صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

" جدال معلم منتقد ، ناظم محبوب و مدیر فصل الخطاب ! "

بی توجهی به توسعه انسانی ، تعرض به منشورهای چند وجهی تربیت نسل آینده سازکشور

محمدرضا خورشیدی پاجی/ معلم و فرهنگی فعال

آزار جنسی در مدرسه و جای خالی آموزش مهارت های زندگی در آموزش و پرورش  اول

نتیجه خروجی دستگاه تعلیم و تربیت همانی است که آقای جنتی رئیس خبرگان می گوید از آن رضایت ندارد ، اگر این عدم رضایت را شخصی تعبیر نکرده و نصاب اطلاعات و آماری بدانیم که آقای جنتی از آن مطلع و بهره می برد ، می توان به شکست سند تحول یقین داشت.

حدود ده سال و بیشتر از رونمایی سند می گذرد و اوضاع دستگاه تعلیم و تربیت از ما قبل بهتر نشده است بلکه روزگار نزار آن ، عدم پویایی اداری و سازمانی ، اسف بار بودن مسائل آموزشی ، سردرگمی و ادامه تعدد مدارس مختلف و بی عدالتی آموزشی ، فشل بودن شورای عالی آموزش و پرورش ، بی اثر بودن کتاب های درسی ، نارضایتی معلمان از فرق معیشتی نسبت به کارکنان دیگر دستگاه ها و دهها معضل درون و برون سازمانی و مشکلات پیرامونی ، نشان از آن دارد که هیچ اراده ای برای تدوین و حتی علاجی هرچند فوری برسرراه آن وجود ندارد.

آموزش و پرورش سیستم به امان خود رها شده و مسئولین آن ماشین امضایی هستند که بیستم هر ماه برای دریافت و پرداخت حقوق به خزانه مراجعه می کنند ، دستگاه آموزش و پرورش نویابی ، نوپایی ، چالاکی و نوزایی و به روز بودن خود را از دست داده است ، مرده متحرکی که تابوت آن به روی دست ها تکانی می خورد و اکنون فاجعه اخلاقی آن را به صدر اخبار زرد روز بدل نموده که هر روز یک ماجرایی خوره جان معلمان ، دانش آموزان و خانواده ها شده است.

آزار جنسی در مدرسه و جای خالی آموزش مهارت های زندگی در آموزش و پرورش

دوم

... ماجرای مدرسه ای که ناظمش تا قبل حادثه ادعا می کرد با بچه ها دوست است و ارتباطی دوستانه و صمیمی دارد و اتفاقا بعضی همکاران شکل این ارتباط را غیر طبیعی می خواندند و اما او به مدیر در جواب گفته بود که بعضی همکاران از سر حسادت انتقاد می کنند ؛ مدیر برای جذب خانواده و تبلیغ مدرسه ، جانب ناظم را می گرفت اما یکی از همکاران مجرب می گفت من که در تربیت معلم آموزش دیده ام با سال ها تجربه ،  شیوه ارتباط های این چنینی را روند معیوب می دانم.

این انتقاد و آن دفاع ادامه داشت و ناظم برای روکم کنی ، کارهای عجیب و غریب می کرد تا حرف خود را به کرسی بنشاند اما حرف و عمل فراتر از انتقاد به جنبه های آموزشی بود .

او با استفاده از روش های پوپولیستی و ظاهرفریب و رانت عاری از تخصص و شایسته سالاری به ساحت تربیتی و اخلاقی ورود کرده بود که بسیار پیچیده و چند وجهی می باشد . او به بچه ها به دور از منطق تربیتی و آموزشی نزدیک می شود . بچه ها در دنیای منشوری شیطنت می کردند شیطنتی صادقانه و گاهی مرموزانه او در تله و باتلاق لج و کج افتاد وگردونه سیکل معیوب را طی می کرد ، اما همکار منتقد مواظب بود که بچه ها آسیب نبینند و هشدارها را به مدیر می داد اما مدیر برای کسب بازخورد و جذب تعداد بیشتر و مدرسه ای پول آور و ناظم مدهوش از برد در این اختلاف سلیقه به خطای بنیادین افتاد . به علت عدم آموزش های بنیادین و استاندارد ، ناظم و شیطنت بچه ها تشدید می شود و از جمله بازخورد شوخی های موردی ... و این ادامه دارد که ناگهان یکی از بچه ها در حیاط مدرسه به ناظم می گوید: آقا فلانی در موبایلش چیزهایی دارد ! ناظم بدون تفکر و تانی در جمع پاسخی می دهد که به ضد تربیت بدل می شود ، پاسخ به یک نوجوان در سن بلوغ و غرور، این بود : " داشته باشد به تو چه مربوط است مگر فضولی ؟! "

استارت دوم فاجعه از اینجا کلید می خورد .چرخش گردونه سخت تربیتی معیوب ، ناظم و دانش آموز زرنگ و مغرور را می چرخاند ، فضولی و لجاجت ، دانش آموز تحریک می شود ، دوربین موبایل کمینگاه ناظم می شود . او تصمیم خود را گرفته بود شکار لحظه های گفتمان ناظم خود محور و مغرور با بچه ها در زمان های مختلف ...

آزار جنسی در مدرسه و جای خالی آموزش مهارت های زندگی در آموزش و پرورش

... و روزها می گذرد تا در یک بزنگاه روزی که معلم منتقد نیامد ، ناظم مشتاقانه به کلاسشان می رود . خوب چه درسی دارید ، ادبیات ! چه خوب ، کجای درس هستید؟ که دانش آموزی می گوید : آقا باز هم درس ! نمیشه به جای درس ادبیات ، از چیزهایی دیگر حرف بزنیم ؟چه چیزی پسرجان !؟ از مشکلات بلوغ و مسائلی از این دست ! اکثر بچه ها هم تایید می کنند،  قند در دل دانش آموز فضول آب می شود ، دست به کار می شود ، موبایل را در جیب کوچک کوله جاسازی می کند و مشغول فیلم برداری مخفی می شود ... تعلیم و تربیت موضوع دست چندم برای یک نظام نباید باشد تا خروجی آن عاری از مهارت های زندگی شود

آغاز گفت و گو به اینترنت ، چت ، موبایل ، دوست بازی ، دنیای مجازی و آنقدر کلاس باز می شود که ارتباط ، ارتباط غیر معقول و خارج از قاعده آموزشی و تربیتی می شود وآن دیالوگ نامتعارف و معیوب از زبان دانش آموز دبیرستانی در کلاس فیلمبرداری می شود و...

واکاوی و موشکافی علل و انگیزه های سئوال لخت دانش آموز در پاسخ ناظم ، نیاز به متخصصان روانشناسی و تربیتی دارد که از حوصله این مقال خارج است... فردای آن روز عملکرد تک بعدی ناظم و مدیریت نامطلوب کلاسش در دنیای مجازی دست به دست می چرخد که آب ریخته شده به راحتی جمع نخواهد شد.

سوم

معلم منتقد پس فردای حادثه به دبیرستان می آید و روی میز صدر اخبار خبر ندانم کاری و بدکاری همکار و غرق شدن شاگردان معصومش را مشاهده می کند . حسن ، علی ، مجید ، آرش و میثم ، شاهرخ و ایرج ، تک تک آنها را می شناسد ؛ معصوم ، زلال ، پرسشگر ، جست و جو گر ، خلاق و سرشار از اندیشه های بکر...

... همین لحظه کریم مبصرهمان کلاس به دفتر می آید تا دفتر کلاس راببرد ، چشم در چشم ، معلم و شاگرد هر دو نگاه به یکدیگر را می دزدند ، اشک در چشمان معلم جاری می شود ، روی بر می گرداند ؛ دانش آموز می رود . او به همکار بغل دستی اش می گوید افسردگی آوار بعدی است که به سراغ آنان خواهد آمد . هرکدامشان کاری ناکرده برچسبی است که تا ابد به آنان خورده است . همکارش در تایید می گوید کلاس بغلی درباره خبر این کلاس چیزهایی عجیب و غریبی نقل می کنند که در صحت آن بسیار تردید است اما گفتمان یک کلاغ ، چهل کلاغ و شایعات در سطح مدرسه ، منطقه ، شهر، بین خانواده ها و مردم پخش شده است . معصومیت از دست رفته با جنجال خبری مصونیت بچه ها را نشانه رفته است و آنان حتما قربانی بی تدبیری و رفتارهای سلیقه ای شده اند.

آنچه از اردو و استخر دانش آموزان از زبان بچه ها و خانواده آنان درروزنامه و رسانه های روز شنیده و خوانده ایم تاسف هرانسانی را که دل در گرو تربیت ، توسعه انسانی و خروجی نسلی والا و برتر را انتظار دارد برمی انگیزد...

اگر مدیر اندکی دقت می کرد می توانست با خرد جمعی از بروز ناهنجاری جلوگیری نماید و آن را به نحو احسن مدیریت کند ، اما خطای مدیر فاحش است چون کشمکش معلم منتقد و دفاع ناجور ناظم روزها ادامه داشت .

در یک بحث سرپایی ، ناظم با غرور به معلم منتقد می گوید چطور وقتی دانش آموز خاطی را به دفتر می فرستید ، من با او حرف می زنم و اتفاقا قانع می شوند و ما با هم ارتباط خوبی می گیریم ؛ معلم منتقد می گوید : من که با دانش آموز خاطی مشکل ندارم و اتفاقا از نظر من در کلاس خودم خاطی نیست و تمام تکالیف و استاندارد های کلاس را رعایت می کند . ناظم بی گدار به آب می زند و می گوید اکثر معلمان با او مشکل دارند اما او سیر تا پیاز محرمانه های کرده و ناکرده خودش را به من می گوید /

معلم منتقد می گوید آقای مدیر این نشانه خوبی نیست ، باید ستاد تربیتی تشکیل و از مشاور ورزیده کمک گرفته شود ، اولیایش دعوت شوند و کار کارشناسی و دقیق و تربیتی صورت بگیرد .

اینجاست که مدیر به عنوان فصل الخطاب ، هرگونه راهکار را می بندد و می گوید آقا معلم ، تو که مشکلی نداری پس دغدغه ات چیست ؟ اجازه بده ناظم به سبک خودش دانش آموزان را مهار کند .

 

 چهارم

جزیره ای عمل کردن ، نگاه درآمدی به آموزش و پرورش ، رقابت های سلیقه ای،  بی توجهی به نبود نظام تعلیم و تربیت هماهنگ و جدایی تعلیمات پرورشی از آموزش تعلیمات آموزشی و بی خبری  فعالیت های پرورشی از فعالیت آموزشی ، هر کدام بدون هدف کار خود را می کنند  . بی اعتباری و بی خاصیتی سند تحول ، عدم اجرایی سند تحول به جهت تدوین مواد رویایی و فضایی و دستورات غیر عملی و شعاری آن ، آموزش و پرورش را دچار بیماری بی اثری نموده است که خروجی دستگاه تعلیم و تربیت را با سونامی بدتربیت ها و بی تربیت ها در آینده ای نزدیک مواجهه خواهد نمود.

بارها در صدای معلم از زبان فرهیختگان ، معلمان ، صاجب نظران در قلم ها و اندیشه های متنوع هشدار داده شد که قواعد تعلیم و تربیت این گونه نیست که اکنون آوار برسر بچه ها فرود می آید.

تعلیم و تربیت قاعده و استانداردی را طلب می کند که همه اجزا و جوانب آموزشی و پرورشی را باید به صورت هماهنگ و چند بعدی و چند وجهی و عین چرخ دنده های ساعت پیش رونده تعریف کرد.

تعلیم و تربیت موضوع دست چندم برای یک نظام نباید باشد تا خروجی آن عاری از مهارت های زندگی شود .

تعلیم و تربیت موضوع دست چندم برای یک نظام نباید باشد تا خروجی آن عاری از مهارت های زندگی شود

چرا در دستگاه تعلیم و تربیت ، مهارت آموزی در کنار دانش اندوزی معنایی ندارد و متربیان طوطی وار آموزش می ببیند و نتیجه آن در کوران زندگی ناخواسته به بن بست می خورند که هم به خود و هم به دیگران خسارت جبران ناپذیر وارد می کنند؟ اگر فقط و فقط همین موضوع آسیب شناسی شود علاج کار بگیر و ببند و پچ پچ ودرگوشی نخواهد بود.

عدم آشنایی بچه ها با مهارت های مقدماتی زندگی و سبک آن در موازات تحصیل آموزشی ، نداشتن مکانسیم فراگیری عملی مهارتی در کنار یگدیگر واز همه مهمتر کم رنگ شدن تشکیلات محوری و مسئولیت پذیری دانش آموزان در مکان های امن و مکمل برنامه رسمی مثل کانون فرهنگی و تربیتی ، هلال احمر و کانون پرورش فکری که از لحاظ کار تشکیلاتی ، ریشه دار و اصیل و مکمل برنامه های آموزش و پرورش می باشند که باعث سست عنصری متربی و مربی و درنگاه سلیقه ای و تجاری ودرآمدی ، هنجارهای مهم به ناهنجاری بدل خواهد شد .

... جا دارد ، اگر برنامه موشکی به عنوان راهبرد تلقی می شود قطعا آموزش و پرورش هم مسئله ای مهم می باشد که استراتژیک ترین جلسات و تدوین مهمترین برنامه کشور را باید ازآن خود نماید و توسعه انسانی و مسئله تعلیم و تربیت اصلی ترین دغدغه حاکیمت باشد و راهکار و تدوین برنامه کوتاه مدت و بلند مدت برای پایداری کشورخارج از دستگاه اداری آموزش و پرورش در سطح کلان وامنیت ملی ، مسائل و راهکارهایش را برای راهبردی ترین بخش کشور " توسعه انسانی " تدوین و برنامه سازی و برنامه ریزی و اقدام و نظارت کرد .

این شاید تنها راه نجات تربیت نسل در مقیاس ملی با نگاهی همه جانبه ، کشتی طوفان زده را به سرمنزل ایده آل برساند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چهارشنبه, 06 تیر 1397 ساعت 10:23 خوانده شده: 154 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +3 0 --
پروانه تقی زاده 1397/04/06 - 11:57
رانت عاری از تخصص و شایسته سالاری به همه جای بخش های ستادی وزارتخانه و ادارات کل و ادارات مناطق رسوخ کرده و هیچ امیدی به تحول و تغییر با تغییر دولت ها نیست!!هر تغییری را ما بعنوان افراد شاغل در این دستگاه،اولیای دانش آموزان و دانش آموزان رقم می زنندو ابزار تحول آگاهی و بهره گیری از ابزار های جامعه مدنی از جمله رسانه و تشکل های مدنی و شفاف سازی و توسعه است و لاغیر...
پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1397/04/06 - 15:38
فعلا اولویت نهادها و ارگانها و کشورهای خاص است

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در سال تحصیلی 98-97 در نظام مدیریتی ، نظام آموزشی و پرورشی مدارس ، معیشت معلمان ، بودجه وزارتخانه و توجه مجموعه نظام به آموزش و پرورش چه اتفاقی می افتد؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور