صدای معلم

گروه رسانه/

وقایع اخیر در ارتباط با ابلاغ اجرائیه ی حبس « نجات بهرامی » معلم ، روزنامه نگار و معاون پیشین رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و نیز حکم اخراج « محمد حبیبی »  معلم و فعال صنفی که در حال حاضر در زندان به سر می برد موجب شد تا برخی از فعالان و کنش گران حوزه رسانه آموزش و پرورش با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض به این احکام خواهان اقدام مسئولان برای ممانعت از اجرای چنین احکامی شوند .

متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته است به شرح زیر است .

تاریخچه زندگی فرخ رو پارسا وزیر زن آموزش و پرورش

فخرآفاق پارسا وقتی در ابتدای سده معاصر نشریه ای با مشی دفاع از حقوق زنان با عنوان "جهان زنان" منتشر و در ادامه با مقالاتی در همین راستا غوغایی بر پا کرد، نمی دانست که در میانه همین سده نام دختر او به عنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران ثبت خواهد شد.

اواخر دوران قاجار و پس از دمیدن روح ِ عدالت خواهی و آزادی طلبی در میان مردم ایران ظل ِ حکومت قانون به واسطه ی جنبش مشروطه خواهی، رونق فعالیتهای مطبوعاتی سبب شد تا فرخ آفاق پارسا نیز به همراه همسر خود فرخ دین پارسا اقدام به انتشار نشریه ای نماید که مباحثی درباره حقوق زنان را در ایران ِ در آستانه ی تجدد مطرح نماید.

جدال و جنجالی که درباره مسئله ی تحصیل زنان در مدرسه های جدید در دهه های منتهی به همان دوران در ایران ایجاد شده و باعث خشم و خروش بخشی از روحانیون سرشناس همچون شیخ فضل الله نوری شده بود، در ابتدای سده ی جدید اگرچه تا حدودی فروکش کرده بود اما هنوز به مثابه آتشی زیر خاکستر ِ جامعه ایرانی وجود داشت.

و بر همین اساس بود که انتشار مقالاتی پیرامون "ضرورت تحصیل دختران" و " ضرورت بازنگری در قانون ازدواج" در "جهان زنان" توسط فخرآفاق پارسا، باعث توقیف این مجله و تبعید مدیرمسئول آن شد. می توان با بسیاری از نظرات فرخ رو پارسا درباره مسائل مختلف حتی در عرصه "حقوق زنان" مرافقت و موافقت نداشت، و پر واضح است که این گونه مشی لزوما به معنی تایید مشی امثال شیخ صادق خلخالی نخواهد بود، اما آنجا و آنگاه که طرف ِ نخست ماجرا با توسل به "قدرت سیاسی" و تمسک به "تفسیری از شریعت"، طرف ِ دوم ماجرا را با اتهاماتی آنگونه بی اساس و بی استناد تیرباران می کند، بدون تردید بازهم در این شرایط تنها به تخطئه طرف دوم ماجرا پرداختن، هیچ معنا و مبنایی جز تایید مشی طرف نخست نخواهد داشت.

حدود سه دهه پس از آن بود که فرخ رو پارسا در حالی از دانشگاه تهران در رشته پزشکی فارغ التحصیل می شد که فعالیتهای مادرش در راستای حقوق زنان پس از توقیف "جهان زنان" در "انجمن نسوان وطنخواه" با همکاری کسانی چون محترم اسکندری و صدیقه دولت آبادی و ... و در سنگرهای دیگری در همین عرصه به گونه ای ادامه پیدا کرده بود که فارغ التحصیلی زنانی چون فرخ رو پارسا از دانشگاه از ثمرات آن گونه فعالیتها بشمار می رفت.

فرخ رو پارسا پس از آن بود که با راهیابی به "وزارت فرهنگ" اقدام به انجام فعالیتهایی نظام مند از جمله تشکیل "انجمن بانوان فرهنگی" برای دبیرستانهای دخترانه کرد، تا حدود یک دهه پس از آن نام او به عنوان نخستین مدیرکل زن در ایران ثبت شود.

حضور او در جایگاه "مدیرکل دبیرخانه دانشگاه ملی ایران" البته که با مخالفتها و عداوتهای بسیار همراه شد، اما ابتدای دهه 40 بود و حکومت پهلوی دوم در شرایطی قرار داشت که لزوم انجام برخی از "اصلاحات سیاسی – اجتماعی" را به علل و دلایل فراوان ناگزیر می پنداشت.

ایجاد تشکیلاتی تحت عنوان "کانون مترقی" در همان دوران با حضور برخی از فارغ التحصیلان مجامع علمی امریکا و اروپا که به ایران بازگشته و سودای پیشرفت در سر داشتند، باعث شد تا حضور برخی از زنان در این تشکیلات نیز به عنوان ضرورتی مهم مطرح شود.

بنیانگذاران "کانون مترقی" یعنی کسانی چون ؛ حسنعلی منصور، امیرعباس هویدا، فتح الله ستوده، ضیاالدین شادمان، باقر عاملی، سیف الله وحیدنیا و ... در همین راستا بود که زمینه را برای حضور زنان تحصیل کرده ای در این تشکیلات فراهم کردند از جمله ؛ فرخ رو پارسا، مهرانگیز دولتشاهی، نیره ابتهاج، هاجر تربیت، شوکت الملک جهانبانی و ...

تاریخچه زندگی فرخ رو پارسا وزیر زن آموزش و پرورش

"کانون مترقی" در سال 1342 با بدل شدن به "حزب ایران نوین"، به عنوان یکی از ستونهای مهم سازماندهی فضای سیاسی جدید کشور فعالیت خود را برای راهیابی به پارلمان آغاز کرد و در انتخابات دوره 21 مجلس شورای ملی - که بی گمان یکی از جنجالی ترین ادوار مجلس در تاریخ ایران بشمار می رود – توانست با کسب اکثریت، نام خود را به عنوان یکی از احزاب مهم ایران مطرح نماید.در همین دوره بود که برای نخستین بار چندین نماینده زن نیز به مجلس شورای ملی راه یافتند که همگی از اعضای "حزب ایران نوین" بودند؛ فرخ رو پارسا، مهرانگیز دولتشاهی، هاجر تربیت، شوکت الملک جهانبانی، نیره ابتهاج و نزهت نفیسی.حضور زنان به عنوان نماینده در ادوار آینده ی مجلس شورای ملی نیز به گونه ای افزایش یافت که در دوره 22 تعداد نمایندگان زن به 7 نفر، در دوره 23 تعداد نمایندگان زن به 18 نفر و در دوره 24 تعداد نمایندگان زن به 20 نفر رسید.اما در نیمه دوم همین دهه بود که هویدا در جایگاه نخست وزیر در اقدامی تاریخی وزارت آموزش و پرورش ایران را به یک زن سپرد.اقدامی که بدون تردید نه تنها او و حکومت بلکه نخستین وزیر زن در ایران را از جانب بسیاری از نیروهای مذهبی و سنتی و حتی نیروهای چپ ِ مخالف ِ حکومت مورد انتقاد و حمله قرار می داد.و البته که در عمل نیز چنین شد تا در نمونه ای آشکار 11 سال پس از آن، همین نخستین وزیر زن ایران در برابر جوخه ی اعدام انقلابیون قرار گرفت و تیرباران شد.

فرخ رو پارسا آنجا و آنگاه که در 1347 به عنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران راهی وزارت آموزش و پرورش می شد، کوله باری تاریخی از فعالیتهای زنان در راستای دستیابی به حقوق ابتدایی سرکوب شده خود در جامعه ایرانی را بر دوش داشت که بر آن بود تا با ایجاد تغییراتی در نظام آموزشی به ایجاد و تقویت مبانی دستیابی به آن حقوق بپردازد.

کوشش های او در این راستا حدود یک دهه بعد بود که با تفسیری ایدئولوژیک بر اساس دریافتهایی مبتنی بر سیاست در عرصه دیانت به گونه ای تفسیر شد که چنین حکمی توسط "دادگاه انقلاب اسلامی" در پی داشت ؛ " به جرم حیف و میل و غارت بیت‌المال و اشاعه فساد و فحشاء در فرهنگ مملکت با به کار گماردن افراد هرزه در سمت‌های مهم وزارتی و ترتیب دادن اردوگاه‌های اختلاطی و زیر پا گذاشتن اخلاق اسلامی، از ائمه کفر و ضلال و از مصادیق روشن مفسدین فی‌الارض تشخیص داده و مطابق نص صریح قرآن محکوم به اعدام و استرداد کلیه اموال منقول و غیرمنقول می شود".

کیفرخواست دادستان ِ "دادگاه انقلاب اسلامی" که موجب صدور چنین حکمی برای فرخ رو پارسا شده بود، در نوع خود حیرت انگیز بود، به گونه ای که مبنای این کیفرخواست مجموعه ای از شکایات بود از این قبیل ؛

شکایت شریف‌زاده مبنی بر اینکه متهم با استفاده از موقعیت پست خود باعث انحلال مدرسه وی شده...

شکایت و اعلام جرم عبدالعلی نجفی حاکی از سوءاستفاده و فساد در آموزش و پرورش و دادن رشوه به خبرنگاران سرسپرده رژیم منفور پهلوی جهت تبلیغ کاذب و دروغی...

شکایت حیدر عرفانی که متهمه سبب تبعید وی گردیده و موجب سرگردانی خود و عائله‌اش شده و گزارشی حاکی از اینکه متهمه چندین میلیون تومان سوءاستفاده نموده و وزارت آموزش و پرورش را وابسته به فرهنگ استعماری آمریکا کرده...

اعلام جرم آقای محمد عزیزی که بدون جهت و به علت ضد مردمی نامبرده را بازنشسته نموده و باعث ضرر و زیان مادی و معنوی وی شده است...

شکایت مجتبی مدرس تهرانی از متهمه که در زمان وزارت خود مدرسه وی را منحل نموده و باعث آبروریزی مشارالیه شده و منجر به ضرر و زیان زیادی گردیده است...

شکایت بانو زهرا عباس‌پور دائر به اینکه همسر مشارالیه فراش مدرسه رضا پهلوی بوده، چون به هویدا معدوم در زمان ورود به مدرسه اعتنا نکرده او را از کار برکنار نموده و به همین جهت زندگانی آن‌ها در هم ریخته شده و به آن‌ها ضرر و زیان فوق‌العاده وارد گردیده است... کوشش های او در این راستا حدود یک دهه بعد بود که با تفسیری ایدئولوژیک بر اساس دریافتهایی مبتنی بر سیاست در عرصه دیانت به گونه ای تفسیر شد که چنین حکمی توسط "دادگاه انقلاب اسلامی" در پی داشت

شکایت خانم اختر علی اسحاب حاکی از اینکه فرخ‌رو پارسا وزیر نالایقی بوده و به همین جهت معاونین و زیردستان او سوءاستفاده کرده و نارضایتی مردم و فرهنگیان را فراهم نموده و بین آن‌ها تفرقه انداخته است...

گزارشی از ساواک منحله مبنی بر جلسه هفتگی گروهی از اعضاء حزب مردم، دائر بر اینکه مشارالیه سوء استفاده از مقام خود نموده و مقادیری فرش نفیس با بودجه دولت خریده و آن‌ها را به منزل خود برده است و نظر به اینکه متهمه با استفاده بودجه دولتی خود همیشه با فرزندان خود در خارج صحبت و مکالمه می‌کرده است... 

در ادامه جلسه محاکمه فرخ رو پارسا در "دادگاه انقلاب اسلامی" کار به اتهام "مسلمان نبودن" می رسد که پاسخ فرخ رو پارسا در این زمینه چنین است که ؛ " من باید بگویم که مسلمان هستم و شیعه به دنیا آمده‌ام و ان‌شاءالله شیعه از دنیا خواهم رفت".

در ادامه اتهام دیگر بر علیه فرخ رو پارسا چنین مطرح می شود ؛ "ارتباط نامشروع با رئیس دفترش".در شرایطی که "دادگاه انقلاب اسلامی" هیچ گونه شواهد و مستنداتی درباره ی این اتهام ارائه نمی کند، بازهم این فرخ رو پارسا است که این گونه به دفاع از خود می پردازد ؛ " باید بگویم که به قرآن مجید سوگند می‌خورم که هیچگونه روابطی به جز روابط اداری بین ما حاکم نبوده است".

این گونه اتهامات البته در شرایطی در این دادگاه مطرح می شد که فرخ رو پارسا مشخصا با اشاره به نام برخی از روحانیون شناخته شده در نظام جمهوری اسلامی می گفت ؛ " از کسانی امثال دکتر محمدجواد باهنر و آیت‌الله برقعی دعوت به عمل آمد که در تهیه و ترجمه دروس تعلیمات دینی و قرآن با این وزارتخانه همکاری به عمل آورند و کتاب‌های لازم را تهیه نمایند".

"مخالفت با حجاب زنان" اتهام دیگری بود که این دادگاه در 9 جلسه محاکمه ی فرخ رو پارسا بر علیه او مطرح کرد و پاسخی این گونه از جانب وزیر آموزش و پرورش سابق در پی داشت ؛ "سخنان من در جمع مدیران مدارس مذهبی که یکی از شاکیان من در دادگاه عنوان کرد به این صورت بود که من در آن جلسه در مورد حجاب زنان گفتم که حجاب نباید مانع فعالیت‌های اجتماعی زنان گردد. در آن زمان دختران مدارس مذهبی در فعالیت‌های ورزشی اصلاً شرکت نمی‌کردند. من در تمام بخشنامه‌های خود زنان را به پوشیدن لباس‌های سنگین و با حجاب دعوت می‌کردم".

تاریخچه زندگی فرخ رو پارسا وزیر زن آموزش و پرورش

با این همه "دادگاه انقلاب اسلامی" در حالی حکم اعدام فرخ رو پارسا را صادر کرد که نیمه شب 18 اردیبهشت 1358 نخستین وزیر زن در تاریخ ایران،همراه با دو زن دیگر که در "شهر نو" دستگیر شده بودند، تیرباران شد.

شیخ صادق خلخالی در اردیبهشت 1358 مجموعه ای از اتهامات بر علیه فرخ رو پارسا مطرح کرد که امروز در چهلمین سالگرد اعدام پارسا سزاست تا بسیارانی که دلی در گرو "انقلاب اسلامی" داشته و دارند به اعلام نظر و موضع درباره صحت آن اتهامات و حتی نسبت و تناسب آن اتهامات با تیرباران یک زن در مقام وزیر آموزش و پرورش ایران بپردازند.

فرخ رو پارسا -همچون مادرش- به عنوان یکی از چهره های مطرح و تاثیرگذار در عرصه "حقوق زنان" در تبعید زاده شد و با اعدام به تاریخ پیوست، در میانه ی این مسیر بود که نام خود را به عنوان نخستین وزیر زن در تاریخ ایران ثبت کرد و در سوی دیگر ماجرا نیز کسانی چون شیخ صادق خلخالی به واسطه ی "دادگاه انقلاب اسلامی" نام خود را در تاریخ به عنوان تیرباران کننده ی نخستین وزیر زن در همین تاریخ ثبت کردند.

آنچه لزوم اعلام نظر و موضع گیری هواداران و پیروان "انقلاب اسلامی" در رابطه با اعدام فرخ رو پارسا پس از 40 سال را دارای اهمیت مضاعف می نماید، این نکته است که ؛ باید ادامه دهنده ی مسیر شیخ صادق خلخالی بود و یا ادامه دهنده مسیر فرخ رو پارسا؟

تاریخچه زندگی فرخ رو پارسا وزیر زن آموزش و پرورش

اگر در پی پاسخی برجسته و شفاف برای این پرسش هستید به مشی و سرنوشت ِ دختر همان شیخ صادق خلخالی بنگرید که امروز با تغییر "نام خانوادگی" خود، به نام "فاطمه صادقی" به عنوان یکی از فعالین در عرصه "حقوق زنان" گام در مسیر فرخ رو پارسا نهاده است.

می توان با بسیاری از نظرات فرخ رو پارسا درباره مسائل مختلف حتی در عرصه "حقوق زنان" مرافقت و موافقت نداشت، و پر واضح است که این گونه مشی لزوما به معنی تایید مشی امثال شیخ صادق خلخالی نخواهد بود، اما آنجا و آنگاه که طرف ِ نخست ماجرا با توسل به "قدرت سیاسی" و تمسک به "تفسیری از شریعت"، طرف ِ دوم ماجرا را با اتهاماتی آنگونه بی اساس و بی استناد تیرباران می کند، بدون تردید بازهم در این شرایط تنها به تخطئه طرف دوم ماجرا پرداختن، هیچ معنا و مبنایی جز تایید مشی طرف نخست نخواهد داشت.

روزنامه الفبا


تاریخچه زندگی فرخ رو پارسا وزیر زن آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

تاملی بر اسلامی شدن علوم انسانی در جامعه شناسی 3 متوسطه

گویند فردی قصد خواندن نماز صبح در مسجد کرد، وضو ساخت و به سمت مسجد راه افتاد. بین راه شیطان را دید. شیطان از او پرسید برای چه نماز می گزاری؟ بحث با شیطان به قصد زمین زدن و پوزه اش را به خاک مالیدن، آن قدر طول کشید که آفتاب برآمد و نمازش قضا شد.

من معلم متوسطه دوم - رشته انسانی هستم و معمولا سال دوازدهم انسانی (کنکور) درس می دهم. در سال تحصیلی جاری کرونا فرصت اتمام دروس را به ما نداد و تدریسمان ابتر ماند.

نکته ای که می خواهم شما را نیز در تامل در آن با خود شریک کنم مربوط است به کتاب جامعه شناسی 3 که در راستای اسلامی شدن علوم انسانی و زیر نظر اساتید حوزه نگاشته شده است.
کتاب ده درس دارد و چینش مطالب کتاب به گونه ای است که هشت درس اول آن در حکم  مقدمه ای برای رسیدن به دو درس آخر محسوب می شود تا در آن دو درس آخر به علوم اجتماعی اسلامی رسیده و پرچم فقه شیعه را به عنوان زیر مجموعه اصلی علوم اجتماعی اسلامی در بالاترین نقطه به اهتزاز در آورد.

 تاملی بر اسلامی شدن علوم انسانی در جامعه شناسی 3 متوسطه

در هشت درس  مقدماتی، ضمن آشنایی با جامعه شناسی  پوزیتیویستی، تفسیر گرا و انتقادی، اشکالاتشان بر آفتاب افکنده شده و با فتیله پیچ کردنشان شرایط آماده می شود تا در دو درس آخر کتاب، جامعه شناسی بی نقص، رهایی بخش و کارگشای اسلامی بر صدر نشیند و قدر بیند.
اما و صد حیف که  کرونا این داستان را نیمه تمام گذاشت و میوه هایی که قرار بود چیده شود بالای درخت رها شد!
 برای تقریب به ذهن کار ما  شده مانند کلمه لا اله الالله که هدف رسیدن به الله است ولی برای رسیدن به الله باید از مسیر نفی اله ها گذشت و کتاب هم این قصد را داشت که نشد! و در نفی اله ها ماند و ماند.....
 آیا ناتمام ماندن قصه درس ها در آموزش و پرورش شبیه تجربه زیسته حکومت در چهار دهه گذشته نیست؟ شاید دولت جمهوری اسلامی نیز آن قدر درگیر به خاک مالیدن دماغ استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا شده است که فقر، فساد، تبعیض در جامعه را فراموش کرده و متوجه نیست جامعه دارد می میرد!! در این صورت پیروزی احتمالی ما در آینده نیز ،دردی را دوا نخواهد کرد.

گویند فرماندهی پس از پیروزی در یک جنگ پرکشته این گونه نوشت؛
اگر یک بار دیگر پیروز شویم، نابود خواهیم شد....

برای فلسفی شدن بحث، نکته ام را با یک رباعی منسوب به خیام تمام می کنم .  ظاهرا در رباعی هم هدف مصرع انتهایی است و بقیه مقدمه!


در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه بر آورد خروش
کو کوزه گر وکوزه خر و کوزه فروش


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تاملی بر اسلامی شدن علوم انسانی در جامعه شناسی 3 متوسطه

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 11 ارديبهشت 1399 11:26

نگاهی به تاریخچه " روز معلم "

 تاریخچه روز معلم

الف: روز اول:

     نگون بختی روز و روزگار معلمان، امروزی نیست. شاید از همان روزی است که معلم به شمع تشبیه شد که ناگزیر از سوختن و ساختن است. حتی در دهه سی نیز فرهنگیان، وضع خوبی نداشتند. تا سال 1339 باشگاه مهرگان تنها سازمان صنفی معلمان بود که اوضاع معلمان را رصد می کرد و به سمع و نظر مردم می رساند. معلمانی که شرایط اسفناکی داشتند. شرایطی که داد روزنامه کیهان را هم در آورد. روزنامه ای که اگرچه سالهاست دیگر حرف چندانی از معلمان نمی زند ، اما در اسفند همان سال نوشت: «معلمین می‌گویند حقوق یک دبیر سابقه ‌دار لیسانسه کمتر از حقوق یک مستخدم جزء در سازمان برنامه یا شرکت ملی نفت است و ما خودمان مکرر نوشتیم که حقوق یک معلم کمتر از حقوق یک راننده دولتی و به مراتب کمتر از یک راننده تاکسی است... یک لیسانسه در وزارت فرهنگ ماهی ۴۰۰ تومان می‌گیرد ولی لیسانسه دیگر با‌‌‌‌ همان تحصیلات و پایه معلومات در یک سازمان دولتی دیگر ۲۵۰۰ تومان دریافت می‌کند.» پیش از آن، باشگاه به رهبری محمد درخشش ، قطعنامه ای در مورد افزایش حقوق تدوین کرده بود که قریب به اتفاق فرهنگیان کشور طی طومارهایی حمایت خود را از آن اعلام کرده بودند. دولت دست شریف امامی بود و وزارت آموزش و پرورش را به دست جهانشاه صالح سپرده بود و او در اردیبهشت سال 1340 لایحه ای برای تعیین حقوق و طرح در مجلس تنظیم کرده بود.؛ آموزگاران 1060 و دبیران 1450 تومان. با پخش این خبر، واکنش فرهنگیان برانگیخته شد.بسیاری از مدارس تعطیل و نیمه تعطیل شدند.

صبح سه شنبه 12 اردیبهشت، در حالی که نمایندگان داشتند برای بررسی لایحه در داخل مجلس حاضر می شدند، معلمان به تدریج بیرون مجلس دور هم جمع می شدند. با افزایش جمعیت ، ماموران پلیس اقدام به متفرق کردن معلمان با ماشین آب پاش کردند. همهمه که شدت یافت، ناگهان جمعیت سه قطره خون در برابر خود دید.یکی از همکاران به ضرب گلوله کشته شد و دو نفر با چاقو زخمی شدند. همین اتفاق کافی بود تا هیمنه حضور معلمان شکسته شود. رییس کلانتری (سرگرد شهرستانی) با اسلحه کمری خود به سر معلمی شلیک کرده بود. ابوالحسن خانعلی، اهل روستای کن تهران، سی ساله، مجرد و دبیر فلسفه و عربی دبیرستان جامی در غرب تهران بود.علاوه بر شغل معلمی، دانشجوی دوره دکترای فلسفه دانشگاه تهران هم بود. گرایش سیاسی خاصی نداشت و در تظاهرات میدان بهارستان هم نقش رهبر یا سخنگو نداشت. معلمی بود که مانند هزاران تن دیگر صرفا برای دفاع از حقوق صنفی خود و در یک اجتماع صنفی شرکت کرده بود.

تاریخچه روز معلم

در همان حال که معلمان با شعار« وای،وای، کشتند یک معلم» پیکر بی جان خانعلی را بر سر دست سمت بیمارستان می بردند، هنوز نمایندگان مجلس بر سر کم و کیف لایحه بگومگو می کردند که یکی از نمایندگان بی مقدمه خطاب به رئیس گفت:« در بیرون دارند معلمان را می کشند و ما اینجا داریم لایحه بررسی می کنیم و..» و همین حرف بود که جلسه را متشنج و تمام کرد. فردای آن روز، جنازه آقا معلم، با هیبت خاصی تشیع شد. اگر چه کسی از سیاسیون در جمعیت نبود اما دانشجویان، دانش آموزان، بازاریان و همه همراه معلمان شده بودند. بسیاری اشک می ریختند و انتقام می خواستند. انگار تهران بعد از کودتای 28 مرداد تا کنون جمعیتی به این اندازه ندیده بود. خیلی زود احزاب سیاسی، گروه های صنفی و سندیکاهای کارگری همگی با صدور اطلاعیه هایی، حمایت خود را از معلمان اعلام کردند. دیگر فقط افزایش حقوق ، مطالبه نبود. همگان داشتند استعفای دولت، تعقیب قاتل و عذرخواهی از فرهنگیان را طلب می کردند. دور روز بعد، شریف امامی از صحن مجلس با قهر بیرون رفت و عصر استعفا داد. سرگرد شهرستانی از کار برکنار و پرونده اش تحویل دادگاه نظامی شد. هیجدهم اردیبهشت، مجلس یادبودی به خاطر شهید خانعلی برگزار شد و معلمان با صدور قطعنامه ای، دوازده اردیبهشت را روز معلم اعلام کردند. فردای آن روز ، باشگاه مهرگان در بیانیه ای نوشت:

«همکاران گرامی؛ شما در مبارزه خود برای تامین حقوق صنفی خود پیروز شدید. اکنون نوبت کار و کوشش صمیمانه در راه سعادت دانش‌آموزان فرا رسیده است... درود به روان جاویدان برادر شهید و ناکام ما خانعلی که با خون خود افتخار جاودانی برای طبقه معلم و جنبش آزادی برای ملت ایران تامین کرد....»

 

تاریخچه روز معلم

ب: روز دوم:

هیجده سال بعد، در ساعات ده و نیم شب همان روز، تهران دوباره شاهد اتفاقی تلخ بود. آیت اله مطهری تازه از خانه یداله سحابی بیرون آمده بود و در خیابان فخرآباد داشت سوار خودرو می شد. هنوز روی صندلی ننشسته بود که فرد ناشناسی از فاصله چهارمتری، گلوله ای به پشت سرش شلیک کرد. با صدای تیر، همه از خانه ها بیرون آمدند. در خیابان غوغا شد. آیت اله به بیمارستان منتقل شد اما تلاش پزشکان برای نجات ایشان بی نتیجه بود. ساعت 24 نشده بود که آیت الله جان به جان آفرین تسلیم کرد.بلافاصله خبر در شهر پیچید. رادیو ، خبر ترور عضو برجسته شورای انقلاب را مخابره کرد. تهران ملتهب شد. بسیاری اطراف بیمارستان جمع شدند.سیاسیون، دانشگاهیان، حوزویان، فرهنگیان و همه آمده بودند. شخصیت هایی مثل آیت اله طالقانی، دکتر بهشتی، مهندس سحابی، فروهر، مجتهد شبستری و دیگران در جمع دیده می شدند. کمی بعد شخص ناشناسی در تماس با دفتر روزنامه کیهان گفت:

« در جهت مبارزه با آخوندیسم، ما اعضای گروه فرقان، آیت اله مطهری ( رئیس شورای انقلاب را ترور کردیم و ...»

فردای آن روز، فرزند آیت الله، در مصاحبه ای گفت:« به احتمال قوی، گروه فرقان، مذهبی نیست. ممکن است عوامل ضد انقلاب باشند که زیر پوشش مذهب در آمده اند.» دو روز بعد، پیکر آیت الله با شکوه خاصی و با حضور مهندس بازرگان و اعضای هیئت دولت، و خیل عظیمی از دانشگاهیان و حوزویان در دانشگاه تهران تشییع و بعد راهی قم گردید و در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد.

تاریخچه روز معلم

پ: حرف آخر:
    در حالی که همچنان در دنیا ، مقام معلم در پنج اکتبر ( سیزدهم ماه مهر ) گرامی داشته می شود، در میهن ما، مقام معلم در دو دوره و دریک روز و آن اواخر سال تحصیلی گرامی داشته شده است . احتمالا آقای شیرزاد عبدالهی، اولین معلم اهل قلمی بود که سالها بعد، ماجرای این دو روز را برای همگان تشریح کرد. روزهایی که اولی عمدتا صنفی بود اما دومی سیاسی شد و خیلی زود سایه بر سر روز اول انداخت. آیت الله مطهری، شب روز یازدهم به شهادت رسید اما به واسطه همزمانی اش با روز کارگر، شورای انقلاب فردای آن روز را روز معلم اعلام کرد که درست مقارن با روز شهادت شهید خانعلی بود. روز اول نه مورد تائید حاکمیت واقع شد و نه  هیچگاه در تقویم رسمی ثبت شد و تنها تا دو سال بعد در سراسر کشور و به طور خودجوش توسط فرهنگیان گرامی داشته شد ولی به واسطه بروز فضای سیاسی ناشی از پانزده خرداد، بایکوت و به طوری کلی فراموش شد.

در ابتدای پیروزی انقلاب هم بسیاری فرهنگیان کوشیدند این روز را احیا کنند و حتی روزنامه اطلاعات دو روز قبل از شهادت آیت اله مطهری، در یادداشتی به اهمیت این روز پرداخت تا این که با شهادت آیت الله وضعیت عوض شد.  البته، رسمیت یافتن روز معلم با یاد و نام آیت الله هم دور از انتظار نبود. سال 58 اوج هیجانات انقلابی بود که از قضا مهم ترین شخصیت فرهنگی انقلاب و مورد علاقه رهبر انقلاب اسلامی در آن ترور شده بود. اگرچه آیت الله، به مفهوم سازمانی و اداری، آموزشی و پرورشی نبود  و اگرچه بیشتر، بزرگانی مثل دکتر شریعتی، دکتر بهشتی و دکتر باهنر به عنوان معلم در آموزش و پرورش شناخته می شدند، اما از آنجایی که این اتفاق، اولین ترور یک چهره فرهنگی بعد از پیروزی انقلاب به شمار می رفت که درست در زمان مربوط به روز نخست معلمان پیش آمده بود، به نام روز معلم تعیین شد که البته در آن ایام مورد استقبال فرهنگیان هم واقع گشت.آیت الله ،رسما معلم نبود اما هم استاد دانشگاه بود و هم الگوی فکری بسیاری از معلمان انقلابی بود و کتاب ها و نوارهای او در بین همگان دست به دست می شد و لذا شهادت ایشان می توانست مناسبتی شایسته باشد برای تقبیح خشونت و تعصب زیر پوشش مذهب که از آن به « جهل مقدس» یاد می شود.
 باری، دوازده اردیبهشت هرسال یادآور پاسخ اندیشه با گلوله است. چه سال 1340 از لوله تفنگ یک نظامی یا سال 1358 از لوله تفنگ یک مذهبی شلیک شود. چه بر سر یک معلم یا بر سر یک روحانی. اصلا روزها زیاد مهم نیستند، مهم ، روز آفرینان و حماسه سازان آن روز هستند که تا همیشه نعششان چونان چراغی ، فرا روی راه معلمان آگاه و هوشیار قرار خواهد گرفت تا هم خود تا صبح رهایی بیدار بمانند و هم نسل آینده را بیدار نگاه دارند و ... نقطه، سرخط!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تاریخچه روز معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

پرسش از وزیر آموزش و پرورش در مورد وضعیت معاونت پرورشی و فرهنگی

بر اساس شنیده ها ؛ « علیرضا کاظمی » معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش از سمت خود استعفا کرده است .

همچنین حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش در این زمینه پیشنهادی به  " حجت الاسلام و المسلمین حمید محمدی " دبیر شورای توسعه فرهنگی قرآنی ارائه کرده است . کسی که خودش آموزش و پرورشی نیست و مراتب و سطوح مختلف را در این وزارتخانه طی نکرده است به یک باره به سطوح بالای مدیریتی می رسد .

« صدای معلم » در مورد صحت و یا سقم این موضوع نمی تواند اظهار نظری کند ؛ اما اگر این خبر صحیح باشد پرسش هایی به قرار زیر مطرح است :

1- حمید محمدی پیش تر به عنوان معاون تألیف و تولید مواد و رسانه‌های آموزشی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی معرفی شد و پس از مدت کوتاهی این سمت را بدون ارائه هر گونه توضیحی ترک کرد .

هم زمان با این انتصاب ؛ در صدای معلم یادداشتی در انتقاد از این اقدام منتشر شد و پرسش هایی از آقای محمدی مطرح گردید هر چند هیچ گاه به صورت رسمی به این پرسش ها پاسخی ارائه نگردید . ( این جا )

پرسش از وزیر آموزش و پرورش در مورد وضعیت معاونت پرورشی و فرهنگی

۱_ یک تعریف کلاسیک و یک تعریف مدرن از مفهوم برنامه درسی ارائه کند؟

۲_ منابع نیازسنجی برنامه درسی را توضیح دهد؟

۳_ بگوید جدول هدف/محتوا چگونه و با چه منطقی تدوین می شود؟

۴_ بگوید سارماندهی محتوا از نوع بر پایه های مشترک با میان رشته ای و فرا رشته ای چه تفاوت ها و شباهت هایی دارند؟

۵_ از استادان به نام برنامه درسی چه داخلی و چه خارجی چند نفر را می شناسد و چه اندازه با تفاوت آرا آنها آشناست؟ روال و فرایند انتصاب افراد در آموزش و پرورش شفاف  و علمی نیست .

۶_ نقش فرهنگ در برنامه درسی را توضیح دهد.

۷_ متاتئوری های موجود و خیلی ابتدایی برنامه درسی را توضیح داده و بگوید چرا این متاتئوری ها شکل گرفته است؟

۸_انواع برنامه درسی وفادارانه، نیمه وفادارانه و غیر وفادارانه را توضیح دهد.

۹_ ارزشیابی قبل و بعد از اجرای برنامه را توضیح دهد.

۱۰_ ویژگی های اصلی یک محتوا را بیان کند.

و سوالات بسیار زیاد دیگری که یک مسئول تاثیر گذار رشته برنامه درسی در یک سازمان تاثیر گذار، دست کم باید با آنها آشنایی داشته باشد."

پرسش « صدای معلم » این است که آیا قرار است همین وضعیت و تجربه این بار در جای دیگری در این وزاتخانه بازتولید شود ؟

پرسش از وزیر آموزش و پرورش در مورد وضعیت معاونت پرورشی و فرهنگی

2- روال و فرایند انتصاب افراد در آموزش و پرورش شفاف  و علمی نیست .

" کارراهه ی شغلی "  غالبا در این دستگاه جایگاهی ندارد .

کسی که خودش آموزش و پرورشی نیست و مراتب و سطوح مختلف را در این وزارتخانه طی نکرده است به یک باره به سطوح بالای مدیریتی می رسد .

این گونه امور در کدام یک از کشورهای توسعه یافته و آن هایی که در " آموزش " حرفی برای گفتن ندارند انجام می شود ؟

آیا در این انتصاب ها واقعا به " تخصص " و " شایستگی های " شغلی و حرفه ای توجه می شود ؟

آیا افراد و مقامات در برابر این آزمون و خطاها و هزینه هایی که بر پیکر آموزش وارد می شود پاسخ گو هستند و کسی آن ها را مورد بازخواست و مواخذه قرار می دهد ؟

هر چند « صدای معلم » در حوزه " پرورشی " دیدگاه خاص خود را دارد که قبلا در سلسله گزارش ها و یادداشت ها و گفت گوهای انتقادی منتشر گردیده است که آخرین آن در پردیس نسیبه در موضوع " اصلاحات آموزشی " بود . ( این جا )

پرسش از وزیر آموزش و پرورش در مورد وضعیت معاونت پرورشی و فرهنگی

علیرضا صادق زاده ؛ مسئول کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین در پاسخ به پرسش صدای معلم می گوید :

" یکی از بحث ها همین تفکیک میان تعلیم و تربیت است. شاید الآن در کشور ما رایج شده معلم و مربی و یا تفکیک آموزش و پرورش . این تفکیک، تفکیک غلطی بوده است.

 ما احساس کردیم یکی از آسیب های نظام تربیتی ما که متاسفانه ریشه دارد در ترجمه غلط واژه Education به آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت این را باید ریشه اش را بکنیم. چگونه کندیم ؟

 گفتیم تربیت یک مفهوم گسترده ای است که در آن آموزش و پرورش ، تذکر و بشارت دادن تشویق همه اینها جزء تربیت است."

به نظر می رسد وزیر آموزش و پرورش اگر به دنبال اجرای اصلاحات آموزشی و احیای جایگاه مدرسه و معلم است به جای این گونه انتصاب ها و امور مشابه که مشکلی از تعلیم و تربیت حل نمی کند ؛ می باید که به فکر تغییرات و اصلاحات بنیادین در حوزه سازه ها و مفاهیم فارغ از کارکردهای ایدئولوژیک و کارآمد کردن ساختار و به روز آوری آن متناسب با نیازهای جامعه باشد .

پایان گزارش/


پرسش از وزیر آموزش و پرورش در مورد وضعیت معاونت پرورشی و فرهنگی

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

گروه تشکل ها/

در پی صدور حکم هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش مبنی بر بازخرید " محمد حبیبی " معلم شهریاری و فعال صنفی معلمان که در حال حاضر در زندان به سر می برد ؛ « سازمان معلمان ایران » اطلاعیه ای صادر کرد .

متن کامل این اطلاعیه که در سایت این تشکل قرار گرفته است به شرح زیر است .

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

از دوره اول صفويه که حوزه عمومي در جهان شکل گرفت ، مردم ايران  پيشتاز بودند .

آيا نسل کنوني ، نبايد جهت جلوگيري از اتميزه شدن جامعه تلاش کند ؟

 نقش و مسئوليت شهروندان در مشارکت اجتماعي چيست ؟

در اين گفت و گو ( تحليل ريشه هاي حوزه عمومي ) عمدتأ از دوران باستان  تا 300 سال قبل و نيم قرن گذشته متمرکز مي شويم .

پيش درآمد و مقدمه :

مدیرکل دفتر آموزش، ترویج تحقیقات وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی معتقد است با رشد صنعتی شدن جوامع و انتقال جمعیت عشایر و روستایی به شهر‌ها ساختارهای اجتماعی سنتی که مردم را درقالب تشکل‌های اجتماعی در بر می‌گرفت، فروپاشیده است. رستمی می‌گوید: «باز تعریف ساختارهای اجتماعی جدید در کلان‌شهرها شیوه‌های نوین ارتباطات اجتماعی را شکل داد که از آن تحت عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند.

روانشناسان مي گويند :

خشونت هاي سياسي ، همچنين مصيبت هاي اجتماعي و طبيعي پي در پي  در دهه هاي گذشته ، جامعه ايران از نظر رواني به بحران فرو برده و اميد در جوانان را به حداقل رسانده است .

از زبان تحليلگران داخلي و خارجي ، کنشگران مدني ، هنرمندان ، ورزشکاران ، عموم ِ مردم در کوچه و خيابان و... با اشاره وقايع چند سال اخير  و .....بار ها و بارها شنيده ايم :

"مردم از سياست دلزده شده اند  "

با فرض پذيرش اين گزاره ، به تحليل ِ وظايف و مسئوليت هاي شهروندان در حوزه عمومي و نهادهاي مدني  مي پردازم .( در گفت و گوي مجازي ذيل )

منابع اين ياد داشت در ابتداي هر قسمت مشخص شده است . وقتي شماره افزايش مي يابد منبع تغيير يافته است  .

 

پرسش کننده :

در بخش پاياني بررسي سيل نوروز  ( اينجا ) 1398 با اشاره به حوزه عمومي ( امر اجتماعي ) خانه هاي دوام و ايمني شهر تهران گفتيد : 

اميد است شهروندان عزيز و گرامي بويژه فرهنگيان فرهيخته ( گروه مرجع ) پس از پيوستن به  پويش شهر آماده ، در سايه آگاهي از آنچه در دنيا مي گذرد  ، در خلق آنچه بايد اتفاق بيفتد نقش آفريني کنند !

بزرگ فکر کنند، خُرد عمل کنند!

در اين راه سترگ :

کاهش اختلاف و فاصله بين "چگونه مي توان شهر ها  را تاب آور نمود ؟ " (نگاه جهاني )با "شهر آماده "  ( عملکرد منطقه اي ) .

رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي و نهادهاي مدني بعنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين نقش به سزايي بعهده دارند !

بزرگ فکر کنيد، خُرد عمل کنيد!

در اين گفت و گو مي خواهيم به حوزه عمومي ( امر اجتماعي ) بپردازيم .

خلاصه بخش فبل :

عمده ترين ريشه هاي  عقيم ماندن حوزه عمومي در ايران ، اجتماعي مي باشد نه سياسي ( 1 )

در اين گفت و گو ( تحليل ريشه هاي حوزه عمومي )  عمدتأ  از دوران باستان  تا 300 سال قبل و نيم قرن گذشته متمرکز مي شويم . 

حوزه عمومی یک امکان یا یک وضعیت است تا یک ساخت نهادی. زمانی که شهروندان درباره مسایل مورد علاقه خود و منافع عمومی به گونهای آزاد و بدون قید و بند – یعنی با تضمین آزادی اجتماعات و انجمن ها، آزادی بیان و چاپ و نشر افکارشان – با یکدیگر مشورت و کنکاش می کنند، در واقع به صورت یک پیکره عمومی عمل می کنند.

هابرماس تاکید می‌کند باید از انواع حوزه عمومی نام برد. وی در مطالعات خود به حوزه عمومی سیاسی، حوزه عمومی اقتصادی، حوزه عمومی اجتماعی و حوزه عمومی فرهنگی و ادبی اشاره کرده و معتقد است که فضای گفت‌وگو و نقد را نمی توان به حوزه سیاست محدود کرد.

عدم توجه به پیشینه تاریخی " حوزه عمومي " سبب شده است تا اکثر مطالعات در این حوزه بر اساس رویکرد‌‌های هنجاری و تجویزی، موانع جدی بر سر راه شکل‌گیری حوزه عمومی در ایران را در ساخت سیاسی جست و جو کنند و آن را به مثابه حقی اجتماعی از دولت و نظام سیاسی مطالبه کنند؛ در حالی که دموکراسی در غرب بر عکس از دل حوزه عمومی برون آمد.

تحلیل نهایی آن است که شکل نگرفتن حوزه عمومی در ایران بنیانی اجتماعی دارد.

اکثريت مردم  ِ ايران ( طي قرن هاي متمادي )  از دولت  ها انتظار  بسط و گسترش دموکراسي را داشته و مسئوليت خود را به کلي فراموش کرده بي عملي کامل را پيشه کرده اند .

مهمترین دلیل ناتوانی حوزه عمومی در مواجهه با استبداد سیاسی را باید در ساخت اجتماعی جامعه ایران جست و جو کرد.

این موضع که تغییرات جدید در شیوه زیستی و فکری ایرانیان ناشی از جهانی شدن ارتباطات تا چه حد قادر خواهد بود بنیان‌های گسترش حوزه عمومی را فراهم سازد، به بررسی‌های دقیق‌تر نیازمند است.

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

قسمت  دوم : ( 2 )

تکرار قصه سلطان و شبان در شرق ( تا قرن بيستم )

( 2) فرهنگ سیاسی، فردیت و بازتولید اقتدارگرایی در ایران

نویسندگان ؛

سیده لیلا موسوی

مجید توسلی رکن آبادی

  • پذيرش نگاه متفاوت در بين مردم  ، به جاي  نگرش  واحد در جامعه 

 

پرسش کننده :

نظر فلاسفه در مورد استبداد شرقي  ( ادامه حکومت هایي که به خواست مردم هيچ توجهي نداشته اند ) چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

در زمینه ی تفوق اقتدارگرایی در شرق و ادامه ی حیات حکومتهایی که در عملکردشان هیچ توجهی به خواست مردم ندارند و اصولا مردم را در نظر نمی گیرند یک نظریهی کلاسیک و قدیمی وجود دارد که ریشه ی آن به آرای ارسطو برمی گردد. در نظریه سرشت بردگی، ارسطو بر این باور بود که بندگی و بردگی برخلاف آنچه برخی می گویند خلاف طبیعت نیست بلکه برای تامین نیازمندیهایی جامعه ضروی است... ارسطو جامعه را به دو بخش آزادگان و بردگان تقسیم می کرد و بردگی را مختص به بخشی از افراد جامعه می دانست (فلاح رفیع، 1383: 13) 

 

پرسش کننده :

نظر ارسطو در مورد استبداد شرقي  ( سرشت بردگان شرقي  ) چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

ارسطو  بر این باور بود که شرقی ها سرشت بردگان را دارند و به خودکامگان عشق می ورزند و از سنگدلی لذت می برند. ارسطو ، سلسله مراتب ِ هستی را به زمینه سیاست و اجتماع می کشاند و می گوید ملل جهان در یک مرتبه نیستند. پاره ای اربابند و پاره ای برده هستند .

 

پرسش کننده :

نظر ديگر فلاسفه در مورد  استبداد شرقي  چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

 این نگاه پس از ارسطو هم در اندیشه سیاسی پایدار ماند. مونتسکیو در قرن 18 همین نگاه را با کمی تعدیل و به گونه ای دیگر مطرح می کند و می گوید حکومت معتدل، شایسته جهان مسیحی است و حکومت خودکامه، شایسته جهان اسلام. دیدگاهی که بعد از آن در آرای هگل مطرح می شود.

از دید هگل شرقیان نمی دانند که روح انسان به کلی آزاد است و چون این را نمی دانند خود نیز آزاد نیستند. شرقیان فقط شخص حاکم را آزاد می دانند. حاصل این آزادی یک جانبه ی تن واحد حاکم بولهوسی، درنده خویی، افسارگسیختگی و یا صورت ملایم تر این صفات است. (توسلی رکن آبادی، 1388: 62) 

 

پرسش کننده :

نظر هگل  در مورد  استبداد شرقي  ( پرستش سلطان ) چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

به بیان هگل «شرقیان تنها می دانستند که یک تن آزاد است و سپس یونانیان و رومیان پی بردند که برخی از آدمیزادگان آزادند و سرانجام ما می دانیم که همه ی آنسانها آزادند و انسان به حکم طبیعت خود آزاد است... هگل بر آزادی همه ی انسانها تاکید می کند اما این «همه» فقط «همه اروپاییان مسیحی» را شامل می شود .

 

پرسش کننده :

نظريه  استبداد شرقي در مورد نظام هاي استبدادي ( قبل از قرن بيستم  ) در ايران  چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

 موسوی و توسلی مي نويسند :

نظریه ی استبداد شرقی: یکی از مهمترین نظریه هایی که درباره ی علت شکل گیری و تداوم اقتدارگرایی و سلطه ی نظام های اقتدارگرا در ایران وجود دارد نظریه ی استبداد شرقی است. پژوهشگران و محققان مسایل ایران در ارزیابی ساختار طبقاتی و قشربندی اجتماعی و ماهیت و کارکرد دولتهای ایران قبل از قرن بیستم را می توان به دو گروه تقسیم کرد: 

گروهی از محققان با توجه به شرایط پیشاسرمایه داری ایران و با تأکید بر شباهت های تاریخی ایران با تاریخ اروپا و شدیداً متاثر از نظرات محققان مارکسیست روسی یعنی افرادی همچون دیاکونف و پطروشفسکی، الگوی فئودالیسم را برای بررسی ایران پیشاسرمایهداری به کار می برند.

گروهی دیگر از جمله محمدعلی همایون کاتوزیان و محمد علی خنجی و به نحوی جان فوران، یرواند آبراهامیان و احمد اشرف با تاکید بر تفاوتهای تاریخی ایران و اروپا، الگوی شیوه تولید آسیایی را در بررسی خود به کار میبندند. 

 

پرسش کننده :

نظريه آسيايي بر چه مفاهيمي استوار است ؟

 

پاسخ دهنده (2 )

روی هم رفته نظریات آسیایی ایران از سه مفهوم عمده یعنی :

1. شیوه تولید آسیایی کارل مارکس و فریدریش انگلس؛ 

2. سلطه پدرسالارانه ماکس وبر و ...

3. استبداد شرقی کارل ویتفوگل بهره می گیرند. (ازغندی، 1389: 22)

 

پرسش کننده :

نظريه ويتفوگل بر چه مفاهيمي استوار است ؟

 

پاسخ دهنده (2 )

 از نظر ویتفوگل استبداد و اقتدارگرایی در غرب هم سابقه داشته اما نوع شرقی آن با نوع غربی قابل مقایسه نیست و بسیار گسترده تر، فراگیرتر و ستمگرتر بوده است. ویتفوگل با دست گذاشتن بر ویژگیهای جغرافیایی این جوامع از اهمیت نظام آبی در این جوامع نام می برد و می گوید دولت در جوامع شرقی بزرگترین زمیندار بوده و نظام آبیاری را در کنترل خود داشته است. به این ترتیب سازمان یکپارچه آبیاری، سلطه ای سیاسی و مرکزی را طلب می کند که استبدادی هم باشد و به پدیده ای تبدیل می شود که در نهایت استبداد شرقی نامیده می شود و دولتی را به وجود می آورد که مستقل از طبقات اجتماعی و ورای طبقات اجتماعی قرار دارد. " اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می کنند ضرورتاً یک پدیده ی دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه  فرهنگ عمومی جاری و فعال است. "

 

پرسش کننده :

به جزء  ويتفوگل ، چه افرادي با وي هم عقيده بودند ؟

 

 پاسخ دهنده (2 )

 از جمله افرادی که از این دیدگاه برای تبیین ریشه های اقتدارگرایی در ایران استفاده کرده یرواند آبراهامیان است که در مجموعه مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی این دیدگاه را در مورد امپراتوری های ایران باستان مفید دانسته اما درخصوص بقیه دوره ها ناکارآمد می داند، چون به باور او دیوان سالاری گسترده و شیوه ی آبیاری متمرکز در باقی زمان ها در ایران وجود نداشته است. این دیدگاه همان طور که مشخص است بنیانی اقتصادی دارد.

 

پرسش کننده :

 موسوی و توسلی در مورد چرخه دولت هاي استبدادي و توليد خشونت چه مي گويند : 

 

پاسخ دهنده (2 )

«تاریخ جامعه استبدادی دربرگیرنده ی چرخه ای از دولت های استبدادی است که عمر هر دولت با شورشی پایان می یابد و سپس آشوب و هرج و مرج حکمفرما می گردد، تا اینکه دولت جدیدی بدان پایان بخشد و حکومت استبدادی را احیا کند.» (همایون‌کاتوزیان، 1391: 20-19)

بشیریه در بحث پیرامون ایدئولوژی و فرهنگ گروه های حاکم اظهار می دارد فرهنگ و نگرش سیاسی گروههای حاکم در ایران به دلایل عمیق تاریخی و اجتماعی و روان شناختی، نگرشی پاتریمونیالیستی   بوده که در آن، ساخت قدرت به عنوان رابطه ای عمودی و آمرانه از بالا به پایین میان حکام و مردم تصور می شده است.

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

توضيح  پاسخ دهنده :

(  حکومت پدرمیراثی يا پاتریمونیال ،  گونه‌ای از حکومت است که در آن حکومت ، دست طبقه‌های بالا و متوسط را از قدرت کوتاه می‌کند و حاکم می‌تواند اراضی و کسب‌وکار افراد را بدون هشدار قبلی از آنان بگیرد. ارتش‌های کشورهای پدرمیراث به حاکم وفاداری دارند و نه به کشور. در چنین نظامی شایسته‌سالاری معنی ندارد و تنها وفاداری فرد به صاحب‌منصب بالاتر معیار گمارش اوست.  در دستگاه پدرمیراث صاحب‌منصبان معمولاً منصب خود را از شخص سلطان می‌خرند و بدین طریق مالک منصب خود می‌شوند. )

 

پرسش کننده :

شکل نهادی رابطه ی قدرت عمودی و پدرسالارانه در ايران را توضيح دهيد .

 

پاسخ دهنده (2 )

 شکل نهادی این رابطه ی قدرت عمودی و پدرسالارانه ممکن است در طی تاریخ- به ویژه در قرن بیستم- دگرگون شده باشد؛ اما رابطه ی قدرت علیرغم ورود عناصر تازهای در آن اساساً دگرگون نشده است. در این خصوص نباید نقش نظام و ساخت قدرت سیاسی در طی تاریخ را در همین زمینه نادیده گرفت و آن را به حساب فرآیند جامعه پذیری اولیه (فرهنگ، مذهب و خانواده) گذاشت. خلاصه اینکه ساخت و رابطه ی قدرت سیاسی (مطلقه یا عمودی) فرهنگ سیاسی (تابعیت) را اگر به وجود نیاورد، دست کم تقویت و حفظ می کند. (بشیریه، 1386: 671-661)

 

پرسش کننده :

اقتدارگرايي در عهد قاجار ، يک پديده دولتي است يا از ناخودآگاه فرهنگ عمومي جاري و فعال مي شود ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) :

سریع القلم نیز در کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار به بررسی ویژگیها و خصایص نظامهای اقتدارگرا می پردازد و معتقد است اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می کنند ضرورتاً یک پدیده ی دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه  فرهنگ عمومی جاری و فعال است. (سریعالقلم، 1391: 51-50) 

علاوه بر او ماروین زونیس در کتاب نخبگان سیاسی ایران از همین منظر تاثیرات ساختار قدرت بر گسترش برخی از شاخصهای فرهنگ سیاسی تابعیت را مورد بررسی قرار داده است. بر اساس بررسیهای آماری زونیس، درجه ی پایینی از احساس توانایی سیاسی با درجه ی بالایی از بدبینی همراه بوده است. نتیجه ای که از این موضوع گرفته می شود این است که اصولا احساس بی قدرتی به احساس بیگانگی و بدبینی سیاسی می انجامد (بشیریه، 1386: 668) از این منظر این ساخت قدرت سیاسی و ویژگی های آن است که با توجه به دوام و پایداریاش در بازه زمانی درازمدت به بازتولید اقتدارگرایی در ایران انجامیده است. 

همان‌گونه که سریعالقلم اظهار می دارد اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می‌کنند، ضرورتاً یک پدیده دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه فرهنگ عمومی، جاری و فعال است. نه تنها عامه ی مردم بلکه قشر عظیمی از تحصیلکرده های ایرانی اعم از اساتید دانشگاه، مهندسان و پزشکان، خصایص اقتدارگرایی را بدون آن که خود به آن معترف باشند در افکار و رفتار خود حمل می‌کنند (سریعالقلم، 1391: 9) به این ترتیب به نظر می رسد برای پاسخ به این مساله که چرا در طول تاریخ ایران، با سقوط یک حکومتِ مستبد، نظام جایگزین آن نیز همان شیوه استبدادی را دنبال کرده است باید به سراغ فرهنگ سیاسی رفت.

ساخت و رابطه ی قدرت سیاسی (مطلقه یا عمودی) فرهنگ سیاسی (تابعیت) را اگر به وجود نیاورد، دست کم تقویت و حفظ می کند .

پرسش کننده :

دور باطل که  دوباره منتهی به استقرار حکومت استبدادی جديد می شود را  موسوی و توسلی چگونه توضيح  مي دهند ؟ 

 

پاسخ دهنده (2 )

 «معمولاً حکومت‌های خودکامه هیچ گاه آمادگی تفویض قدرت به طریق مسالمت آمیز را ندارند و برای باقی ماندن در قدرت از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. همین فراگرد ، سبب می شود که کشور دچار آشوب و هرج و مرج و دست آخر انقلاب بشود و این زمانی است که مردم در آستانه انفجار قرار می گیرند و راهی جز توسل به شیوه های غیرعقلایی برای تفویض حکومت ندارند. در نهایت کار به جایی می رسد که توده های مستآصل به هر وسیله ای متوسل می شوند تا فرمانروای خودکامه را از اریکه ی قدرت به زیر بکشند. هنگامی که خواسته ی آنها جامه عمل پوشید آنها دوباره دنبال فرد مقتدری می روند که بتواند اوضاع را سروسامان دهد و امنیت را برقرار سازد. زیرا جامعه آسیب دیده از خشونت و طغیان را نمی توان با ملایمت و نرمش قانون اداره کرد. همین امر در یک دور باطل دوباره منتهی به استقرار استبدادی می شود. جالب این جاست که در آغازِ هر کدام از این چرخه های استبدادی، مردم با آغوش باز از آن استقبال می کنند» (کاظمی‌زند، 1382: 156)

 عاملی که نشان از آمادگی فرهنگی برای پذیرش حکومت های اقتدارگرا دارد و در این میان به نظر می رسد باید به ضعف فردیت در میان ایرانیان و شکل نگرفتن این مفهوم میان آنان به عنوان عاملی که موجبات استمرار و بازتولید اقتدارگرایی در قالب شخصیت اقتدارگرا و نظام سیاست اقتدارگرا و شبه اقتدارگرا را فراهم آورده است، اشاره کرد.

جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

  •  موسوی و توسلی چگونه مقاله خود را خلاصه مي کنند ؟

  • خلاصه قسمت دوم  :                   

پرسش کننده :

به طور خلاصه ( در جمع بندي )  عامل اقتدار گرايي در نظام هاي سياسي ايران چيست ؟

 

پاسخ دهنده (2 ) 

اقتدارگرایی ...ویژگی مشترک نظام های سیاسی در ایران بوده است. از زمانی که نخستین پادشاهی های بزرگ در این سرزمین پا گرفتند تا قرون متمادی پس از آن ساخت سیاسی در ایران اقتدارگرا بوده است. در این مقاله برای پاسخ به این پرسش مهم که چرا اقتدارگرایی در ایران در این مدت با وجود تحولات متعدد داخلی، منطقهای و جهانی به صورت مداوم تکرار شده به متغیر فرهنگ سیاسی اشاره گردید.

فرهنگ سیاسی ایران با دارابودن یک ویژگی اساسی یعنی نبود فردیت همراه با دیگر ویژگی های عاملی شده تا ساخت سیاسی اقتدارگرا در ایران به صورت چرخه ای که همایون کاتوزیان آن را چرخه ی استبداد نام می نهد تکرار شود. فردیتی که نبودش خود معلول ساخت اقتدارگرای خانواده ی ایرانی و ... است.

 

منابع :

(1 )  از همزمانی ظهور حوزه عمومی در ایران و غرب تا موانع اجتماعی - سیاسی گسترش آن در ایران

نویسنده

مهدی نجف زاده 

هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

http://www.jsi-isa.ir/article_21059.htm

( 2) فرهنگ سیاسی، فردیت و بازتولید اقتدارگرایی در ایران

نویسندگان

سیده لیلا موسوی   

مجید توسلی رکن آبادی

http://psq.kiau.ac.ir/article_529186.html


جستاری در حوزه عمومی ایران و مقایسه ی تطبیقی با غرب

منتشرشده در پژوهش

گروه گزارش/

پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری

« عبدالرسول عمادی »  رئیس پیشین مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش که در چند ماه آخر سرپرستی معاونت آموزش متوسطه را نیز بر عهده داشت و در حال حاضر مشاور حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش می باشد در کانال تلگرامی " هفت جوش " در یاداشتی با عنوان " مرگ دیکتاتور (۲) " می نویسد :

" امروز از قول منابعی موثق نقل شد که عمل جراحی کیم جونگ اون دیکتاتور افسار گسیخته کره شمالی موفق نبوده و مغز او از کار افتاده است. عجالتا تا اینجا می توان به احتمال پنجاه درصد این دیکتاتور را تمام شده دانست.
در روزهایی که دونالد ترامپ دیکتاتور آمریکایی با کیم‌جونگ اون دیکتاتور کره شمالی دیدار می کرد من به تفاوت این دو فکر می کردم به این که دیکتاتور کره شمالی یک دیکتاتور فوق قانون و بلکه خودش اساسا قانون است .
آنچه آن خسرو کند شیرین بود.

پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری
و ترامپ یک دیکتاتور تحت قانون است. این دیکتاتوری است که توسط قانون اساسی آمریکا محدود شده است هم به حداکثر هشت سال حکومت و هم فعال مایشاء نیست. در ماجرای شیوع کرونا ویروس در آمریکا دونالد ترامپ دستوراتی برای تمام ایالت های آمریکا صادر می کرد در حالی که مطابق قانون اساسی آمریکا این گونه تصمیمات در حیطه اختیارات فرمانداران ایالات بود. فرمانداران زیر بار دستورات دیکتاتور نرفتند و او مجبور شد به اختیارات انان تمکین کند.
فرماندار ایالت کالیفرنیا در جواب تحکم های ترامپ گفته بود آمریکا قانون اساسی دارد و نه پادشاه.
دونالد ترامپ دیکتاتوری است که همه منتظرند با رای مردم آمریکا در آبان امسال از اریکه به زیر کشیده شود و تازه اگر چهار سال دیگر هم انتخاب شود اولا محدود است به حدود قانون اساسی آمریکا و ثانیا چهار سال بعد خود به خود برکنار می شود و ارابه دیکتاتوری اش به دیوار قانون برخورد می کند و کله پا می شود و لازم نیست برای نابودی اش مانند ماجرای کیم جونگ اون حضرت عزرائیل پا درمیانی کند.
حسابش را بکنید که این جناب اون سی و شش ساله بخواهد مثلا نود و شش سال عمر کند یعنی شصت سال دیگر و اگر هر نسل سی سال به طول بیانجامد آنگاه دو نسل از آیندگان کره شمالی باید آرزوی نفس کشیدن را به گور ببرند.
این است که آدم گاهی باید مدال افتخار بدهد به عزرائیل که چه مستقیم می زند توی خال و یک نفر را می کشد تا نه تنها ملتی را احیا کند بلکه دو ملت را احیا کند دو نسل از یک‌ملت یعنی دو ملت.
تا اینجای کار ظاهرا امیدی به برگشت اون نیست و اتحاد عزرائیل و مردم کره شمالی دارد به نتیجه می رسد و عزرائیل این بار نه سفیر مرگ که فرشته زندگی و نجات است."

در حال حاضر تکیه کلام مسئولان و به ویژه در آموزش و پرورش ، « سند تحول بنیادین " و اجرای آن است .

یکی از مفاهیم مهم در این سند که تاکنون فقط در سطح " شعار " به آن پرداخته شده است ؛ موضوع راهبردی " مدرسه محوری " است . آیا این مسئولان و مقامات نگاهی به خود و کارنامه خویش هم دارند ؟ و یا عادت کرده اند عیب ها و نواقص دیگران را " ببینند " و آن را زیر " ذره بین " قرار دهند ؟

فصل ششم از سند تحول بنیادین به هدف‌های عملیاتی و راهکارها اختصاص دارد .

7ـ افزایش نقش مدرسه به عنوان یکی از کانون‌های پیشرفت محلی، به ویژه در ابعاد فرهنگی ـ اجتماعی (2، 1، 5 و 7)

راهکار 1/7ـ فراهم آوردن زمینه‌های لازم برای نقش‌آفرینی مدرسه به عنوان کانون کسب تجربیات تربیتی محله و جلوه‌ای از جامعه اسلامی و حیات طیبه با تفویض اختیار و مسئولیت به آن و استانداردسازی تمام مولفه‌ها و عوامل درون مدرسه‌ای.

و....

وزیر آموزش و پرورش  در نشست خبری به مناسبت آغاز سال تحصیلی و بازگشایی مدارس با بیان اینکه محور سوم اولویت‌ها تقویت مدرسه است،گفت ( این جا ) : در سال‌های گذشته تلاش‌های زیادی صورت گرفته که کافی نبوده است در حالی که باید مدرسه، کانون اصلی تعلیم و تربیت باشد و تمام اتفاقات تعلیم و تربیت، در مدرسه تجلی و تبلور یابد.
وی درادامه اضافه کرد: اختیارات مدارس را افزایش خواهیم داد و مدیران را توانمند و ظرفیت آنها را افزایش می‌دهیم و به تنوع محیط‌های یادگیری خواهیم پرداخت چرا که کلاس بخشی از محیط یادگیری است و مکان‌های دیگر مدرسه و اتفاقات آن بخش دیگری از  فرایند یادگیری است. "

پرسش « صدای معلم » از آقای عمادی و نیز وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان این وزارتخانه که در باب سند تحول بنیادین و رویکردهای و زیرنظام ها و راهکارها و البته توجه به " مدرسه محوری " سخنرانی های فراوان کرده و نشست های مختلف و متعدد برگزار می کنند آن است که چرا پس از شیوع ویروس کرونا ، با نادیده گرفتن نقش مدرسه و ارکان آن و برنامه ریزی های آن سعی کردند تا سلیقه و دستورات خود را در حوزه " آموزش مجازی " به آن دیکته کنند ؟

پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری

« مدیر صدای معلم » در نشست نقد شبکه شاد در استان البرز ؛ راهکار 2 / 17 سند تحول بنیادین گفت : ( این جا )

تولید و به کارگیری محتوای الکترونیکی متناسب با نیاز دانش‌آموزان و مدارس با مشارکت بخش دولتی و غیردولتی و الکترونیکی کردن محتوای کتاب‌های درسی براساس برنامه درسی ملی (با تاکید بر استفاده از ظرفیت چند رسانه‌ای) تا پایان برنامه پنجم توسعه کشور. اما قرار بوده است تا پایان برنامه پنجم توسعه این کار صورت گیرد در حالی که اکنون در پایان برنامه ششم توسعه هستیم !

چه کسانی و کدام مدیران ناکارآمد و بی برنامه باید پاسخ گوی این وضعیت باشند ؟ کاری که باید قبلا و با برنامه انجام می شده است الان با فشار و شتاب زدگی دارند پیش می برند .

وزارت آموزش و پرورش با دیکته کردن یک سویه و اجباری شبکه شاد و زیر پاگذاشتن هویت و بلوغ مدرسه ، شعور مدارس و معلمان و ذی نفعان آموزش را به سخره گرفته است ! "

حال پرسش این رسانه از آقای عمادی و سایر برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان آن است که آیا " دیکتاتوری " فقط منحصر به " اون " است ؟!

آیا این مسئولان و مقامات نگاهی به خود و کارنامه خویش هم دارند ؟ و یا عادت کرده اند عیب ها و نواقص دیگران را " ببینند " و آن را زیر " ذره بین " قرار دهند ؟

آیا این مسئولان تاکنون به نقدهای کارشناسی منتقدان و رسانه های مستقل در مورد سیاست ها و برنامه های خود پاسخ گو بوده اند ؟

آیا این افراد در عمل به آن چه " قانون " گفته و تجویز کرده است واقعا پای بند هستند ؟

آیا واقعا به تفویض اختیار و تمرکززدایی باوری وجود دارد ؟

از قدیم گفته اند :

" یک سوزن خود و یک جوالدوز به دیگران ( مردم ) !

پایان گزارش/


پرسش از عبدالرسول عمادی مشاور وزیر آموزش و پرورش در مورد قانون و دیکتاتوری و شبکه شاد و مدرسه محوری

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

بهره وری در صدا و سیما و مقایسه آن با بی بی سی

ظاهرا یکی از مسئولان صدا و سیما بیان کرده که این سازمان سالانه حدود سه هزار میلیارد تومان فقط حقوق پرسنلی پرداخت می کند! چند سال قبل هم در مجادله ای که بین علی لاریجانی و ضرغامی رییس بعدی این سازمان درگرفت، متوجه این نکته شدیم که این سازمان حدود ۳۵ هزار نفر نیرو استخدام کرده و به آنها حقوق می دهد.

برای درک بهتر موضوع مقایسه ای کوتاه انجام دهیم.

سرویس جهانی بی بی سی به ۲۹ زبان زنده دنیا برنامه پخش می کند و دایره وسیع مخاطبان، نفوذ و اعتبارش در گوشه و کنار جهان نیازی به تشریح و توصیف ندارد. کل کارکنان ثابت بی بی سی نزدیک به ۲۰ هزار نفر هستند و البته چند هزار نفری نیز نیروی پاره وقت دارد و بودجه این شبکه نیز کمتر از صدا و سیماست.

بهره وری در صدا و سیما و مقایسه آن با بی بی سی

صدا و سیما با این همه بودجه و پرسنل در نهایت چه دستاوردی دارد و تا چه اندازه توانسته است مخاطب، حتی مخاطب ایرانی را جذب برنامه های خود کند؟

این سوالی است که بنده پاسخی برای آن ندارم و امیدوارم صداوسیما آمار و ارقام و پژوهشهایی در این زمینه داشته باشد و منتشر کند.

در نهایت هم باید گفت این پول نفت همیشگی نیست که با آن دور هم بنشینیم و بخوریم و استخدام کنیم و در محیط کار تفریح و تفرج کنیم و انتظار هم داشته باشیم قله های پیشرفت و توسعه را فتح کنیم.

این هشداری است که ربطی به این دولت و آن دولت و فلان حکومت و بهمان حاکمیت ندارد. موضوعی بلند مدت و ملی است که باید نگران آن باشیم.

کانال شخصی نجات بهرامی


بهره وری در صدا و سیما و مقایسه آن با بی بی سی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

در روزهای گذشته اخباری مبنی بر بازخرید " محمد حبیبی "  معلم شهریاری و فعال صنفی معلمان و صدور حکم اخراج وی توسط هیات های تخفات اداری وزارت آموزش و پرورش منتشر شده است .

این اقدام کمی مانده به " هفته معلم " صورت گرفته است .

در این مدت موضع « محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش در برابر این واقعه تلخ و غیرقابل پذیرش سکوت بوده است .

پیش تر « صدای معلم » در گزارشی خطاب به " رئیس سازمان برنامه و بودجه " ضمن یادآوری " منشور حقوق شهروندی " و موادی از آن خواهان مطالعه دقیق و اجرای آن از سوی کسانی شد که خود آن را تصویب و به جامعه عرضه کرده اند . ( این جا )

مطابق ماده 28 این منشور ، شهروندان از حق نقد، ابراز نارضایتی، دعوت به خیر، نصیحت در مورد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی برخوردارند. دولت موظف به ترویج و گسترش فرهنگ انتقادپذیری، تحمل و مداراست.

اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

پرسش « صدای معلم » آن است که وزارت آموزش و پرورش از سال 1392 و خاصه در این موقعیت چقدر به مفاد این منشور که منبعث از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است ؛ عمل کرده و به آن پای بند بوده است ؟

البته در دوره مدیریت وزرای پیشین مانند آقایان فانی و دانش آشتیانی اقدامات مثبتی در مورد معلمان زندانی و کمک به آن ها صورت می گرفت اما در حال حاضر رویه وزارت آموزش و پرورش در این موارد محل پرسش جدی معلمانی است که قرار است وزیر آن نماینده آنان بوده و حافظ حقوق قانونی و مدنی آنان باشد .

اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

در حالی که در وضعیت کنونی بحران کرونا جان شهروندان را در معرض تهدید قرار داده و با مرخصی محمد حبیبی نیز موافقت نشده است ؛ آیا صدور حکم اخراج آقای حبیبی از سوی وزارت آموزش و پرورش تحت مدیریت " دولت تدبیر و امید " که البته حقوق معلمی وی از مدت ها پیش نیز قطع گردیده است ؛ منصفانه و عادلانه بوده و اساسا تناسب جرم و مجازات رعایت گردیده است ؟

زیربنای همه امور در جامعه اعتماد و سرمایه اجتماعی است .

آیا این کارها به " حل مساله " در جامعه بحران زده ما کمکی خواهد کرد ؟

پایان گزارش/


اخراج و بازخرید محمد حبیبی معلم زندانی از آموزش و پرورش

منتشرشده در گزارش و گفت‌وگو

نظرسنجی

به نظر شما ، جنس ارتباط نمایندگان مجلس شورای اسلامی با آموزش و پرورش از کدام نوع است ؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور