صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

دکتر مهران صولتی/جامعه شناس

خطر فرسودگی جامعه جدی است!

چیزی که واضح بود این بود که دانشجویان آشکارا حوصله ای برای شنیدن حرف ها و بحث های جدی نداشته و بیشتر علاقه مند به ابراز وجود و دیده شدن بودند/ شاید بتوان گفت دو گمشده ی دانشجویان در این مراسم، "شادی" و" اعتراض" بود/ حال اگر دانشگاه را به دلیل حساسیت های بیشتر به تحولات و نارسایی های محیطی، دماسنج جامعه شهری ایران در نظر بگیریم به خوبی می توان نتیجه گرفت که حال جامعه خوب نیست/ در حقیقت شادی هم اکنون حکم نیاز اولیه  برای جامعه ای را یافته که شهروندان آن در عین برخورداری از امکانات مادی قادر نیستند از زندگی خود لذت برند/ شواهد موجود نشان می دهد که بدون حضور برخی سلبریتی های سیاسی یا اجرای برنامه های طنز و موسیقی، نمی شد حتی نیمی از سالن ها را از جمعیت پر کرد/ منابع معدنی و طبیعی در میانه ذخیره خود به سر می برند، سرمایه های انسانی از کشور مهاجرت می کنند و سرمایه اجتماعی راه سقوط را در پیش گرفته است (اعتماد میان آحاد جامعه به ۱۰ درصد و شاخص صداقت و امانت داری به ۸ درصد رسیده است)/ مشارکت سیاسی هم محدود به یکی دوهفته نزدیک به انتخابات شده و فعالیت تشکل های غیر دولتی و سمن ها با موانع بسیاری از سوی ساختار سیاسی مواجه می شوند/ فرصت های موجود برای ایجاد اجماع ملی به سرعت در حال گذرند و جامعه همچنان در مناقشه بر سر بدیهی ترین مسائل، درجا می زند/ جامعه ای که فرصت های مناسب را برای شادی های جمعی و مشارکت اجتماعی شهروندان اش فراهم نکند، به تدریج در خود فرو می رود و از درون می پوسد

روز دانشجو و بحران اعتماد و صداقت در جامعه ایران  به مناسبت گرامی داشت روز دانشجو در یکی از دانشگاه ها حضور یافتم. برنامه انجمن اسلامی ترکیبی از سخنرانی سیاسی، موسیقی سنتی و ترانه های شاد بود که شور خاصی به جمع کثیر دانشجویان می بخشید. کاملا مشهود بود که دانشجویان با تمام وجود از فراهم شدن فرصتی برای ابراز شادی جمعی استقبال کرده و ابایی هم از حرکات موزون مثل تکان دادن هماهنگ شاخه های گل ندارند.

در میانه سخنرانی هم امکانی فراهم شد تا دانشجویی در میان جمع حاضر شده و لب به انتقاد از مسئولین  در باب بسته بودن فضای دانشگاه بگشاید. این اعتراض مدنی اگرچه آشکارا نوعی اختلال در برنامه ریزی مراسم محسوب می شد ولی با استقبال بخش قابل توجهی از دانشجویان مواجه شد و مورد تشویق هم قرار گرفت.

چیزی که واضح بود این بود که دانشجویان آشکارا حوصله ای برای شنیدن حرف ها و بحث های جدی نداشته و بیشتر علاقه مند به ابراز وجود و دیده شدن بودند.

شاید بتوان گفت دو گمشده ی دانشجویان در این مراسم، "شادی" و" اعتراض" بود!

حال اگر دانشگاه را به دلیل حساسیت های بیشتر به تحولات و نارسایی های محیطی، دماسنج جامعه شهری ایران در نظر بگیریم به خوبی می توان نتیجه گرفت که حال جامعه خوب نیست!

رییس جمهور چندی پیش بیان کرد که در گزارش مسئولین به رهبری درباره آمار آسیب های اجتماعی کشور، به رغم کاهش اندک میزان اعتیاد و طلاق، آمار افسردگی همچنان رو به افزایش بوده است! (اظهارات وزیر بهداشت).

در حقیقت شادی هم اکنون حکم نیاز اولیه  برای جامعه ای را یافته که شهروندان آن در عین برخورداری از امکانات مادی قادر نیستند از زندگی خود لذت برند.

در وضعیتی که برخی روشنفکران فراخوان دانشگاه ها برای برگزاری کمیک مراسم روز دانشجو را نشانه ای از "سیاست زدایی " برنامه ریزی شده در این ایام ارزیابی کردند، شواهد موجود نشان می دهد که بدون حضور برخی سلبریتی های سیاسی یا اجرای برنامه های طنز و موسیقی، نمی شد حتی نیمی از سالن ها را از جمعیت پر کرد.

جامعه ایران به سوی یک فرسایش جدی در همه ابعاد پیش می رود!

منابع معدنی و طبیعی در میانه ذخیره خود به سر می برند، سرمایه های انسانی از کشور مهاجرت می کنند و سرمایه اجتماعی راه سقوط را در پیش گرفته است (اعتماد میان آحاد جامعه به ۱۰ درصد و شاخص صداقت و امانت داری به ۸ درصد رسیده است).

مشارکت اجتماعی - اقتصادی در پایین ترین سطوح آن به سر می برد و ابعاد ویران گر آسیب های اجتماعی هر روز ژرفای بیشتری می یابد.

روز دانشجو و بحران اعتماد و صداقت در جامعه ایران

مشارکت سیاسی هم محدود به یکی دوهفته نزدیک به انتخابات شده و فعالیت تشکل های غیر دولتی و سمن ها با موانع بسیاری از سوی ساختار سیاسی مواجه می شوند.

به نظر می رسد با ادامه روند موجود جامعه هرروز بیش از پیش کلنگی شده و تعمیر و نوسازی آن دشوارتر می شود.

فرصت های موجود برای ایجاد اجماع ملی به سرعت در حال گذرند و جامعه همچنان در مناقشه بر سر بدیهی ترین مسائل، درجا می زند.

بیم آن می رود که اگر فرصت های باقی مانده فوت شوند روندهای اصلاحی دیرهنگام و بی اثر باشند.

در چنین وضعیتی آرمان های بلند انسانی در کشاکش مجادلات سیاسی بی پایان مستهلک و فراموش می شوند. جامعه ای که فرصت های مناسب را برای شادی های جمعی و مشارکت اجتماعی شهروندان اش فراهم نکند، به تدریج در خود فرو می رود و از درون می پوسد.

خطر فرسودگی جامعه بسیار جدی است!

کانال مهران صولتی

چهارشنبه, 15 آذر 1396 ساعت 19:14 خوانده شده: 195 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +7 0 --
امامی 1396/09/15 - 21:36
با سلام و احترام استاد گرانمایه،
تنها فعالیت سیاسی نیست که به ایام نزدیک انتخابات منوط گردیده است،
بلکه نشاط و شادی و شور و هیجان یعنی نشانه های زندگی نیز به
همین زمان خلاصه می شود. ترانه ها ی وطنی و ملی برای تقویت حس
ناسیونالیسم فقط در حین انتخابات به گوش می رسد. فردای آن همه چیز تمام.
ملت بار دیگر آماده دلمردگی و افسردگی و مردهء متحرک شدن هستند با
یاری یاران نامهربان.
پاسخ + 0 0 --
منصور 1396/09/17 - 16:27
امروز بسیاری از مردم عادی به این وضعیت بسیار پر خطر گواهی می دهند اما نخبگان سیاسی منافع خود را در کتمان حقیقت جستجو می کنند و به بیان حقیقت و بررسی راه های درمان آن ایمان ندارند

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آموزش " حقوق شهروندی " را در مدارس و نظام آموزشی کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور