صدای معلم

constitution گروه اخبار /

آموزش زبان کردی بی سروصدا در مدارس سقز آغاز شد و دانش آموزان سقزی این شانس را داشتند که اولین کسانی باشند که خواندن و نوشتن به زبان مادری را در مدارس می آموزند. کاری کارستان که به دور از هر جنجالی و به ابتکار دبیران سقزی شکل گرفت و بدون شک الگویی خواهد بود برای سایر مناطق کردنشین و یا شاید هم مناطقی که به زبانی غیر از فارسی تکلم می کنند.فرصتی دست داد تا بعد از پایان اولین دوره آموزش زبان کردی و انتشار کتابی برای همین درس، با سالار فتحی مسئول گروه ادبیات آموزش و پرورش سقز  و زاهد آرمی معلم ادبیات گفت و گو کنیم.


فتحی مدیریت پروژه تدریس زبان کردی در مقطع راهنمایی را برعهده داشت و به ثمر رساند و زاهد آرمی به همراه ۵ همکار دیگرش عهده دار تدوین کتاب ” وانه ی کردی” بودند. افتخار تدریس زبان کردی برای اولین بار در میان شهرهای کردنشین برای همیشه در سقز و برای معلمان باقی خواهد ماند.

آقای فتحی آموزش زبان کردی به صورت رسمی در سیستم آموزشی ایران تبدیل به یک تابوی ناشکستنی شده بود، چگونه به فکر افتادید قدم در این راه سخت بگذارید:

سالار فتحی: چند سال است که در کتاب فارسی مقطع راهنمایی سابق و مقطع متوسطه اول در سیستم آموزشی جدید دو درس در فصل ۶این کتاب وجود دارد که از طرف وزارتخانه با نام ادبیات بومی و محلی طراحی شده است.مولفین کتاب نیز در مقدمه ی کتاب تاکید دارند که برای تولید محتوای این درس ها به موضوع های متناسب عنوان درس در قلمرو فرهنگ، ادبیات بومی، آداب و سنن محلی و نیازهای نوجوانان و ناگفته های کتاب اقدام شود. در طول این سال ها همکاران به صورت پراکنده و سلیقه ای نسبت به تهیه و تدریس این بخش از کتاب اقدام می کردند.در نتیجه گروه ادبیات استان تصمیم گرفت جهت جلوگیری از این ناهماهنگی هر شهرستان بنا به لهجه ی خاص آن منطقه نسبت به تدوین این دروس اقدام کند.بنده نیز به عنوان سرگروه ادبیات فارسی سقز با توجه به تاکید مقدمه ی کتاب و همچنین جو مناسبی که در اداره آموزش و پرورش سقز و اداره کل وجود داشت و استقبال گسترده همکاران، برنامه مدونی را برای تهیه و تولید محتوای این فصل طراحی کردم.

fathidid  آیا نیاز به دریافت مجوز رسمی از سوی اداره کل یا وزارت خانه نبود؟

فتحی: نیاز به مجوز خاصی نبود چون طبق دستورالعمل های خود وزارت خانه تدریس این فصل از کتاب با عنوان اعلام شده از قبل پیش بینی شده بود ، با این وجود درخواستی به آموزش و پرورش سقز داده شد و در جلسه ای مسئولین ذی ربط موافقت خود را مطابق مقررات اعلام کردند و در نهایت بدون هیچ دخل و تصرفی، محتوای تدوین شده را جهت تایید به استان فرستادند و استان هم بلافاصله آن را تایید کرد و مورد تقدیر و استقبال هم واقع شد.

چند نفر درگیر تدوین کتاب بودند؟

فتحی: این کتاب توسط هفت نفر از همکاران تالیف و تدوین شده و مدت ۶۰ ساعت روی آن کار شده و غیر از از آن بیش از ۲۰ساعت وقت برای ویرایش و تهیه کتاب گویای آن صرف شده است.

مدت زمان تکمیل این پروژه از لحظه آغاز تا زمان به سرانجام رسیدن آن چقدر طول کشید؟

فتحی: حدود سه ماه و نیم پس نسبت به سایر کارهایی که نیاز به مجوز دارند زودتر از حد انتظار به سرانجام رسیده است.

آیا این نشان می دهد که اراده ای هم در آموزش و پرورش مایل به به سرانجام رساندن کار بودند؟

فتحی: قطعا آقایان رستمی، حسنی و مهرپرور که مستقیم با ما در ارتباط بودند همکاری لازم را داشتند و حتی آقای مهرپرور به طور مداوم پیگیر و در جریان کار بودند. همچنین گروه ادبیات استان همکاری بی نظیری با ما داشتند. ما ۴ جلسه توجیهی آموزشی نیز برای همکاران گذاشتیم که هر جلسه هم چند ساعت طول می کشید اما همکاران مشتاقانه در آن شرکت می کردند.

مشخص کرده اید که این کتاب در چند جلسه و در چه زمانی باید تدریس شود؟

فتحی: برای تدریس هر کتاب بودجه بندی خاصی وجود دارد و براساس آن برای هر ماه بخشی از کتاب تدریس می شود.زمان تدریس این بخش از کتاب نیز اسفند ماه است. در جلسات نیز پیشنهاد شده است که اگر مدرسی بنا به هر دلیل تا اسفند ماه کتاب را به فصل ۶ نرسانده باشد، مابقی بخش های کتاب را به حالت تعویق درآورده و کتاب کردی را در طی ۴جلسه تدریس کنند و بعد از اسفند جبران بخش های دیگر کتاب شود.

مولفان کتاب چگونه انتخاب شدند؟

فتحی: ابتدا در میان همکاران اعلام شد که افرادی که تمایل به همکاری دارند اعلام آمادگی کنند که در نهایت ۶نفر همراه با اینجانب اعلام آمادگی کردند.همه ی این افرادی که در این راه تلاش کرده اند دارای بیش از بیست سال سابقه در امر تدریس هستند و مجموعا صدو چهل سال سابقه کاری پشت این کار نهفته است.

آزمون و ارزشیابی از دانش آموزان در ارتباط با این کتاب چگونه خواهد بود؟

فتحی: آزمون به صورت توصیفی است و نمره آن به صورت ارفاقی برای دانش آموزان در نظر گرفته خواهد شد و این علاوه بر ۲۰نمره کتاب فارسی است تا با این روش هم دانش آموز کرد زبان تشویق شود و هم دانش آموز غیر کرد زبان در نمره های خود آسیبی نبیند و یا تاثیر منفی بر رقابت های معدلی آنان نداشته باشد و حتی فضای بهتری برای دانش آموزان غیرکردزبان فراهم شده است.به عنوان مثال دانش آموز ترک زبان می تواند انشای خود را با زبان ترکی بخواند و با این روش دو طرف با زبان ادبیات یکدیگر هر چند به صورت محدود آشنا می شوند.

آیا حضور دانش آموز غیرکرد زبان در جلسات این درس الزامی است؟

فتحی: در اینجا باید تاکید کرد که این درس در قالب فصل ششم کتاب فارسی است.علاوه بر این کمتر خانواده ای وجود دارد که در عوض پرداخت پول فرزند خود را به آموزشگاه زبان انگلیسی و عربی جهت یادگیری این زبان ها نفرستد. پس یک دانش آموز غیر کرد زبان باید خوشحال باشد که بدون پرداخت هیچ گونه وجهی می تواند در محیط مدرسه با زبان کردی آشنایی پیدا کند.

نسخه گویای این کتاب چگونه است؟ آیا فقط خواندن آن کتاب است یا موارد دیگری نیز به آن افزوده شده است؟

فتحی: ما خارج از تدوین کتاب، درس افزار ، کتاب گویا و کتاب و ورق زن آن را تهیه کرده ایم که همکاران می توانند در هنگام تدریس از آنها بهره ببرند و دراختیار دانش آموزان قرار بدهند.

گوینده یا گویندگان کتاب در نسخه گویا چه افرادی هستند؟

فتحی: گروه مولفین، کار گویندگی کتاب را انجام داده اند .

آیا فازهای دیگری برای ادامه این پروژه تعریف شده است؟

فتحی: در صدد هستیم  یک کتاب و یک سی دی که منطبق و هماهنگ با یکدیگر باشند عرضه کنیم و این کار به گونه ای باشند که بعد از اتمام، یک کارنامه ای نیز به دانش آموزان بدهد و تصدیقی باشد براینکه این مرحله را باموفقیت گذرانده است و لازمه این کار انسجام و یکپارچگی تیمی است که برای این کار در نظر گرفته خواهد شد تا کاری بهتر و با کیفیت تر عرضه و ارائه شود.

 (1)آقای آرمی ممکن است در مورد کتاب توضیح دهید و اینکه در تالیف آن چه شاخص هایی را در نظر گرفته اید؟

زاهد آرمی: ابتدا در یک جلسه توجیهی مشخص کردیم که مخاطبین ما در چه گروه سنی و تحصیلی ای قرار دارند و اهم ویژگی های این گروه از جهت ذهنی، عاطفی و جسمی در چه سطحی است، مطالب آموزشی متناسب و مورد نیاز آنان حیطه شناختی، عاطفی و حرکتی باید چه ویژگی هایی داشته باشند. در نهایت به این اجماع رسیدیم که متون ساده و خالی از تنوع و جذابیت های ادبی و هنری نمی تواند اهداف آموزشی مورد نظر را برآورده سازد و فاقد انگیزه کافی برای فراگیری خواندن و نوشتن زبان کردی است.حداقل می بایست در حد کتاب فارسی جذاب می نمود چرا که اگر تنها به قواعد خواندن و نوشتن و نکات دستوری اکتفا می کردیم بی گمان نه تنها خسته کننده می شد حتی ممکن بود موجب دلزدگی آنان نیز بشود. مشکلاتی که در این مرحله از کار وجود داشت انتخاب متون نظم و نثر بود.چون متاسفانه در ادبیات کردی متونی که خاص رده سنی نوجوانان باشد نادر است یا ما بنا به دلایلی به آن دسترسی نداشتیم. مورد دیگر این بود که ما مطمئن نبودیم چه برخوردی با این کتاب خواهد شد ، به همین دلیل سعی کردیم بیش تر از آثار شعرا و نویسندگانی که شناخته شده بودند و در عین حال حساسیت کمتری نسبت به آنان وجود داشت استفاده کنیم.علاوه بر آن متونی انتخابی از خودمان را نیز برای تکمیل و همچنین تنوع در چینش مطالب و آثار قلمی در کتاب گنجاندیم با این توجیه که خودمان در حال حاضر به تدریس اشتغال داریم و شاید حساسیت کمتری روی ما باشد.مشکل عمده تر در انتخاب متون این بود که به باور ما جامعه کنونی ما وبه تبع آن دانش آموزان، به لحاظ افکار ، عقاید و باورها جامعه ای متکثر و متنوع است، لذا وسواس بسیار داشتیم تا متون انتخابی عاری از هرگونه شائبه جانبدارانه باشد تا هیچ کس نتواند برچسپ تریبون تبلیغ فکر و ایدئولوژی خاصی را به آن بچسپاند.به این دلیل بیش تر بر زبان و ادبیات کردی تکیه داشتیم و متون انتخابی نیز حتی المقدور متونی باز هستند تا از سویی آزاد اندیشی ، خودباوری و اعتماد به نفس را در دانش آموزان تقویت کنیم و از سویی به آنان گوشزد کنیم که زبان و ادبیات ما نیز هم لذت بخش است هم قابلیت آن را دارد که مخاطبش را به فکر و اندیشه وا دارد.

armidid آیا کتاب به شیوه ای طراحی شده که محتوای متفاوتی برای هر یک از پایه های مقطع راهنمایی وجود داشته باشد؟armivfathi (3)

آرمی: بله.این کتاب با این پیش فرض تدوین شده است که در هر سه پایه دوره اول دبیرستان تدریس شود و دلیل اینکه در یک کتاب واحد تجمیع شده است این است که دانش آموزان در سال های بعدی تحصیل شان و حتی در اوقات فراغت همچون نوروز و تابستان در صورت تمایل زودتر مطالب را مطالعه کنند یا به مطالب گذشته رجوع کنند این امکان برای او فراهم باشد.در این راستا برای هر پایه ی تحصیلی دو درس اصلی و دو درس فرعی در نظر گرفته شده است که هر کدام از دروس از متون نظم و نثر، حکایت، تمرین نوشتن و…بهره برده اند.برای ارزشیابی دانش اموز از خود نیز قسمتی تحت عنوان خودآزمایی در آن گنجانده شده است.همچنین برای فهم عمیق بحث بخشی تحت عنوان گفت وگو در نظر گرفته شده است که با هدایت معلم انجام می شود به طور کلی می توان گفت که ساختار و چارچوب آن همانند کتاب فارسی مدارس است.

آیا می توان گفت تدوین این کتاب در راستای تحقق اصل ۱۵ قانون اساسی است؟

آرمی: خیر به هیچ وجه این کتاب ربطی به این اصل قانون اساسی ندارد و تنها به عنوان ضمیمه ای برای کتاب فارسی و در جهت تدریس فصل ششم این کتاب در نظر گرفته شده است چرا که در تفسیر حداکثری از اصل ۱۵ قانون اساسی به گونه ای است که دروسی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی و… هم به زبان کردی تدریس شود که لازمه  این کار تدوین این کتاب ها به زبان کردی است و تاویل حداقلی آن نیز این است که زبان و ادبیات اقلیت های موجود در کتابی مستقل آموزش داده شود.

می دانیم که کتاب “وانه ی کوردی” هیچ کدام از این خواسته ها را تامین نمی کند بلکه تنها ضمیمه ای محسوب می شود در تدریس کتاب های فارسی تفاوت این کتاب با سایر کتاب هایی که در زمینه یادگیری زبان و ادبیات کردی منتشر شده اند چیست؟

آرمی: کتاب های قبلی تمرکز خود را بیشتر بر نحوه یاد گرفتن و خواندن و نوشتن زبان کردی صرف کرده اند اما ما علاوه بر این چندین متن جذاب به آن افزوده ایم تا در حد کتاب فارسی که در مدارس تدریس می شود باشد و از طرفی نیز ما در چارچوب برنامه درسی به این کار دست زده ایم و کار به گونه ای طراحی شده است که در ابتدا معلم محور است و با گذر زمان به دانش آموز محور تبدیل خواهد شد بدین گونه که دانش آموز خود به دنبال یادگیری مطالب کتاب و حتی مطالبی در این ارتباط در خارج از کتاب خواهد رفت.

آیا رسم الخط لاتین را نیز در آن گنجانده اید؟

آرمی: خیر.غیر از طرح روی جلد، از رسم الخط لاتین استفاده نکرده ایم و تنها به رسم الخط آرامی اکتفا کرده ایم چرا که فرض ما براین بوده است که دانش آموز در حین ورود به پایه هفتم هنوز با الفبای لاتین آشنایی ندارد اما الفبای کردی را که نزدیکی زیادی به الفبای فارسی و عربی دارد آموخته اند.

در این کتاب از کدام لهجه زبان کردی بهره گرفته شده و از اثار چه کسانی استفاده شده است؟

آرمی: چون پیش بینی و اولویت ما بیشتر برای شهرستان سقز و در نهایت استان کردستان بود پس لهجه کرمانج پایین یا سورانی را مبنا قرار دادیم و با این نقشه راه از ماموستا هژار در مهاباد، ماموستا حقیقی در بوکان، مطالبی از خودمان در سقز، متنی از بانو مستوره اردلان از سنندج، و قانع حلقه اتصال مریوان و شهرزور را در کتاب گنجاندیم.از کردستان عراق نیز نوشته هایی از لطیف هلمت و کاکه مه می بوتانی و حاجی قادر کویی را به آن اضافه کردیم و در کل می توان گفت در حد توان خود پهنه جغرافیایی لهجه سورانی را در قالب نظم و نثر پوشش دادیم.هرچندحق این بود که از بسیاری از افراد دیگر مطلبی می نوشتیم اما چون بسیاری از آنان برای نوجوانان کاربردی نداشت و از طرفی نیز حجم محدودی در اختیار داشتیم از این کار صرف نظر کردیم.

kurdidid استقبال دانش آموزان از کتاب چطور بود؟

آرمی: بسیار عالی، عطش یادگیری زبان مادری و درون مایه متنوع ، جذاب، فراجناحی و مبتنی بر آرمان ها و ارزش  های والای انسانی تمام جوامع الهی و بشری همچون وطن دوستی، زندگی نامه افراد نامدار،راستگویی، آزادی، طبیعت، اتحاد، اهمیت علم و علم آموزی ،امید، عدالت، و رعایت حقوق دیگران، نحوه روبه رو شدن با وضعیت های مختلف گنجانده شده در کتاب باعث استقبال خوب دانش اموزان و اولیای آنان شده است تا جایی که دانش آموزان اقدام به حفظ بسیاری از دروس موجود در کتاب کرده اند و می توان گفت شوق و ذوق خاصی را در میان انان برانگیخته است؛ همچنین دبیران و مدیران نیز به گرمی استقبال کردند که به نوبه ی خود از همگی آن بزرگواران سپاسگزاریم.

در این مرحله از کار و به عنوان اولین دوره استفاده از کتاب آیا متوجه کمبود خاصی در روند کار شدید؟

آرمی: بله مشکلاتی در آن به چشم می خورد از جمله فونت و اندازه کوچک کتاب که در اندازه  A4است ، همچنین فقر تصویری و تعداد اشتباهات نوشتاری از جمله این نقایص است که همگی این مشکلات از انجا ناشی می شود که تمام زحمات کتاب از جمله حروف چینی، تصویرگذاری و…بر عهده همان شش نفر مولف کتاب بوده است و هیچ مکان ، شخص و یا ارگان خاصی عهده دار این کار نبوده است.عامل زمان و تسریع کار جهت آماده نمودن کتاب تا اول اسفند نیز تاثیر زیادی بر این امر داشته است.اما در آینده حتما این اصلاحات صورت خواهد گرفت و سعی بر آن است که این کتاب سربلند از آزمون بیرون آید که لازمه این کار تلاش معلمین است.

و سخن آخر …

زاهد آرمی: گاهی بحث مشکل بودن بعضی از متون به میان می آید که این امر ناشی از این است که هنوز خواندن و نوشتن را یاد نگرفته اند. توجیه ما برای این کار این است که اگر متنی ساده را بر می گزیدیم  این بار دانش آموزان از ان لذت نمی بردند اما اگر از اول همین روند در پیش گرفته شود دانش آموز با هیچ کدام از این مشکلات روبرو نمی شد ، در نتیجه سعی کردیم  تا کاری منسجم و درخور شان زبان کردی ارائه شود.

در نهایت اینکه ، امیدواریم به زودی بتوانیم طبق اصل ۱۵ قانون اساسی برنامه  های درسی مختص به زبان مادری خود داشته باشیم تا بتوانیم این زبان را که اصلی ترین حامل و حافظ هویت مان است بخوانیم و به نسل های بعد منتقل کنیم.

سالار فتحی: جا دارد که از گروه مولفین آقایان آرمی، کرمی، پارسا ، برقی، رحمانی و حبیبی که کار تالیف این کتاب را برعهده داشته اند و شبانه روزی بر روی آن کار کردند و بدون انها این کار به سرانجام نمی رسید تشکر کنم.

همچنین از مسئولین محترم مدیریت آموزش و پرورش سقز، گروه ادبیات استان، سرگروه های محترم ادبیات ناحیه ۱ و۲ سنندج در مقطع متوسطه ۱و۲ و مدیریت و عوامل اجرایی مدرسه توحید و تمام همکاران گروه ادبیات سقز نیز تشکر کنم.

 

شار نیوز

 

دوشنبه, 17 فروردين 1394 11:50

عشق ورزیدن هایِ حقیقیِ

دمی، همچون عصایِ موسی است/ آدمی، همچون فسون عیسی است
خویشتن نشناخت؛ "مسکین آدمی"/ از "فزونی" آمد و شد در "کمی"
ای غلامَت عقل و تدبیرات و هوش/ چون چنینی؟ خویش را "ارزان فروش"!. . .
گفتم ( آخر غرق توست این عقل و جان)/گفت (رو! رو! بر من، این افسون مخوان)
من ندانم آنچه اندیشیده‌ای!/ای دو دیده! "دوست" را چون دیده‌ای؟!
ای گرانجان! خوار دیدستی ورا؟!/ زانکه بس ارزان خریدستی ورا
هرکه او ارزان خرَد؛ ارزان دهد/ "گوهری" ، طفلی ، به "قرصی نان" دهد
غرق عشقی‌ام که غرقست اندرین/ عشقهای اولین و آخرین
من فدایِ آنکه نفروشد وجود؛/ جز بِدان سلطانِ با اِفضال و جود
مُجملش گفتم؛ نکردم زان بیان/ ورنه هم افهام سوزد هم زبان
من چو "لب" گویم "لب دریا" بود/ من چو "لا" گویم ؛مراد "الا" بود
من ز شیرینی، نشستم رو ترُش/ من ز بسیاری گفتارم؛ خمُش
(مثنوی شریف)
 boroujerdiیک) قیمت و قامتِ آدمی، بالابلندتر از آن است که زندگی خود را، ارزان تر از هرچه دونِ "اخلاق" بفروشد. 
طبعا ، عقلا و تجربتا، "اخلاق شکنی"، پایه ی ما آدمیان را پست می کند و مایه ی جان را تهیدست. ازهمین روست که می بینیم دغدغه ی «اخلاقیون» _عموما_ این بوده که مبادا قدر خود را ندانند و خوبی را به بدی حواله کنند و بنابراین، سود و سرمایه ی شخصیت و اصالت خود را به تاراج بدهند.
دو) سلوکِ اخلاقی و سلسله ی اخلاقیات[=بدی و خوبی]، اما در منظر «عاشقان»، با "نرخِ عشق" ، تعیین و محاسبه می شود.امورِ خلافِ عشق در ذهن و زندگی عاشقان، نوعی"خودفروشی" ست _به بهایی پایین تر از دلدادگی_. محاسبه ی رویکردهایِ اخلاقیِ آنها به دستِ سلسله ای از اصول اخلاقیِ مدون و متعارف نیست تا سر و تهش _ضرورتا برای بیرونیان_ پیدا و پدید باشد. بلکه اگرهرجا به کاری، خلافِ جوشش و کششِ درونیِ خود تن در دهند؛ توگویی که تن فروشی کرده اند.خوب و بدِ آنها، خوب وبدِ دیگری ست. به تعبیرِ جان هایک "به کلی دیگر" است.
در نظر ایشان، "عشق، خداوندِ همه ی خوبی هاست".به قول معروف سنت آگوستین (عاشق باش! و هرکاری که می خواهی؛ بکن!) همان چنانکه "کُنت اِسپون ویل" می گوید( ما به "اخلاق" _فقط در نبودِ عشق_ نیاز داریم..اتفاقا خودِ اخلاق، هم، تظاهری از عشق است. طبقِ اخلاق رفتارکردن؛ یعنی رفتارکردن به گونه ای که دوست داری...) و نیز بنابه قولی که از اسپینوزا نقل کرده اند(عشق، خواهش است و خواهش که، همان ذاتِ انسان است؛ قدرت آفرین است و قدرت، شادی بخش...عشق، شادی ست)
بی توجه یا تجربه، درنخواهیم یافت که: این شادی، شادیِ دارندگی و برازندگی نیست بلکه شادی از برایِ خودِ زندگی ست. درواقع ، کسی که با "تملکِ دیگری" شاد می شود و آرام می گیرد؛ به یک"مالک"، شبیه تر است تا به یک"عاشق". عاشق ، البته که بی رگ ! نیست .سهل است. جز رگ و پی نیست!اما شادی های او مالِ این است که معشوقش هست ونه ازاین رو که هستیِ معشوقش مال و ملکِ اوست.
معشوق، درنظرعاشق ، ازآن جهت، عزیز نیست که وجودش متعلق به اوست؛ بلکه ازاین رو ارج و قرب دارد که معشوق وجود دارد...اصلا دوست داشتنِ یک موجود، یعنی با تمامِ وجود "خواستارِ بودنِ او، بودن". و وقتی که معشوق هست؛ شادیِ حضورِ هموست که وجودِ عاشق را سرریز از هستی و شادی می کند.دراین جاست که "دوستت دارم" یعنی "شادمانم از اینکه تو وجود داری".
یعنی (مرسی که هستی و وجود داری!) نه اینکه(ممنونم که موجودیِ منی؛ تا هرچقدر خواستم؛ خرج ات کنم!)
وَ سه )
لازمه ی ناگزیرِ عشق ورزیدن هایِ حقیقیِ هر دلی، "کریمی" ِ آن صاحبدل است. بسیاری ، "فضیلتِ کَرَم" را مقدمه ی مبارک و مستعدِ اتفاقِ عاشقی در جانِ آدمیان می دانند. کَرَم به مثابه یِ "درباختنِ بی منت" و "بخششِ بی علت" و "پاکبازی ِ خارجِ ملت[=دین]" و "ندیدگرفتنِ خود و تن افکندگی در حضورِ جانِ دیگری"...

 

منتشرشده در یادداشت

becomingspecial انگشتانش را فریم دوربین می کند . از من عکس می گیرد  امیر علی  و می گوید  زوم  چیز مزخرفی است . وقتی عکس می گیری زاویه دید مهم است. اگر از آدم های کوتاه از پایین عکس بگیری بزرگ دیده می شوند .دیروز در مورد تئاتر و اینکه فن بیان چیست برایم صحبت می کرد .

اوایل مهر خیلی نگران ثبت نام امیر علی بودم . اینکه کدام مدرسه ثبت نام شود. تیز هوشان قبول می شود یا نه .حتی کلاس آمادگی هم رفت. نمونه دولتی و شاهد می توانست ثبت نام کند .لحظه ای درنگ مرا برآن داشت تا پسرم را به مدرسه ای ببرم که نامی و نشانی نداشت .مدرسه ای که نه شاگردان المپیادی  دارد نه نخبه علمی پرورش می دهد .سطح آموزش در این مدرسه معمولی  است .

اما در این مدرسه اردوها اهمیت بالایی دارند .یک  ساعت در هر روز هنر با جدیت پیگیری می شود ، کلاس های نقاشی و طراحی و ورزش از اهمیت خاصی برخوردار است .آزمایشگاه و مسابقات ریاضی اش لذت بخش و همراه بازی است.

بچه ها در این مدرسه ی  گمنام  با هنر و متفاوت دیدن آشنا می شوند . موسیقی  را می فهمند .بچه ها یاد می گیرند از دریچه هنر دنیا را زیباتر ببینند.

ممکن است امیرعلی هنرمند  نشود . حتی ورزشکار حرفه ای نشود . او ممکن است با این جور درس خواندن دکتر یا مهندس نشود.

اما او در نوجوانی در مرحله مهمی از " شدن اش "  با هنر و عشق آشنا می شود . در او شوق یادگیری فوران می کند.می خواهد عکاسی و خطاطی را بیاموزد .شاید این شوق  یادگیری و مهارت در ورزش و هنر به فیزیک و ریاضی و زیست و شیمی هم  سرایت کند .

بیشتر مدارس ما تاکید بر آموزش دارند .ما در مدارس عجولانه و سرسری مفاهیم علمی را آموزش می دهیم ."تلطیف عواطف کودکان یکی از اهداف آموزش و پرورش است" .

متاسفانه در این حوزه مهم در مدارس ابتدایی و متوسطه اول برنامه جدی و تدوین شده ای وجود ندارد .

فصلی که باعث تقویت حس زیبایی شناسی ،همکاری گروهی و کاهش رقابت و خشونت در کودکان می شود . اما تنها  چیزی که امروز مدارس ما به کودکان نمی آموزند . شوق یادگیری و عشق آموختن است.

 

منتشرشده در آموزش نوین

برداشت سوم: ارج نهادن به جزئیات و استقبال از جزئی‌نگری

به من توصیه شد که با دیدی کلی‌نگر که تصور می‌رود از طبیعت رشته‌ام برمی‌خیزد، به وقایع جلسه بنگرم و کلیّاتی از نظرات و پیشنهادهای جزئی، پراکنده و احتمالاً مبهم یا تصریح‌نشده معلمان شرکت‌کننده دریافت و پیشنهاد کنم. اما، باید اعتراف کنم، من از همان ابتدا مجذوب استدلال‌های معلمان و جزئیات مورد اشاره آنها شدم. این مجذوبیت با هیجان نیز همراه بود، زیرا مؤید برخی دیدگاه‌هایی بود که خود من شخصاً با آنها سروکار دارم. دیدگاه‌هایی مبنی بر ارج نهادن به جزئیات و استقبال از جزئی‌نگری در تربیت، به جای بی‌ارج شمردن آنها، یا نادیده گرفتن آنها به نفع کلیّات مورد علاقه نظام و سیاست گذاران آن. بنابر این، وقتی مؤلفان از «نگریستن به جزئیات در سایة کلیّات» سخن به میان آوردند، یا پیشنهادهایی از سوی متخصصان آموزش و برنامه درسی حاضر در جلسه مبنی بر «لزوم رسیدن به وحدت نظر» به معلمان ارائه شد؛ من بدین فکر می‌کردم که برعکس، این مذاکرات می‌تواند محلی باشد برای مواجه شدن با کثرت نظرات، بدون انتظار دست یابی به وحدت نظر، که همواره دست‌نیافتنی یا دست‌کم دیریافتنی است. همچنین مجالی برای نگریستن به کلیّات در پرتو جزئیات؛ جزئیاتی که احتمالاً با دید کلی‌نگر ما از نگاه‌ها مخفی مانده، یا ارجمند شمرده نشده است. به نظرم، ارزیابی کلیّات با دیدی کلی‌نگر یک ارزیابی معیوب است، زیرا قادر نیست، نقاط کور و رخنه‌گاه‌ها را آشکار کند، و چه بسا، به مخفی کردن آنها کمک کند. منظور، نقاط کور رویکردها، نظرگاه‌ها، نظریه‌ها یا همان کلیّات مورد علاقه ماست.

برخی تجارب درخشان تربیتی نشان می‌دهند که اغلب، این جزئی‌نگری‌ها هستند که نقاط کور سیاست‌ها، رویکردها و نظریه‌های تربیتی را آشکار می‌کنند، و از این طریق به بهبود و پیشرفت آنها کمک می‌کنند. می‌توان به عنوان نمونه، به جزئی‌نگری‌های ماریا مونته‌سوری اشاره کرد؛ وقتی در مقام یک معلم (نه دانشمند) در مشاهدات خود در کلاس درس، غذاخوری و حیاط مدرسه متوجه شد که اجزای دنیای تربیت بر طبق ابعاد و استانداردهای بزرگسالان طراحی شده‌‌اند، از جمله کلاس‌ها، نیمکت‌ها، ظروف غذا، کتاب‌ها و حیاط‌های بی‌روح مدارس. و باورش چه دشوار است، وقتی مشاهده می‌کنیم، جزئی‌نگری‌های او -نگریستن به کلیّات آموزش و یادگیری در پرتو جزئیات مثل میزها، نیمکت‌ها، پنجره‌ها و کتاب‌ها- چطور موجب ایجاد تحولات چشم گیر در معماری مدارس، چهرة کلاس درس، و کیفیت لوازم آموزشی از جمله «کتاب‌های‌ درسی» شد.

در نتیجه پیشنهاد می‌شود، در کنار دعوت از معلمان برای «همدلی بیشتر» و تشویق به «نگریستن به جزئیات در پرتو کلیّات»، استعداد طبیعی‌شان در جزئی‌نگری ارج نهاده شود. باید با معلمان همدلی کرد و به ارزیابی‌های جزئی‌نگرانه آنها، فارغ از تبدیل یا تحویل آنها به کلیّات، اعتبار لازم را داد، تا آنها نیز به نوبة خود، با مشاهدة تغییرات محسوس در کتاب‌های درسی بر اساس پیشنهادهایشان، با مادة درسی و اهداف‌اش همدلی و همراهی بیش‌تری کنند، و از این طریق اعتبار حقیقی و نه فرمالیته یا فرمایشی کتاب درسی احراز شود. همان‌طور که در بالا استدلال کردم، تأثیرات شکاف‌هایی که بدان‌ها اشاره شد، به‌سادگی با وحدت نظر و توافقات ظاهری یا اعتباربخشی‌های ناگزیر فیصله نمی‌یابند. زیرا، معلمان پس از ملاقات همدلانه ناگزیر با افراد ستاد، بار دیگر به سنگر مدرسه باز‌می‌گردند، و بار دیگر با لشکر مسائل ریز و درشت آموزش و یادگیری ناگزیر ملاقات می‌کنند، و در اثر این ملاقات مسرت‌بخش، ناگزیر همدلی‌هایی که از ایشان طلب می‌کردید یادشان می‌رود، که البته دور از انتظار هم نیست. زیرا، کثرت مسائل «جزئی» آموزش و یادگیری که معلمان بدان اشاره می‌کنند، هرگاه با هم جمع شوند، هر اراده‌ای، حتی عزم آهنین معلمان با استقامت را در راه دستیابی به اهداف می‌فرسایند، تا چه رسد به اراده آحاد معلمان.

پس، با استقبال از موهبت جزئی‌نگری، و پذیرفتن هرچه بیش‌‌تر پیشنهادات جزئی و کلی معلمان برای ماده درسی، ماده‌ای که باید در دستان آنها به معنا و یادگیری تبدیل شود، باید از جرم مسائل ریز و درشت آموزش و یادگیری در مدرسه کاست. کارشناسان ستاد، از این طریق، هم شانس موفقیت خود را برای دست یابی به اهداف دستاوردهایشان افزایش می‌دهند، و هم سهم خود را در کاستن از شکاف عمیقی ادا می‌کنند که ممکن است در آینده میان برنامه درسی قصد‌شده و برنامه درسی اجراشده پدید آید. زیرا، این تنها «معلمان» نیستند که باید با «خلاقیت» و «تأملات شخصی» از طول و عمق این شکاف بکاهند، بلکه تمام شرکا باید سهم خود را برای از میان برداشتن آن ادا کنند.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. soft variable

[1] . به عنوان نمونه نک:

Sztompka, P. (2003). Trust: A Sociological Theory, Cambridge: Cambridge University Press. (original work published 1999).

بخش اول

تماس با سخن معلم

 

منتشرشده در آموزش نوین
چهارشنبه, 28 آبان 1393 20:10

به کتاب سلامی دوباره خواهیم داد

 ashrafizadehهفته کتاب فرصتی است تا باز هم به موضوع کتاب و کتاب خوانی بپردازیم .برپایی نمایشگاه ها و جلسات نقد کتاب ، تجهیز کتاب خانه ها و راه اندازی کتاب خانه های سیار در روستاها بخشی از برنامه های هفته کتاب است که در کشور اجرا می شود .
امروزه شیوه های مطالعه هم همگام با رشد تکنولوژی متنوّع گشته اند . کتاب خانه های الکترونیکی ، کتاب هایی که بر گوشی ها و تبلت ها نصب می شود ، شیوه های نوین مطالعه را فراهم کرده اند . علاوه بر کتاب ، سایت های خبری و تخصّصی ، وبلاگ ها و نشریات الکترونیکی نیز منابع مطالعه را برای خوانندگان مهیا می کنند .
سرعت نشر کتاب و خرید اینترنتی ، شرایطی را فراهم کرده است که کتاب به سرعت در اختیار متقاضیان قرار می گیرد امّا با تمام این امکانات ، میانگین مطالعه در کشور ما در حد رضایت بخشی نیست .
گروهی دلایل کمبود مطالعه و عدم استقبال از کتاب را هزینه ی بالای آن ، کمبود فضای نگهداری کتاب و وجود جاذبه های تکنولوژی در مقایسه با کتاب ، ذکر می کنند . در هر صورت کمبود مطالعه در جامعه -اگر با دلایل فوق هم ارتباط داشته باشد – از رکود و بی انگیزگی جوانان در آن جامعه خبر می دهد .
اگر بی مهری به کتاب را ناشی از گرانی کتاب تصور کنیم ، کتابخانه های عمومی این مانع را مرتفع کرده اند . کتاب خانه ها عضویت آسان را در شهرها و حتی روستاها برای عموم فراهم کرده اند . با این حال ، استقبال از کتابخانه ها نیز چندان چشم گیر نیست . متاسفانه کتاب هایی که حاصل سال ها مرارت و عرق ریزان روح انسان های فرهیخته هستند ، اکنون در کتابخانه ها ، گمنام مانده اند .
بخش عمده ای از دانش آموزان و دانشجویان مشتریان ثابت کافی نت ها هستند و برای یک تحقیق درسی هم ، تمایلی ندارند کتابی بخوانند و یا حتی زحمت جست و جو در فضای مجازی را بر خود هموار کنند و ترجیح می دهند این کار را هم به کافی نت ها بسپارند .
امروزه جوانان و نوجوانان به تکنولوژی به شدت وابسته شده اند و در کاربرد فن آوری روز ، مهارت های چشم گیری را به سرعت کسب می کنند اما اطّلاعات تاریخی ، ادبی و اجتماعی جوانان در حد انتظار نیست . دامنه ی واژگان محدود و کمبود معلومات عمومی به طور بارزی در بین جوانان دیده می شود . جوانانی که ساعت ها راجع به نصب انواع برنامه ها در فضای مجازی گفت و گو می کنند ، گاه در قرائت صحیح یک متن یا یک بیت شعر و یا در فهم مطالب ، مشکل دارند . گروهی نیز با تمام تسلّطی که در فضاهای مجازی دارند ، در آن فضاها نیز به جای جست و جویی هدفمند برای دست یابی به اطّلاعات صحیح ، با جست و جویی بی هدف و نفنّنی ، وقت خود را سپری می کنند .
سال هاست که خرید و فروش کتاب رونق چندانی ندارد . این وضعیت حاکی از رکود کتاب خوانی در جامعه است .
در هر صورت ، ارتقای فکری افراد و افزایش معلومات آنان با میزان مطالعه و آشنایی آنها با کتاب ارتباطی مستقیم دارد .
انگیزه به مطالعه را می توان با راه کارهایی عملی در بین نوجوانان ایجاد کرد . بدیهی است این کار اگر از سنین کودکی آغاز شود ، به صورت یک عادت پایدار در خواهد آمد .
برای ایجاد شرایط مطلوب مطالعه ، خانواده ، آموزش و پرورش ، رسانه های عمومی ، کتاب خانه ها و نهادهای فرهنگی می توانند مشارکت داشته باشند . شاید با این راه کارها بتوانیم انگیزه مطالعه را بین جوانان و نوجوانان بیشتر کنیم .
1-توجه و احترام به کتاب از محیط خانواده آغاز می شود . والدین با علاقمندی به کتاب و مطالعه ، می توانند این علاقه را در کودکان نیز ایجاد کنند .( خواندن کتاب برای کودکان ، گفت و گو در باره محتوای کتاب های خوانده شده در جمع خانواده ، احترام به کتاب و اختصاص بودجه ای مشخص برای خرید کتاب یا عضویت در کتاب خانه های عمومی ، شرایط مناسبی را برای مطالعه فراهم می کند .)
2- هنگام خرید کتاب و یا مراجعه به کتاب خانه های عمومی و یا هنگام شرکت در جلسات نقد کتاب ، نوجوانان را با خود همراه کنیم . قرار گرفتن در جمع افراد اهل مطالعه و فرهیخته ، الگوهای خوبی را برای نوجوان قراهم می کند ( بدون اینکه با نصیحت های خشک و آمرانه آنها را مجبور به مطالعه کنیم . )
3-در مدارس و دانشگاه ها به نفرات برتر در مسابقات درسی ، ورزشی و فرهنگی هنری کتاب یا بن خرید کتاب به عنوان هدیه بدهیم .در مدارس می توانیم ، عضویت در کتاب خانه های عمومی شهر را به عنوان جایزه ای ارزشمند به دانش آموزان هدیه کنیم .
4-در تکالیف درسی بخشی از فعّالیّت دانش آموزان یا دانشجویان را به خلاصه کردن کتاب یا فصلی از یک کتاب ، یا مقایسه ی چند مبحث اختصاص دهیم . در مقطع متوسطه می توان بخشی از نمره ی مستمر را به این کار اختصاص داد
5-با برگزاری مسابقات کتاب خوانی در مدارس و مراکز فرهنگی ، زمینه ی مطالعه و آشنایی با نویسندگان مختلف و نقد کتاب را برای نوجوانان فراهم می کنیم . همچنین از نوجوانان بخواهیم در باره کتابی که خوانده اند ، به طور شفاهی توضیحاتی دهند و نظر خود را بازگو کنند .
در برنامه های مناسبتی یا در همایش ها ، دقایقی را به معرفی کتاب اختصاص دهیم . مثلا در مناسبت هایی مثل هفته پژوهش ، روز درختکاری ، روز جهانگردی و.... می توان کتاب هایی در ارتباط با آن موضوع به دیگران معرفی کرد .
6- طرح هایی چون ( هر هفته با یک کتاب ) یا طرح هایی مشابه آن ، در مدارس و ادارات اجرا کنیم . بدین ترتیب که بر روی تابلوی اعلانات ، هر هفته یا هر ماه یکی از دبیران یا دانش آموزان یا کارمندان ، یک کتاب را در چند سطر به دیگران معرفی کند .
7- در مناسبت هایی چون روز تولّد ، روز مادر ، خرید خانه و قبولی در دانشگاه ، می توانیم کتاب و یا بن خرید کتاب را هدیه دهیم . با این هدیه ها به ترویج فرهنگ کتاب خوانی کمک می کنیم .
8- در مدارس ، دانشگاه ها و کتاب خانه ها می توان جلسات نقد داستان ، نقد شعر و حتی جلسات قرائت شعر را برگزار کرد و حتی در مهمانی های خانوادگی هم می توان ساعاتی را به حافظ خوانی ، مثنوی خوانی و ... اختصاص داد .
9- در ایستگاه های اتوبوس ، مطب پزشکان و سالن های انتظار قفسه ی کتاب و نشریه را برای مطالعه قرار دهیم تا افراد در همان محل ، به مطالعه مشغول شوند .
10 - در مقطع ابتدایی ساعتی را به مطالعه ی آزاد - روخوانی شعر و نثر - اختصاص دهیم . اکر به دلیل کمبود وقت این برنامه ، یک بار در ماه انجام شود ، باز هم مؤثر خواهد بود .اجرای این برنامه ، علاوه بر التذاذ ادبی ، مهارت درست خوانی را در کودکان تقویت می کند . علاوه بر آن بازدید از کتاب خانه ها را نیز ، می توان در برنامه های مدارس پیش بینی کرد .

منتشرشده در یادداشت
صفحه15 از15

نظرسنجی

هدف، محتوا و فرایند مصاحبه های گزینش داوطلبان حرفه معلمی در ایران تا چه اندازه معتبر و با معیارهای علمی سازگار است؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور