صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

همیشه دو چیز را برای امیدواری و روشنگری به دانش آموزانم نوید می دادم ؛

تقدیم به همکاران نسوانم که گاه می پرسند زنان فرهنگی چرا این قدر می ترسند ؟

مینو امامی/ همکار صدای معلم

 آسیب شناسی ترس زنان ایران و بانوان زن  دُختر از ریشه " دوغ " است که در میان مردمان آریایی به معنی " شیر" بوده و ریشه واژه ی دختر " دوغ دَر" بوده به معنی " شیر دوش "
زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود . به daughter در انگلیسی توجه کنید این واژه نیز همان دختر است .
gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و " خ " گفته می شده است. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar
در پهلوی "دوخت ، دوغ "که در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شده است. *

در برهه ای از تاریخ بشر ، زن سالاری حاکمیت داشت که به دو دلیل عینیت یافته بود :

تلخ تر آن که این سرود از سوی کسانی برمی آید که خود خاطی اند و فراموش می کنند که آنان نیز خواهر و مادر و دختر و همسر دارند، حکم این افراد ناقض عملکرد خودشان است   مردان متوجه نقش خود در به وجود آوردن فرزند نبودند و چون از دامن زنان (هر چند با پوششی از گیاهان به عنوان دامن) دانه ها بر زمین افتاده و رشد و تکثیر می یافت زنان را عامل رویش گیاهان می دانستند ، لذا مردان تصور می کردندکه زنان از قدرت خارق العاده ای برخوردارند و مقدس و قابل احترام هستند. اما بعدها با فهم دروغ بودن هر دو فرضیه ، قدرت اداره ایل و قبیله و.... به دستان مردان افتاد. جامعه شناسان اعتقاد دارند علت ناتوانی جسمی زنان یا ظرافت فعلی آنان یک پدیده تاریخی است و دلیل آن را واگذاری نقش ها و فعالیت هایی به زنان عنوان می کنند که نیاز زیادی به توانمندی جسمی نداشت ، چون بچه داری و انجام امورات منزل .... و چنین شد که تاروپود حقیقت زندگی زنان رقم خورد.

بر زنان در جهان تلخی ها و حقارت ها و اجحاف های زیادی رقم خورده شده است که نتیجه عملی آنها واقعیتی به نام ترس و نیاز به توان و حمایت مردان در پیشگیری از هر گونه تجاوز و تعدی به حریم امنیت آنان بوده است. لذا شانه و وجود مردان به دژ استوار امنیت برای زنان تبدیل گردید.

بعد از انقلاب صنعتی که در قرن 18 صورت گرفت کلی فعالیت های اجتماعی - سیاسی و کِش و قوس عملکردی در واگذاری آزادی و حقوق به زنان صورت گرفت ، تاریخِ " فمینیسم " یا تاریخِ "جنبش‌های برابری‌ خواهیِ زنان" در آمریکا و کشورهای اروپایی گویای محرومیت آنان از هر گونه حق و حقوق زندگی چون آزادی بیان و عقیده بود. با پرداختن به تفصیل این مهم ، از اصل موضوع به حاشیه خواهم رفت اما بیشتر تلاشم بر ترسیم چهره زنان ایران امروز است.

اگر به تاریخ کهن ایران زمین نگریسته شود زنان در طول آن بیشتر محکوم به مظلومیت جنسی و ارزشی بوده اند. دوران تحصیلات متوسطه را به خاطر دارم که برخی از هم کلاسی هایم دوست داشتند مثل پسران لباس بپوشند یا برخی ها مثل لُوطی ها راه می رفتند و حتی برخی مثل آنان سخن می گفتند. یعنی آنان از تفاوت و تمایز موجود بین دو جنس در خانواده و جامعه ، به ایجاد همشکلی با آنان پناه آورده بودند. تا روزی که خود شدم دبیر و این بار در نقش مقابل با آنان اما باز همجنس آنان ، و باز همان گفته ها و حسرت ها را شاهد بودم ، چیزی عوض نشده بود که بدتر هم گردیده بود.

حسرت های دختران و زنان جامعه ما با شمارش تمام نمی شود:

چرا پسران می توانند در خیابان راحت بخندند یا با صدای بلند سخن بگویند یا در گوشه ای بایستند و تخمه بشکنند اما ما نه.
چرا پدر و مادرمان مابین من و برادرم این همه تفاوت قائلند.
چرا پسران می توانند سوار موتور و دوچرخه بشوند اما ما نه.
چرا پسران می توانند رئیس جمهور شوند اما ما نه.
چرا پسران می توانند خلبان بشوند اما ما نه.
و.....

آسیب شناسی ترس زنان ایران و بانوان زن

داستان حسرت ها گاه بسیار ساده و سطحی و گاه بسیار تأثیر گذار و عمیق بوده است. همیشه دو چیز را برای امیدواری و روشنگری به دانش آموزانم نوید می دادم :
1- تحولات اجتماعی نیاز به زمان دارد و همانند میوه ای است که باید برای چیده شدن ، رشد کامل داشته باشد تا تبدیل به یک محصول خوشمزه و آبدار شود ، منتظر بمانید. البته دروغ نمی گفتم و ایمان داشتم که چنین است منتهی زمانبری آن طاقت فرسا بود.

2- شما نمی توانید افکار و عقاید والدین یا بزرگترهای خود را عوض کنید ، پسرزایی در روزگار گذشته امتیاز برتری بود چون آنان تأمین کننده نیروی کار بودند و تعداد فرزندان ذکور در یک خانواده هر چه بیشتر بود قدرت اقتصادی و حتی قبیله ای نیز بیشتر بود ، عامل دیگر قطعیت یافتن جایگزینی حکومت ها از سوی فرزندان پسر بود. لذا توجه بیشتر به فرزند پسر از لحظه تولد تا مرگ ریشه فرهنگی – تاریخی دارد. منتهی کشورهای پیشرفته از این مراحل قرنهاست که گذشته اند اما ما به دلایل ماند فرهنگی یا تحجر فرهنگی و یا گسست فرهنگی ، نتوانسته ایم چنین رسوبات تفکری را از اذهان افراد بزداییم.

شما مادران نسل بعدی این کشور می توانید با ارائه تربیت برابر و بدون تبعیض جنسی ، این روند ناصواب را به صلاح آورید. اگر چنین تمایزاتی شما را می آزارد اجازه ندهید تا دختر شما زیر فشار این بار محکومیت گذشتگان ، کین جنس برتر را با خود داشته باشد و این
بند نامیمون را با تربیت صحیح ، قیچی کنید. سرآغاز اصلاح فرهنگ و نگرش و بینش متوازن از تربیت شما مادران آینده ممکن می گردد، لذا دلیل زمانبری تصحیح ساختار فرهنگی همین نکته است. جامعه ما در این خصوص نیازمند تزریق باور تازه و نویی است.

آری ، تحقق هر دو مهم ، به گذشت زمان نیازمند است و چون جامعه ما در حوزه فرهنگی ، حرکتی بسیار بطئی و ناموزونی دارد لذا آهنگ رشد در طی این زمان در سایه محرومیت چندین نسل ، خاموش خواهد ماند.

بُعد مذهبی حکومت در جامعه ما ، انحراف معیار پنداشت ها و نگرش ها را تحت الشعاع قرار می دهد. تا می خواهی سخن از فراهم سازی برخی امکانات برای دختران و زنان بگویی ، فوری با برچسب انحراف و گناه و خطا و لرزش و جهنم و.........مواجه می شوی که از طرح حق و حقوق خود نیز پشیمان می گردی تا چه رسد تلاش برای بدست آوردن آن.

در واقع این مسیر پنهانی متحجر نگه داشتن زنان ماست. تا جایی که خود زنان دچار احساس دائمی گناه در چنین جوامعی گردیده و حتی از اندیشه آرزومندی آن نیز منصرف می گردند. احساسی که ما با آن دختران تازه به بلوغ رسیده خود را تا مرز خودکشی می کشانیم. برخی از آنان در برابر واقعیت های بلوغ جنسی خود با چنین احساس تحمیلی ، حقیقت رشد را عامل درونی و طبیعی ندانسته بلکه آن را توجیه گناهان خود می شناسند، خصوصا اگر از قبل در این مورد به او آگاهی لازم داده نشود.

هر چند برخی از دختران امروز ، با از دست دادن اخلاقیات یا تعهد انسانی ، قدری پسر گونه شدن را تجربه کرده اند اما متأسفانه به عنوان کالایی برای پاسخگویی به تمنیّات پسران . آنان تصور می کنند همانندسازی فرهنگی صورت گرفته است غافل از آن که آنان نجابت و وقار خود را در این نبرد گرو گذاشته اند. مانند شب دیر به منزل رفتن ، یا بدون هدف در کوچه و پس کوچه پرسه زدن ، یا سیگار و قلیان کشیدن و.....

متأسفانه این داستان از دوران بلوغ آغاز گردیده و امروز او به عنوان یک زن برچسب خوردۀ کوچه و محله من شماست. دایره ای از غفلت نظام خانواده و نظام آموزشی که آنان را به سوی ناکجاآباد هدایت نموده است. جایگاهی که آرزوی دختران دیروز همکلاسی من و امروز دانش آموزان من نبوده است.

ما با محروم نگه داشتن دختران از کانون مهر و محبت درهر دو نهاد اصلی جامعه ، یعنی خانواده و مدرسه ، آنان را با برداشت غلط خود تنها گذاشته و به حال خود رها کرده ایم و به عنوان مادران فردای جامعه ، آسیب جدی بر تربیت فرزندان دختر وارد آورده ایم.
از دیگر نمودهای نمایش تلخ "من هستم " دختران جامعه ما ، پدیده پنهان ماندۀ زیر پست مدارس برخی استانهاست که به تیغ زنی مچ دست و بازوان یا خون بازی دختران برای خودنمائی و اثبات وجود ، معروف است ، مؤدب ترین و درس خوان ترین دختری که پا در چنین مدرسه ای می گذارد در قبال غنای خواست آنان تسلیم می گردد و او نیز تیغ زنی را به عنوان نمود تجددگرایی نوین باور می کند.


جامعه ما در حوزه فرهنگی ، حرکتی بسیار بطئی و ناموزونی دارد لذا آهنگ رشد در طی این زمان در سایه محرومیت چندین نسل ، خاموش خواهد ماند  اگر مسیر طبیعی مقبولیت دو جنس نر و ماده در بین انسانها زنجیر استعمار و استثمار خود را نرهد چنین رفتارهای غیر منطقی نیز بازتاب عملی آن خواهد بود.
دختران این جامعه فقط می خواهند زندگی کنند ، نفس بکشند، شادی کنند، محبت کرده و متقابلا آن را دریافت کنند و ما وقتی کانال های درست دریافت آن را با تربیت تبعیض آمیز در خانواده و با محرومیت جنسی در جامعه مسدود می سازیم ، در واقع ما دنیای انسانی آنان را تخریب می کنیم. او با فقر محبت از سوی خانواده برای دریافت آن بر اساس نیاز ذاتی ، گاه به بیراهه ها می رود ماجرای دختران فراری را فراموش نکرده ایم و تصور نمی کنم این بیراهه امروز پایان یافته باشد چون داستان تلخکامی ها هنوز ادامه دارد.

هر از چند گاهی نیز دختران و زنان را با واژۀ "ناموس و غیرت " محبوس می نمایند و تلخ تر آن که این سرود از سوی کسانی برمی آید که خود خاطی اند و فراموش می کنند که آنان نیز خواهر و مادر و دختر و همسر دارند، حکم این افراد ناقض عملکرد خودشان است. زنان جامعه ما از این مسیر ضربه های بسیاری خورده اند. شلاق ها و حبس های زیادی را بر تن خریده اند اما در اثبات بی گناهی خود ناکام مانده اند.
محبوس کردن زنان در منزل یا کشیدن تمامی پرده ها یا اجازه بیرون رفتن ندادن حتی به منزل مادر و...... همه نتیجۀ این غیرت کور یا بددلی است. دختران و زنان قبل از هر چیز یک موجود انسانی هستند و مرزی بین انسان نر یا ماده وجود ندارد. در تفسیر معنی واژه انسان عامل جنسیت دخیل نیست. اگر ارزش ها و هنجارهای جامعه به نفع دیدگاه برخی مخدوش می شود ، نمی توان حق زندگی کردن را از زنان دریغ داشت. آرزوهای کوچک دختران شهر من و شما اگر انسانی نگریسته شود مُخل نظم و امنیت جامعه نیست.

در زمان انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد ، وعده حضور زنان در استادیوم های ورزشی خصوصا فوتبال داده شد، دختران هیجان زده بودند و متأسفانه به عنوان معلم آب سردی بر این اشتیاق آنان پاشیدم و گفتم : این فقط یک ساز و کار انتخاباتی است برای جذب آرای زنان، با توجه به دیدگاه مذهبی حاکم ، عملا شدنی نیست ، و نشد اما چرا؟ چرا نباید بسترهای فرهنگی ما بر حول چنین هیجانات طبیعی بچرخد؟ ممانعت ما از چنین حرکت هایی ، انجماد فکری جامعه خصوصا باور محتوم مردان نسبت به زنان را شدت می بخشد یا دوچرخه سواری حسرت کودکانه آنان است هر چند بالغند.

آسیب شناسی ترس زنان ایران و بانوان زن

تبعیض جنسی یا تمایز جنسی محصول قابل تحمل قرن حاضر نیست. در این قرن انسانها به انسان بودن و انسان ماندن خود می اندیشند.
فرقه ها و گروه های انحرافی در تمامی جوامع وجود دارد و تا درصدی از کل جمعیت ، به قول امیل دورکیم ، وجود آنها طبیعی است ، ما مشهودات اهریمن و اهورامزدا را در تمامی ادیان و جوامع با نام های متعدد داریم . خیر و شر ، خوب و بد ، زشت و زیبا، به قدمت تاریخ بشر وجود دارد ، اما وجود این واقعیت به معنای در حصار نگه داشتن شعور و تفکر و خرد و آزادی دختران و زنان جامعه ما نیست.

نگاه ما به زنان نگاه درستی نیست امروز تنها وظیفه زنان پخت و پز و بچه داری و خانه داری و همسرداری نیست ، دیروز هم نبوده است. یا فقط پاسخگویی به خواسته ها و امیال نفسانی مردان هم نیست. جبر جغرافیایی ، جبر فرهنگی ، جبر مذهبی ، جبر سیاسی ، جبر اقتصادی ، جبر نفسانیت مردان و..... فشارهایی است که همگی بر زنان جامعه ما تحمیل می گردد. کشورهای پیشرفته از این مراحل قرنهاست که گذشته اند اما ما به دلایلی مانند فرهنگی یا تحجر فرهنگی و یا گسست فرهنگی ، نتوانسته ایم چنین رسوبات تفکری را از اذهان افراد بزداییم

ترس های زنان ما از تنهایی ، از تاریکی ، از فردایی گنگ و نامشخص ، از عدم تأمین شدن ، از رها شدگی خود و فرزندان شان و....... باعث می شود تا مطیع مردان گردند ، ترس های زنان ما با شمردن پایان نمی یابد .
امروز ما زنان به شهامت زیادی برای اثبات وجود خود نیاز داریم . امروز زنان ما مجبور به ایستادن در قبال اِعمال شدت از سوی همسرانشان هستند. امروز بیشتر زنان شاغل اجازه دریافت حقوق خود از بانک را ندارند و برای هزینه کرد آن هیچ اختیاری ندارند. امروز ما زنان برای تأمین اقتصادی و بی نیازی خود در جامعه باید تحصیل کرده و با اشتغال و کسب درآمد ، استقلال خود را رقم بزنیم.

زنان طلاق گرفته شاغل ، به دلیل داشتن درآمد ، مستقل تر و مقاوم تر از خانه دارهایشان است. به دلیل همین وابستگی استعماری زنان جامعه ما به مردان با تقویت عامل مذهب ، اشتغال زنان حتی مهمتر و حیاتی تر از مردان است.

امروز جوانان به دو دلیل اصلی امر ازدواج خود را به تأخیر می اندازند یا حتی تصور آن را منتفی می سازند:
اول : وجود آزادی برای برآوردسازی نیازهای جنسی در جامعه که شرعی ترین شکل آن صیغه کردن است.
دوم : جوانان و خصوصا زنان ، ازدواج را نقطه پایان استقلال و آزادی خود می دانند.


مردان در طول تاریخ زنان را برده گونه در درون انواع نظام های سیاسی محروم نگه داشته اند. در طی این مسیر طولانی گاه زنانی بوده اند که حتی سرنوشت یک ملت را از لحاظ سیاسی یا فرهنگی و اجتماعی و حتی علمی تغییر داده اند ، اما این داستان تمامی زنان نیست.

درود و صد درود بر شیر زنان تاریخ کشورم که علیرغم همه این محدویت ها ، در عرصه های علم و سیاست و ادب و فرهنگ این کشور در بیداد استبداد یا در لوای خشم و ظلم مردان ، بی نظیر درخشیده اند و تسلیم سرنوشت محتوم خویش نگردیده اند. آنان در خلاف مسیر آب ، اما در جهت سازندگی و بالندگی گام گذاشته اند. پروین اعتصامی ها ، سیمین دانشورها ، توران میرهادی ها و...

آسیب شناسی ترس زنان ایران و بانوان زن

ما زنان باید بر ترس های خود غالب آئیم و گرنه شرایط جدیدی هر روز آبستن موقعیت هایی برای ترس بیشتر خواهد شد و این داستان سالیان درازی بر ما مستولی خواهد شد . اصل موضوع اثبات وجود هست. اثبات این حقیقت که من به عنوان یک انسان نفس می کشم و حق و حقوقی دارم ، تا کسی جرأت حق خوری یا پایمال حقوق ترا نداشته باشد. تا برده وار به عنوان دختر یا مادر خانواده یا خواهر و همکار زن ، اهانت های جنسی را متحمل نشوی . ترس های ما زنان موجب تداوم محرومیت ما از امتیازهای زندگی می گردد. تا جایی که خطا و لرزشی صورت نگیرد ما زنان مستحق آزادی و برابری هستیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جمعه, 03 فروردين 1397 ساعت 13:08 خوانده شده: 1165 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 0 --
امامی 1397/01/03 - 13:42
سلام ،

با پوزش واژه "ماند فرهنگی " صحیح می باشد.
پاسخ + 0 0 --
دبیر م 1397/01/04 - 06:28
ضمن تبریک سال نو خدمت شما دستمریزاد بر شما با یک مقاله خوب شجاعانه و انتقادسازنده شما سرکارخانم امامی عزیز
در مورد ضرورت تشکیل سازمان معلمی
فرهنگیان مسول تشکلای صنفی فرهنگی و دربند زندان
لزوم باز شدن امکان ادامه تحصیل معلمان ودبیران
و....هم مطلب بنویسید
باتشکر دبیر مدرسه پسرانه... از مشهد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 09:32
سلام همکار محترم ،

سال نوی شما هم مبارک.

جناب دبیرم پس مذمت دیگر همکاران را چه کنم

که بر متنوع نوشتنم خرده می گیرند؟!!
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/12 - 20:47
اصلاحیه.
باسلام خدمت نگارنده محترم
ترکیب همکاران نسوان صحیح نیست

ترکیب درست«نسوان همکار»است.

موفق باشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/22 - 17:53
سلام همکار محترم ناشناس،

هر دو واژه اسم می باشد لذا تصور نمی کنم

پس و پیش نوشتن این دو واژه یعنی همکاران

نسوان ، مشکلی داشته باشد.باز اگرحضرتعالی

استاد ادبیات هستید لطفا بیشتر توضیح دهید. تشکر
پاسخ + +8 0 --
ناشناس 1397/01/03 - 15:09
سلام
خانم امامی عزیز من در مدارس همکار آقا و خانم داشته ام آقایان با انکه تامین کننده هزینه زندگی اند کمتر چاپلوسی می کنند و شاید زیر آب زنی، متاسفانه اکثر خانمها بسیار می ترسند از چه نمی دانم ؟چاپلوسی شان در حدی است که گاه رفتار مدیر عوض می شود و حس ارباب رعیتی را به مدیر تلقین می کنند
و یا مدیران خانم با این اوضاع نابسامان آموزش پرورش همکاران را تحت انواع فشارهای روحی قرار می دهند تا جزء به جزء طرحهای آبکی اموزش پرورش انجام شود،نمیدانم شاید از بس خانمها پست نداشته اند بعد از به دست آوردن حتی کمی قدرت خدا را هم بنده نیستند و خون همکاران را در شیشه می کنند
من هم خانم هستم ولی متاسفانه بدترین مدیرانی که با آنها کار کرده ام خانمها بوده اند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 15:28
سلام همکار محترم ،
قابلیت های رفتاری یا ظرفیت های عملکردی ،
اموری تربیت شونده هستند ، اعتقاد دارم هر
فرد از دو کانال تربیت می شود :خانواده و
مدرسه. اما مهمتر از این دو خودسازی یا
خودتربیتی فرد است. ما خود باید در اصلاح
بینش و نگرش مان نسبت به مسایل پیرامون ،
عمل نماییم. ضعف رفتار یا ضعف شخصیت امور
مورد مغفول قرار گرفته ماست.
در ضمن رفتارهایی که شما چاپلوسانه خطاب
می کنید برای استحکام بخشیدن زیر پایی
زنانی است که ترس های مهارنشدنی بسیاری
در محیط زندگی فردی یا اجتماعی داشته اند.
همه افراد توانایی انتخاب بهترین و مکمل ترین
روش های همکاری برای زیستن را ندارند.
مهارت زندگی ، قدرت تمیزو تشخیص و اعتماد به نفس
قوی و....نعماتی است که همه زنان از آنها
برخوردار نیستند.
افراد مورد نظر شما نیاز شدیدی به تامل و تفکر
دارند. ایستادن و اندیشیدن ،کاری است که خیلی
از زنان ما انجام نمی دهند البته مردان نیز هم .تشکر











در
پاسخ + +8 0 --
ناشناس دیگر 1397/01/03 - 15:41
امروز جوانان به دو دلیل اصلی امر ازدواج خود را به تأخیر می اندازند یا حتی تصور آن را منتفی می سازند:
اول : وجود آزادی برای برآوردسازی نیازهای جنسی در جامعه که شرعی ترین شکل آن صیغه کردن است.
دوم : جوانان و خصوصا زنان ، ازدواج را نقطه پایان استقلال و آزادی خود می دانند
این جملات شما از نظر بنده حداقل در مورد بنده کاملاً غلط است
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 15:53
با سلام

دو مورد ذکر شده بیشتر در ارتباط با موضوع
بحث بنده است . بلی دلایل دیگری هم
می توان برشمرد:
ترس از ازدواج ، اجبار برای نگهداری و
مراقبت از اولیای پیر وبیمار،نیافتن همسر
ایده آل،وجود خواهر بزرگتر به عنوان یک
سنت و مانع ازدواج خواهران دیگر ، فقر
مالی ، عدم اعتماد به پسران امروزی که
آزادی شان بیشتر شده ،ترس از طلاق و
شکست در زتدگی و.......
پاسخ + +3 -5 --
ناشناس 1397/01/03 - 18:44
من معتقدم با توجه به محدود بودن بودجه اموزش و پرورش و در راستای عدالت افزایش حقوق فقط برای معلمین اقا ایجاد شودبا توجه به اینکه حدود 60 درصد معلمین خانم و 40 درصد اقا هستند با این روش میشود به جای 10 درصد بدون فشار بر بودجه تا 30 درصد به حقوق اقایان که همسر شاغل خانم ندارند و در شرایط سخت قرار دارند اضافه کرد یا حداقل امتیازاتی برای معلمین اقا قرار داد که زیر فشار سخت و تورم در حال نابودی اند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 21:30
با سلام

بنده متوجه عرایض شما هستم، و چرخش زندگی

کارمندی تنها با یک حقوق ، فوق العاده سخت است.

امید که خانواده فهیم بوده و منطبق با میزان درآمدتوقع

داشته باشند که متأسفانه همیشه چنین نیست.

اما نمی توان از حق و حقوق دیگران قطع و بر سایر

گروه مستحق اضافه نمود. این موارد باید توسط دولت

و مجلس پیش بینی شود تا نه سیخ بسوزد و نه کباب.

تشکر
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/03 - 23:12
ازحق و حقوق کسی قطع نمیشه افزایش فقط برای مردها به خاطرذشرایط کاری سخت برقرار میشه عدالت به معتای مساوات نیست مساوات موجب نابرابری و عدم عدالت میشود البته میشه در حکم بندی برای اقایان لحاظ کرد باید هرگونه پاداش و امتیاز برای معلمین اقا لحاظ بشع حالا حقوقها برای تمام معلمها لحاظ بشه ولی حداقل امنیاز ویژه در حکم برای اقایان که نان اور خانواده هستند لحاظ بشه چون درصدشدن از خانمها کمه و فشار زیادی بر بودجه وارد نمیشه
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/04 - 01:23
اصلا موافق نیستم در کل دنیا این دیدگاه نسبت به خانمها عوض شده متاسفانه در کشور ما فکر می کنند خانمها نیاز به پول کافی ندارند
خانمها هم به اندازه آقایان کار می کنند همان ساعت کاری همان مشقتها و مهمتر از همه شهروند همین کشورند مگر کارگر افغانی هستیم که حقوق و مزایای کمتری دریافت کنیم
در حال حاضر خانمهای کارمند هم زندگی مرفه ندارند حالا اقایان می توانند مسافرکشی کنند یا پیک موتوری باشند ولی خانمها متاسفانه برای شغل دوم دچار مشکل می شوند حالا مزایای شغل اصلی شون هم کاهش پیدا کنه باید کنار خیابان گدایی کنند
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/04 - 01:28
هم خدا و هم خرما نمیشه ، چرا باید جور آقایان را خانمها به دوش بکشند موقع ازدواج حواسشان را جمع کنند مگر در این مملکت زندگی نمی کنند و نمی دانند که برای تامین کردن هزینه زندگی هم خانم و هم آقا باید کار کنند
اقا معلم با خانم خانه دار ازدواج میکنند همکارهای خانم باید حقوق شان کم باشد تا استحکام زندگی آنها حفظ شود این چه دیدگاهیه !!!
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/04 - 11:23
اتفاقا سختی کار اقایان نسبت به خانمها بیشتره تدریس برای پسران بسیار سخت تر از دخترهاست در اسلام هم مرد سه برابر زن ارث می برد حتی خود اسلام هم مساوات زن و مرد را قبول ندارد حتما باید امتیاز ویژه ای در حکم برای معلمین اقا برقرار شود حتی شرلیط سختی کار تدریس را در نظر بگیریم هم شرایط تدریسشان یکسان نیست پسرها پرخاشگر ند و انرژی زیادی برای تدریس می طلبد اما دخترها پرخاشگر نیستند و تدریس در مدارس دخترانه مثل اب خوردن هست تدریس یک ساعت در مدارس پسرانه برابر باذ10 ساعت در مدارس دخترانه هست حتی در مدارس ابتدایی هم خانم معلمها حاضرند در مدارس دخترانه تدریس داشته باشند تا پسرانه
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 11:56
با سلام همکار ناشناس محترم ،

اولا : ارث مردان دو برابر زنان است نه سه برابر. یک سوم اموال نیز به رأی متوفی می تواند به هر کس
که خود از او راضی است به ارث بگذارد.

ثانیا : فرد شاغل بدون در نظر گرفتن جنسیت ، دارای حق و امتیازی است. منتهی مراتب به دلیل امر زایمان و عیالواری (حق عائله مندی ) مردان با ازدواج ، برخی امتیازات خاص برای زنان در تمامی دنیا قائل می شوند. منتهی این امتیازات بیشتر به نفع آقایان است تا خانمها. چون در ایران عزیر اکثر دریافت کنندگان درآمد زنان مردانند نه زنان.

ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 11:56
ادامه جوابیه همکار مرد ناشناس

ثالثا: سختی کار شما برای تدریس دوران بلوغ پسران ، نتیجه هم جنسی شما با آنان است. اگر دختران آرام و نجیبند معلمان زن نیز چنین اند و این نعمت الهی است که نصیب ما گردیده است. البته به عنوان یک کشور اسلامی و گرنه در ممالک دیگر معلمین زن نیز در مدارس پسرانه تدریس می کنند.

رابعا : در تطابق جنسی برای تدریس ، هر جنس از روحیات و حال و هوای خود مطلع است لذا روش های برخوردی را بهتر می داند.

ما زنان ونوسی هر چند برادر و پدر و همسر و پسر هم داشته باشیم باز با دنیای مردان مریخی بیگانه ایم.

لذا از تفاوت جنسی معلمان برای خود روزی جداگانه ای مطالبه نفرمائید. تشکر.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/04 - 15:26
عائله مندی برای زنان قبل از ازدواج هست و با ازدواجشان قطع میشه ولی برای مردان بعد از ازدواج برقرار میشه پس امتیاز وئزگگوئزه ای برای مردان نیست خوبه که قیول کردید تدریس برای پسرلن بسیار سخت و دشوار هست همینم قبول کردید خوبه پس با توحه به شرایط کاری باید سختی کار برای مردان برقرار بشه یکی از مشکلاتی اشتغال ایتکه ما اولویت ها رو رها کردیم همیشه شرلیط اورژانسی در هرجامعه باید در نظر گرفته بشه و اولویت اشتغال و افزایش حقوق با توحه به کمبود منابع با مردها باشه چون باید خرج خانمها رو بدن و بعد با زنها باشه همیشه بدون توجه به اولویت ها تصمیم گرفته شده که وضع این گونه شده همچنین عملکرد خانمها در مجلس کاملا صفر هست و بیشتر صندلی اشغال کردند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 16:08
جناب ناشناس

بنده اینجا دعوای دو جنس راه نینداخته ام .

اینجا به دلایل ترس زنان جامعه پرداخته شده

که هدف و پیام خاص خود را دارد.

هرگز به دعوای دو جنس برای برتری جویی یکی بر

دیگری اعتقاد نداشته و ندارم. لذا برای هدف خودتان

لطفا مطلبی جداگانه بنویسید و موضوع فوق را

مخدوش نسازید.

از جنگ بین زن و مرد قرنها گذشته است . شما

با تفکر سنتی عقب نگه داشتن زنان به جرم زن

بودن را قلمفرسایی می نمائید و چون در باورم

نمی گنجد شرمنده نیازی به ادامه بحث نمی بینم.

من و شما به عنوان انسان و 52 درصد جمعیت مردان

در کشور و 48 درصد جمعیت زنان با هم سخن می گوئیم

والسلام.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 16:09
در ضمن عائله مندی زنان مجرد در زمان ما نبود و تصویب

سال 93 نیز رد گردیده است. عائله مندی حقی است که

به مردان به دلیل تشکیل خانواده پرداخت می شود.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 16:13
امروز زنان شاغل خود قادر به تأمین زندگی خود

هستند و نیازی به خرجی شما مردان ندارند.

این همه تحقیر و عقب نگه داشتن جنسیت زن

برای تحکیم مردانگی شما مردان از بهر چیست؟
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/04 - 16:52
برا چی اینقدر عصبانی و خشن هستید؟! Calm Dawn Please
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 21:42
اگر عصبانی بودم می جنگیدم.

مشاهده می کنید که به برتری

هیچ جنسی اعتقاد ندارم.

کاملا خونسردم. به این زودی ها

عصبانی نمی شوم.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/06 - 14:40
شما احتمالا مرد نیستی؟ شاید هم یک خانه دار هستی که شوهرت معلم است؟
پاسخ + +6 -5 --
سید محمد حسن حسینی 1397/01/03 - 19:08
مردان هم می ترسند. اگر نمیترسیدند نام خودشان را در کامنت هایشان می نوشتند. البته من به آقایان خیلی ایراد نمی گیرم. ....در سیطره آنها فرهیختگان جامعه جرات اظهار نظر و نقد ندارند.....
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 21:27
با سلام ،

یا باید گفت ترس حیطه و انواع مختلفی دارد یا باید

بین احتیاط یا محافظه کاری با ترس تفاوت قائل شد.

جناب آقای حسینی ، شاید من تنها همکار صدای معلم

هستم که برای برخی از نوشته ها که شور و هیجان و

احساساتم را برمی انگیزاند، کامنت یا نظر می گذارم.

چون اعتقاد دارم از مجموع نظرات همکاران نیزمی توان

خیلی چیزها یاد گرفت وحتی گاه نظر خودم یا همکاران

بهانه نوشتنم می گردد.

گاه اسم خود را می نویسم و گاه خیر. وقتی اسمم را

نمی نویسم فوق العاده راحتم . البته مدیریت سایت

می توانند بشناسند.

نمی دانم هنگام سفر به شهر دیگر شما نیز احساس

راحت تری دارید یا خیر . آدم خلاف نمی کند اما از این

که کسی او را نمی شناسد و در قید و بند نیست

احساس آرامش می کند. یک چنین حسی.

ترس هم یک هیجان طبیعی است و کم و زیاد همه از

برخی چیزها می ترسند و گاه مصلحت ایجاب می کند

که بترسی. تشکر.
پاسخ + 0 0 --
سید محمد حسن حسینی 1397/01/04 - 08:06
مردان هم میترسند. اگر نمترسیدند با وجود نارضایتیهای گستردهاشان در تجمعات اعتراضی شرکت میکردند. قیام در برابر ظالم که مصلحت پذیر نیست که اگر بود امام حسین قیام نمیکرد.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 09:37
با سلام مجدد

تاکید شما بر ترس مردان ، خبر از تجارب تلخ می دهد.

ذکر کردم که به طور طبیعی ترس یک هیجان انکار ناپذیر

است. و هر کس ترس های خود را دارد . یکی بیشتر و

دیگری کمتر. زن و مرد ندارد. ترس های زنان ریشه تاریخی

دارد اما ترس های مردان مربوط به موقعیت های تازه است .

تشکر .
پاسخ + 0 0 --
سید محمد حسن حسینی 1397/01/04 - 14:37
چگونه از تاکید من بر ترسو بودن همکاران به تجارب تلخ من پی بردید استاد؟!! چه ربطی داشت؟! البته که بواسطه بیعت نکردنم با ... تجارب تلخ زیادی برای من خلق کرده اند اما از کامنت بالایم نمیشد به این تجارب تلخ پی برد.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 16:15
سلام همکار محترم ،

تازه که آشنا نشده ایم بارها شاهد غم نامه هایتان

بوده ام . اما از اصرار شما بر ترس مردان ، معلوم است

که رفیق نیمه راه زیاد داشته اید. بنده استاد نیستم

معلمی ساده ام اما روانشناسی ام بد نیست.
پاسخ + 0 0 --
سید محمد حسن حسینی 1397/01/04 - 16:44
ببخشید حاج خانم. عصبانی بنظر میای! نباید کامنت میذاشتم. ضمنا من غمنامه نمینویسم. من ظلم ظالم و ستمگر را بازتاب میدهم. فعلا کاری غیر از این از امثال من در برابر آنها که تا به دندان مسلحند بر نمی آید. مقالات من را بخوان تا تفاوت امثال من با امثال خودت را بهتر درک کنی:

http://beyondelt.blogfa.com/
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 21:46
جناب آقای حسینی

مشک آن است که ببوید نه آن که........

جناب به نظرم شما بجای تیپ روشفکری

گرفتن به خود و مدعی حق کشی نسبت

به خودتان ، بهتر است مثل تمامی فرهیختگان

مسیر درست حرکت مفید و ارزنده را بیابید و

سپس آن مسیر را برای تعالی خود و کشور طی

نمایید و گرنه راه انتخابی شما به ترکستان می رود.

موفق باشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 21:47
در ضمن بنده پیشوندی ندارم. انشاا....قسمت شما
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 21:15
منبع استفاده شده برای معانی دختر

* ویکی واژه ، واژه نامه آزاد
پاسخ + +2 -6 --
رحمانی مهر 1397/01/03 - 22:44
مطابق با قوانین کشور زنان در صورتی که مرد نفقه آنان تامین کرد بایداز آن مرد تمکین کنند. همچنین موقع عقد نکاح باید مهریه بپردازند.
سوال این است که زنان روزگار ما چقدر تمکین می کنند؟
بنظر می آید که بسیار کم شده است ومنطقی است که که در قانون نفقه ومهریه هم باید تجدید نظر شود.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 23:22
با سلام ،

جناب آقای رحمانی مهر،

بنده در مقام مذهبی نیستم تا پاسخ دهم ، در حد باور خودم عرض کنم که :

اولا چند درصد مردان ما به زنان خود نفقه می پردازند؟

ثانیا چند درصد مردان ما حق عائله مندی را در اختیار زنان خود قرار می دهند؟ (چه دارای همسر خانه دار و چه شاغل ).

ثالثا چند درصد از زنان ما به دور از اصل نجابت و اصالت خانوادگی در قبال همسر ایستاده و مهریه خود را مطالبه می کنند؟ غیر شرایط اختلاف و طلاق.

ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/03 - 23:23
رابعا تمکین در قبال حق و حقوق زناشویی در اسلام یک اصل است منتهی مراتب با توجه به بندهای دیگری که عرض کردم تمکین مورد نظر مردان یک طرفه و به نفع آقایان است.

خامسا نفقه یا مهریه برای همان اصل تأمین زنان محروم از حقوق اجتماعی و انسانی است که در
متن عرض کرده ام.
ادامه پاسخ آقای رحمانی مهر

و نهایت ای کاش بجای پرداختن به مسایل مادی در روابط زناشویی ، به اصل گذشت و احترام و عشق و وفای متقابل اشاره کنیم ، چون در این صورت مشکلات مطروحه حضرتعالی هم بوجود نمی آید. امرازدواج برای سعادت و خوشبختی یک زن و مرد و فرزندان آنهاست.
می توان انسان بود و انسانی اندیشید و با انسانیت ، متحمل کمی ها و کاستی های یکدیگر بود. اگر باور کنیم می توانیم. تشکر
پاسخ + +1 0 --
رحمانی مهر 1397/01/04 - 01:42
خانم امامی شما انسان فرهیخنه ای هستید.و می توانید ا ظهار نظر کنید.
حرف حساب این است که ما یا باید قوانین ازدواج اسلام را بپذیرم (نفقه ومهریه در برابر تمکین) ویا قوانین دیگر که نه نفقه ومهریه دارد ونه تمکین
به نظر شما کدام بهتر است. ؟
منصفانه بگویید آیا زنان ما به وظایفشان عمل می کنند. مردان ما هم که اشکلات خود را دارند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 09:30
سلام همکار محترم ،

بنده ادعایی برای فرهیختگی ندارم. معلمی ساده ام
که قلم به دست گرفته ام.
واقعیت امر ما همیشه خوب هم داریم بد هم. لذا قانون
کلی نمی توان داد. هم مردان مقصر داریم هم زنان مقصر.

همکار محترم بنا به تحولات سیاسی - اقتصادی و اجتماعی
و فرهنگی انجام شده در کشورمان ، ارزشها و هنجارها نیز
متحول شده اما متاسفانه ما هنوز به مرحله ثبات و پایداری
نرسیده ایم و درمرحله گذر هر یک از این موارد ، خمیر مایه
زندگی افراد استحکام قابل اعتمادی نخواهد داشت.
چیزی که شما از آن مبنی بر عدم انجام تکالیف و حقوق
نقش های متقابل یاد می کنید ، ره آورد همین حرکت است.
ممنونم از بحث تان.
پاسخ + 0 0 --
رحیمی 1397/01/04 - 16:48
.....اضافه حقوقها رو کی میریزن؟
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/04 - 21:49
سلام

آقای رحیمی اینجا بخش خبری 20/30 نیست.
پاسخ + +8 -1 --
امامی 1397/01/04 - 22:49
با سلام

این متن تلاش بر توضیح مختصری از مظلومیت زنان در طول تاریخ دارد. اگر دقت نمائید درایت متن در نپرداختن به اموری چون نفقه و مهریه و...... نشان بر سلامتی نوشته است، که عده ای بدان سو می کشانند.
گروهی از همکاران مرد به عمد یا غیر عمد تلاش بر انحراف دیدگاه نوشته دارند و هر نوع پاسخگویی را
دال بر عصبانیت نویسنده خطاب می کنند.
در عرض چند ساعت با واژه چرا عصبانی می شوی ؟ سه مورد برخورد کرده ام که نشان از واحد بودن نویسنده این جمله دارد.
بنده برای هر نوشته ام اعتقاد ، باور و ایمان دارم و تا خود بدان عمل نکنم نمی توانم دروغ بنویسم. لذا تقاضا دارم به گِل آلود نمودن آب مپردازید که سایت صدای معلم جایگاه چنین بازی ها نیست. بارها گفته ام و باز می گویم لطفا علاقمندان مطالعه نمایند. بنده
می توانم همانند خیلی از نویسندگان پاسخگوی نظرات شما همکاران محترم نباشم ، اما ادب حکم
می کند که جواب سلام علیک است را فراموش نکنم. تقاضا دارم حرمت همکاری را نگه دارید. متشکرم.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/01/07 - 13:33
نویسنده محترم
درستی بسیاری از گزاره هایی که در نوشته خود آورده اید محل اشکال است. برخی از ادعاها در متن، نیاز به استناد به مرجع و منبع معتبر دارد. انتظار از یک معلم این است که مستند و علمی بنویسد. برای نمونه صحبت در مورد نگرش جامعه به زنان و فرضیاتی را در این باره مطرح کردن و سپس نتیجه گیری از همان فرضیات اثبات نشده، روش علمی نیست. این ادعا که:
«امروز جوانان به دو دلیل اصلی امر ازدواج خود را به تأخیر می اندازند یا حتی تصور آن را منتفی می سازند:
اول : وجود آزادی برای برآوردسازی نیازهای جنسی در جامعه که شرعی ترین شکل آن صیغه کردن است.
دوم : جوانان و خصوصا زنان ، ازدواج را نقطه پایان استقلال و آزادی خود می دانند.» نظر شخصی شماست و نمی تواند مبنای یک بحث علمی باشد.
بسیاری از مسائلی که در نوشته خود به آن ها اشاره کرده اید، ارتباطی با بحث جنسیت ندارند. چرا باید مشکلات را جنسیت زده نگاه کنیم؟
پاسخ + 0 0 --
داریوش 1397/01/10 - 02:03
سلام حاج خانم
به نظرغمنامه رنج ودردنسوان سرزمینت رانیزدرقالب فیلمنامه برای#کلیداسرار#ارسال فرماییدتاتأثیرگذاریش افزون شودوبرمخاطبین عام نیزمیتوان بیشترتأثیرگذاشت.
علی برکت الله
پاسخ + 0 0 --
!!!!!!!! 1397/01/10 - 11:19
افراد وقتی خود مسخره اند همه چیز را سیمای مضحک می دهند.
خانم امامی بجز روشنگری افراد خامی چون شما کار دیگر نمی کنند
کاش لیاقت انجام کار مفید را داشتید و دق و دلی روان مریض خود را
نثار دیگران نمی کردید. ارزوی شفای عاجل دارم.
پاسخ + 0 0 --
داریوش 1397/01/10 - 13:03
درجواب!!!!!!!,
اگرروشنگری ایشان افاقه کرده بودبایدتاحالاخودایشان مثل لامپ هزارشده بودوجاهلی چون شماحداقل بایدچهل وات می شدید.هرچندمطمئنم هردویکی است!
کدام روشنگری!!!مگرهمان مباحث خاله زنکی که قبلا بصورت شفاهی درکوچه هابیان میشدنیست که اینک به زبان نوشتاری درسایت هامنتشرمیشود.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/10 - 15:18
اولا از همکار محترم با علامت تعجب ممنونم.
ثانیا شما آقای داریوش اشتباه بزرگی که کردید
از واژه حاج خانم استفاده کردید پس معلوم می شود
همان آقای حسینی هستید چون اولین بار ایشان استفاده
کردند. جناب اگر حرفتان منطق عقلانی دارد نیازی به تغییر
هویت نیست. آخرین پاسخ بنده به حضرتعالی. مابقی را کانال های
قانونی هست . آرزوی ارشاد برایتان دارم. از این به بعد فقط نظرات
ارزشمند را پاسخ خواهم داد. نظرات همکاران فرهنگی نه.........
پاسخ + +18 -1 --
امامی 1397/01/07 - 14:36
سلام همکار ناشناس محترم ،

بنده فقط نیم نگاهی به دید جامعه نسبت به زنان

کرده ام . بحث جنسیت با تقابل جنسی از سوی

همــــکاران مرد صورت گرفته که بنده نیز خواهش

کرده ام چنین نکنند.بحث هایی چون نفقه و مهریه

و... مورد نظر بنده نبوده است.

یکی از همکاران زن دلیل عدم ازدواج خودرا سوای

دو مورد بنده ذکر کرده بودند که دلایل دیگـــر را نیز

برایشان عــنوان کردم. اما یادآور شــدم که این دو

مورد در ارتباط با نوشته بنده هست ، لذا تنها دلیل

یا دلایل عدم ازدواج زنان همین دو مورد نیست.

بنده فرضیه ای ارائه نکرده ام و باداستان بیان فرضیه

آشنایم چون رشته تحصیلی ام است. بنده توصیفی

از شرایط زنـان در جامــعه تقدیم داشته ام به عنوان

ریشـــه های ترس زنان یا جایگاه متزلزل فرهــنگی -

سیاسی و حتی اجتماعی - اقتصادی زنان درجامعه.

از دقت نظرتان ممنونم.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1397/01/09 - 04:05
اگه توجه کرده باشید هر ارگانی که پرسنل خانم زیاد داشته باشد ، بیشار مورد ظلم و تبعیض قرار میگیرد شما نگاه به جامعه پرستاری هم اگه بیندازید متوجه میشود که تحت مستعمره مافیای پزشکان هستند و با یک کارانه یک میلیونی در برابر کارانه های ۳۰۰ میلیونی پزشکان دهانشان را میبندند ؟؟؟ در کشور ما زن جز مظلومترین اقشار است و اموزش و پرورش هم چون بیش از ۶۰ درصد پرسنلش زن هستند زیاد برای مسیولین مهم نیستند و قدرت چندانی برای احقاق حقشان ندارند .هر چند در این زنانه مردان از زنان ترسو ترند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/01/09 - 11:06
سلام

بله در انقلاب صنعتی نیز کودکان و زنان بکار

گرفته می شدند چون دستمزد کمتری داشتند

و توانایی یا فهم اعتراض نداشتند که به نفع

کارفرمایان بود. و از گذشته تا به امروز این

رسوب دیدگاهی در کشورهای عقب مانده

ماندگار مانده است چون در این کشورها

استثمار جنسی و فرهنگی هنوز حاکمیت دارد.

فاکتور مورد سو استفاده دولتها .

شاید برای همین آموزش و پرورش در پرداخت

حق و حقوق معلمان غفلت می کند. تشکر

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در سال تحصیلی 98-97 در نظام مدیریتی ، نظام آموزشی و پرورشی مدارس ، معیشت معلمان ، بودجه وزارتخانه و توجه مجموعه نظام به آموزش و پرورش چه اتفاقی می افتد؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور