صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

" مهم ترين خطري كه يك نظام ديني را تهديد مي كند « التقاط فرهنگي » است "

کج فهمی های رایج در آموزش قرآن کریم دوره ابتدایی

رضا نباتي/ دانشجوي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت و از مؤلفين كتاب هاي درسي قرآن دفتر برنامه ريزي و تاليف كتب درسي ( وزارت آموزش و پرورش )

کج فهمی های رایج در آموزش قرآن کریم دوره ابتدایی   بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم

اشاره

« بيش از 95 درصد از دانش آموزان اين كشور، فقط در مدرسه با قرآن كريم آشنا مي شوند. » اين مطلب به تنهايي نشان دهنده جايگاه منحصر به فرد آموزش قرآن در وزارت آموزش و پرورش است. اما وجود متغييرهاي مداخله گر آشكار وپنهان در تحقق اهداف قصد شده، نقش اساسي ايفا مي كند. حاصل بررسي هاي نويسنده مقاله به عنوان مؤلف كتابهاي درسي قرآن در طول 15 سال گذشته « كج فهمي هاي رايج در آموزش قرآن » را از عمده دلايل كم توفيقي اين درس مي داند؛ كه اغلب آنها ريشه در باورهاي غلط متوليان و برنامه ريزان از يك سو و معلمان وخانواده ها از سوي ديگر دارد.

از آن جا كه اجزاء و عناصر يك برنامه درسي، مباني آموزش آن درس را مشخص مي كند، لذا شايسته است ابتدا به سراغ آنها رفت. البته گاهي قداست وجايگاه رفيع قرآن كريم نيز باعث مي شود تا اذهان عمومي در مقابل هرگونه نقدي از خود ايستادگي نشان داده وبررسي اهداف، رويكرد، محتوا، روش هاي آموزش و تدريس وشيوه ارزشيابي را ناممكن جلوه دهد. عدم تغيير رويه هاي موجود آموزش قرآن در طول سالهاي متمادي، نيز مزيد برعلت است.

مبناي اين پژوهش، بررسي وضعيت موجود بر اساس اسناد تحولي چهارگانه مصوب شورايعالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي آموزش و پرورش است. يافته ها نشان مي دهد كه كج فهمي هاي موجود عمدتاً ريشه در چهار حوزه هدف گذاري، برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي دارد. راهكار اساسي، داشتن عزم ملي براي شناسايي وتلاش براي جلوگيري از تكرار اشتباهات و باورهاي غلط گذشته و جايگزيني روش هاي معقول و علمي است.

 

مقدمه

قرآن كريم « تنها معجزه » به جا مانده از رسالت 124 هزار پيامبر الهي است كه امروز به امانت، نزد ماست و روز قيامت پيامبر اكرم از آن سؤال خواهد كرد. ( 2  )كتابي كه صاحب آن، خداوند عليم و قدير است. عليم يعني عالم مطلق و قدير يعني قادر مطلق. خدايي كه به واسطه آخرين پيامبرش با بشر سخن گفته است. سخناني از روي دلسوزي و براي هدايت و راهنمايي انسان، نسخه نجات و رستگاري او در زندگي دنيا و پس از آن. پيروان آخرين پيامبر الهي اين كتاب را تقديس مي كنند و آن را مايه بركت مي دانند.

مسلمانان با توجه به نوع پرداختن به قرآن به دو گروه عمده تقسيم مي شوند :

گروه اول، صاحبان خرد و انديشه هستند كه در اثر علاقه و انس دائمي با قرآن كريم، برنامه زندگي فردي و اجتماعي خود را بر اساس آنچه در قرآن كريم آمده تنظيم مي كنند و همواره در تلاشند تا از اين مسير راهي براي قرب الهي بيابند.

گروه دوم، كساني كه تنها به ذكر نام و قرائت ظاهري آن بسنده كرده اند. ايشان با توجه به همين مسأله، در راه تبليغ و ترويج قرآن به هر روشي دست مي يازند و اغلب با تكيه بر احساسات صرف و سطحي نگري دچار اشتباهات كوچك و بزرگي مي شوند كه جامعه را دچار انحراف و كج فهمي مي كند. اين موضوع در اثر دوري از تعقل و تفكر در قرآن كريم و شيوه هاي صحيح و معقول و قابل پذيرش همگان رخ داده و در مقابل گاه همراه با اغراق و غلو و خارج از تصور بشري ارائه مي شود.

گاهي اين كج فهمي ها، پا را فراتر از سليقه و نظر شخصي گذاشته و تا آن جا كه به عقيده فردي و اجتماعي تبديل شود، پيش مي روند. اين دسته از باورها كه چندان منطقي و معقول نبوده، نتيجه اي جز انحراف و استحاله را در پي ندارد. تا آنجا كه بر عليه آن مكتب و عقيده قيام مي كند. در اين جاست كه بر علماي قوم و فحول انديشمندان واجب مي شود تا براي آن چاره كنند و از لغزش عده اي كثير در پرتگاه تعصب، جلوگيري كنند.

عده اي فکر مي‌کنند كه قرائت قرآن در هر صورت آن ثواب و رحمت است. چه بفهميم و چه نفهيم، چه عمل کنيم و چه عمل نکنيم. همين‌که قرآن را خوب و زيبا بخوانيم و بقيه لذت ببرند چه ثواب‌ها که نکرده‌ايم و چه خدمت‌ها که در حق قرآن کريم انجام نداده‌ايم؛ به‌خصوص اگر از حفظ هم باشد که ديگر نورعلي نور ...  پس از مشخص شدن ضرورت و اهميت موضوع، بايد ديد آيا امكان چنين تغيير و تحول فرهنگي در جامعه وجود دارد يا خير ؟ آيا به مصلحت حكومت ها و نظام هاي تربيتي هست كه تن به اصلاحات فرهنگي بدهند و يا بايد در مقابل آن نرمش نشان داده و سكوت كرد و يا آن را به اصطلاح مصادره به مطلوب نمود ؟

از سوي ديگر مهم ترين خطري كه يك نظام ديني را تهديد مي كند « التقاط فرهنگي » است. اين خطر در اثر استحاله فرهنگي رخ مي دهد. يعني آن كه جامعه و افراد آن، صورت يك عقيده را حفظ كرده؛ اما در عمل بر خلاف آن اقدام مي كنند. راهكار اساسي در تجديد نظر جدي در برخي از باورهاي ديني است كه يا بر عليه دين در حال فعاليت هستند و يا دست كم بي خاصيت و بي نتيجه اند و نيازمند مرمت و بازسازي مجدد. يكي از اين حوزه ها، حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم است. آن هم در نظام تعليم و تربيت با بيش از 12 ميليون نفر دانش آموز كه هر يك در طول سنوات تحصيلي بيش از 800 ساعت رسماً با يادگيري كتاب خدا آن هم تنها در درس قرآن سر و كار دارند. از اين ميزان ساعت 510 ساعت آموزشي به دوره ابتدايي اختصاص دارد.

بررسي باورهاي و كج فهمي هاي رايج در آموزش قرآن دوره ابتدايي رسالت اين مقاله است كه هر چند به اجمال و فهرست وار اما مبتني بر مباني نظري و نيز وضعيت برنامه ريزي، اجرا و ارزش يابي صورت گرفته است.

***

فهرست كج فهمي هاي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم را مي توان در هشت عنوان اصلي و 30 موضوع مرتبط با عناوين اصلي دسته بندي و اراده كرد:

الف - باورهاي غلط در حوزه « اهداف » هميشه خواسته ايم يک شبه به همه اهداف آرماني برسيم. در حالي که براي پژوهش و برنامه ريزي و مشاوره هزينه نمي کنيم، زير ساختها را آماده نمي‌کنيم، فرهنگ جامعه را در پذيرش و مشارکت در آن در نظر نمي گيريم، نتيجه آنکه پس از گذشت چندين دهه در بسياري از موارد هنوز در آغاز راه هستيم و نتايج جالب و قابل لمس ديده نمي شود

1- « قرآن فوتي »

2- « نخ تسبيح »

3- « الاغي با بار كتاب »

4- از « قرائت هدر » بر حذر باش !

5- مأموريت نامعلوم

6- جامعيت اهداف آموزش قرآن

7- ثواب؛ محرک است، نه پاسخ

8- اصلاح در رويکردهاي آموزشي

9- خانواده؛ مسئول اصلي آموزش قرآن

ب – باورهاي غلط در حوزه « محتوا »

10- « جدايي مهارت هاي قرآني از معارف قرآني »

11- توهّم « تفسير به رآي »

ج - باورهاي غلط در حوزه « راهبردهاي ياددهي - يادگيري »

12- آموزش هاي كليشه اي

13- به نام روخواني، به کام روان خواني

14- به نام روخواني، به کام آموزش قواعد روخواني

15- پرهيز از نگاه تک ساحتي به قرآن

16- جايگاه رسانه در آموزش قرآن

17- « يادگيري » جايگزين آموزش

18- پرهيز از نگاه تربيتي غرب به فعاليت هاي قرآني

19- نگاه فرهنگي به آموزش و فعاليت هاي قرآني

د - باورهاي غلط در حوزه « رسانه و مواد آموزشي »

20-  « قرآن، کتابي براي همه فصول »

21 - « عمل بي علم »

22- معلم، بهترين كتاب درسي دانش آموز

هـ - باورهاي غلط در حوزه « زمان آموزش »

23- درس قرآن و ساير دروس

و - باورهاي غلط در حوزه « معلم و مربي »

24- آموزش با پيوست پژوهش

25- شايستگي محوري معلمان و دانش آموزان

26- آموزگاران دوره ابتدايي بهترين معلمان روخواني قرآن

27- « برنامه محوري » به جاي محتوا محوري

ز - باورهاي غلط در حوزه « ارزش يابي »

28- ارزش يابي مقوم اهداف برنامه درسي قرآن

ح - باورهاي غلط در حوزه « فعاليت هاي فوق برنامه قرآني  »

29- يك بام و دو هوا

30- مديريت تعاملي به جاي اعمال مديريت

کج فهمی های رایج در آموزش قرآن کریم دوره ابتدایی

كج فهمي هاي رايج در آموزش عمومي قرآن كريم

باورهاي غلط و كج فهمي هاي رايج در زمينه آموزش قرآن دوره ابتدايي را ابتدا بايد در اركان برنامه درسي آن جست و جو كرد. برخي از اين كج فهمي ها به تفكيك اركان و عناصر يك برنامه درسي عبارتند از :

الف - باورهاي غلط در حوزه « اهداف »

1- « قرآن فوتي »

« باور » به اعتقاد قوي و دروني شخص ( يا اشخاص ) به يك چيز اطلاق مي شود. به تعبير ديگر باور به اعتقاد قلبي به بودن و يا نبودن چيزي و يا انجام‌پذير بودن و يا انجام‌ناپذير نبودن کاري گفته مي شود که از تکرار افکار هم نوع ساخته مي شوند.

براي تقريب به ذهن و روشن تر شدن مفهوم كج فهمي بهتر است به يک باور غلط قديمي اشاره كنيم؛ البته امروزي‌ها شايد اطلاعات چنداني درباره آن نداشته باشند و احتمالاً از شنيدن آن تعجَب مي كنند و شايد هم بخندند. تا چند دهه قبل در برخي از نقاط کشور رسم بود افرادي که قاري قرآن بودند پس از قرائت هر سوره کوچک يا يک رکوع از يك سوره، نفس عميق مي‌کشيدند و سپس داخل مَشک خالي فوت مي‌کردند و درش را فوري مي‌بستند و باز سوره اي ديگري ... تا اين که مشک پر از هوا مي‌شد. آنگاه به قبرستان مي‌رفتند و قرآن فوتي را به صاحبان مرده مي‌فروختند. به اين ترتيب که سر مشک را روي سنگ قبر قرار مي‌دانند و به اندازه مبلغي که دريافت مي‌کردند، از نفس گرم خود كه داخل مشك حبس شده بود، نثار مرده مي‌کردند. به اين قضيه « قرآن فوتي » مي‌گفتند.

اين قضيه در عين خنده‌دار بودن، عبرت‌آموز است كه در اثر كج فهمي، به يك باور غلط تبديل شده است. و اينك اين سؤال به ذهن خطور مي‌‌کند كه : « آيا آيندگان هم درباره برخي از باورهاي ما چنين قضاوتي خواهند داشت ؟!! » مهم ترين خطري كه يك نظام ديني را تهديد مي كند « التقاط فرهنگي » است. اين خطر در اثر استحاله فرهنگي رخ مي دهد. يعني آن كه جامعه و افراد آن، صورت يك عقيده را حفظ كرده؛ اما در عمل بر خلاف آن اقدام مي كنند

 

اولين كج فهمي : كم توجهي به « هدايتگري قرآن » به عنوان غرض اصلي نزول قرآن كريم در هدف نويسي ها و برنامه ريزي هاي درسي و آموزشي

***

2- « نخ تسبيح »

ناديده گرفتن هدف « هدايت » به عنوان نخ تسبيح همه برنامه‌ها و فعاليتهاي قرآني، خطاي استراتژيک در حوزه آموزش و فعاليت هاي قرآني كشور است؛ البته عده اي خواهند گفت : اين هدف, از پيامدهاي آموزش و فعاليتهاي قرآني است. ضمن تأييد کلي اين مطلب, سؤالي مطرح مي شود و آن اين است که آيا اين کار - يعني واگذاردن هدف « هدايت » به خود شخص و پيامد آموزش کافي است ؟ و همه مخاطبان را به آن هدف آرماني مي رساند ؟ و يا بايد از همان ابتدا براي تحقق آن، برنامه اي مشخص و مدون داشته باشيم؟

با كمي توجه در آموزش ها و فعاليت هاي قرآني اعم از روخواني و روان خواني تا تجويد و قرائت و حفظ در مي يابيم كه مهم ترين غرض نزول قرآن تا چه حد مغفول واقع شده است.

 

دومين كج فهمي : مقدماتي چون روخواني و روان خواني و نيز مُحسّانات و مؤخراتي چون تجويد و حفظ و قرائت را آموزش قرآن فرض كردن.

***

3- « الاغي با بار كتاب »

قرآن كريم در مذمّت قوم يهود كه حقيقت دعوت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله را مي دانستند اما از پذيرش آن سرباز مي زندند, ،به چارپاياني كه كتاب بر آن ها نهاده اند تشبيه مي كند. اين سزاي قومي است كه كتاب آسماني خود را مقدس مي شمارند, ولي به آن عمل نمي كنند ؟

مَـثَـلُ الَّـذينَ حُمِّـلُوا الـتَّوراةَ ، ثُمَّ لَم يَحـمِـلوها،

مثل كسانى كه تورات بر آنان بار شد (و به آن مكلف گرديدند) آن گاه آن را به كار نبستند،

كَـمَـثَـلِ الـحِـمارِ، يَحـمِلُ اَسـفارًا

هم چون مثل خرى است كه كتاب‌هايى را برپشت مي‏كشد؛

سوره ي جمعه , آيه ي 5

همواره بايد از چنين داستان هايي درس گرفت و با خود حديث نفس كرد كه « ما با كتاب خدا چه مي كنيم؟  اين همه تلاش و شتاب براي چيست و ديگران را با خود به كجا مي بريم ؟! » لذا آنچه بيان مي‌شود از باب « وَ ذَکر، فَـاِنَّ الـذِّکـري تَنـفَـعُ الـمُؤمِـنيـنَ » ( ذاريات/ 55 ) است.

با وجود هزينه‌هاي فراواني که در حوزه آموزش و فعاليت‌هاي قرآني کشور در طول سال‌هاي متمادي شده و مي‌شود ( كه البته کافي نيست )، اين امر در ايران با وقفه علمي و رکود فکري نسبتاً شديدي روبه رو بوده است. دلايل بسياري بر اين مسئله مترتب است. از جمله وجود « باورهاي غلط » فرهنگي و آموزشي به ارث مانده از گذشته هاي نه چندان دور.

اين رويه اگر در گذشته به دلايل فرهنگي آن روزگار تا حدودي نيازهاي جامعه ديني را اقناع مي‌کرد؛ امروز ديگر پاسخگوي نياز و ذائقه‌ جامعه و به ويژه كودكان و نوجوانان نيست. از اين رو نگاهي دوباره به آموزش قرآن و فعاليت هاي قرآني ضرورت دارد. به ويژه كه در سال هاي اخير شاهد توليد ، تصويب و ابلاغ اسناد تحولي گوناگوني در اين حوزه بوده ايم و ديگر نمي توانيم با نگاه صرفاً سليقه اي دست به تأليف و تولد اثر بزنيم.

سومين كج فهمي : غفلت از اوامر و نواهي و هشدارهاي قرآن كريم، حتي درباره خودش

***

4- از « قرائت هدر » بر حذر باش !

عده اي فکر مي‌کنند كه قرائت قرآن در هر صورت آن ثواب و رحمت است. چه بفهميم و چه نفهيم، چه عمل کنيم و چه عمل نکنيم. همين‌که قرآن را خوب و زيبا بخوانيم و بقيه لذت ببرند چه ثواب‌ها که نکرده‌ايم و چه خدمت‌ها که در حق قرآن کريم انجام نداده‌ايم؛ به‌خصوص اگر از حفظ هم باشد که ديگر نورعلي نور ...

اين‌که تمامي همايش‌ها، سمينارها با قرائت قرآن كريم شروع مي‌شود و حافظان قرآن در جلسه کرسي قرائت قرآن کريم همه را ميخکوب انواع و اشکال خواندن قرآن خود مي‌کنند، چه پيشرفت بزرگي در جامعه اسلامي و انقلابي ما است برايم زيبا و جذاب بود و هميشه خدا را بر اين نعمت شاکر بودم و راضي از وضعيت موجود و ممنون از تلاش‌هاي جامعه قرآني کشور ...

اما كافي است براي يك بار هم كه كشده دعاي آغاز قرائت قرآن کريم که در ابتداي اغلب قرآن ها از قول امام جعفر صادق عليه ‌السلام نقل شده، بخوانيم. در اين دعاي نوراني با اين عبارات برخورد مي كنيم :  

« ... وَ لا تَجعل قِـرائَتي قِرائَـةً لا تَدَبُّرَ في‌ها ... وَ لا تَجعَل نَظَري فيهِ غِفلَةً وَ لا قِرائَتي هَذَرًا ... »

( اصول کافي، ج 4، ص 300 )

در اين عبارت نوراني تأكيد بر خواندن همراه با تفكر و تدبر است. در واقع مفهوم « حق تلاوته» در آيه 121 سوره بقره نيز همين مطلب است : « اَلَّـذيـن آتيـناهُـمُ الـکـتابَ، يتـلونَـهو حَـقَّ تِـلاوَتِـهي  اُولـئِـک يؤمِـنونَ بِـهي » در کتاب شريف بحارالانوار، ج 82، ص 44 از امام صادق عليه السلام درباره «حق تلاوت آيات» چنين نقل مي‌شود :

فَـانـظُر کَيـفَ تَقـرَاُ کِـتابَ رَبِّـکَ وَ مَنـشورَ وَلايـتِـکَ ، وَ کَيـفَ تُـجيـبُ اَوامِـرَهو وَ نَـواهِـيـهو

بنگر چگونه نامه پروردگارت و منشور ولايتت را مي‌خواني؛ و چگونه امرها و نهي‌هاي او را پاسخ مي‌دهي

وَ کَيـفَ تَمـتَـثِـلُ حُـدودَهو ، فَـاِنَّـهو کِـتابٌ عَـزيـزٌ لايأتيـهِ الـباطِـلُ مِن بَيـنِ يدَيـهِ وَ لا مِن خَلـفِـه

و چگونه از حدود الهي فرمانبرداري مي‌کني، که اين قرآن کتابي است استوار که نه از پيش رو و نه از پشت سر، از هيچ طرف، باطلي سراغ آن نمي‌آيد،

تَنزيـلٌ مِن حَـکيـمٍ حَـميـدٍ، فَرَتِّلـهُ تَرتيـلًا ، وَ قِف عِنـدَ وَعـدِهي وَ وَعيـدِهي

نازل شده اي از سوي خداي حکيم و ستوده است. پس آن را به نيکي تلاوت کن، هنگام (برخورد با) وعده و وعيدش درنگ کن

وَ تَـفَکَّـر في اَمـثالِـهي وَ مَواعِـظِـهي ، وَ احذَر اَن تَـقَـعَ مِن اِقامَـتِـکَ حُـروفَـهو في اِضاعَـةِ حُـدودِهي

و در مثل‌ها و موعظه‌هايش بينديش، و پرهيز از اين که با مراعات حروف، به تباه ساختن حدود آن بيفتي!

 

چهارمين كج فهمي : تصور ارزشمندي بالاي تمسك به قرآن بدون توجه به تدبر و عمل به آن

***

5- مأموريت نامعلوم

از كج فهمي ها و باورهاي غلط آن است که اگر اعتبارات لازم مهيا باشد و يک «طرح ملي قرآني» مي توان همه دانش آموزان کشور را حافظ قرآن کرد؛ مانند کشور ليبي که به لقب كشور حافظان قرآن معروف است. در نتيجه هر ساله طرح هاي متعدد ملي، استاني و منطقه اي جديد به موازات كتاب هاي درسي, توليد مي شود ( و البته به همين اندازه، دهها طرح ملي قبلي تعطيل مي شود. )

غافل از اين که اصل بايد بر سياست تمرکز زدايي باشد؛ زيرا طرح هاي ملي بودجه هاي کلان را مي بلعند و در عوض رقباي ضعيف را از بين مي برند و چيزي جز کشتن استعدادها و انگيزه ها و ايجاد انتظارات بي پاسخ به ارمغان ندارند.

در واقع اين هم از باورهاي غلط است که هميشه خواسته ايم يک شبه به همه اهداف آرماني برسيم. در حالي که براي پژوهش و برنامه ريزي و مشاوره هزينه نمي کنيم، زير ساختها را آماده نمي‌کنيم، فرهنگ جامعه را در پذيرش و مشارکت در آن در نظر نمي گيريم، نتيجه آنکه پس از گذشت چندين دهه در بسياري از موارد هنوز در آغاز راه هستيم و نتايج جالب و قابل لمس ديده نمي شود. در کشور فرصت هاي عظيمي است که بدون توجه و استفاده رها شده است، در حالي که با مطالعه دقيق و کمي حمايت و توجه مي توان جهشي عظيم و ماندگار در فعاليت هاي قرآني کشور ايجاد کرد.

پنجمين كج فهمي : نامعلوم بودن مأموريت ذاتي و اساسي هريك از ارگان ها و متوليان در زمينه آموزش قرآن

***

6- جامعيت اهداف آموزش قرآن

آيات متعددي در قرآن وجود دارد که به انتظار قرآن از مسلمانان درباره قرآن کريم اشاره دارد. اين انتظارات و مطالبات بايد مورد نظر برنامه ريزان و معلمان قرآن باشد؛ مانند تلاوت و قرائت، تفکر و تدبر، عمل، آموزش، رعايت آداب تلاوت، حفظ، تأثيرپذيري و... در مورد اين مطالبات که در قالب اهداف آموزش عمومي قرآن کشور هم به تصويب رسيده و ارائه شده ؛ اولاً بايد از نگاه تک بعدي پرهيز کرد و ثانياً بايد مباني و مبادي اين اهداف مشخص شود.

ششمين كج فهمي : بي توجهي به اغلب انتظارات قرآن درباره خودش در مراحل و مراتب برنامه ريزي درسي و آموزشي

***

7- ثواب؛ محرک است، نه پاسخ

طبق نظريه « محرک و پاسخ » که برخي دانشمندان حوزه روان شناسي يادگيري، از آن به عنوان شرطي سازي در حوزه آموزش ياد مي کنند. ( مانند اسکينر و پاولف ) اگر بخواهيم علاقه و انگيزه فرد را نسبت به يادگيري تقويت کنيم؛ لازم است، از محرك استفاده شود. پس جايزه به عنوان تقويت و محرك و نتيجه عمل به عنوان پاسخ است. اين نظريه که کاربردهاي فراواني در آموزش و يادگيري دارد، در واقع اولين بار در اديان الهي مانند؛ اسلام مطرح شده است. « ثواب » همان محرک است و عمل صالح، همان پاسخ؛ اما متأسفانه به دليل استحاله فرهنگي در جوامع اسلامي به اين قاعده برعکس عمل مي شود و به يک باور غلط تبديل شده است.

براي روشن شدن موضوع مثالي ميزنم. شما براي اين که فرزندتان نماز (پاسخ) بخواند به او جايزه (محرک) مي دهيد تا تشويق شود، اين خيلي عالي است؛ اما اگر اين کار را آن قدر تکرار کنيد تا اين که جايزه به هدف تبديل شود، آنگاه فرزند شما شرطي مي شود يعني او نماز مي خواند تا جايزه بگيرد و اين يعني نوعي انحراف و خطر براي بروز انحطاط در عرصه تربيت ديني جامعه،

يکي ديگر از باورهاي غلط جامعه ديني ما نگاه کمي به جاي نگاه کيفي به مسائل اعتقادي است، يعني براي کسب ثواب بيش تر و اين يعني محدود کردن دين به عنوان يک امر اخروي؛ از شما خواننده محترم مي‌پرسم آيا کيفيت خواندن و بهره مندي شما از قرآن نسبت به مثلاً 10 سال قبل بهتر شده و يا ثابت است؟ اگر جامعه ما نسبت به سال هاي قبل پيشرفت محسوس و قابل قبولي را نشان مي دهد معلوم است که در سير کمال طي طريق مي کنيم و الّا خير، تقليل ارزش هاي ديني مانند انس با قرآن کريم و ائمه معصومين(ع)، نماز و روزه و ... در حد ثواب نمي‌تواند نقش مؤثري در اصلاح الگوي زيستي ما داشته باشد. در مقابل اين باور غلط، نگاه حکيمانه مقام معظم رهبري در طرح الگوي سبک زندگي اسلامي مطرح مي شود؛ يقيناً تحقق چنين امري در بازگشت دوباره به قرآن کريم و معارف اهلبيت(ع) است.

هفتمين كج فهمي : استحاله فرهنگي در اثر جابه جايي محرك و پاسخ در امر ثواب قرائت و حفظ قرآن

***

8- اصلاح در رويکردهاي آموزشي

امام خميني فرمودند : « تربيت, بايد قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » با عنايت به اين گونه تعابير, كه در اسناد تحولي به كرات مورد تأكيد قرار گرفته, رويکردهاي آموزشي کنوني بايد اصلاح شود؛ « رويکرد » چتر حاکم بر برنامه هاي درسي و آموزشي اعم از اهداف، محتوا، روش آموزش، ارزش يابي و ... است. يکي از باورهاي غلط در حوزه آموزش قرآن، اتخاذ رويکرد آموزش روخواني و روان خواني کل قرآن در (مثلاً) 20 جلسه است، اين رويکرد که در تمامي آموزش هاي قرآن کشور مطرح مي شود، از نظر منطق برنامه و هدف نويسي « نه ضرورت » دارد و « نه امکان » اما به دليل موروثي بودنش هميشه مطرح است.

و نيز از آن جا که خواندن و فهميدن دو روي يک سکه هستند ( و اين از باورهاي غلط است که اين دو را از هم جدا مي دانيم. ) مهم ترين کاري که در زمينه آموزش قرآن بايد صورت پذيرد اين است که در برنامه ريزي ها در کنار توجه به جنبه آموزش مهارتهاي خواندن مانند؛ قرائت و حفظ، موضوع « تربيت » به عنوان محور برنامه ريزي و هدف نويسي مورد توجه قرار گيرد.

هشتمين كج فهمي : كم توجهي به امر « تربيت قرآني » و در مقابل توجه بيش از اندازه به « آموزش قرآن »

***

9- خانواده؛ مسئول اصلي آموزش قرآن

آموزش و پرورش به عنوان يار و معين خانواده در تحقق تعليم و تربيت اسلامي دانش آموزان مسئوليت دارد. پس فعاليت‌هاي قرآني نبايد تنها بر دوش معلمان و آموزش و پرورش سنگيني کند؛ بلكه خانواده‌ها بايد وظيفه اصلي را در اين خصوص انجام دهند. بي‌ترديد يکي از مهم‌ترين آسيب‌ها از سوي والدين است که نسبت به مشارکت عملي در اين زمينه به بازي گرفته نمي‌شوند؛ بايد اين باور غلط اصلاح شود که با بودن نظام اسلامي, خانواده‌ها تکليف تربيت اخلاقي و اسلامي را متوجه مدرسه و جامعه کنند. از اين رو در وهله اول نهاد خانواده بايد هم‌پاي معلم در فعاليت‌ها مشارکت کند و در وهله دوم اين امر نيازمند آموزش و فرهنگ‌سازي است.

سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي و دفتر تأليف در زمينه آموزش خانواده و در جلب مشاركت ايشان بايد قدم هاي مهمي را بر مي داشت از آن جمله نوشتن كتاب هاي راهنماي برنامه درسي است. ولي تا كنون در اين زمينه چيزي ملاحظه نشده است.

نهمين كج فهمي : تصور اين كه مسئوليت اصلي تربيت دانش آموزان در وهله اول بر عهده مدرسه و معلمان است. ( و نه خانواده ها و والدين ايشان )

ادامه دارد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سه شنبه, 02 مرداد 1397 ساعت 11:57 خوانده شده: 222 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +2 0 --
شهروند 1397/05/02 - 13:46
درود .از منظر ایدئولوژی و مذهب اخلاق زاییده نمی شود وممکن است ضد اخلاق بوجود آید اخلاق مقوله ای است که از رفاه وآسایش انسان واز وجدان وتربیت دوران کودکی شکل می گیرد .اگر یک کودک سگی داشته باشد ودردوران طفولیت آن حیوان را تیمار کند و غذا دهد وبهش محبت کند در دوران بزرگسالی به انسان وهمنوعش اهمیت می دهد وفداکاری میکند .ولی ببینید راجب سگ ایدئولوژی چه می گوید واین مهر بر پیشانی این سگ حک شده .به جز نجس بودن کافران وواژگان منافق وووکه خشونت وضداخلاق را دامن می زند.
پاسخ + 0 0 --
فرهاد 1397/05/02 - 18:18
یک نکته مهم: برای آنهایی که می گند ما نمی خواهیم بچه هایمان را مذهبی بار بیاوریم چه پاسخی دارند. وقتی در جلسه انجمن اولیا مدیر و معاون پرورشی از والدین می خواستند که از فرزندانشان بخوان که برن نمازخانه و نیز حجابشان را رعایت کنند. یکی از والدین با جسارت تمام گفت: من نمی تونم من نمی خوام فرزندم مذهبی بار بیاد و نماز بخونه و اصلا قرآن به چه دردش می خوره. فرزند .............. این نشون میده که ما نیاز داریم بگردیم و ببینیم چی کار کرده ایم
پاسخ + +1 0 --
همه می پرسند 1397/05/02 - 17:50
این رقم 124000 پیامبر را دانش آموزان به دبده تردید می نگرند. می پرسند مگه انسان چند سال تاریخ داره که 124000 پیامبر آمده اند و رفته اند. این آمار سند یا منبعی داره؟ کل پیامبرانی که اسمشان را می دانیم شاید به 50 نرسد.
پاسخ + 0 0 --
من 1397/05/05 - 10:50
بله منبع و حدیث است اگه بگردی اینترنت پیدا میشه راحت
پاسخ + 0 0 --
ناظم الشریعه 1397/05/07 - 18:14
چر اینترنت مگر زمان پیامبران اینترنت هم بوده که خودشان را در اینترنت ثبت کنند>؟
پاسخ + 0 0 --
reza 1397/05/07 - 23:29
ابوذر (ره) از پیامبر خدا (ص) سؤال کرد: پیامبران چند نفرند؟ حضرت (ص) فرمود: «۱۲۴ هزار پیامبر . . . .»

مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر «المیزان » ، بعد از ذکر روایت ابوذر (ره) در تعداد انبیا، می فرماید: «قسمت اول این حدیث که مشتمل بر تعداد پیامبران است، از مشهورات است که شیعه و سنی در کتبشان نقل کرده اند . صدوق در «خصال » و «امالی » از حضرت رضا (ع) از پیامبر خدا (ص) و از زید بن علی از اجدادش از امیرالمؤمنین (ع) و ابن قولویه در «کامل الزیارة » و سید در «اقبال » از امام سجاد (ع) و در «بصایر الدرجات » از امام باقر (ع) روایت کرده اند.[۷]
بنابراین، منشا شهرت چنین تعدادی روایات یاد شده است.
پاسخ + 0 0 --
iliya 1397/05/02 - 20:45
با سلام
آیا شما می توانید فلسفه وجود مکتب القرآن ها و دارلقرآن ها را نیز برای من باز کنید؟
اگر این مؤسسات کارشان را به نحو احسن انجام می دهند و خدشه ای در عملکردشان نیست چرا حتی قرآن آموزان حاضر در این محفل نه تنها بهره ای از این آموزش ها نبرده اند بلکه دلزده تر از زمانی هستند که به این مراکز ورود کرده اند؟
بنده با کمال میل حاضرم در این مورد تحقیق کنم و با اطلاعات کامل تر از آنچه تاکنون راجع به آن تحقیق کرده ام صحبت کنم. لیکن در ادامه جواب بنده توضیحی نیز من باب این موضوع داشته باشید.
پاسخ + 0 0 --
جواد 1397/05/02 - 23:02
سال 79 پنجم ابتدایی بودیم معلم قرآن داشتیم تو مدرسه که کل کلاس های مدرسه می رفت زنگ های قرآن
اینقدر قشنگ تدریس می کرد همه بچه ها راحت می خوندن .
الان چی معلم قرآن و ورزش رو برداشتن سر مسخره بازی های ساعت موظف و اینا
پاسخ + 0 0 --
جواديان 1397/05/10 - 11:17
با سلام و سپاس از نشكر مقاله
منتظر نشر ادامه بخش ها باشيم؟
سپاس مجدد

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا با طرح " معلم تمام وقت " وزارت آموزش و پرورش موافقید؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور