صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

شیرزاد عبداللهی/ همکار گروه صدای معلم

رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی هم مثل وزیر در بحث دستورالعمل اردویی جاخالی داد ؛خانم حکیم زاده که از سند 2030 تبری می جوید آیا می تواند فقط یک ایراد آکادمیک در متن 2030 پیدا کنند و به زبان آکادمیک آن را توضیح دهد؟

اصولگرایان تندرو  با چماق سند 2030 و سندتحول بنیادین مدیریت آموزش و پرورش را به گروگان گرفته اند/ عقب نشینی در مقابل انتقاد سحرخیز و پناهیان روانهای ترس خورده و مرعوب مدیران اصلاح طلب آموزش و پرورش را نمایش داد/ خانم حکیم زاده در جواب پرسش صدای معلم خودش را به کوچه علی چپ زد و وارد بحث های بی ربط شد و درازگویی کرد/ خانم حکیم زاده در جایگاه بصیرالعباد به همکاران معاونت پرورشی تهیه کننده دستورالعمل اردویی  تهمت زد/ گوش های مدیران آموزش و پرورش در مقابل انتقاد معلمان کَر است اما با تَشر پناهیان و سحرخیز تب و لرز می گیرند/ مدیران مرعوب صندلی ریاست را از دولت تدبیر و امید گرفته اند اما ازاصولگرایان تندرو فرمان می برند/ خانم حکیم زاده به این نکته تربیتی و علمی توجه نمی کند که منع حضور در گلزار شهدا  فقط شامل محدوده سنی 5 تا 8 ساله ها است/انتظار اینکه کودک زیر 8 سال فرق گلزار شهدا و آرامستان را بفهمد مانند این است که انتظار داشته باشیم کودک 5 تا 8 ساله تشبیهات غزل حافطظ را بفهمد/  حکیم زاده در گفت و گو با رسانه ها روی موضوع تمرکز نمی کند و به روش سیال ذهن حرفهای بی ربط می زند/ آیا کودک 5 ساله می تواند تفاوت بین انواع مرگها را بفهمد/  نگاه سنتی چیزی به نام دنیای کودکی را به رسمیت نمی شناشد اما در دنیای مدرن ، لباس کودک ، اسباب بازی کودک ، بهداشت کودک ، آموزش و ادبیات کودک ، بازی و سرگرمی کودک داریم/ آموزش کودکان زیر 8 سال باید عمدتا از طریق بازی انجام شود/ روش انتقال مفاهیم به یک کودک دوساله و 5 ساله و 7 ساله و 10 ساله و....متفاوت است/ ساختار ذهن کودک و بزرگسال در درک مفاهیم متفاوت است/ برخی از  مولفین کتاب های درسی و نویسندگان ادبیات کودک مختصات کودکی و الزامات آن را به رسمیت نمی شناسند/ برخلاف تصور خانم حکیم زاده کودک نباید رنج بکشد / کودک باید مستقل بار بیاید و زندگی را تجربه کند /  اصولگرایان تندرو از سه کلیدواژه " غربزدگی " ، " روح 2030" و سند تحول بنیادین " به عنوان چماق برای ترساندن مدیران اصلاح طلب استفاده می کنند/  وزیر آموزش و پرورش خودش را منتسب به اصلاح طلبان می داند اما "روح" یا "شبح" اصولگرایان در ستاد آموزش و پرورش پرسه می زند/  متاسفانه تاثیر  کلام فردی مانند ابراهیم سحرخیز روی مدیران ستادی  از رییس دولت بیشتر است /  مدیرانی که نگاه  استراتژیک به میز ریاست دارند نان دولت روحانی را می خورند اما خودشان را با منویات سحرخیز هماهنگ می کنند/  خانم حکیم زاده که خودش را دکتر تعلیم و تربیت و استاد دانشگاه می داند به زبان آکادمیک توضیح دهد که غربزدگی یعنی چه / خانم حکیم زاده توضیح دهد که روح 2030 یعنی چه / مدیران آموزش و پرورش که زیر تابلو اصلاح طلبی به پست و مقام رسیده اند باید با گفتمان علمی – تخصصی متناسب با اقتضائات فرهنگی- مذهبی ایران و به شکل غیر ایدئولوژیک از کیان تعلیم و تربیت دفاع کنند / اصولگرایانی مانند سحرخیز و پناهیان درکی از تعلیم و تربیت ندارند. همه چیز برای آنهادر ایدئولوژی و سیاست خلاصه شده است / ایدئولوژی با دین یکی نیست/ عده ای به نام اصولگرایی  از ارزشهای مورد قبول جامعه برای مقاصد سیاسی استفاده می کنند و هدفشان بالارفتن از نردبان قدرت است/  آقای سحرخیز سواد آکادمیک بحث درباره سند 2030 را ندارد/  سحرخیز شرکت حاجی بابایی در اجلاس های یونسکو را چگونه توضیح می دهد/ اگر یونسکو و سند 2030 بد است چرا ایران از یونسکو خارج نمی شود/  آقای سحرخیز که از دریچه ایدئولوژی و سیاست به یونسکو می نگرد آیا می داند که یونسکو و مجمع عمومی دو نهاد سازمان ملل هستند  که از آرمان فلسطین حمایت می کنند/ آیا آقای سحرخیز که قطعا ضد آمریکا و اسراییل است می داند  که این دوکشور به خاطر حمایت یونسکو از فلسطین  از یونسکو خارج شدند

 

مدیران مرعوب وزارت آموزش و پرورش و نقد سخنان رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در مورد اردوهای دانش آموزی

« صدای معلم » برای بررسی تبصره ای از دستورالعمل اجرایی سفرهای اردویی دانش آموزان، سراغ خانم رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش رفته است و همان آغاز صورت مساله را با او در میان می گذارد:

" مطابق تبصره ای از آیین نامه بازدید از مراکز بهداشتی و درمانی، عیادت از جانبازان و بیماران، مراکز انتقال خون، گلزار شهدا و آرامستان ها برای دوره پیش دبستانی و اول و دوم ابتدایی ممنوع است".

اصولگرایان گنجاندن گلزار شهدا را در این تبصره ، بهانه ی حمله به نهاد آموزش و پرورش کردند.

وزیر آموزش و پرورش به جای دفاع از اصول تعلیم و تربیت و متخصصان و کارشناسان امور تربیتی جاخالی داد و گنجاندن این دو کلمه را نتیجه بی دقتی دانست و قول اصلاح آن را داد. واکنش سریع و عقب نشینی در مقابل انتقاد سحرخیز و پناهیان بیش از همه نشان دهنده روانهای ترس خورده و مرعوب مدیرانی است که  که با نام اصلاح طلب و معتدل روی صندلی های مدیریتی نشسته اند. گوش های آنها در مقابل انتقادات معلمان کر است اما به یک تشر اصولگرایان، رنگ از رخسارشان می پرد و عده ای از ترس تلفن هایشان را خاموش می کنند.

ژست های عالمانه خانم حکیم زاده و صراحت کلام او در بعضی زمینه ها حداقل در من این انتظار را ایجاد کرده بود که شاید در جایگاه معاونت ابتدایی ، برخلاف جوّ حاکم بر ستاد، تحلیلی علمی و تخصصی از موضوع ارائه دهد و شجاعانه از اصول علوم تربیتی و روانشناسی دفاع کند. اما این انتظار باطل بود.

مدیران مرعوب وزارت آموزش و پرورش و نقد سخنان رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در مورد اردوهای دانش آموزی

او به جای پاسخ مشخص به سوال صدای معلم ( این جا )  ، در مورد فداکاری شهدا و ایثارگران و لزوم آشنایی کودکان با آنها ، فلسفه بافی و درازگویی کرد و گفت : "این با بحث خشونت متفاوت است. به نظر من نه تنها بحث خشونت را دامن نمی زند بلکه ...." ، معلوم نیست خانم حکیم زاده که در جریان تهیه این بخشنامه نبوده از کجا به "نیت" تهیه کنندگان دستورالعمل پی برده که گویا آنها کار دفاعی رزمندگان جنگ تحمیلی را "خشونت" دانسته اند و دلیل منعِ بردن کودکان به گلزار شهدا پرهیز از خشونت بوده؟ تهمت زدن به همکاران معاونت پرورشی و قرار گرفتن در جایگاه بصیر العباد ، نوعی فرصت طلبی و مانند گرفتن کاهی از آب گل آلود است. به نظر می رسد خانم حکیم زاده فرصت را مغتنم شمرده تا مراتب ارادت خود را به اصولگرایان ابرازکند و به همین دلیل صورت مساله را تغییر داده است.

روح یا شبح اصولگرایان بر ستاد آموزش و پرورش حاکم است و نفوذ کلام فردی مانند ابراهیم سحرخیز از بطحایی بیشتر است . مدیرانی که دید استراتژیک به میز ریاست دارند ، نان دولت روحانی را می خورند اما خودشان را با منویات امثال سحرخیز هماهنگ می کنند  خانم حکیم زاده قاعدتا در دانشگاه آموخته اند که توانایی تفکر انتزاعی کودکان در سنین مختلف متفاوت است.اگر منظور کارشناسان تهیه کننده این دستورالعمل از منع بازدید کودکان پیش دبستانی و سال اول و دوم دبستان ، تلقی "خشونت " و مخالفت با ارزشهای دفاع مقدس بوده ، چرادر دستورالعمل، این منع را به دانش آموزان سالهای بالاتر دبستان تسری نداده اند؟ چرا فقط پیش دبستانی و کلاس اول و دوم دبستان را از حضور در بعضی اماکن نهی کرده اند ؟

خانم حکیم زاده که ذهنش به جاهای بعید کشیده شده چرا در پاسخ خود به این نکته تربیتی و علمی توجه نمی کند که منع فقط شامل محدوده سنی 5 تا 7 یا 8 سال است؟ چرا با همان وسواس و دقتی که در باره حرفهای سحرخیز اظهار نظر می کند با تهیه کنندگان دستورالعمل برخورد نمی کند.

دلیلش روشن است وقتی آقای سحرخیز با چماق 2030 حمله می کند لرزه بر اندام مدیران آموزش و پرورش می افتد . آدم ها یادشان می افتد که درست است ما صندلی ریاست را از دولت تدبیر و امید گرفته ایم اما یادمان باشد که قدرت واقعی در این وزارتخانه دست اصولگرایان تندرو است و باید هوای آنها را داشته باشیم.  

خانم حکیم زاده تجاهل العارف می کند و می گوید : "روحیه پاک و فداکاری و ایثار افرادی که جانشان را به خاطر آدم های دیگر فدا کردند می تواند حس خوبی را در بچه ها ایجاد بکند و این آگاهی را به آنها بدهد که در دنیایی که ما زندگی می کنیم و اکثر افراد فقط فکر خودشان هستند  آدم هایی وجود دارند که این حد ایثار می کنند که از سلامتی خودشان می گذرند ." بحث بخشنامه این نیست که آموزش و پرورش با انتقال این مفاهیم مخالفت کند . بحث آنها این است که آیا چنین مفاهیم ارجمندی با حضور کودکان پیش دبستانی و اول و دوم ابتدایی در آرامستانها و آسایشگاه ها به  آنها منتقل می شود؟  آیا کودک 6 ساله تفاوت گلزارشهدا و آرامستان را می تواند درک کند؟آیا کودک 5 ساله می تواند تفاوت بین انواع مرگها را بفهمد؟ نگاه سنتی به کودک او را یک مردکوچولو یا زن کوچولو می بیند و چیزی به نام دنیای کودکی را به رسمیت نمی شناشد،  اما در دنیای مدرن ، لباس کودک ، اسباب بازی کودک ، بهداشت کودک ، آموزش و ادبیات کودک ، بازی و سرگرمی کودک با بزرگسالان متفاوت است. حتی در سنین مختلف کودکی هم این تفاوتها وجود دارد. روش انتقال مفاهیم به یک کودک دوساله و 5 ساله و 7 ساله و 10 ساله و....متفاوت است.

بحث تلقی کودکان از مفهوم مرگ یکی از بحث های مهم روانشناسی کودک است. مثلا اگر عضوی از خانواده کودک فوت کند دم دستی ترین جواب به کودک این است : "پدر بزرگ به خواب رفته است ." یا "پدربزرگ مریض بود و مرد" یا "پدربزرگ به مسافرت  رفته است" . اما هرکدام از این جوابها در ذهن کودک بازتاب متفاوتی دارد. اگر بگوییم پدر بزرگ به خواب رفته است کودک بعد از آن هربار که بخوابد دچار این ترس خواهد شد که خواب یعنی مرگ  و شاید دوباره بیدار نشود. اگر بگوییم به دلیل بیماری مُرد، کودک هربار که سرما بخورد و تب کند فکر می کند که مثل پدربزرگ خواهد شد. اگر بگوییم به مسافرت رفته کودک تصور می کند که سفرها بدون بازگشت هستند. مفهوم مُردن در ذهن یک کودک 5 ساله به تدریج متحول می شود و در 10سالگی می تواند مانند بزرگترها مرگ را درک کند. مساله اساسی تفاوت ساختار ذهن کودک و بزرگسال در درک مفاهیم از جمله مفهوم مرگ  است. اشتباهی که برخی از  مولفین کتاب درسی و نویسندگان ادبیات کودک مرتکب می شوند این تصور است که دنیای ذهنی کودک و درک او شبیه بزرگسالان است. به عبارت دیگر مختصات کودکی و الزامات آن را به رسمیت نمی شناسند.

وقتی افراد ایدئولوژیک و بی خبر از روانشناسی کودکان برای دانش آموزان کتاب می نویسند نتایج آن فاجعه بار است. مفهوم گلزار شهدا یک مفهوم زیبایی شناسانه و سمبلیک از گورستان است. این تفاوت برای ذهن یک بزرگسال قابل فهم است اما برای یک کودک 5-6 ساله فهم این عبارت مانند فهم شعر حافظ یا غزل سعدی است. این شعر زیبا و عرفانی حافظ : "در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/  عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد " را برای یک کودک زیر ده سال بخوانید. او فقط تعبیر آتش زدن، آنهم به معنای واقعی را از این شعر می فهمد. اگر قرار است آموزش ما متناسب با رشد ذهنی و مرحله ای کودک باشد باید این ظرافت ها را در نظر بگیریم.

مدیران مرعوب وزارت آموزش و پرورش و نقد سخنان رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در مورد اردوهای دانش آموزی

خانم حکیم زاده به این ظرافت های علمی  توجه ندارد، او به تبعیت از وزیر استفاده از گلزار شهدا را بی دقتی می داند . در حالی که برای یک کودک زیر 8 سال تفاوتی بین آرامستان و گلزار شهدا قابل فهم نیست . خانم حکیم زاده اگر  متعهد به علوم تربیتی بود ، به جای بیان بدیهیات در باره ارزش شهدا ، به این ظرافت های روانشناسی کودکان توجه می کرد اما ظاهرا هماهنگی سیاسی با وزیر و تظاهر به به مسایل ارزشی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.

مدیران مرعوب وزارت آموزش و پرورش و نقد سخنان رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در مورد اردوهای دانش آموزی

خانم حکیم زاده بر خلاف یک تحصیل کرده دانشگاهی به جای تمرکز روی موضوع اصلی با ذهن سیال خود مرتبا به جاهای مختلف گریز می زند و دچار پراکنده گویی می شود. او با اشاره به " تمایل نادرست برخی برای  رشد پاستوریزه بچه ها" می گوید: "کسانی که تصور می کنند بچه ها باید بدون هیچ دغدغه و رنجی بزرگ شوند و خیلی خیلی راحت بار بیایند خیلی واقع بین نیستند....ما امروز جلسه ای با همکاران داشتیم در مورد کودکان پیش دبستانی و یکی از همکاران فیلمی را تهیه کرده بود راجع به ایده های نوینی که برای تربیت کودکان در ژاپن وجود دارد. آنجا بحث بر سر این بود که تا اندازه ای خطر کردن برای بچه ها لازم است و این خوب است گاهی  به زمین بخورند و پایشان زخم شود و با درد و رنج آشنا شوند." آدم تاسف می خورد که خانم حکیم زاده بعد از این همه تحصیل و تدریس ،تازه با ایده استقلال کودکان، آن هم به صورت تصادفی و از طریق یک فیلم آشنا شده اند! پرسش این است که  این حرف درست، چه ربطی به موضوع گلزار شهدا و آرامستان دارد؟ کودک نه تنها باید وقتی زمین می خورد، بدون دخالت بزرگترها بلند شود، بلکه از همان سالهای اول زندگی کم کم یاد بگیرد که کارهای شخصی خودش را انجام دهد. کودک را نباید در یک محیط پاستوریزه تربیت کرد ، اما این مساله ربطی به آرامستان و گلزار شهدا ندارد.  خانم حکیم زاده اگر  متعهد به علوم تربیتی بود ، به جای بیان بدیهیات در باره ارزش شهدا ، به این ظرافت های روانشناسی کودکان توجه می کرد اما ظاهرا هماهنگی سیاسی با وزیر و تظاهر به به مسایل ارزشی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است

سحرخیز مثل بقیه اصولگرایان تندرو می داند که برای ترساندن مدیران منسوب به اصلاح طلبی و اعتدال از چه کلیدواژه هایی استفاده کند. او از سه کلیدواژه " غربزدگی " ، " روح 2030" و سند تحول بنیادین " به عنوان چماق استفاده می کند. این واژه ها مدیران این دوره را دچار تب و لرز می کند.  خانم حکیم زاده بلافاصله در لاک دفاعی فرو می رود و با لحن ملایم می گوید : " ممکن است در برخی از تصمیم گیری ها برخی ملاحظات مورد توجه قرار نگیرد نمی شود گفت روح بیست سی بر چنین تفکری حاکم است." معنای این حرف است که حالا یک اشتباهی شده اما تو را خدا شبح 2030 را از روی سر ما بردارید. به آقای سحرخیز می گوید : "این درست نیست به بهانه مخالفت با یک موضوع خدای ناکرده  بر نیت خوب خیلی  از مدیران دلسوز و زحمتکش فعلی خدشه وارد کنیم. " و برای گرفتن تخفیف در حکم مجازات به عنوان آخرین دفاع می افزاید : " همه می دانند بسیاری از مسئولان آموزش و پروش یا خود رزمنده بوده و همرزم شهدای عزیز و یا از خانواده معزز شهدا هستند؛ به عنوان مثال معاونت محترم پرورشی خودشان از ایثارگران هستند و سابقه حضور طولانی مدت در جبهه های دفاع مقدس را دارند ."

مدیران مرعوب وزارت آموزش و پرورش و نقد سخنان رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در مورد اردوهای دانش آموزی

هر چند الان وزیر خودش را منتسب به اصلاح طلبان می داند اما واقعیت این است که روح یا شبح اصولگرایان بر ستاد آموزش و پرورش حاکم است و نفوذ کلام فردی مانند ابراهیم سحرخیز از بطحایی بیشتر است . مدیرانی که دید استراتژیک به میز ریاست دارند ، نان دولت روحانی را می خورند اما خودشان را با منویات امثال سحرخیز هماهنگ می کنند.

خانم حکیم زاده  که خودش را دکتر تعلیم و تربیت و استاد دانشگاه می داند به زبان آکادمیک توضیح دهد که غربزدگی یعنی چه ؟ توضیح دهد که روح 2030 یعنی چه ؟ نسبت  "سند بنیادین آموزش و پرورش" با آموزه های تعلیم و تربیت که در دانشگاه های معتبر داخلی و خارجی تدریس و تعلیم می شود را نشان دهد. همه چیز را نمی شود در سیاسی کاری خلاصه کرد.

من در (اینجا ) لینک  دستورکار 2030 برای توسعه پایدار که با پیشگفتار سعدالله نصیری قیداری دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو منتشر شده است را می گذارم. خانم حکیم زاده که از این سند تبری می جویند اکر توانستند فقط یک ایراد آکادمیک در این متن پیدا کنند ، می توان سواد آکادمیک او را محک زد. البته اضهارات کلی و ایرادهای سیاسی مورد نظر من نیست. خانم حکیم زاده به جای ایستادگی روی اصول تعلیم و تربیت فرصت طلبانه به ریسمان سیاست چنگ می آویزد.   

مدیران مرعوب وزارت آموزش و پرورش و نقد سخنان رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در مورد اردوهای دانش آموزی  تا زمانی که مدیران آموزش و پرورش که زیر تابلو اصلاح طلبی به پست و مقام رسیده اند جرات نکنند که از گفتمان علمی – تخصصی تعلیم و تربیت متناسب با اقتضائات فرهنگی- مذهبی ایران و البته به شکل غیر ایدئولوژیک دفاع کنند ، همین وضعیت ادامه پیدا می کند و تشر آدمی در حد سحرخیز لرزه بر اندام وزیر و سایر مدیران می اندازد.

اصلاح طلبان در آموزش و پرورش استراتژی ندارند. به همین دلیل در مقابل اصولگرایانی مانند سحرخیز و پناهیان که درکی از مسایل  تعلیم و تربیت ندارند کوتاه می آیند. برای اصولگرایان همه چیز  در  ایدئولوژی و سیاست خلاصه شده است و البته می دانیم که ایدئولوژی با دین یکی نیست . آنها از ارزشهای مورد قبول جامعه برای مقاصد سیاسی خود استفاده می کنند و هدفشان بالارفتن از نردبان قدرت است. آقای سحرخیز سواد آکادمیک بحث درباره سند 2030 را ندارد. او  هرگز نمی تواند شرکت حاجی بابایی در اجلاس های یونسکو را توضیح دهد. سحر خیز هرگز نمی تواند به این سوال پاسخ دهد که اگر یونسکو و سند 2030 بد است چرا ایران هم  مانند آمریکا و اسراییل از یونسکو خارج نمی شود؟

آقای سحرخیز که از دریچه ایدئولوژی و سیاست به یونسکو می نگرد آیا می داند که یونسکو و مجمع عمومی دو نهاد سازمان ملل هستند  که از فلسطین حمایت می کنند و آمریکا و اسراییل به قدری از تونسکو عصبانی هستند که از آن خارج شده اند؟ او اینها را می داند اما چون با اصلاح طلبان مرعوب سر وکار دارد اینها را مثل چماق بر فرق آنها می کوبد.

یکشنبه, 15 بهمن 1396 ساعت 23:43 خوانده شده: 429 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +4 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 08:52
شیرزاد جان !!!!
با سلام واحترام

یعنی شما واقعاً ،مدافع سند بیست سی هستی؟؟؟ .....سند 2030که دیگر تمام شد!!!!!!!مهر پایانش را زدند!!!!!

آقای عبداللهی :
اکثر کشورهای اروپایی هم زیر بار آن سند 2030 نمی روند.

بله .....ممکن است مطالب خوبی هم نظیر برابری آموزشی ،عدالت و امثالهم هم در آن پیدا شود،اما واقعیت آن است که به دلائل متعدد که در این فضا مجال آن نییست، قابلیت اجراشدن در سطح فراملی وجهانی را ندارد.
فرهنگ جوامع با آن در تضاد است . چون با فرهنگشان در تناقض است . اساساً مقوله فرهنگ و تربیت یک سری شاخصه ها را دارد و در صورتی می توان تربیت جهانی را یکی دانست که فرهنگ ها ،همه یک دست ویا حداقل مشابه باشد . برای تحقق این سری اسناد ابتدا باید تلاش کرد فرهنگ ها را نزدیک بهم کرد ،سپس سند 2030 را عملیاتی کرد ....این از سند 2030
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 10:40
همکار عزیز ، سند را می توان از زوایای مختلف از جمله سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی بررسی کرد. متن سند 2030 را که کمیته ملی یونسکو در ایران منتشر کرده را گذاشته ام. اگر حوصله خواندن متن کامل را ندارید لطف کنید صفحه 31 سند را ببینید. عناوین 17 هدف اصلی توسعه پایدار در جدولی آمده است. برای هرکدام از عناوین می توانید به شرح آنها مراجعه کنید. پرسش من از خانم حکیم زاده به عنوان استاد دانشگاه و متخصص در رشته تعلیم و تربیت این است که کدام یک از عناوین 17 گانه این سند با فرهنگ ایرانی ، دین اسلام ، مذهب شیعه و... در تضاد است؟ کلی گویی آفت اظهار نظر علمی و تخصصی است. خانم حکیم زاده یا متخصصی مانند شما باید بگوید فلان عنوان این سند و به این دلیل یا دلایل، برای آموزش و پرورش یا کشور ایران مضر است؟ یک متخصص در رشته خودش باید اجتهاد داشته باشد و گرنه من هم می دانم که به دلایل سیاسی این سند قابل اجرا نیست.
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 10:58
اهداف اصلی توسعۀ پایدار در متن سند 2030 : 1- پایان دادن به فقر در همۀ اشکال آن و در همه 2- پایان دادن به گرسنگی، تحقق امنی پایدار غذایی3- تضمین یک زندگی توأم با سلامت و ترویج رفاه برای همه و درتمامی سنین 4- تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصتهای یادگیری مادام العمر برای همه 5- دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همۀ زنان و دختران 6- تضمین دسترسی به آب و مدیریت پایدار آب و بهداشت برای همه 7- تضمین دسترسی به منابع انرژی مقرون به صرفه، مطمئن، پایدار و نوین 8- ترویج رشد اقتصادی ماندگار، فراگیر و پایدار، اشتغال کامل و بهره ور و اشتغال شرافتمندانه برای همه 9- ساختن زیربنای مقاومتی، ترویج صنعتی سازی پایدار و فراگیر، و ترویج نوآوری 10- کاهش نابرابری در درون و در میان کشورها 11- تبدیل شهرها و سکونت گاه های انسانی به مکانهای همه شمول، امن، مقاوم و پایدار 12- تضمین الگوهای پایدار تولید و مصرف 13- اقدام عاجل برای رویارویی با تغییر اقلیم و آثار آن 14- حفاظت و استفادۀ پایدار از اقیانوسها، دریاها، و منابع دریایی برای توسعۀ پایدار
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 11:04
15- ... مدیریت پایدار جنگلها، مبارزه با بیابان زایی ...متوقف ساختن تخریب تنوع زیستی 16- ترویج جوامع صلح جو و فراگیر برای توسعۀ پایدار، برقراری امکان دسترسی به عدالت برای همه 17- تقویت ابزار اجرا و احیای همکاری ّ های جهانی برای تحقق توسعۀ پایدار
دوست عزیز فرقی نمی کند حالا خانم حکیم زاده به عنوان متخصص در تعلیم وتربیت (نه به عنوان معاون وزیر که شغلی اداری است) و جنابعالی از دیدگاه تخصصی بفرمایید کدامیک از اهداف 17 گانه سند ضد توسعه ، ضد فرهنگ بومی ، ضد مذهب و با فرهنگ ما در تناقض است. بحث سیاسی قضیه را هم گفتم. نحوه تصمیم گیری در یونسکو هم در مجمع عمومی است و هر کشور یم رای دارد و چون اکثریت با کشورهای جهان سوم است کشورهای سرمایه داری از تصمیمات یونسکو ناراضی اند.
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 11:34
آقای عبداللهی عزیز!
اگر سند را بپذیریم مثل بدعهدی های برجام ،بازی در می آورند :
مثلا در خصوص این بند به ظاهر خوب :
بند 5- دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمندسازی همۀ زنان و دختران
هم جنس بازی ،روابط آزاد دختر و پسر و ....جا می گیرد. حق استفاده از اندام جنسی بدون هیچ قید وبندی برای دختر وپسر جا می گیرد . محتوای ما بررسی می شود وهرکجا بگویند در مسائل شرعی زن ومرد ،می شود در تضاد با بند 5.
مثلاً بند به ظاهر خوب زیر:
بند 10- کاهش نابرابری در درون و در میان کشورها.
می شود هزاران مطلب را از آموزه های دینی و فرهنگی ما را بهانه می کنند که برابر ندارند .نه اینکه ایراد دارند ،نه ،بهانه می کنند.
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 11:35
ادامه :
بند16- ترویج جوامع صلح جو و فراگیر برای توسعۀ پایدار، برقراری امکان دسترسی به عدالت برای همه
به این بند خوب می توانند گیر بدهند صلح با همه عالم -حتی با ستمگران_ باید در کتاب درسی بیاید . شهید وشهادت طلبی باید از محتوا حذف شود چون خشونت طلبی وضد صلح می شود.
ببینید من در فرصت بسیار کم و اینکه کامنت ها محدود است توضیح دادم می توانم صفحه های منطقی ومستدل بنویسم .

و بسیار ایرادات دیگر ......
باتشکر
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 11:35
ادامه :

بند16- ترویج جوامع صلح جو و فراگیر برای توسعۀ پایدار، برقراری امکان دسترسی به عدالت برای همه
به این بند خوب می توانند گیر بدهند صلح با همه عالم -حتی با ستمگران_ باید در کتاب درسی بیاید . شهید وشهادت طلبی باید از محتوا حذف شود چون خشونت طلبی وضد صلح می شود.
ببینید من در فرصت بسیار کم و اینکه کامنت ها محدود است توضیح دادم می توانم صفحه های منطقی ومستدل بنویسم .
باتشکر
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 12:20
ادامه نظر :

بند12 هم به ظاهر خوب وبی مشکل است
12- تضمین الگوهای پایدار تولید و مصرف
اما مصرف کردن ما وتولید کردن ما باید بر اساس الگوی مصرف گرایی باشد . تجمل گرایی یا معیارهای خاص کشور خودمان . الگوی پایدار تولید ومصرف در نظام مورد قبول آنان بیکاری کشیدن از دیگران برای سود ومنفعت بیشتر استوار است . کار ندارند چه چیزی خوب است یا بد مهم ،تقاضاست می خواهد شراب باشد می خواهد بهره جویی جنسی باشد ،تولید محتوای غیر اخلاقی باشد . مولفه های تولید ومصرف پایدار وکلا اقتصاد ما با آنها متفاوت است . اگر در کتاب ها بگوئیم توسعه و تولید باید با عدالت وبرابری همگام باشد از نظر آنها ایراد دارد. ربا از نظر آنها عادی است . از نظر ما ایراد دارد و دهها مشکل دیگر که می توانند از دل همین بند بتراشند و در قالب آن بر ما خرده بگیرند وحتی می توانند پرونده تخلفات را به شورای امنیت ببرند برای تحریم .
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 12:22
ادامه نظر:
برادر عبداللهی عزیز:

همکار ارجمندم

حالا چرا بیخود وبی جهت بی آنکه مجبور به تبعیت وتحمل فشار به ناحق باشیم، زیر بار این تعهد غیر الزام آور برویم .

بحث زیاد است .چون از اینجانب درخواست گرفتن یک شبهه ویاراد به بندهای سند 2030 را مطرح کرده بودید ،به 4 ایراد ،آن هم به شکل مجمل اکتفا نمودم .
موفق باشید
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 22:12
اولا تمام مصوبات یونسکو غیر الزام آور و توصیه ای است و مقایسه آن با برجام یا هر قرارداد دیگری نشانه بی اطلاعی است. ثانیا برابری جنسیتی به معنای فرصت برابر تحصیل و شغل برای زن و مرد بدون تبعیض است.عده ای تا اسم برابری را می شوند مثل شما یاد "اندام جنسی" می افتند.برابری جنسیتی مقوله ای سکسی نیست. ثالثا ترویج جوامع صلح جو برای توسعه پایدار چه ایرادی دارد؟ یعنی بنویسند توسعه جوامع جنگجو برای توسعه شما راضی می شوی ؟ ایران عضو رسمی سازمان ملل متحد است . ماده 1 فصل یک منشور ملل متحد هدف سازمان ملل را حفظ صلح و توسعه همکاری های دوستانه بین کشورها می داند. ایران این منشور را امضا کرده و متعهد به آن است و روسای جمهور و وزرای خارجه ایران همیشه به همین اصل استناد می کنند. من نمی دانم شما متخصص چه هستید اگر متخصص تعلیم و تربیت هستی ، اگر متخصص تعلیم و تربیت با فرصت های برابر برای زن و مرد و صلح مخالف باشد، هر چیزی هست الا متخصص تعلیم و تربیت. تفسیر یک متن باید براساس متن باشد و نه دلبخواهی و براساس ذهن سیال و توطئه اندیش .
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/17 - 08:35
جناب آقای استاد عبداللهی :
باسلام و احترام
ببینید دوست عزیزم
خوب شد بحث زا ادامه دادید که کمی بیشتر توضیح دهم .

اولاً کسی نیست که نداند یونسکو- که بر خلاف نظر شما که حاضرید تضمین به سلامت آن بدهید ،کاملا وابستگی به قدرتهای استکباری و سرویس های جاسوسی دارد و در ظاهر شعارهای فریبنده، در صدد غربی کردن نظام های آموزش و پرورش-البته به شکل بسیار آرام و تدریجی - است .
در ثانی ،«برابری جنسیتی»،به تفسیر یونسکو و در توضیحات ذیل این سند17بندی که آورده اید و یا تفاسیر سند که بعداً فقط به عهده خودشان است ،اذعان کرده و می کنند که همجنس بازی و آزادی تمام عیار دختر،همانند پسر، از جمله شروط برابری جنسیتی است .حالا شما کاسه داغ تر از آش شده و مفسر یونسکو در کشورما شده و تفسیر وارونه می کنید!!!
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/17 - 08:37
ادامه :
«برابری جنسیتی»؛ یعنی زن و مرد کاملاً از هر حیث مساویند. می توانند حجاب داشته باشند، یا نداشته باشند . می توانند بدون اذن پدر ازدواج کنند و یا آزادانه با این و آن شبانه خوش بگذرانند و اگر حتی یک هفته با دوست (دختر یا پسر)بیرون از منزل باشند، چه مجرد ویا متأهل، کسی نباید متعرض آنان شود ونباید هیچ منعی نسبت به جنس پسر برای آنان قائل شد . می توانند ازدواج کنند یا از طریق ازدواج سفید و هم خانه ای بگذرانند و یا همجنس بازی کنند ،می توانند حیا و عفت داشته باشند ویا نداشته باشند . دوش به دوش مرد هستند !!!!
حالا ما مجمل گفتیم و شما از گفتن به اختصار بهره برداری می کنید و «به یاد اندام جنسی افتادن!!!» را برای پوشش نهادن بردستان خالی خود دربرابر حرف علمی و منطقی، به عنوان سمبل مطرح می کنید .
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/17 - 08:40
ادامه :
آیا این مسائل با فرهنگ جامعه ما همخوانی دارد؟،اگر راست می گویند و هدف مغرضانه ای ندارند،نمی شد بگویند «برابری جنسیتی در آموزش»!!!!،نه «برابری جنسیتی» !!! »
و مهم اینست که باید این مفاهیم را معلم ما به دانش آموز انتقال دهد ،چون بر عکس نظرات سطحی جنابعالی ،پذیرفتن سند همان و بازدیدهای مکرر از میزان تحقق سند در آموزش وپرورش همان و می توانند از میزان تحقق سند بازدید کنند ومغرضانه ما را در ذیل جدول مقایسه ای قرار دهند و مسئولین ما برای ارتقاء در سطح کشورهای جهان ،اهداف آنها را به تدریج محقق کنند .حالا الزام آروری یا غیر الزام آوری چه فرقی دارد؟؟؟؟!!!
یک سئوال :جسارتاًشما حاضرید برابری جنسیتی بااین مفهوم مورد نظر غرب- که حتی یک مسلمان متعهد مثل شما درتصویب آن عضویت نداشته- در مورد بستگان خود بپذیرید. !!!!!! ،چه مفهومی دارد که ما ارزش های غربی را بی چون وچرا بپذیریم ،این همان صدور اندیشه جهانی شدن به سبک غربی وآمریکایی است ،اما این مفهوم قدری نیاز به تأمل دارد.
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/17 - 09:56
متخصص گرامی، اگر آنگونه که شما می گویید ، یونسکو : "کاملا وابستگی به قدرتهای استکباری و سرویس های جاسوسی دارد " چرا آمریکا در مهرماه امسال به دستور ترامپ از یونسکو خارج شد و چرا رژیم صهیونیستی از دست یونسکو عصبانی است؟ فرض کنیم اینها سیاه بازی است ، چرا جمهوری اسلامی از یونسکو و سازمان ملل خارج نمی شود؟ چرا حداقل کمیته ملی یونسکو را منحل نمی کنند؟ آنچه که در سند 2030 به آموزش و پرورش مربوط است برابری فرصت های آموزشی برای دختران و پسران است. ذهن های بیمار برخی مردان تا اسم برابری جنسیتی را می شنوند،یاد اندام جنسی می افتند. چرا همیشه برای تحریک نشدن مردهای بیمار ، محدودیت بر خانم ها تحمیل می کنیم ؟ آیا بهتر نیست مردانی که با دیدن موی زن تحریک می شوند را به کلینیک های روانپزشکی بفرستیم؟ در مورد بند 12 و الگوی پایدار تولید و مصرف بهتر است مثل یک محقق بند 12 را بخوانی . آنچه درسند آمده کاملا برعکس ایده مصرف گرایی است. ذهن های متوهم و توطئه اندیش به جای توجه به متن ،آن را مطابق ذهن خود تفسیر می کنند.
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/17 - 10:18
مشکل مدیران سابق با سند 2030 سیاسی و جناحی است و ربطی به بحث های کارشناسی ندارد. اصولگرایان تندرو به جای نقد عالمانه ، فریاد واناموسا و وا اسلاما سر می دهند. فرقی نمی کند یک مقاله در روزنامه باشد یا سند 2030 . همه چیز برای آنها ابزار است. فردی مانند ازغدی که در شورای انقلاب فرهنگی نشسته است بر اساس ذهن متوهم خود چه خزعبلاتی در مورد سند 2030 گفته است. عده ای تصور می کنند که شنوندگان آنها همان محفل کوچک حواریون چشم و گوش بسته است ، اما جامعه ایران و بخصوص فرهنگیان شعور دارند و مثل پامنبری های ازغدی هر مزخرفی را به عنوان حقیقت نمی پذیرند. متن سند 2030 در دسترس همه است . چرا فقط اصولگرایان تندرو از برابری جنسیتی تفسیری سکسی ارائه می دهند؟ چرا آنها از کلمه صلح وحشت دارند؟ چرا به جای خواندن متن و انتقاد مستند ، برداشت های ذهن متوهم خود را از متن ، حقیقت می دانند؟ سند 2030 حتی اگر این مسایل پیش نمی آمد الزام آور نبود. همه مصوبه های یونسکو توصیه است ، قرارداد حقوقی نیست.
پاسخ + 0 0 --
معلم متخصص 1396/11/17 - 10:46
آقای عبداللهی عزیز
بهتر است به جای جواب متفرقه دادن و از حزب های سیاسی تندرو یا محافظه کار و فلان مسئول سخن گفتن،جواب بند بند دلائل مطرح شده را شفاف بفرمائید ،چرا که کلی گویی و بهانه تراشی که جواب علمی نمی شود ؟

اولاً چون از تخصصم سئوال کرده اید ،بهتر است بدانید تخصص من کاملا مرتبط با تعلیم و تربیت است،فرهنگی هستم مطمئن باشید،بااین حال هیچ ادعایی ندارم .فرض کن بی سواد هستم ،اما بحث نشان می دهد که فرد چه میزانی شناخت وبصیرت دارد.
ثانیاً،مطمئن باشید وابسته به هیچ جناح سیاسی نیستم و آزادانه وجهت تنویر افکار عمومی با شما بحث می کنم.

بحث منطقی با جار و جنجال نسبتی ندارد. قاطی کردن بحث ها مشکلی را حل نمی کند .
نفرمودید که بندهای سند 2030 چرا شفافیت ندارند؟ :
مثلاً اظهار نظر نکردید که :
آیا این مسائل با فرهنگ جامعه ما همخوانی دارد؟،اگر راست می گویند و هدف مغرضانه ای ندارند،نمی شد بگویند «برابری جنسیتی در آموزش»!!!!،نه «برابری جنسیتی» !!! »
پاسخ + +3 0 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 08:54
ادامه نظر :

حالا دوست عزیز
به نظر من، شمابروید« آکادمیک»!!!!جواب خواستن را از فرانسه بپرسید از کشورهای اروپایی،آسیایی وآمریکایی بپرسید که به سند 2030 با افتخار «نه» گفته اند .از کسی بپرسید که تحصیلات عالیه دارد وفرصت پژوهشگری و پاسخگویی را دارد.از اینترنت سرچ کنید ...تحقیق وپژوهش کنید ...بگذارید مقام مسئول در آموزش وپرورش وقتش را برای بهبود وضعیت آموزش وپرورش بگذارد.....تا شاید کمی وضعیت از نظر کمی وکیفی بهبود یابد .
باتشکر
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 11:17
دوست عزیز متخصص باید مستند حرف بزند. کدام کشورهای اروپایی ، آسیایی و آمریکایی به سند 2030 ، نه گفته اند؟ جهت اطلاع شماعرض می کنم مصوبه ها و اسناد یونسکو جنبه توصیه ای دارد و برای کشورها الزام آور نیست. رابط یونسکو با دستگاه های اداری ایرانی ، کمیته ملی یونسکو است که ترکیبی کاملا حکومتی دارد. حرفهای من بر اساس اطلاعات مستند و دست اول است. خانم حکیم زاده برای خودش شان دانشگاهی و متخصص قایل است و بارها در مصاحبه ها به این جنبه از شخصیت خود اشاره می کند مخاطب من حکیم زاده استاد دانشگاه است نه حکیم زاده مدیر. ایشان باید به زبان علمی حرف بزند و مخاطب خود را دانا فرض کند. من باز هم تکرار می کنم خانم حکیم زاده لطف کنند و بگویند کدام یک از عناوین 17 گانه مندرج در سند 2030 ، ضد تعلیم و تربیت ، صد آموزه های آموزش و پرورش و برای کشور مضر است؟ سحرخیز بهتر از حکیم زاده می داند که به متن سند نمی شود ایراد گرفت برای همین از عنوان مبهم روح سند 2030 استفاده می کند.
پاسخ + +2 -1 --
معلم متخصص 1396/11/16 - 09:47
آقای عبداللهی

بگذار کمی هم نقد کنم شما را .شما که هماش این و آن را نقد می کنید ،نقد پذیر هستید آیا

مثلا :

به نظر شما این الفاظ وعبارات در این متن ،درست است که حتی برجسته کردیده اید؟

«نان دولت روحانی را می خورند اما خودشان را با منویات امثال سحرخیز هماهنگ می کنند»

این طرز تفکر مربوط به دو قرن پیش است که یک تفکر که سرکار می آمد کل مخالفان سیاستش را از کار بیکار می کرد وکم کم مدیریت متحول شد و در سیستم مدیریت نوین ،این طرز تفکر منسوخ شد ودیگر با روی کار آمدن یک فرد ویک طرز تفکر ،دیگر کارکنان آرامش دارند ونگران از دست دادن مشاغلشان نیستند ....اما ظاهراً حضرتعالی در فضای قرون گذشته سیر می کنید .... دیگران را نان خور فرض می کنید

معلم وکارمند در قبال وظیفه ای که انجام می دهند حقوق می گیرد ،نباید با امثال نان خور دولت ....تحقیر شود ...

گاهی اوقات آدم بااین متون احساس شرم وحقارت می کند ...آیا واقعاً یک معلم ،نان خور این آن است !!!!

باتشکر
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 11:33
منظور من کارمندان ستادی نیستند . رده تصمیم سازان وتصمیم گیران را مد نظر دارم. فرمایش شما کاملا درست است. در آموزش و پرورش ما 7-8 تا شغل داریم که با تغییر وزیر باید متصدیان آنها تغییرکنند. روش اصولی این است که با تغییر دولتها سیاست ها و برنامه ها تغییر کند نه افراد. من از عملکرد وزرایی مانند فرشیدی که مدیریت آموزش و پرورش را شخم زدند در همان زمان انتقاد کرده ام. مساله من روانهای ترس خورده اغلب مدیران اصلاح طلب است که وقتی پشت میز مدیریتی می نشینند . ششدانگ حواسشان به این است که هوای جریان مخالف دولت را داشته باشند.توی سر خبرنگار صدای معلم می زنند اما در مقابل خبرنگار فارس و تسنیم دست و پایشان می لرزد. مدیرانی که بعد از انتقاد پناهیان و سحرخیز از ترس موبایل هایشان را خاموش کردند. این دو رویی است که کسی به اسم اصلاح طلبی و اعتدال روی کار بیاید و عملکردش مثل اصولگرایان باشد. شما فقط نگاه کنید برای کلمه گلزار شهدا یک نفر حاضر نشد شجاعانه بایستد و بگوید گلزار شهدا همان آرامستان است و تاکید در بخشنامه برای جامع و مانع بودن مقررات و بستن روزنه های دور زدن بخشنامه بوده است.
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1396/11/16 - 10:25
مهمترين ايراد آكادميك اين است كه اسم جناب علي‌الهيار تركمن به عنوان دكتر در صفحه 101 و صفحه 53سند يونسكو نسخه فارسي آورده شده است. براين اساس يا بايد سند 2030 را قبول داشته باشيد يا دكتري الهيار تركمن را كه در سند مذكور ذكر شده و از برنامه‌ريزان اصلي آن مي‌باشد بطوريكه از صفحه 49 تا صفحه101 توسط ايشان نوشته شده است.
پاسخ + 0 0 --
آدرس نسخه 2030 1396/11/16 - 10:46
http://cbo.ir/sites/default/files/attach/news/final2030-melli.pdf
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 22:28
من هم دیدم بله دقیقا در صفحه 101سند آموزش ملی 2030 از این عنوان جعلی استفاده شده است. به نظرم موضوع دروغگویی ایشان را نباید بهانه ای برای نفی قابلیت های دیگر ایشان کرد. آقای الهیار ممکن است ده ها توانایی و قابلیت علمی و اداری داشته باشد اما اشکال ما این است که در خصوص مدرک فوق لیسانس پاریس و دکتری آلبرتا دروغ گفته است. روی دیگر سکه این است که افرادی مانند جناب کفاش استدلال می کنند چون ایشان باسواد است و ارتباطات خوبی دارد نباید در باره دروغ ایشان اطلاع رسانی می شد. این هم به نظر من درست نیست. قابلیت و سواد آقای الهیار دروغگویی او را پوشش نمی دهد و دروغگویی او سواد و قابلیت های دیگرش را نفی نمی کند.
پاسخ + +1 0 --
معلم 1396/11/16 - 14:29
آقای شیرزاد سلام و درود
منتظر قلم شیوای شما در نگارش یک مقاله باعنایت به
اسناد جدید رو شده مدرک الهیار ترکمن هستیم.
و خواهشمندیم به این سوالات بپردازید :
چرا دکتر نوبخت در نامه های سازمان مدیریت الهیار را با لفظ
دکتر خطاب کرده است؟
ایشان در س م و ب با کدام مدرک حقوق دریافت کرده : فوق لیسانس
رودهن یا دکتری آلبرتا؟
یک فرد چگونه می تواند در هیات امنای بیش از بیست دانشگاه
آنهم از اینطرف کشور تا آنطرف کشور عضو باشد ؟
عضویت الهیار در هیات امنای دانشگاهها برای جذب بودجه بیشتر بوده ؟
روابط عمومی وزارت در این موضوع چرا از افکار عمومی عذرخواهی نمی کند ؟ مگر اینکه روابط خصوصی الهیار باشد و عموم فرهنگیان مهم نباشند!
چرا الهیار مدرک دکتری خود را رسانه ای نمی کند تا دقیقه معلمان تمام شود ؟
بطحائی و کفاش از طریق حمایت از ترکمن به چه منافع شخصی
دست یافته اند ؟
مدعی العموم چه موقع از عموم فرهنگیان در این موضوع دفاع خواهد کرد؟
فعلا که مدعی الخصوص هستند !
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 22:41
1- نیاز به مدارک جدید نیست همان مدارک قبلی برای اثبات اینکه آقای ترکمن در مورد مدارک پاریس و آلبرتا دروغ گفته است کفایت می کند.
2- نوبخت و آقای بطحایی در احکامی که برای الهیار ترکمن صادر کرده اند از عنوان دکتر استفاده نکرده اند.
3- آقای ترکمن بر اساس آخرین مدرک تحصیلی یعنی فوق لیسانس روانشناسی آزاد رودهن حقوق دریافت کرده و می کنند. از عنوان دکتری آلبرتا و فوق لیسانس پاریس برای پُز دادن استفاده می کرده .
4- الهیار نماینده سازمان برنامه در هیات امنای دانشگا ها بوده .
5- روابط عمومی چرا ؟ خود آقای الهیار باید عذرخواهی کند.
6- علت اینکه مدرک دکتری خود را رسانه ای نمی کند احتمالا این است یا مدرکی وجود ندارد یا جعلی است.
7- دقیقا نمی دانم . به نظرم دروغگویی الهیار جنبه کیفری ندارد جنبه اخلاقی دارد.
8- در مورد انگیزه افراد بهتر است حدس و گمان نزنیم. نظرات و عمل افراد را نقد کنیم. من چیزی از بطحایی نشنیده ام اما سکوتش به معنای حمایت از الهیار می تواند تلقی شود.
پاسخ + 0 0 --
الف 1396/11/16 - 15:17
آقای عبداللهی سلام. من همون همکاری هستم که در کمپین باهاتون صحبت میکردم و پولم تو موسسه بود و نمیدادن. امیدوارم خوب باشید. اگه میشه لطف بفرمایید منو از بلک لیست تلگرامتون خارج کنید با شما یه کار واجب دارم. مرسی
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1396/11/16 - 16:16
کل معاونین و وزرای دولت ترسو هستند و پس از مدتی عقاید وونظرات خوددرا نقض میکنند حتی رییس جمهورمحبوب شیرزاد هم اینگونه است از نقد امامام معصوم سخن گفته و بعد تکذیب میکند جناب شیرزاد وقتی دوستان شما روحانی و معاونینشان عرضه دفاع از عقایدشان را ندارند بهتراست اصلا دراین باره سخن نگویند تا مجبور به تکذیب نشوند
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 22:50
بهتر است بگوییم عده ای ترسو هستند . سخن رییس جمهور از سوی مخالفان تحریف و تفسیر شده بود. این یک روش شناخته شده است که افراد و جریان هایی که منطق قوی ندارند پشت ارزشهای مورد قبول جامعه سنگر می گیرند و مخالفان خود را به زیرپاگذاشتن ارزشها متهم می کنند. سخنان ازغدی را در باره 2030 بخوانید پر از اطلاعات غلط و تفسیرهای شخصی مخالف و مغایر با متن است. در همین قضیه دستورالعمل اردویی نگاه کنید که مخالفان چه الم شنگه ای راه انداختند . حتی خانم حکیم زاده هم با تعبیر و تفسیرهای بعید خود به سوء استفاده کنندگان کمک کرد. کار اتهام زدن به جایی رسیده که رییس چمهور که هم روحانی و تحصیلکرده حوزه است و هم 40 سال در جایگاه های حساس نظام کار کرده را متهم به نقض حریم اکام معصوم می کنند.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1396/11/17 - 17:51
بعد میگی طرفدار هیچ حزب و جریانی نیستی اما در دفاع از روحانی جونت گوی سبقت رو از همه ربودی
پاسخ + 0 0 --
معلم نمونه 1396/11/17 - 21:09
دکتر حکیم زاده شیر رنی بی نظیر در ایران است همانطور که استاد برجسته بهترین دانشگاه ایران است بهترین مدیر کابینه روحانی است بدون شکداگر اینزن در پاریس بدنیا امده بود الان رییس جمهور فرانسه بود.ایشان توانست بزرگترین مافیای کشور را به هم بریزد
پاسخ + +2 0 --
ناشناس 1396/11/16 - 16:19
جناب شیرزاد خان پیش بینی من این است که از عمر دوستان اصلاح طلب شما در مجلس فقط دوسال مانده پس از دوسال مشارکت در انتخابات به کمترین حد خود رسیده و در حدود 45 درصد خواهد شد با کاهش مشارکت اصلاح طلبان رای نخواهند اورد شما که مشاور اصلاح طلبان و روحانی هستی این پیش بینی مرا قبول داری؟
پاسخ + 0 0 --
شیرزاد عبداللهی 1396/11/16 - 23:02
حالا جدا از اینکه نمایندگان لیست امید دوست من هستند یا نیستند ، به جز تعداد کمی ، غالبا نتوانستند انتظارات رای دهندگان را برآورده کنند. مردم هم با هیچ جریانی عقد اخوت نبسته اند. البته علت اصلی این است که اصلاح طلبان واقعی را شورای نگهبان رد صلاحیت می کند در نتیجه اصلاح طلبان با افراد ناشناس و یا دسته چندم خود لیست می بندند. به عنوان مثال امروز نماینده تفکر اصلاح طلبی در مجلس افرادی مثل عارف و کواکبیان و حضرتی هستند. عده ای هم با رای اصلاح طلبان وارد مجلس شدند و دبه کردند. مساله دیگر شورای عالی 40 نفری اصلاح طلبان است که متاسفانه برخی از آنها اهل زدوبند و معامله شده اند. بله اگه با همین فرمان جلو بروند و همین افراد لیست ببندند و شورای نگهبان هم کاندیداهای اصلاح طلب را از سوراخ سوزن بگذراند، اصلاح طلبان رای نمی آورند. ضمنا برای جلوگیری از سوء تفاهم عرض می کنم من مشاور هیچ جریان ، شخص و نهادی نیستم یک روزنامه نگارم و صرفا دیدگاه شخصی خودم را می نویسم/
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1396/11/16 - 20:30
این اتفاقات ثابت میکنه، در همه دولتها وزرای اموزش و پرورش تو زمین بخش تندرو حکومت بازی میکنند و مترسکی در دستان اونها هستند‌.
الان مدیران مناطق و مدارس اکثرا سفارشی امام جمعه شهرها بوده و کسی هم جرات نداره بهشون نزدیک بشه و پشتشون گرم گرمه.
پاسخ + +2 0 --
س.ح 1396/11/17 - 16:47
فرهنگ وآداب ورسوم ملت ها وکشورها متفاوت است واینهاست که معین کننده مسیرحرکت اموزش وپرورش وکتب ومطالب انرا معین میکند.رفتن بچه ها به آرامگاه ومزارها،انطوری که برخی میگویند.نیست که :برروحیه کودک ابتدایی تاثیرمنفی بذاره.روحیه ی کودک که با یک مصلا رفتن بلرزدبه چه ارزد.خخخ.بچه ها وکودکان مکانهای مختلف طبیعتا بایدببینندبه نظرمن.
پاسخ + +3 0 --
بازنشسته۹۶ 1396/11/17 - 21:25
سند ۲۰۳۰ واقعا فکرکنم برای خیلیا نون و آب داره.
وقتی از طرف مراجع تقلید و رهبری عزیز رد شده یه عده چزا کاسه داغ تراز آش میشن؟؟؟
جمع کنید توروخــــــــــــدا
پاسخ + +1 0 --
مهدی 1396/11/18 - 18:29
جناب نویسنده؛ تحصیلات شما چیست؟ اگر خانمی که مورد انتقاد های دور از انصاف شما فقط مدرس دانشگاه است می تواند فردی آکادمیک باشد اما شما خودتان طبق چه مدرکی بالاتر از او می دانید؟ مخلص کلام شما اینه که فلانی اصول گرا بود و نباید حرف او به کرسی بنشیند وگرنه بعید می دانم شما واقعا تخصصی در روانشناسی کودک داشته باشید. از همه اینها گذشته عشق به وطن و شهدا و اخلاق و ایمان حس کردنی است و نه فقط یاد گرفتنی. شما می تونی همه چیز درباره شهادت بدانی و کم ترین احترامی هم برای شهادت و وطن پرستی قائل نباشی

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

با توجه به فساد ساختاری در صندوق ذخیره فرهنگیان و فقدان پاسخ گویی شفاف ؛ آیا با تشکیل و حمایت از " کمپین خروج از صندوق " موافقید؟

پربازدیدترین

 تبلیغات در صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور