صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

مهدی فتحی/ دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

آیا می ترسیم که حقوق شهروندی را آموزش دهیم ؟ چرا به کودکان‌مان نحوه و چگونگی نقد کردنِ صحیح را نمی‌آموزیم ؟

سوم این است که نمی‌توانند به راحتی حقوق شهروندی را به دیگران آموزش دهند ؛ زیرا که این آموزش‌ها باعث می‌شوند دیگران نسبت به فرد آموزش دهنده و یا مدیرانِ آن جامعه مطالبه‌گر و آگاه باشند و حقوق خود را نسبت به مدیران آن جامعه و همچنین نسبت به معلمان و آموزش‌دهندگانِ خود طلب نمایند/ بارها شاهد بوده ایم که معلمین، دانش آموزانی را که به نقد روشِ تدریس، و یا فلان اخلاق معلم می‌پردازند و اعتراض می‌کنند از کلاس اخراج می کنند و تا والدین کودک را به مدرسه احضار نکرده، و کودک و والدین را وادار به عذرخواهی ننمایند دست بردار نیستند/ همین دانش آموزان بزرگ شده و آینده ی جامعه را تشکیل می‌دهند و جالب اینکه در آتیه از همین جامعه انتظار مطالبه‌گری و رعایت حقوق مدنی و همچنین فعالیت اجتماعی، سیاسی و... را خواهیم داشت که این یک انتظار کاملاً بی‌جا و بیهوده است/ قربانی همین نظام ناقص آموزشی حاکم بر کشور هستیم و ما نیز این گونه تربیت شده ایم/ می توان با تحقیق و مطالعه، و استفاده از روش‌های نوینِ تربیت، اقدام به آموزش صحیح کودکان و نوجوانان کنیم، تا بتوانیم امیدوار باشیم در آینده موجی از حرکت‌های مثبت و تحرکات مدنیِ صحیح در جامعه به‌راه بیافتد
 
دلایل عدم آموزش حقوق شهروندی و تفکر نقادی در نظام آموزشی ایران  واقعیت جوامع جهان سوم این است که نمی‌توانند به راحتی حقوق شهروندی را به دیگران آموزش دهند ؛ زیرا که این آموزش‌ها باعث می‌شوند دیگران نسبت به فرد آموزش دهنده و یا مدیرانِ آن جامعه مطالبه‌گر و آگاه باشند و حقوق خود را نسبت به مدیران آن جامعه و همچنین نسبت به معلمان و آموزش‌دهندگانِ خود طلب نمایند.
یک دانش‌آموز اگر از حق و حقوق خود آگاه باشد قطعاً در چنین مدارسی حاضر به تحصیل نبوده و در چنین کلاس‌هایی حضور نمی‌یابد. حتی نحوه آموزش و نوع روش تدریس برخی معلمان را نیز اصلا قبول نداشته و محتوای این کتب درسی را که خارج از آن چیزی است که در جامعه می‌تواند یاریگر وی برای ادامه یک زندگی معمولی باشد برای آموزش خود لازم ندیده، و قطعاً به آن اعتراض می‌نماید. بدین ترتیب از یک سوی؛ دانش آموز مطالبه‌گر و آگاه به حق و حقوق خود در مدرسه و جامعه خواهیم داشت، و از سوی دیگر یک سیستم بخشنامه‌ای خشک، کرخت و ناتوان که هم به لحاظ نیروی انسانی، و هم به لحاظ منابع و محتوا دارای نقایص بسیاری بوده و قادر به ارضاء نیازهای دانش‌آموزان و جامعه نمی باشد و بدتر از آن این دانش‌آموزان در آینده بزرگ شده و در جامعه همچنان به مطالبه گری و نقد مسائل موجود و موارد اشتباه مدیران می‌پردازند.
این خود، هم برای معلم و آموزش دهنده، و هم برای مدیران آن جامعه مضر بوده و مدیران دیگر نمی توانند به راحتی آزمایش و خطا انجام داده و جامعه را به این سبکی که اکنون اداره می‌کنند، اداره کند.
بارها شاهد بوده ایم که معلمین، دانش آموزانی را که به نقد روشِ تدریس، و یا فلان اخلاق معلم می‌پردازند و اعتراض می‌کنند از کلاس اخراج می کنند و تا والدین کودک را به مدرسه احضار نکرده، و کودک و والدین را وادار به عذرخواهی ننمایند دست بردار نیستند. با این دست رفتارها در واقع ما دانش‌آموزان را این گونه بار می‌آوریم که همه چیز را بدون هیچ قید و شرطی از ما پذیرفته و تمامی و رفتارها و خطاها و اشتباهات ما را - چه در روش تدریس، چه در کلاس داری و همچنین چه در رفتار شخصی معلمان - بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته و حق اعتراض را به کلی از آنها می‌گیریم. سپس همین دانش آموزان بزرگ شده و آینده ی جامعه را تشکیل می‌دهند و جالب اینکه در آتیه از همین جامعه انتظار مطالبه‌گری و رعایت حقوق مدنی و همچنین فعالیت اجتماعی، سیاسی و... را خواهیم داشت که این یک انتظار کاملاً بی‌جا و بیهوده است.
 
دلایل عدم آموزش حقوق شهروندی و تفکر نقادی در نظام آموزشی ایران
 
در واقع ما به کودکان‌مان نحوه و چگونگی نقد کردنِ صحیح را نمی‌آموزیم و چون کودکان بر این گونه رفتارهای اعتراضیِ صحیح، ناآگاه و نامسلط هستند، لذا اعتراض را همیشه با پرخاشگری و تظاهرات و شلوغ و بلوا کردن و حتی شکستن وسایل و ادوات اطراف خود اشتباه می‌گیرند و این نیز باعث واکنش های نادرستِ ما در مقابل آنها می‌شود.
البته ما هم از کره مریخ نیامده‌ایم و قربانی همین نظام ناقص آموزشی حاکم بر کشور هستیم و ما نیز این گونه تربیت شده ایم. اما در هر حال می توان با تحقیق و مطالعه، و استفاده از روش‌های نوینِ تربیت، اقدام به آموزش صحیح کودکان و نوجوانان کنیم، تا بتوانیم امیدوار باشیم در آینده موجی از حرکت‌های مثبت و تحرکات مدنیِ صحیح در جامعه به‌راه بیافتد. اما موانع بسیار زیادی بر سر راه وجود دارد.

زیرا:
با آموزش حقوق شهروندی به جامعه، یقینا کارفرمایان دیگر نمی‌توانند از کارگران بیگاری بکشند، مدیران نمی‌توانند نظرات و تصمیمات نادرست خود را به زیر دستان‌شان تحمیل نمایند، فرادستان نمی‌توانند هر فرد ناکارآمد و غیر متخصصی را در هر پُستی منتصب کنند، معلمان نمی‌توانند رفتارهای غلط خود را در کلاس اجرا کنند، قضات نمی‌توانند همه را به چشم مجرم بنگرند، مأمورین نمی‌توانند دزد و مال باخته را به یک چوب برانند، پلیس راهنمایی و    قربانی همین نظام ناقص آموزشی حاکم بر کشور هستیم و ما نیز این گونه تربیت شده ایمرانندگی نمی‌تواند بیش از مقدار مورد نظر جریمه کند، کارمندان ادارات نمی‌توانند همانند رعایا با ارباب رجوعانشان برخورد کنند، و قس علیهذا...
لذا آموختن حقوق شهروندی به جامعه بیشتر از آنکه برای وضع کنندگانِ این حق و حقوقات مفید باشد؛ زیان‌آور است و جامعه ما نیز از صدر تا ذیل خود بدین نوع ارباب و رعیت بازی و فرادست و فرودست بودن عادت کرده، و به قول معروف " ترک عادت موجب مرض است".
 
پدری که تا فرزندش در مقابل رفتار غلطِ پدر اعتراض می کند یک کشیده در گوشش می‌خواباند و به فرزندش یاد نداده است که چگونه و در چه زمان اعتراض نماید ؛ معلمی که دانش آموزان خود را حرف‌گوش‌کن، مطیع، شنونده و صرفا پیش‌برنده اهداف غلطِ آموزشیِ حاکم بر جامعه بار می‌آورد، کتاب‌هایی که به جای آموزش مهارت‌های زندگی، صرفا یک مشت حفظیات بی‌کاربرد به خورد افکار کودکان می‌دهند، و فرادستانی که جامعه را صرفا ابزاری برای پیشبرد منافع خود می دانند؛ نمی توانند آموزش‌دهندگان مناسبی برای حقوق شهروندی باشند. شهروندهای آگاه برای گردانندگانِ ناآگاهِ جامعه نهایت زیان را دارند. یعنی گردانندگانِ توانا و پویایی را برای جامعه می‌طلبند.
مع الوصف چنین شهروندانی نمی‌بایست تولید شوند؛ تا آینده شغلی خیلی از همین مدیران کنونی به خطر نیافتد و بساط خیلی از همین منفعت‌طلبانی که ادعای خدمت به خلق را دارند برچیده نشود...

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
یکشنبه, 09 مهر 1396 ساعت 21:14 خوانده شده: 230 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +5 0 --
ناشناس 1396/07/09 - 22:00
امریکا واروپا چگونه کشوری اندوچگونه سیستم سیستم سیاسی کشورشون طراحی کرده اندکه کمترین منافق دارا هستندومنتقدومخالف هاشون درکشورهاشون ماندن وبرعکس منتقدومخالف را دلسوزترین افرادبرای منافع کشورهاشون می بیننداما درکشورهای جهان سوم ،منتقدومخالف درکشورهای دیگه پناه برده اندواسباب بدبختی وعلیه حکومت ها وملت وکشورشون شده اند.چرا؟
پاسخ + +1 0 --
آن دگر معلم 1396/07/10 - 16:49
اقای فتحی حرفاتون درست و منطقیه اما می شه در پاسخ چند جور عمل کرد که من فقط به شکل بدش که گاهی واقعیت هم داره پاسخ می دم: دانش آموزان فقط به دنبال تعظیلات هستند لذت می برند یه مقام بالایی رحلت کنه که مدرسه تعطیل بشه منتظرند که معلم پاش بشکنه و تا هفته ها نتونه بیاد مدرسه آن وقت شاید در عمل چیزی نشان ندهند اما در دلشان غوغایی از شادمانی به راه است که فقط به رفقایشان می گویند. کارگر تا کارفرما بالای سرش هست کمی کار می کنه همین که رفت دیگه از سرکارگر هم نمی ترسه و یه جا می خوابه تا وقت تموم بشه. معلم مدرسه از خدا شه که هر روز یکی از فامیل های نزدیک مدیر بمیره و او نیاد مدرسه. معاون فرق نمی کنه معاون مدرسه باشه یا اداره باشه یا اداره کل دوست داره رئیسش بمیره تا جاش بگیره و همیشه در این کمینگاه به کمین نشسته غافل از این که رئیسش از قبل یکی دیگه را انتخاب کرده. قاضی ما ماه ها و سال ها سر شاکی بخت برگشته شیره می ماله که صبر پیشه کن زیرا زد و بندهایی داشته که نمی خواد سودرسانش به درد سر بیفته .
پاسخ + 0 0 --
آن دگر معلم 1396/07/10 - 16:50
دانشجوی ما وفتی می شنوه استادش تصادف کرده به خانواده نمی گه و میره برنامه های عقب افتادش انجام می ده که همه می دونیم این بنده خداها چه قدر برنامه های جامانده و نرسیده دارند. این برنامه های عقب مانده می تونه کلاس های خصوصی باشه تا مراسمات فرهنگی و گاهی هم مسافرت به شمال و امثال شمال باشه مثلا گردنه حیران یا ییلاقات تالش و خلخال و یا یک شب در جنگل و باغ های زاینده رود از سامان گرفته تا چادگان.ووو. پس همه داریم سود می بریم و نیازی به حق و حقوق شهروندی نداریم همه هم مراعات همدیگه می کنیم و نمی گذاریم حقی از هم پایمال بشه.
پاسخ + 0 0 --
فرهنگی 1396/07/10 - 18:16
بنظر شما مشگلات معلم یا بازنشسته در چند سطر قابل توضیح میباشد و‌گفت گو نهادینه میشود ، بابا ایول ،،،
پاسخ + 0 0 --
آن دگر معلم 1396/07/10 - 22:00
اما در بهترین حالتش: حق و حقوق شهروندی فرهنگیان و دانش آموزان و والدین در یک برنامه بسیار جامع و آرمانی به نام سند تحول گنجانده شده . اما زیرساخت این برنامه زیر پنج درصد است ایا می توان با زیرساخت پنج درصدی سند تحول 99 درصدی را اجرا کرد؟
پاسخ + 0 -1 --
سقز -کرد 1396/07/11 - 20:05
ازاینکه نظرات اینجانب حدف میشود در سایت صدای معلم سپاسگزارم اقای پور سلیمان
پاسخ + 0 0 --
صدای معلم 1396/07/11 - 20:41
سلام

دوست عزیز
( سقز - کرد )

از قدیم گفته اند :
" چیزی که عوض دارد گله ندارد )

شما قبلا گفته اید که این سایت برای سرگرمی معلمان است .


همچنین تاکید کرده اید که اعتمادی به مسئولان این رسانه ندارید .


برادرانه به شما توصیه می کنیم که بی جهت وقت خود را در این رسانه که جنبه " سرگرمی " دارد تلف نکنید .

در رسانه ای که به آن اعتماد ندارید منطقی نیست که وارد شده و مشارکت کنید .

پیشنهاد ما تغییر کانال است .


پایدار باشید .

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

نظر شما درباره ضرورت وجود دانشگاه فرهنگیان به کدام گزینه نزدیک تر است؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور