صدای معلم

" چیزی که در آن دوران توجه مرا بسیار جلب می کرد اهمیتی بود که سقراط به مشاغل می داد و با دیگر یونانیان دراین باره مباحثه می کرد. او در تلاش بود موقعیت های شغلی را مشخص و متمایز کند و هر کس کاری را انجام دهد که در آن تبحر دارد "

به یک سقراط نیازمندیم!

آرمان نیکبخت

تفکر سقراطی و تفکیک مشاغل و موقعیت های شغلی

۱-اولین باری که با افلاطون آشنا شدم در دبیرستان بود. در کتابخانه مجموعه آثار افلاطون قبل از کتابهای دینی با ترجمه محمد لطفی و رضا کاویانی قرار داشت. شخصیت سقراط برایم عجیب و جذاب بود، حس می کردم او، من را هم مثل جوانان آتنی فاسد کرده است. من هر روز قدم می زدم و مباحثات بسیار جذاب سقراط را می خواندم.

۲-چیزی که در آن دوران توجه مرا بسیار جلب می کرد اهمیتی بود که سقراط به مشاغل می داد و با دیگر یونانیان دراین باره مباحثه می کرد. او در تلاش بود موقعیت های شغلی را مشخص و متمایز کند و هر کس کاری را انجام دهد که در آن تبحر دارد. در میان تمام شغل هایی که سقراط با آن مواجه بود شغل عجیب و پر درآمدی هم وجود داشت. سوفسطایی گری، کسانی که دیگران را معتقد می کردند. سقراط در رساله گرگیاس ثابت می کند که سوفیست کسی است که افراد را به چیزی معتقد می کند که نمی داند.

سقراط سوفسطایی گری را نوعی ورزیدگی در پدید آوردن لذت و شادمانی می داند و آن را نکوهش می کند و نام آن را چاپلوسی می گذارد. سوفیستها از هیچ  دانشی بهره ندارند اما می توانند شما را در هر زمینه ای معتقد کنند.
سقراط تلاش می کند به ما بگوید، کاری را در آن تبحر دارید با کاری دیگر متفاوت است و این برایم بسیار جذاب بود. اما چرا؟ 

۳- در آن زمان دانش آموزان با بسیاری از درسها مشکل داشتند و همچنین با بسیاری از جریانهای عجیب که در مدرسه تبلیغات وسیعی داشت مثلا درس آمادگی دفاعی که همیشه سوال برانگیز بود که یک شخص که مثلا می خواهد روانشناس یا مهندس شود چه لزومی دارد از روش های گرفتن اسلحه، پدافند عامل و غیر عامل آگاه شود اصلا بالفرض که باید آگاه شود مگر نه این که در خدمت سربازی اینها آموزش داده می شود. یا جریانی به نام پزشکی اسلامی که در حال حاضر هم تبلیغات بسیاری از آن هست. دو موقعیتی کاملا متفاوت: دینی و پزشکی، یکی علمی است تجربی و دیگری دین، دو سنخ موقعیت که هیچ گاه باهم قابل تلاقی نیستند (که مثلا اگر ما بگوییم روانشناسی مسیحی داریم پس می توانیم روانشناسی اسلامی هم داشته باشیم، اما هیچ گاه علم پزشکی به این شکل عجیب دینی نشده بود).اینها ذهن مرا به این مسئله سوق داد که ای کاش سقراطی در ایران استخدام می کردیم تا برای ما هم شغلها را مشخص و متمایز می کرد، مگر نه اینکه کفاش در کار کفاشی مهارت دارد پس باید کفاشی کند، کشیش، خاخام، آخوند هم باید کار خودش را بکند و پزشک هم کار خود را، پس پزشک نمی تواند کار یک آخوند را بکند و آخوند هم نمی تواند کار پزشک را بکند (یا مهندس، سرباز و ..). صرفا ورزیدگی در به وجد آوردن دیگران به معنای داشتن مهارت و دانش نیست.

۴- اخیرا کتابی درباره مردی فرانسوی مطالعه کردم که بسیار بهتر از من کتابهای افلاطون را خوانده بود و متوجه شدم طرح ساده ای که آن روزها در ذهن من بود را بسیار عمیق تر و پیچیده تر اندیشه کرده است. آلن بدیو وظایف فلسفه را روشنی بخشیدن به فاصله مابین قدرت و تفکر، روشنی بخشیدن به انتخابهای بنیادی تفکر، روشن نمودن ارزش استثناها، رخدادها، و گسست ها می داند.

می توان گفت بدیو می گوید وضعیت فلسفی آن وضعیتی است که دو تفکر هستی شناختی ناب (مثل دین و علم) که هیچ مخرج مشترکی باهم ندارند با هم مواجه می شوند و کار فیلسوف تعیین و تمیز دقیق این دو تفکر است. مثلا مکالمه سقراط و کالیکلس در رساله گرگیاس افلاطون دو نوع تفکر کاملا متفاوت را نشان می دهد. تفکر سقراط و کالیکلس هیچ قدر مشترکی باهم ندارند کالیکلس معتقد است همیشه حق با زورمندان است، سقراط معتقد است انسان صدیق حقیقی با انسان عادل معادل است. هر کس که این رساله را بخواند متوجه می شود که هیچ کس قرار نیست کس دیگر را متقاعد کند اما هدف سقراط بردن در بحث نیست بلکه تعیین دقیق جایگاه این دو سطح تفکر که کاملا متفاوت است و هیچ وقت باهم تلاقی پیدا نکرده و نمی کنند (بر اساس کتاب آلن بدیو انجمن رخداد، انتخاب و گزینش فرهادپور، نجفی، عباس بیگی).

۵- به نظر من مباحثات فلسفی به این شکل بسیار در حوزه اندیشه ما مورد نیاز است. ما باید تفکرات هستی شناختی قشرهای مختلف دانشگاهی را دقیق تمیز دهیم و مشخص کنیم. ما باید تفکر قشر دانشگاهی خودمان را مورد دقت قرار دهیم تا ببینیم از کدام هستی شناختی درحال کار هستند، بدانیم که در چه کاری دانش دارند. اگر تفکر هستی شناختی کسی دینی باشد وظیفه فیلسوف تعیین موضع ایشان است و تمیز موضع ایشان از مواضع دیگر (مثلا تفکر علمی).

متاسفانه در ایران به طور دقیق مواضع تفکر قابل تمیز نیست برای همین مثلا کسی که تفکر دینی دارد فکر می کند به راحتی می تواند پزشک هم باشد یا کسی که قرار است روزی مهندس شود می تواند سرباز خوبی هم باشد. این خلط مبحث ها و این مواضع در هم برهم نه تنها سودی ندارد بلکه بسیار خطرناک می باشد پس حقیقتا ما نیاز شدیدی به استخدام یک سقراط داریم.

کانال تفکر انتقادی


تفکر سقراطی و تفکیک مشاغل و موقعیت های شغلی

پنج شنبه, 29 خرداد 1399 15:34 خوانده شده: 140 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +1 -1 --
معلم 1399/03/29 - 16:47
من هر چه نوشته شما را خواندم نفهمیدم شما چه می گویید. استادی داشتیم می گفت وقتی سخن کسی را نمی توانید بفهمید بدانید که خودش هم نفهمیده است. نمی دانم از کجا در آوردید که سوفسطایی ها سواد و علم نداشتند
پاسخ + +4 0 --
مدرس آزاد 1399/03/29 - 17:56
مشاغل اهمیت ویژه ای دارد
... و بیشتر جامعه غافل و ناشنوا، از استدلالات آلوده به توهّم در جدایی حق امیرالمؤمنین(ع) چه مصیبتها ندید و نمی بیند!
امروزه بر تنوع و گستردگی و چند سویه بودن توهّمات افزوده شده است!
مثال بزنید
پاسخ + +9 0 --
مریدان خاکستری 1399/03/31 - 09:02
به یک عبدالامیر ولی زاده نیازمندتریم

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

" کیفیت آموزش " را در شبکه شاد و برنامه های تلویزیون چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور