صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

برای چنین بی اعتنایی حاکم چگونه می توان اسب تِروایی از اندیشه و خرد جمعی به سوی آنان و در بین آنان فرستاد ؟

جامعه ی بی اعتنا به رسانه و افرادی که آرزوهای بزرگ دارند ؟!

مینو امامی/ همکار صدای معلم

جایگاه رسانه در جامعه ایرانی و جایگاه صدای معلم در آموزش و پرورش و فرهنگیان و معلمان

در حدود ۱۶۰ سال قبل با منتشر شدن کاغذ اخبار به مدیریت میرزای شیرازی ، ایران وارد جهان رسانه ای شد و این در حالی است که در غرب این تاریخ به ۴۰۰ سال پیش برمی گردد. و این مسأله از قدمت بحث رسانه ها در کشورهای غربی حکایت می کند و به نسبت همین قدمت ، کار رسانه ای بیشتری انجام شده است و طبعاً پیشرفت های قابل ملاحظه ای صورت گرفته است .
از جمله رسانه های عمومی می توان به روزنامه ها، رادیو ، تلویزیون ، سینما ، ماهواره و در اواخر دهه ۱۹۶۰ پدیده ای به نام اینترنت که جهان را متحول کرد اشاره کرد. (1)
ساده ترین پاسخ به سئوال عنوان را با توجه به این قدمت خود دهم شاید مدخلی مفید به بحث باشد.

اگر رسانه صدای معلم اجازه قد کشیدن از سوی برخی مخاطبین عام و اکثر مخاطبین خاص را ندارد به دلیل کم بودن قدمت کار رسانه در کشور است . با در نظر داشتن این اصل مهم که در غرب همزمان با رسانه ، فرهنگ عمومی و فرهنگ رسمی نیز پیشرفت کرده است اما در کشور ما فرهنگ فقط سنوات یا دهه هایی برای خودنشانی داشته و بیشتر تحت تأثیر سیاست و سیاسیون رنگ باخته است یا گاه به تحجر و ماند فرهنگی مبتلا گشته است . اگر رسانه اینترنتی در این کشورها از اواخر دهه 1960 باعث ایجاد تحول شده اما در کشور ما از سال 1990 به صورت انبوه 200 هزار دستگاه وارد کشور شده و در دهه 1980 به صورت تعداد محدود برای مراکز خاص بوده است . (2)

یعنی 58 سال برای آنان و 28 سال برای ما قابل استفاده بوده است. آنان تولید کننده دانشند و ما مصرف کننده آن . و این هم تفاوت دیگر قضیه. و با در نظر داشتن این نکته که طی سالهای 66 تا 75 ، کامپیوتر به عنوان دکوراسیون و ژست باسوادی مسئولین بر روی میزشان بود و هنوز از دانش آن بی نصیب و محلی برای استفاده مفید نداشتند .

جایگاه رسانه در جامعه ایرانی و جایگاه صدای معلم در آموزش و پرورش و فرهنگیان و معلمان

با ذکر این مقدمه بسیار موجز ، خواستم از شما به عنوان مدیر سایتی از رسانه اینترنتی بپرسم چرا هر نوع پیشنهاد یا حرکتی که می تواند جرقه یک حرکت مؤثر برای رشد رسانه و حرفه معلمی باشد یا برای جامعه و افراد آن مؤثر باشد در نطفه باقی می ماند، یا اصلا پاسخگوی دلسوز علاقه مندی ندارد و انگار نه انگار ؟
چرا امکان پیگیری و نتیجه گیری برای یک خواست منطقی که می تواند شفاف و روشن باشد وجود ندارد ؟ مگر رسالت رسانه ترویج آگاهی و اطلاع رسانی نیست ؟
اگر در یک جامعه حمایت و همراهی صاحبان خِرد و قدرت توأمان برای رشد و قد کشیدن هر نوع رسانه مفید نباشد ، ما چگونه به همراهی جهان خواهیم شتافت ؟
آیا از ما که در چنین جامعه ای بی اعتنا به رسانه نفس می کشیم حقی از حقوق شهروندی مان پایمال نمی گردد؟ چرا مخاطبین پیام عادت کرده اند که متن را دریافت اما با اکتفا به ضرب المثل گویا شتر دیدی ، ندیدی ، انگار نه انگار که جامعه از آنان سئوال می پرسد یا انتظار پیگیری دارد، هیچ واکنشی نشان ندهند ؟ یا واکنش محدود آنها برای احساس خطر باشد نه حرمت پاسخگویی به مخاطب.

جایگاه رسانه در جامعه ایرانی و جایگاه صدای معلم در آموزش و پرورش و فرهنگیان و معلمان

راستی در چنین جامعۀ لایه به لایه خواب آلود یک رسانه چگونه قد می کشد ؟!! با توان و زور انفرادی مدیر رسانه یا با افزایش تعداد مخاطبین رسانه ؟ هر چند هر دو انرژی مضاعف مصروف می دارند اما در به حرکت درآوردن کاروان انصاف و عدل مسئولین بی اثر یا خیلی کم اثرند. مگر ممکن است یک رسانه فقط رسالت نوشتاری و اطلاع رسانی داشته باشد اما قدرت برانگیختی سیاستمداران را نداشته باشد؟ یا قدرت ایجاد تغییر و تحول لازم را نداشته باشد؟ اگر رسانه عزم مسئولین را جزم نمی سازد و فقط به تنویر افکار عمومی یا حرفه خاصی می پردازد ، این می تواند برای خود آنان خطرناک باشد چون منبع ایجاد نارضایتی و آشوب خواهد بود .

سئوالم از آنان این است در چنین جامعه ای که محکوم به حرکت های انفرادی با قوای محدود خود هستیم چرا برای نعمات این سفره به جای شکرگزاری جهت تداوم ، سنگ اندازی می شود؟   مگر رسانه ها شاهراه هویت بخشی یک جامعه نیستند؟
مگر از مهم ترین ویژگی رسانه همه جاگیر بودن آن نیست ؟ مگر مهم ترین مسئولیت یک رسانه انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر نیست ؟ مگر مهم ترین وظیفه رسانه حراست از محیط اجتماعی و ایجاد همبستگی بین اجزای یک جامعه نیست؟
مگر رسانه زشتی یا زیبایی ، حرکت و پویایی یا رخوت و سستی ، عشق و ایثار یا نفرت و خودخواهی ، صداقت و ایستادگی یا دروغ و وارفتگی و.... را به تصویر نمی کشاند ؟

پس چرا در جامعه ما افراد به آئینه وجود یعنی صفحات رسانه می نگرند اما خویشتن خویش را نمی یابند ؟
پس چرا در رسانه صدای معلم ، که لزوما در آن مخاطبین عام و خاص ، مورد توجه است ، از همراهی مخاطبین خاص خبری نیست ؟
علت یکسویه بودن رسانه در جامعه نداشتن دانش رسانه ای است یا نداشتن تعهد اجتماعی ؟
آیا برای همین بین مخاطبین عام و خاص رسانه صدای معلم ، این همه تضاد و بیگانگی حاکم است چون ما از افراد خاص ، صدای حتی یک پلک زدنی را هم نمی شنویم . مگر می شود مورد خطاب یک رسانه چنین در خواب ناز باشد ؟ پس این جامعه چگونه می خواهد نفس بکشد یا تداوم حیات داشته باشد؟
چرا برای نهضت شفاف سازی فیش حقوقی مدیران به جز شما مدیر سایت که همانند ما معلمی ساده اید کسی همراهی نکرد؟
چرا برای پیشنهاد واگذاری تشکل فرهنگیان برای همین سایت صدای معلم ، کسی حتی نقد نکرد ؟ انگشتی به حرکت در نیامد تا احتمال موافقت یا اعتراض مخالفت را به نمایش گذارد ؟

جایگاه رسانه در جامعه ایرانی و جایگاه صدای معلم در آموزش و پرورش و فرهنگیان و معلمان

اگر قرار باشد در این رسانه مخاطبان عام فقط برای دلخوشی خود قلم به دست شوند یا ایده و آرمان و طرحی نو در اندازند و حتی به احتمال عملی شدن آنها ، احدی اعتنایی نورزد ، پس آیا ما اینجا برای خود آب در هاون می کوبیم یا همانند مسئولانی که سخنان زیبای عملی نشدنی را در لفافه خواب ناز ملت می پیچانند تا مردم مطمئن گردند که آنان نیز می دانند ولی عامدا یا سهوا نمی خواهند عمل کنند و در جهل مرکب غوطه ور نیستند ، ما نویسندگان نیز زبانم لال چنین می نمائیم ؟

اصلا یک نفر رسالت و وظیفه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس را برای ما مخاطبین عام تعریف نماید ؟ یا رسالت و وظیفه رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش را ، یا حتی خود وزیر و نمایندگان مجلس را و..... جایگاه حقیقی رسانه صدای معلم در بین مخاطبان عام و خاص آن کجاست ؟ چرا در ارتباط بین این دو مخاطب ، سدی از تَوهم یا محافظه کاری مانع بده و بستان پیام می گردد ؟!
اگر قرار باشد در این جامعه فقط عده ای محدود برای تعهد و رسالت فردی خود دست به کار رسانه که فعالیتی اجتماعی است بزنند پس نامش را رسانه گذاشتن عبث است ، چون افراد این جامعه دانش رسانه ای یا زبان و برداشت مشترکی از آن ندارند، یا اجزای آن با ترکیب خود کل واحد و منسجمی را بوجود نمی آورد.

برانگیختن مخاطب عام که درگیر معضلات و مشکلات حرفه ای خود هستند یا درگیر زندگی روزمرۀ یکنواخت بدون نشاط و امیدند ، زیاد سخت نیست ، مهم برانگیختن مخاطبان خاص است پس یا ما به رسالت خود به نیکی عمل نمی کنیم و یا مخاطبان خاص زره فولادی بر تن دارند که امکان دریافت هر نوع سینگنال یا پیامی را دفع می نمایند. همان اصطلاح برخی از همکاران شاید صادق است یعنی میخ بر آهن کوبیدن. به هر حال در این سیستم معیوب یک طرف باید مقصر باشد.

حال اگر فقط درد مشترک همین بود ، می گفتیم ملت در خواب را بیش از این مرنجانید . شاید مخاطبین خاص به تعداد انگشتان یک دست هم نمی شود اما به هر حال مثل زنبور وزوز کردن مخاطبین عام گوش فلک را می آزارد ، آنانی که به سِرور سایت حمله ور می شوند و حتی یک نماینده یا خود وزارت فرهنگ و ارشاد صدایش در نمی آید یا در ذیل هر متنی مربوط و غیر مربوط نجوای نامیزانی می نوازند و بر مدیر سایت و خود سایت شِکوۀ ناحق می کنند.

همان ماجرای ماشین دودی مطهری یا داستان عامیانه خر و پیرمرد و کودک ، که به هر نحوی مردم باز سخنی برای گفتن دارند یا سخن پدرانمان که سفره بسته یک ایراد دارد اما سفره باز هزار ایراد ( ضرب المثل ترکی است ) . حال این سفره دردمندی من و شما ، تعداد مخاطبینش روز به روز در حال تزاید است و قدرمسلم به عنوان یک سفره باز ، حرف و حدیث گفتنی بسیار خواهد داشت .

اما سئوالم از آنان این است در چنین جامعه ای که محکوم به حرکت های انفرادی با قوای محدود خود هستیم چرا برای نعمات این سفره به جای شکرگزاری جهت تداوم ، سنگ اندازی می شود؟ چرا خودمان به خودمان سنگ می اندازیم ، حداقل بگذاریم تا دیگران یعنی همان مخاطبین خاص سنگ بیندازند تا بهایمان بیشتر گردد.
هیچ می دانید چرا مخاطبین خاص یعنی سیاسیون و مسئولین تراز اول ، ما را به حال خودگذاشته اند و رسانه را یک طرفه به حال خود رها کرده اند ؟!

چون دهه هاست که معلمان می نالند و از اوضاع خود ناراضی اند حداقل از دهه 40 به بعد ، یعنی بیش از نیم قرن ، لذا با زیرکی هر چه تمام این رسانه را تنها و بدون پاسخگویی گذاشته اند تا انرژی و پتانسیل معترضانه معلمان در همین سایت با خود گفتن و خود شنیدن در 24 ساعت شبانه روز ، تخلیه گردد ، هر چند گاه نوک حمله خود آنان هستند اما تجربه آنان نشان داده که با عدم پاسخ به نقد و انتقاد و حتی طرح های سازنده ، می توان تلاش معلمان را کم اثر و خسته و نومید و حتی خنثی ساخت. اگر موفق نشده اند بگوئید خیر.

حال رسالت شمای مدیر رسانه و من مخاطب عام رسانه چیست ؟ پاتک ما برای مقابله با چنین هدفی چه چیز می تواند باشد ؟ برای چنین بی اعتنایی حاکم چگونه می توان اسب تِروایی از اندیشه و خرد جمعی به سوی آنان و در بین آنان فرستاد ؟

بیایید به این سئوال پاسخ بیابیم اما همگی با هم . بدون طنز مستانه یا تکرار واژگان معمولی . سربازان کثیر این بازی چگونه و با چه ساز و کاری بر قدرت و سِمت داران قلیل مستولی گردند؟ با در نظر داشتن این مهم که آنان پیر عرصه سیاستند و ما جوان عرصه خِرد.
بیائید دریابیم کجای راه مان می لنگد؟ چرا تغییرات کاربردی در نظام آموزش و پرورش کشور کُند و بطئی است یا اصلا نیست یا در طریق صلاح عمل نمی کند؟ خدای نکرده این همه انرژی و زمان مصرف شده نیم قرنی همچنان بدون نتایج مفید هدر نرود؟

جایگاه حقیقی رسانه صدای معلم در بین مخاطبان عام و خاص آن کجاست ؟ چرا در ارتباط بین این دو مخاطب ، سدی از تَوهم یا محافظه کاری مانع بده و بستان پیام می گردد ؟!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - رصد رسانه – ساز و کار ارتباطات – دوم شهریور 96
2 - خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا - 28 خرداد ۱۳۹۶ - کد خبر 96032815759 – روایت است که امیر عباس هویدا یکی از مقاماتی بود که پس از ورود کامپیوتر در تیرماه 1341 به ایران ، اولین کامپیوتر شخصی در محل کارش داشت.

3 - نمونه هایی از نوشته های بدون پیگیری مورد نظر در متن بالا :

الف - رئیس های " گران قیمت " فراری از " شفاف سازی " و " پاسخ گویی " ؟! 31 فروردين 97 – علی پورسلیمان.

ب - در انتظار پُر رهرو بودن کاروان صداقت : شفاف سازی فیش حقوقی مدیر صدای معلم - 2ارديبهشت 1397 .شعری از ولی اله بایبوردی .

ج - نهضت شفاف سازی فیش حقوقی مدیران ... اصلی که باید انجام شود ! 3 ارديبهشت 1397 . مینو امامی .

د - پیشنهادی برای مدیر سایت صدای معلم و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در خصوص تشکل صنفی فرهنگیان ، 4خرداد 1397 - مینو امامی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شنبه, 19 خرداد 1397 ساعت 09:53 خوانده شده: 1276 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +8 -6 --
مخاطب عام 1397/03/19 - 11:22
تمام متن شما مطالعه گردید ولی دیگر حس پاسخگویی نیست؛ معلمان، مربیان تا اساتید برای پاسخگویی شایسته ترند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/19 - 11:54
سلام

در این بحث مخاطبین عام شامل تمامی مطالعه
کنندگان سایت ، منظور نظر است . اعم از معلم
و اســتاد و کارشنـاس تربیتی یا صفی و ستادی
در حد معمول است.
و منظور از مخاطبین خاص تمامی مسئولان رده
بالا و ستادی منصب دار است. پس نظر خود را
در صورت تمایل مرقوم فرمائید. تشکر
پاسخ + 0 0 --
دبیر م 1397/03/20 - 00:29
با سلام چرا هنوز خبری از حکم کاگزینی 97 برا شاغلین و بازنشستگان فرهنگی نیسسست؟؟؟؟؟؟!!!!!
زورشون میاد درصد رو بزنند ؟! مگه از جیب خودشون میخواهند بدهند؟؟!!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/20 - 09:30
سلام همکار محترم دبیرم ،

اولا

گر صبر کنیم ز غوره حلوا سازیم.
آنان با قطره چکان و اندک اندک
عمل می نمایند تا ما قدر عافیت
بدانیم.

ثانیا
ما یک استادی داشتیم که خیلی باسواد بود اما کلاسداری اش
ضعیف بود. سوالات آخر ترم را بر اساس معلومات خود می داد
نه بر اساس نحوه یا میزان تدریس ، اما هر بار مجبور می شد تا
نمرات را خیلی دیر بدهد چون سطح نمرات کم می شد و مجبور
به دخل و تصرف می شد.
حال حکم جدید ما هم ، چون زیاد دندان گیر نیست از دادن آن
واهمه دارند که واکنش معلمان چه خواهد بود. و گر نه تامین
بودجه و..... بهانه است.
پاسخ + +9 -6 --
مخاطب عام 1397/03/19 - 11:58
برای مخاطب عام گویا همین بهتر است که با داشتن چند فوق لیسانس همچنان قالی بافی کند! که آنهم بازارش بد شده، مردم به جای قالی، منازل خویش را پارکت و سرامیک می کنند و قالی را زیر میز گذارند، نه کناری که رویش نشینند تا فرسوده شده و بازارش رونق یابد! تازه بیشتر طالب برند هستند حتی اگر قالی بهتری تولید کنی که برند نباشد و باز سراغ برند می روند و نتیجه آن می شود که برندها گاهاً تقلبی و کم کیفیت می شوند، گنجشک به جای قناری رنگ شده و چشمه های ماهی در تاریخ کهن از کشوری به کشوری و در تاریخ معاصر از شهری به شهری دیگر بیرون می زند! و این فقط اسب تروائی و چشمۀ اندیشه است که شایستگان آن فقط معلمانند که اجازه دارند در مصاحبه دکتری دانشگاه شهید رجایی پذیرفته شوند! و از چشمه های آزمونهای استخدامی مگو و مپرس! چشمۀ اعلای اندیشه را اگر سیمان مواد مخدّر قانون پر نکند!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/19 - 14:37
سلام مخاطب عام محترم ،

در کلاس درس همیشه به دانش آموزان خود می گفتم
ایران تنها کشوری است که تحصیل کرده های آن در
مشاغل دون پایه مشغولند و این از مفاخر ماست.
کارگر ساختمان لیسانس ، نامه رسان فوق لیسانس و......
و جالب این که این افراد برای پیدا کردن همین مشاغل ،
مدرک تحصیلی خود را پنهان می دارند و گر نه شغل را به
او نمی دهند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/19 - 18:51
البته همکار محترم ، متوجه کنایه حضرتعالی هم شدم.
پاسخ + +14 0 --
رضایی 1397/03/19 - 13:39
خانم امامی گرامی، مواردی که شما و برخی همکاران دیگر همچون دکتر حسینی و آقای پورسلیمان به آن می پردازید قابل تامل هست. ممنون از شما.

آخرین مقاله دکتر حسینی تحت عنوان
"نیم نگاهی به زیر پوست مشهد":

http://iranglobal.info/node/66489
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/19 - 18:09
سلام همکار محترم ،

من نیز به نوبۀ خود همانند سایر هــــمکاران ، فقط
تلاش می نمائیم تا ذره بیـن بدست قدری عمیق تر
وحساس تر به مسایل پیرامون خود واکنش منطقی
نشان دهیم.
امیدوارم در انتقال پیام جهت روشنگری روشن بینانی
چون شما توان لازم را داشته باشم و هــمگی با هم
همگام ، بدان جا رسیم که درخور معــلم یک جامــعه
است. سپاس.
پاسخ + +22 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/03/19 - 15:25
با سلام و سپاس از سرکار خانم امامی

بر گرفته از متن:
« آنان تولید کننده دانشند و ما مصرف کننده آن »
« به هر حال در این سیستم معیوب یک طرف باید مقصر باشد. »
« آنان پیر عرصه سیاستند و ما جوان عرصه خِرد. »

مولانا:
« ...
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را »

ای کاش درست مصرف کنیم. متأسّفانه طرز مصرف کردن تولیدِ آنان را هم نمی دانیم و همواره می گوییم آنان هر چه دارند از ما دارند. ( البتّه زنده یاد جلال آل احمد در این خصوص بسیار قلم رانده است. )
دنبال مقصّر بودن در این سیستم معیوب هم مشکلی را حل نخواهد کرد. فرض کنید مقصّر را هم یافتیم، می خواهیم با او یا آنان چه کنیم. بهتر بگویم: باید منتظر باشیم ببینیم آنان با ما چه می کنند!
شکسپیر:
« افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند »

در عرصه ی رسانه بهتر است نتیجه گرا نباشیم و آن کاری را که دوست داریم، بگوییم، بنویسیم و انجام دهیم. که اگر چنین کنیم، قطعاً در دراز مدّت نتیجه هم خواهد داشت.
پیروز و سربلند باشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/19 - 18:18
سلام همکار محترم ،

زیباترین جمله متن را دریافتید :
« آنان پیر عرصه سیاستند و ما جوان عرصه خِرد. »

همه آنان که عرصه معلمی را بر من و شما تنگ
ساخته اند پیر سیاستند و حداقل 40 سال است که در این میدان بی رقیب برای خودشان ، می تازند.
و جوانی عرصه خِرد ما معلمان ، همان بیداری و همدلی است که بیشتر در سایه همین رسانه و با همت مدیر آن برایمان فراهم گردیده است.
اگر در عرصه رسانه قصد نتیجه گرایی هم داشته
باشیم خلوت پیران اهل سیاست اجازۀ آن را نخواهد داد. پس فعلا رسالت ما همان گفتن و
نوشتن و خواندن است . امید که حداقل این مهم
را با سوز و علاقمندی تمام بجا آوریم. سپاس.
پاسخ + +13 0 --
غریبعلی حسنی سرملی 1397/03/20 - 00:33
باشد که مخاطب خاص نیز در این خصوص اظهاری بنماید
به داشتن همکاری چون شما افتخار می کنم
و امیدوارم این مطالب برای ما مخاطبان عام نیز تلنگری باشد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/20 - 09:20
سلام همکار محترم ،

شما بزرگوارید.
قطره دریاست اگر با دریاست و گرنه او قطره و دریا
دریاست. همراهی همکاران علاقمند فهیم ،صیقلی است
بر این قطره تا هر دایم با دریا بودن را فراموش ننماید.
در حسرت واکنش فقط یک مخاطب خاص هستم . تبادل
افکار در وجوه مختلف و متفاوت ، غنا می یابد. سپاس
پاسخ + 0 0 --
حسینی 1397/03/20 - 02:45
در این اوضاع و احوال مردان یا زنانی شجاع و آگاه و عادل اگر در مجلس وجود داشته باشد آشفتگی وزازت آپ را خواهند دید و بر سر سایر نمایندگان و دولتیون فریاد خواهند زد و شاید گره ها یک به یک باز شود...

جلسه با هر شخص و نهادی که بتواند گره گشایی کند...

مشکل اینجاست مجلس و دولت در اهم و مهم کردن آپ رت مهم قلمداد نمیکنند...

آینده یک کشور به آموزش پرورش گره خورده است در تمام دنیا این را قبول دارند اما اینجا خیر

که اگر غیر از این بود اقدامی انجام میشد

چشم بستن به مشکلات خیانت است به آینده ایران زمین...

آری
شهر و دیار مخاطبان خاص، تهی است از مردان و زنان بزرگ
پاسخ + +2 0 --
حسینی 1397/03/20 - 02:45
در این اوضاع و احوال مردان یا زنانی شجاع و آگاه و عادل اگر در مجلس وجود داشته باشد آشفتگی وزازت آپ را خواهند دید و بر سر سایر نمایندگان و دولتیون فریاد خواهند زد و شاید گره ها یک به یک باز شود...

جلسه با هر شخص و نهادی که بتواند گره گشایی کند...

مشکل اینجاست مجلس و دولت در اهم و مهم کردن آپ رت مهم قلمداد نمیکنند...

آینده یک کشور به آموزش پرورش گره خورده است در تمام دنیا این را قبول دارند اما اینجا خیر

که اگر غیر از این بود اقدامی انجام میشد

چشم بستن به مشکلات خیانت است به آینده ایران زمین...

آری
شهر و دیار مخاطبان خاص، تهی است از مردان و زنان بزرگ
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/20 - 09:35
سلام استاد محترم ،

اگر مخاطبین خاص تعهد و رسالت قبل خاص گردیدن خود
را فدای جو و شرایط قرار گرفته خود ننمایند و جرات و
شهامت ابراز وجود داشته باشند ، مشکل حل است.
تجربه ای که تا حال بدست آورده ام آن است که همیشه
و تحت هر شرایطی با صلابت و محکم سخن بگوی و گرنه
اگر ناله کنی یا ترس ات را معلوم داری ، بر تو مسلط می گردند.
برخی ازمخاطبان خاص این ترس و مطیع بودن را جایگزین شهامت
ابراز وجود کرده اند لذا مخاطبین عام تنها مانده اند. سپاس.
پاسخ + 0 0 --
حسینی 1397/03/20 - 16:29
دفاع از حق شهامت، آگاهی،انصاف و...میخواهد

دفاع از حق حتی در زمان امام علی( ع) مشقت و سختی را برای آن حضرت بدنبال داشت...

جالب اینجاست ما خود را شیعه علی میدانیم و این خواص برای مردم دم از خطبه های نهج البلاغه و حکومت عدالت محور میزنند ولی در عمل بجای حق طلبی ،عافیت طلبی را پیشه ساخته اند...

البته باید مطالبات را فریاد زد در هر مکانی که خواص حضور داشته باشند باید یقه اینها را گرفت و اجرای عدالت را از آنها مطالبه کرد...

در شهرستانها و در محفلهای بسته نمایندگان به هر صورت وارد شویم و مطالبه داشته باشیم در مرکز از طریق دفاتر مسئولین خواستار اجرای عدالت شویم

بیانیه کانونهای صنفی و درخواست دیدار با مسئولین تا رسیدن به نتیجه
پاسخ + 0 0 --
حسینی 1397/03/20 - 16:30
واقعیت این هست حال آموزش و پرورش خوب نیست و فقط معیشت معلم مدنظر نیست بلکه خطر مدارس تخریبی؛؛؛ تجهیزات فرسوده مدارس؛؛ نحوه نامناسب جذب معلم؛؛ دخالت سیاسیون در آموزش و پرورش؛؛اجبار به قبولی دانش آموزان به هر طریق؛ گسترش مدارس غیرانتفاعی و...با کیفیت پایین و فشار مالی به خانوادها؛؛بی برنامگی برای اشتغال دانش آموزان بعد از دانشگاه؛؛
اجرای طرحهای غیرکارشناسی انبوه و بدون نتیجه؛؛و...

دردها بسیار زیاد است

تن بیمار آموزش و پرورش با مسکن درمان نخواهد شد...

وزیر گفت...
وکیل گفت...
رییس جمهور گفت...
دست از سخنوری و سخن بی عمل بردارید
برای عمل کردن زمان بسیار محدود هست.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/20 - 23:05
جناب آقای حسینی ،
سلام

البته بنده شاید متوجه منظور حضرتعالی نشدم اما
سخنوری یا سخن بی عمل از آن مخاطبان خاص است
نه بنده ، از حال آموزش و پرورش و اوضاع نامساعد
آن هم فقط خواجه حافظ شیرازی بی خبر است . بنده
که این کار از دستم برمی آید ، شما استادید مسلم
توانایی تان بیشتر از بنده هست.
پاسخ + 0 0 --
حسینی 1397/03/21 - 00:25
سلام

بنده عنوان کردم باید یقه خواص را گرفت

عرض کردم به هر طریق باید مطالبات از این خواص بالانشین مطالبه کرد

درخواست جلسه رو در روی کانون های صنفی و صحبت رو در رو

نتیجتا هر چند این خواص و تصمیم گیران به وضعیت نامطلوب آموزش و پرورش توجه خاصی ندارند ولی وظیفه ما انعکاس مشکلات هست


حتی به نظر حقیر در چند سال اخیر برخی از تصمیم گیران برای خاموش کردن صدای حق طلبی معلمان با عنوان کردن برخی مسائل حاشیه ای معلمان سعی در به حاشیه بردن معلمان داشته و دارند و به نوعی برنامه دارند اذهان عمومی را در مقابل فرهنگیان قرار دهند
پاسخ + 0 0 --
حسینی 1397/03/21 - 00:25
این در حالی هست که خود مردم باید از مسیولین درخواست رفع کم و کاستی های و همچنین رفع بی برنامگی آموزش و پرورش را داشته باشند...

وضعیت معیشت معلمان به کنار

ولی

چرا مردم بر اساس قانون اساسی مطالبه آموزش رایگان را ندارند

چرا به تراکم بالای دانش آموزان در کلاس درس اعتراضی ندارند

چرا نسبت به فضاهای ناایمن آموزشی توجهی ندارند.


صحبتهای سرکار دردهای آموزش و پرورش و چشم و گوشهای بسته تصمیم گیران هست و درد اینکه چرا نمیخواهند واقعیت های آ پ را ببیند و بشنوند و برای رفع آنها اقدام بعمل آورند...
پاسخ + 0 0 --
حسینی 1397/03/21 - 00:33
سخن بدون عمل و سخنوری و وعده های پوچ از آن خواص هست و شما همکار محترم و سایر همکاران و نویسندگان محترم کم و کاستی های این سیستم به نگارش درمیآورید شاید مسئولین و تصمیم گیران اقدامی جهت رفع نواقص بعمل آورند...

خسته نباشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/21 - 10:11
سلام و سپاس
پاسخ + 0 -13 --
ناشناس 1397/03/20 - 19:45
معلمها حق اعتراض ندارند چون خودشون رای دادند ومارو به این روز سیاه انداختند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/20 - 22:59
سلام همکار محترم ،

استدلال حضرتعالی به دور از منطق است .
اول آن که
رای دادن یک حق سیاسی برای شهروندان است و کسی
حق مواخذه ندارد.
دوم آن که
واقعا چند نفر از معلمان رای داده اند ؟ چرا همه را با
یک قیاس سر می برید ؟
سوم آن که
افراد انتخاب شده بعد انتخابات ، عوض می شوند و وعده
و وعید خود را فراموش می کنند معلم جماعت چه کند ؟
پاسخ + +10 0 --
حقی 1397/03/20 - 22:56
با تشکر از آفت شناسی اجتماعی صحیح سرکار خانم امامی
مطابق تعالیم قرآن هر خیر وخوبی(تفکر ،خرد جمعی ...) که به انسان می رسد از طرف خداوند است. اگر ما توحید باور شویم ودر مسیر خلیفته الهی قرار بگیرم ،همه کارمان اصلاح خواهد شد. ازجمله اهل فکر خواهیم شد ونسبت به جامعه مسئول
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/20 - 23:15
سلام همکار محترم ،

جسارتا آسیب شناسی بگوییم صحیح تر خواهد بود .
خلا تفکر در لابلای زندگی خیلی از ماها احساس
می شود. ظاهرا برخی از ما انسانها بر اساس
عادت و غیرارادی عمل می نماییم لذا تحولی
در درون و اعمال مان مشاهده نمی شود.
سپاس.
پاسخ + +13 0 --
تکلو 1397/03/21 - 01:06
با سلام خدمت خانم امامی عزیز و سپاس به خاطر اینکه هستید
استاد گرامی پاسخ من به سوال شما که فرموده بودید چراآموزش و پرورش در طریق صلاح عمل نمی کند این است که بیشتر مخاطبین خاص در این وزرات خانه عادل نیستند و عدالت در اخلاق یونانی صفت کسی‌ست که هر سه صفت حکمت، شجاعت و عفّت را داشته باشد.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/03/21 - 10:13
سلام همکار محترم ،

بنده یک معلم سادۀ ساده بازنشسته ام.
برای پاسخگویی تان نیز سپاس.

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با طرح " معلم تمام وقت " وزارت آموزش و پرورش موافقید؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور