صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

عباس فرجی ، عضو شورای نویسندگان سخن معلم :

سوگیری مدیریتی در جابه جایی قدرت (فقط مختص مدیران ارشد) !

نمی دانم چرا وقتی دولتی جابه جا می شود ، اتفاقات جالب توجه ای در میان مدیران ارشدی که از دولت قبل هنوز سر کار مانده اند رخ می دهد  ؛ در دسته بندی این اتفاقات که من از آن به عنوان  " سوگیری مدیریتی در جابه جایی قدرت " یاد خواهم کرد ،پنج دسته ی کلی را می توان متصور شد .

دسته اول

مديراني كه  قيد همه تعلقات خود را به ميز و صندلي و منشي و ... مي زنند چون بر اين باور هستند كه اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست كه بشود ماند ، اين مي شود كه خيلي زود به استقبال استعفا، باز خريد، بازنشستگي زود هنگام و... هزاران ترفند از اين دست خواهند رفت. تازه اين گونه شايد ارج و قربي هم در محل کار خود پيدا كنند كه مثلا فلاني در راستاي مخالفت با وزیر چنان كرد و هزاران حرف و حديث ديگر. البته اين دسته شايد از كساني نباشند كه اين وضع فلاكت بار آموزش و پرورش را به وجود آورده باشند اما شرط اول عقل را فرار مي دانند ، كجايش هم برايشان چندان مهم نيست.

نتيجه گيري جنگي:  اگر زود فرار كني جان از مهلكه به در خواهي برد

دسته دوم:

مديراني هستند كه از دیرباز بر مسند مديريت  جلوس كرده اند و جدا شدن از اين محبوب برايشان دردناك است ؛ اين گونه مي شود كه تصميم مي گيرند كمي از صندلي دور شوند و ازبیرون گود اوضاع را رصد كنند  تا در فرصتي مقتضي باز ميراث اجدادي خود را پس بگيرند.

قدر مسلم اين دسته هر جايي كه قرار بگیرند دو واكنش را نشان خواهند داد يا شروع به ايراد گيري از وزير و مديران جايگزين خواهند كرد و يا در مدح  وزير هر چه توان دارند بi كار خواهند بست  تا شايد فرصتي و مجالي دوباره براي برگشت پيدا كنند.

نتيجه گيري سياسي:

به عهده خواننده ؛ چون من سیاسی نیستم .

دسته سوم:

از آنجا كه وزیر در نظر برخي به شكار مدیران قبلی آمده و صياد قابلي است عده اي فرض را بر اين مي گذارند كه در مكتب صياد خوردن گوشت مرده حرام است ؛ اين گونه است كه ترفند در پيش مي گيرند و پيش خود مي گويند منتظر مي شويم تا به ما نزديك شود وقتي ديديم كه خطر ما را تهديد مي كند خود را به مردن مي زنيم نهايتش اين است كه او پس از مشاهده ، متوجه مي شود كه ما مرده اي بيش نيستیم و ما را كنار مي اندازد و ما  مي توانيم از مهلكه بگريزيم ؛ اگر هم متوجه نشد كارمان را بر روال سابق ادامه خواهيم داد.

نتيجه گيري اخلاقي:

اگر آدم مثل يك نعش بشود و نشان بدهد كه وجودش مثل يك مرده ي بي خاصيت است ، هيچ كسي كاري به كارش نخواهد داشت.

دسته چهارم:

مديراني كه پيش خود گمان مي كنند كه باب گفتمان هميشه باز است ، مي رويم نزد وزير  ،ضمن اعتراف به كرده خود تمام تقصير را گردن وزير سابق مي اندازيم و مي گويم ما مامور بوديم و معذور قطعا او هم ما را درك خواهد كرد، به هر صورت او آدمي دانشگاهي است و متوجه خواهد شد كه زبان مان مشترك است و البته قول مساعد خواهيم داد كه از اين پس يك دل و يك تن در خدمت او خواهيم بود.

وقتي اين دسته خدمت وزیر مي رسند پس از گفتن حرف هايشان متوجه مي شوند كه وزیر اصلا زبان مشتركي ندارد و فقط به زبان خودش حرف مي زند  و اين گونه مي شود كه دستور مي دهد همه آنها را به بند بكشند.

نتيجه گيري دانشگاهي:

هر كسي شجاعت داشته باشد و پايداري كند دفترش بسته خواهد شد و اساسا آدم ها هميشه با زبان مشترك به جايي نمي رسند.

 

دسته پنجم :

در سیستم مدیریتی ایران ، اتوبوس معنای کاملا روشنی برای مدیران ارشد دارد . کارمندان جزء با همان شرکت واحدخودمان و یا با مترو سر کار می روند .

لذا برخی مدیران ارشد می دانند به هر کجای آن اتوبوس معروف آویزان شوند جان از مهلکه به در خواهند برد . از این روی این مدیران دست به دامن سرنشینان آن اتوبوس می شوند و تا می توانند روابط خود را با سرنشینان آن اتوبوس که مختص وزیر است گرم می کنند  برای گرما بخشی از هیچ کاری هم مضایقه نمی کنند از فروش آدم تا فروش اموال و...

نتیجه گیری اتوبوسی

برخی افراد اتوبوس "وی آی پی "سوار می شوند و بدون بازرسی وارد ساختمان می شوند برخی در ازدهام مترو از بی هوایی خفه می شوند تا حق به حق دار برسد .  

 

شنبه, 08 آذر 1393 ساعت 10:06 خوانده شده: 1565 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +7 -7 --
حسین جندقی 1393/09/08 - 17:44
عالی بود
پاسخ + +5 -5 --
کریم 1393/09/08 - 19:13
برخی مثل ... تا آخر عمر در این وزارتخانه می مانند و از پول های باد آورده استفاده میکند و میلیاردها تومان صرف یک سند به اصطلاح چشم انداز می کنند و..........
پاسخ + +10 -6 --
تیزبین 1393/09/08 - 20:09
مشخص است این آقای نویسنده به هرخدمتی به چشم مقام و منصب نگریسته و عطش رسیدن به کوچکترین آن تمام وجودش را پرکرده است.
پاسخ + +4 -8 --
انسيه 1393/09/08 - 22:28
عجب تقسيم بندى حکيمانه اى بود!!بسیار عالى
پاسخ + +2 -7 --
سرستیان 1393/09/09 - 12:18
ممنون مثل همیشه خواندنی و جالب
پاسخ + +3 -7 --
ناشناس 1393/09/09 - 14:42
عالی بود
پاسخ + +7 0 --
فرهنگي 1393/09/10 - 08:49
عجب متن دنيا بينانه اي بود شايد نشان از درون دنيابين نويسنده.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از عملکرد معاونت تربیت بدنی در مناطق و مدارس رضایت دارید ؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور