقتها خشونت و تنبیه لازمه تو هر دستگاهی از جمله در مدرسه
اما افسوس ک بدون توجه ب تفاوتها در مدارس مناطق مختلف یکباره تنبیه ممنوع شد و حرمت شکنی داتش اموزان و عدم هوجه ب درس و انظباط اغاز!!
پاسخ + 0 0 --
تاریخ 1395/10/20 - 07:05
معلمی که برای خرید یک خانه 200 میلیونی باید 30 سال پس انداز کند در برابر خیلی از کارمندان دیگر که همین خانه را با 5 سال تا 10 سال میخرند هیچ منزلتی ندارد
پاسخ + 0 0 --
ali 1395/10/20 - 16:57
سلام جناب شیرزاد بدون رو دربایسی بگم ..... شما که منظور این داستان را نمی فهمی ، چرا قضاوت می کنید . منظور داستان این است که امروزه در جامعه ظلم وستم زیاد شده و گران فروشی و کلاه گذاری بیداد می کند اما کسی جلودار ان نیست .
ایکاش خودتان را صاحب فکر و باسواد و.... نمی دونستید .
تورا به قران ، به جان مادرت ، به جان پدرت و به جان هر عزیزی که دوست داری ، دیگه نمی خواد مطلب بنویسی .
اگه انتقاد پذیری خوبه اولین نفر باش و انتقاد پذیر نویسندگی را ول کن برو دنبال کار وزندگیت و بگذار به درد خودمون بمیریم شما نمک روی زخم روحمان نباش
ممنون
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 00:01
معلم نا امید عزیز فرموده ای که خشونت و تنبیه (بدنی ) توی هر دستگاهی از جمله در مدرسه لازم است. اولا فرمایش شما در مورد موثر بودن تنبیه و خشونت در تربیت و تعلیم ، با الفبای علوم تربیتی در تعارض است. ثانیا اگر خشونت کارساز و لازم است ، بول داری معلمی که تاخیر یا غیبت داشته را بخوابانند و شلاق بزنند؟ قبول داری اگر خطایی از معلم سر زد مدیر مدرسه یا مسئول اداری به او دشنام بدهد و توهین بکند؟ قبول داری در تخلفات رانندگی افسر راهنمایی با چک و لگد شما را مجازات کند؟ یک اصل اخلاقی آن است که چیزی را که برای خودمان نمی پسندیم در حق دیگران اجرا نکنیم. اگر دوست نداریم به خاطر خطا یا اشتباه و یا خطای ما ، کسی توی گوش ما سیلی بزند، به دیگران سیلی نزنیم. اگر دوست نداریم به ما توهین شود به دیگران توهین نکنیم.
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 00:12
علی آقای گرامی گفته ای "منظور داستان این است که امروزه در جامعه ظلم وستم زیاد شده و گران فروشی و کلاه گذاری بیداد می کند اما کسی جلودار ان نیست." یک اصل حقوقی داریم که می گوید مجازات باید متناسب با جرم و در چهارچوب قانون باشد. با روشهای حسینقلی خانی و مختارالسلطنه ای ، جرم کاهش پیدا نمی کند. در این مورد مشخص ، فروش ماست زیر زمینی می شود و بازار سیاه شکل می گیرد. مسایل اقتصادی راه حا اقتصادی دارند. راه حل گرانی ، عرضه کافی کالا و ایجاد رقابت بین فروشندگان است. اگر کالا فراوان باشد و فروشندگان زیاد . آنها برای فروش جنس بیشتر حتی در ارزان فروشی رقابت می کنند. در متن گفته ام ، آویزان کردن و کشتن ماست فروش برای حل مشکل گرانی مانند باز کردن یک پیچ به وسیله تبر است.
پاسخ + +5 -1 --
احمد 1395/10/19 - 16:29
"پروفسور ایان ریچاردسون، استاد و بنیانگذار موسسه علوم اعصاب در ترینیتی کالج دوبلین، در کتاب خود "امتیاز برنده بودن" می نویسد قدرت نه تنها رفتار و کردار فرد را تغییر می‌دهد بلکه در خود مغز نیز تغییر ایجاد می‌کند، تغییری که فقط نرم افزاری نیست بلکه سخت افزاری هم هست. به عقیده پروفسور رابرتسون حتی اندک قدرتی، سبب انتزاعی‌تر شدن تفکر می‌شود و نبود قدرت، دست کم بطور موقت، تیزی ذهن را کم می‌کند. پس قدرت بر ذهن تاثیر می‌گذارد، به ویژه با تغییر دادن ترشح هورمون‌ها. قدرت سبب ترشح تستوسترون می‌شود و ترشح تستوسترون موجب افزایش ترشح دوپامین".
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 04:28
قدرت چیز بدی نیست . آن چیزی که بد است قدرت بدون مهار و بدون کنترل است. قدرتی که بر آن نظارت نباشد و توسط قانون کنترل نشود خطرناک است. تفکیک قوای مقننه و قضاییه و مجریه، راهی معقول برای تقسیم قدرت و نظارت بر قدرت در جامعه است. در سطح خُرد هم همین طور است . اگر مقرراتی برای برخورد معلم با دانش آموز نباشد . اگر نظارتی بر کار معلم در کلاس نباشد. اگر ترس از عواقب قانونی رفتار خشونت آمیز با دانش آموز نباشد ، ممکن است برخی معلمان به فکر سوء استفاده از قدرت خود درکلاس بیفتند و به بهانه درس نخواندن یا بازیگوشی و... دانش آموزان را بزنند و یا به آنها توهین کنند یا بترسانند. ترشح هورمون ها در هنگام خطر و خشم و بالارفتن آدرنالین وتستوسترون را های فیزیویولوژیک و غریزی حفظ حیات در پستانداران است. اما انسان تماما تابع این واکنش های غریزی نیست و به مدد تعلی و تربیت و فرهنگ و شعور یاد می گیرد که خشم خود را کنترل کند.
پاسخ + +3 -1 --
ادامه - احمد 1395/10/19 - 16:32
ادامه :
"دوپامین برای فعالیت‌های مهم مغز ضروری است، به خصوص برای فعالیت‌های بخش قدامی مغز، برنامه‌ریزی، هدف گذاری، رسیدن به هدف و تفکر استراتژیک. دوپامین همچنین سیستم پاداش را که در عمق میانی مغز قرار دارد تحریک می‌کند، شبکه‌ای که مسئول احساسات خوشایند ماست، سیستمی که باعث می‌شود افزایش حقوق، تعریف و تمجید برای ما لذت‌بخش باشد. قدرت، داروی بسیار قوی ضد اضطراب و افسردگی است، اما اکسیر جوانی نیست! "
پاسخ + +7 -1 --
ناشناس 1395/10/19 - 16:45
در روند اجرای قانون باید ضمانت اجرایی داشته باشیم.
جناب عبدالهی ضمانت اجرایی لزوما خشونت فیزیکی نیست.
در تمامی ممالک پیشرفته اجرای قانون با نصیحت و موعضه پیش نمیره، بلکه عدم اجرای قانون مجازاتهای سنگینی داره. این مجازاتها آنقدر سنگینه که نسبت تخلفات از قانون به حداقل میرسد. البته تاکید میکنم مجازاتها جنبه مدنی داشته و عاری از خشونت است.
حال برسیم به مملکت خودمان که همیشه انظباط قانونی را مترداف با اعمال خشونت فیزیکی میدانیم. همین چیزی که مثلا در سد معبر شهرداری و گاها در مدارس شایع است. متاسفانه ما به جای استفاده از تجربه دیگران از کلیشه های عقب افتاده خود استفاده میکنیم و جواب هم نمیگیریم.
در کل اعمال شدت در اجرای قانون لزوما با خشونت همراه نیست و بدبختانه یک ضعف اساسی ما در حکومت داری در برخورد منفعلانه با جرمهای سازمان یافته مانند دزدیها و اختلاسات نجومی از همین انفعال ناشی میشود. ولی بدبختانه تر اینکه در مقابل ظواهر به شدت عمل کرده و به بهانه های مختلف صداهای معترض رو خفه میکنیم و در خطاهای کوچک برای حفظ ظاهر فرد و یا افراد رو از هستی خارج میکنیم.
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 04:41
فرمایش شما بسیار درست است که انضباط قانونی مترداف با اعمال خشونت فیزیکی نیست. پند و اندرز هم چندان کارساز نیست. هم باید قانون خوب وجود داشته باشد و هم قانون ضمانت اجرا داشته باشد. مثلا هنگام رانندگی اکثر آدم ها در صورتی قانون را رعایت می کنند که اولا قوانین رانندگی را بدانند و علایم رانندگی به اندازه کافی در خیابان و جاده نصب شده باشد و ثانیا راننده ها مطمئن باشند که در صورت تخلف رانندگی به احتمال بالای 80 در صد گیر می افتند و جریمه می شوند. روش مختارالسلطنه ای این است که تصور کنیم با شقه کردن و دار زدن چهار تا راننده متخلف در خیابانها بقیه راننده ها ماستها را کیسه می کنند و دیگر خلاف نمی کنند. یک لحظه فکر کنید که ممکن است آن راننده متخلفی که سرمیدان برای عبرت دیگران شقه می شود ممکن است شما باشید ! برای کاهش جرایم باید زمینه بروز جرم را از بین برد و البته بازهم جرم اتفاق می افتد اما مجازات هرجرمی باید تناسب با جرم داشته باشد. کارهای فرهنگی و آموزشی هم در قانون پذیری افراد تاثیر مثبت دارد.
پاسخ + +3 -4 --
ایران 1395/10/19 - 17:42
ضمانت اجرایی مسائل اقتصادی خشنوت است همانند حکومت حضرت علی که وقتی گرانفروشی یا کم فروشی می شد با شلاق به بازار‌میرفتند واجرایوحکم میکردند ولی برعکس ضمانت اجرایی مسائل آموزشی طور دیگری است مانند روش پیامبر گرامی. همکاران عزیز کتاب الحیات جلد 9 تحت عنوان‌حکومت اسلای راهنمای خوبی برای این موضوع هست. پرفروش ترین کتاب سال 91 در نمایشگاه بین المللی تهران
پاسخ + +7 -1 --
حسین 1395/10/19 - 18:10
حس مسئولیت پذیری

بله همان وظیفه کاری که بعضی از مدیران اداره و اکثر کادر اداری انجام می دهند

تماما این افراد در فکر نابودی سیستم اموزش و پرورش در ایران و از بین بردن انگیزه کاری معلمین و توهین کردن به معلمین زحمت کش و مظلوم است
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 04:53
اگر مدیری از وزیر تا مدیرکل تا رییس منطقه تا مدیر و معاون مدرسه به معلم توهین کند کار غیر قانونی انجام داده و باید از طریق مکانیسم های اداری توبیخ و تعلیق و... شود برحسب نوع توهین و... همین طور اگر معلمی دانش آموز را کتک بزند یا توهین کند فعل مجرمانه ای انجام داده و باید به صورت قانونی مجازات شود. اما توهین تعریف دارد. مثلا ممکن است ما نظارت مدیر برکار معلم را توهین بدانیم و یا ارزشیابی کار معلم را توهین تلقی کنیم و یا ... اینها توهین نیستند. همه رفتارهای غیرقانونی را نباید زیر عنوان توهین طبقه بندی کنیم. فرض کنیم مدیر مدرسه از معلم علوم می خواهد به همه دانش آموزان نمره بالا بدهد تا آمار قبولی بالا برود. این کار توهین نیست اما غیر قانونی و مجرمانه است و معلم باید از راه اداری این تخلف را پیگیری کند و خواستار مجازات مدیر متخلف بشود.
پاسخ + +2 -4 --
سلیمی ساعتلو 1395/10/19 - 19:27
همیشه آسان ترین راه بهترین راه نیست. اگر اعدام کارساز بود اکنون در کشور ما باید بساط مواد مخدر و جنایت برچیده می شد و کشورهای اروپایی غرق در مواد مخدر و جنایت بودند. متاسفانه تقریبا تمام همکارانی که من تا کنون با آنان مراوده داشتم طرفدار تنبیه بدنی بوده اند. همین ذهنیت راه آسان از مدرسه به جامعه منتقل می شود و مدام بازتولید می شود.
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 05:11
فرمایش شما کاملا درست است.در تایید فرمایش شما اضافه می کنم که باید به علل و زمینه های بروز جرم توجه کرد . کتک زدن دانش آموزی که درس نمی خواند دفع فساد به افسد است. مثل این است که مثلا دانش آموزی چشمش ضعیف است ، توی چشمش اسید بریزیم. کتک زدن نه فقط بچه را درس خوان نمی کند بلکه از درس و مدرسه و معلم بیزار می کند . ضمنا بچه عقده ای می شود و در آینده دگرآزار و ضد اجتماع می شود و می خواهد انتقام کتکها و تحقیرهای کودکی را از دیگران بگیرد. حالا گیرم درسخوان هم بشود. یک موجود عقده ای درسخوان ضررش از یک بیسواد غیر عقده ای برای جامعه بیشتر است. نمی شود با آموزه های 700 سال پیش که معتقد بودند "تا نباشد چوب تر فرمان نبرند گاو و خر" ، بچه ها را تربیت کرد. بچه ها علاوه بر اینکه گاو و خر نیستند. امروزه حتی استفاده از چوب تر و کتک زدن در کشورهای پیشرفته برای تربیت حیوانات هم ممنوع است.
پاسخ + +2 -2 --
علی 1395/10/19 - 19:27
مختارالسلطنه هر عیبی که داشت حسنش این بود که قانون را اجرا می کرد اگه قانون ضمانت اجرایی نداشته باشه هزاران مختارالسلطنه نمی توانند کاری کنند کشورهای غربی با شدت تمام قانون خود را اجرا می کنند البته در آموزشگاه ها یاد می دهند و بعد اجرا می کنند نه با موعضه و نصیحت نمونه اش قتل در کشور غربی کسی که قتلی مرتکب می شه حتما به زندان می افتد ولی در کشور ما که قتل قصاص نفس داره قاتل امید به رضایت داره.................
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 05:25
اتفاقا ایراد اصلی مختارالسلطنه ها رعایت نکردن قانون است. در آن دوره ما هنوز قانون اساسی نداشتیم و بر اساس قانون شرع عمل می کردند. رییس نظمیه باید بقال ماست فروش را به حاکم شرع معرفی می کرد. در دنیای جدید رییس نیروی انتظامی بر اساس تفکیک قوا حق قضاوت در باره جرم را ندارد. در کشورهای غربی قانون را با "دقت" اجرا می کنند نه با "شدت" تمام . در ترم های حقوقی مدرن هدف از مجازات متهم انتقامجویی نیست. در نروژ یک فرد نژاد پرست دوسه سال پیش با حمله به محل اردوی دانش آموزان ، بیش از 70 دانش آموز را کشت. دادگاه او را به 20 سال زندان محکوم کرد. چون مجازاتی بالای 20 سال ندارند!جالب اینکه چند ماه پیش، محکوم از دست زندانبان های خود شکایت کرد به خاطر محدودیت های اینترتی و کمبود برخی امکانات و دادگاه به نفع زندانی ن رای داد. اگر در ایران قانون اجرا نمی شود باید خواستار اجرای قانون باشیم. درخواست مجازات خودسرانه افراد و تمجید از روشهای مختارالسلطنه ای منجر به بی قانونی بیشتر می شود.
پاسخ + +8 -1 --
مجید دلبندم 1395/10/19 - 19:45
جناب شیرزاد قبول کن روش مختارالسلطنه بیشتر جواب میده یادم میاد جنال عالی و جمعی دیگر از همکاران برای مدیریت و دزدی غندالی گلو پاره کردید و در جواب این اختلاس غندالی ؛چند روز بگذره غندالی مثل خیلی های دیگر به ریش من و شما خواهد خندید اگر مخنارالسطنه ای بود چه ها بر سر تنبان غندالی که نمی کرد شایدم موش یا گربه جا می داد در تنبان غندالی ها
پاسخ + 0 0 --
معلم 1395/10/20 - 22:44
برای این آ.پ مختارالسطلنه ها آرزمندیم که امثال غندالی و ... را سر جایشان بنشاند و گرنه از ما معلمان مظلوم و بی قدرت چه بر می آید ؟
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 05:38
مجید دلبندم ! شما وسط دعوا نرخ تعیین کرده ای ! به سوابق موضوع غندالی در همین سایت مراجعه کن . چهارماه پیش از بازداشت غندالی من احتمال تخلف درصندوق را مطرح کردم و بحثی را که با غندالی در یک گروه تلگرامی داشتم در همین صفحه گذاشتم و دست برقضا همین اتفاقات را پیش بینی و به فانی هشدار دادم. البته همین الان هم اتهامی به غندالی وارد نمی کنم چون از پرونده او خبر ندارم و ضمنا قاضی نیستم. لابد انتظار داری الان در زندان اوین غندالی را سر وته آویزان کنندو تنبانش را از پایین ببندد و تعدادی موش و گربه توی شلوارش بیندازند. پیشنهاد شما نوعی شکنجه سادیستی و ضد بشری است و تنها یک بیمار روانی می تواند در باره یک انسان، چنین عملی انجام دهد. شکنجه متهم خلاف قانون اساسی است. وظیفه پلیس و اطلاعات این است که مدارک و شواهد مجرمیت متهم را به صورت تخصصی جمع آوری و در اختیار دادگاه قرار دهند تا دادگاه بر اساس قانون حکم بدهد. شکنجه متهم چه به قصد اعتراف گیری و چه به قصد انتقامجویی ، عملی غیر انسانی و مجرمانه است و اعترافاتی که با شکنجه اخذ شود ارزش قانونی ندارد.
پاسخ + 0 0 --
مجید دلبندم 1395/10/21 - 11:36
جناب شیرزاد اگر موش کردن تو تنبان غ...لی ها نوعی بیماری روانی است دست کردن تو جیب معلم مظلوم ,چه حکمی دارد اتفاقا مقاله و گفتار جناب عالی و سایرین را با غندالی خواندم همام موقع که زیر بار حقوق ۱۲ میلیونی نمی رفت اگر به فرض محال حرف شما از خود راضی و ان غندالی دزد صحیح باشد با ان دزد از صندوق ذخیره چه کنیم در ضمن منظورم را نگرفتی عقل کل ؛ خلاصه بگم منظورم از موش در تنبان کردن غ ها این بود کسی دزد را نمی گیرد تا شرکتی ورشکسته نشود بیت المال بی معنی است باید برای یکبار برخورد کرد جای که مجازات با جرم همخوانی ندارد همین است دزد ۱۲هزار میلیاردی را ببین بعدش ببین چگونه از دزدها عذرخواهی هم خواهد شد جناب عقل کل
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 20:41
مجید دلبندم ، یک متهم چه مرتکب کشتار جمعی شده باشد چه دزدی کرده باشد چه اقدام علیه امنیت کشور و....نباید شکنجه و یا خودسرانه مجازات شود. منظور از روش های مختارالسطنه ای ، شکنجه متهم و مجازات خودسرانه است. در جوامع متمدن محل رسیدگی به اتهامات دادگاه است و رسیدگی هم باید در چارچوب قانون باشد. اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع جرایمی مانند اختلاس را هم گفتم : "اصلاح قوانین و بستن منفذهای گریز از قانون ، تقویت نظارت ، کاهش تصدیگری دولتی و...." در مورد صندوق هم قبلا نوشته ام که ساختار صندوق مستعد فساد است . فرقی نمی کند غندالی باشد یا شایسته نیا یا هرکس دیگر . پیشنهادم انحلال صندوق بود. شما گفتید موش و گربه توی تنبان غندالی بیندازند. این عمل شکنجه است و فقط از یک ذهن بیمار چنین پیشنهادی صادر می شود . حالا می گویی منظورت اقدامات پیشگیرانه بوده است . موش و گربه توی تنبان انداختن حتی با زبان استعاره ، معنایش پیشگیری از وقوع جرم نیست.
پاسخ + 0 0 --
مجید دلبندم 1395/10/21 - 21:52
اگر جامعه ما جامعه متمدن بود ابن اختلاس صورت نمی گرفت جامعه ای که بکی چند صد میلیونی حقوق بگیرد و کارگری برای نان شبش محتاج تک نان باشد من تمدنی نمی بینم تا ان را سیاه سفید یا رنگی تقسبم کنم صاحب تمدن فحش نمی دهد صاحب تمدن اختلاس را لاپوشانی نمی کند و....
پاسخ + 0 0 --
صمد 1395/10/21 - 21:58
وای بد نیست برای خنده هم که باشه موش بندازی تو تنبان اختلاس گرا نمیشه بشه چه میشه خودش ضرب المثلی میشه مانند مختارالسلطنه
پاسخ + +5 -1 --
معلم ایران زمین 1395/10/19 - 21:44
اتفاقا مسایل اقتصادی ا بی ران واختلاسگر ووووو فقط با روش قوام قابل پیشگیری است زیرا تابحال سیاست چشم پوشی بوده و روزبروز دزدان مال مردم پرروترمی شوند چراکه می دانند کسی به کسی نیست واگه نبره ازدستش رفته
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 05:50
قوام السلطنه سیاستمداری ایران دوست و دانا بود که نام او به خاطر بازگرداندن آذربایجان از دست روسها به نیکی برده می شود. به نظر من نه روش های مختارالسلطنه ای جواب می دهد و نه بقول شما چشم پوشی . راه حل در مورد متهمان مجازات آنها مطابق قانون است. اما راه حل اصلی از بین بردن زمینه های فساد از طریق کاهش تصدیگری دولت و واگذاری (فروش )بیش از 750 شرکت دولتی و بانکها و بیمه ها به بخش خصوصی واقعی است. فساد و رانت خواری و اختلاس ، پیامد طبیعی ورود دولت به بنگاهداری و تصدیگری اقتصادی است. رده بندی کشورها از نظر شفافیت اقتصادی نشان می دهد که هرچه دولت بزرگتر و میزان دخالت آن در اقتصاد بیشتر باشد ، میزان فساد بالاتر است.در یادداشت، چین کمونیست را مثال زده ام که مفسدان اقتصادی را تند و تند اعدام می کند اما تاثیری ندارد. چون فساد ذاتی سیستم اقتصاد دولتی است. البته در بین عوام این اعتقاد هست که اگر چند تا نانوا را توی تنور بیندازیم از فردا نان آرزان می شود. معلم باید مسایل را در سطحی بالاتر از عوام ببیند.
پاسخ + +5 -1 --
حسن 1395/10/20 - 17:44
صدهزار میلیارد تومان معوقات بانکی در اختیار ۱۰۷ نفر است که اگر برگردد همه ی اقتصاد متحول می شود به نظر شما به جز مختار السلطنه چه کسی میتواند بیت المال را پس بگیرد به امید ان روزی که از گور در اید و به داد مظلومان ایران زمین برسد!
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1395/10/21 - 06:08
الان بابک زنجانی دوسه میلیارد یورو به دولت بدهکار است. با دار زدن یا شقه کردن بابک ، آیا پولها بر می گردد؟ بخشی از مشکلات به منافذ قانونی برمی گردد باید این سوراخ ها را بست. بخشی از مشکلات به دخالت و تصدی گری دولت بر می گردد باید دولت دست از تصدی گری و بنگاه داری بردارد. بخشی از مشکلات به فساد سیستم اداری برمی گردد . دولت باید کوچک شود و سیستم نظارتی تقویت شود. بخشی از مشکل به فساد در دستگاه قضایی برمی گردد که راه حل استفاده از قضات باسواد و نفوذناپذیر و غیر سیاسی کردن قوه قضاییه است. در مورد متهمان هم باید با بازجویی های دقیق دستگاه های مرتبط مدارک کافی علیه آنها جمع آوری کرد و ملاحظات سیاسی در برخورد با همدستان انها را کنار گذاشت. در ایران 120 سال است که مردم به طور جدی برای حاکمیت قانون مبارزه کرده اند و هنوز در ابتدای راه هستیم. تاسف آور است که یک معلم خواستار بازگشت به بی قانونی های عصر قاجار بشود. آقامحمدخان با همین منطق به روایتی 20 هزار جفت چشم مردم کرمان را درآورد. یاد شعر اخوان می افتم که دوره شاه از سر نومیدی و خشم سرود : نادری پیدا نخواهد شد دریغ / کاشکی اسکندری پیدا شود
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1395/10/29 - 13:49
چه خوب نوشتي. آقاي عبداللهي. بعد از مدت ها با خواندن نوشته اي چيزي آموختم. از بس خوراك خام و بي ارزش وارد مغزم شده بود افسرده شده بودم.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از عملکرد معاونت تربیت بدنی در مناطق و مدارس رضایت دارید ؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور