صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

هوشنگ گودرزی / بازنشسته فرهنگی منطقه ۵ تهران

جامعه ایرانی و فرآیند آموزشی

جامعه ایرانی و فرآیند آموزش و موانع آموزش

کلمات عنوان مطلب ،  هر کدام نیازمند بحث مبسوط و مطولی است که در این مقوله نگنجد ؛ خلاصه تقدیم می گردد تا بلکه  به راه حل هایی برسیم.


(جامعه و آموختن): حکایت از این دارد  که جامعه نیازهایی متنوع دارد، ولی احساس آن نیازها هریک ، پاسخ خاص دارد. اهم آنها با توجه بحث ما  تحریک حسی به نام یادگیری  می باشد و یادگیری از دیرپاترین امور انسانی می باشد که از صید غذا  برای بقا تا کنون که عصر فرا صنعت است، همیشه دغدغه عام بوده و البته هر جامعه ای پیشرفته تر  بوده که عصب یادگیری تحریک شده تر داشته و پاسخ مناسب برای رفع نیاز یاد گرفتن را دریافت نموده است.
مثلا جامعه ای پخت نانش ، شیوه زراعت ماقبل دهقانی اش، یا روش های تولید عقب مانده اش، شیوه یادگیری نا کارآمد نهاد های  آموزشی و دینی اش و.... همگی حاکی از ناکارمدی جامعه می باشد . این جوامع سر زنده نیستند بلکه  بوی حلوای  الرحمنش مشام را  آزرده می کند، پس همت این مردم باید تحریک تعصب یاد گرفتن که اوجب واجبات و حتی واجب تر از نان شب آنها می باشد.


( ایران و آموختن ):  ایران در قیاس با اطراف ، صبغه تمدنی و استقلال تاریخی و هجوم اقوام و قبایلی را تجربه کرده و شاید بقای موثر ایران در حوادث تاریخی روش بهتر  آموزش آن ها ، صرف نظر از فترت و رکود و چندین قرن سکوت بوده باشد، ولی به لحاظ اثر تمدن ساز و نهادهای قدرت مستقل در طول تاریخ و محل خاص جغرافیایی و منابع ایران ، ما را واقف به یادگرفتن ،چه در طول تاریخ و چه زمان حاضر که مرزهای جغرافیایی ،فرهنگی ،ارتباطی و اقتصادی درهم تنیده تر شده می کند و تعلل در اهمیت یادگیری در زمان بارش اطلاعات عصر حاضر ممکن ما را به ورطه نابودی هویتی تاریخی سوق دهد ؛ چنین مباد.


(فرآیند و آموختن) :  فرآیند امری مقطعی نیست ؛ به قول عوام خم رنگرزی نیست، کیفیت  آموختن یک کالا نیست که قابل معامله باشد  و قابل جعل باشد ، فرآیند در آموزش، طی شدن مراحلی است و یک نوع « شدن » است قابل مقایسه با هیچ  چیز نیست  .

از آثارش می توان فهمید که آموزش طی شده یا نه ، آموختن و فرآیند آن هم راه است، هم رهرو است و هم مسیر طولانی است . آثار یادگرفتن راه در افزایش اعتماد مردم ، در سلوک زندگی ، درکم شدن پرونده های دادگاه، در بهره وری اقتصاد ، در کم شدن طلاق و اعتیاد ،درکم شدن عسس، دادگاه و قاضی که به حبس عوامل آموزش جامعه دست درازی کند،  قابل مشاهده است.
آموزش و فرآیند آن توجه آحاد جامعه را می طلبد  ، همگی درگیر و متاثر از آموختن هستند، پس بودجه اش به جای ستاد باید در صف آموختن دقیق و موثر هزینه شود.

وظایف تدارکات ستادی را واگذار به هر نهاد کنند ، ولی صف آموزش قابلیت است و قابل معامله واگذاری نیست ،چون کالا نیست که از روند های درست و نادرست حاصل شود.آموزش صفتی است که قرار است ذاتی شود.

 

( آموزش راه آموختن و یاد دادن ) :
تفاوت انسان و سایر موجودات در کیفیت یادگیری است  و تفاوت ما در کشاکش یاد گرفتن بارز می شود، جامعه ایرانی در قیاس با سایرین با ترازوی آموزش قابل ارزیابی است و اگر این لنگ باشد ،تا به روز حشر وضع زراعت ،پیشا دهقانی و سایر امور نیز بر این منوال ؛ که مباد.
در امر دانایی باید بیاموزیم  که چگونه یاد بگیریم و به فرآیندهای آن دست یابیم ، راه آن نصب العین صغار و کبار  ما باشد و این نیز شعار جهان انسانیت است.


موانع آموزش و دو نگاه به آن
(نگاه از برون): بی اغراق شاید مهمترین مشکل نوع تلقی است که بیرون از جامعه آموزشی به آن تحمیل شده که باعث انفعال  و بی انگیزه شدن و حاکم شدن یاس و نداشتن برنامه های به روزشده جهت معضلات آموزش شده است و اگر هم مشورتی را بگیرند اولا صوری است ، ثانیا اکثرا از افراد ستادی و کسانی است که نگاه شان ٱمر و ماموری است و نقش هستی بخشی، در آموزش ندارند مورد مشاوره قرار می گیرند.
نگاه از بیرون معطوف به روندهای اداری و جریان های متحجر سیاسی و به شدت محافظه کار و غیر کارآمد و دریافت درستی از امر آموزش و مشکلات و راه حل های آن ندارد . بیشتر جهت اداء تکلیف و نه اداء حق  به آموزش  می پردازد  و گویا قرار نبوده خروجی آموزشی ایران آدم های فکوری باشند، چون به غلط فکر ،نیروی خلاق و آفریننده  را مانع جریان حیات خود تلقی می کند؛ درصورتی که  یک انسان خلاق و پرورش یافته مانع هیچ کس نیست ،بلکه چون هستنده شده  ،به  همه هستی بخشی می کند ، ازجمله به هرنیروی ناکارآمد.
یک نیروی معطوف به قدرت مافوق مثل یک نظامی پادگان ، به معلم و شاگرد و امر پیچیده آموزش نگاه می کند و ظاهربین و قشری می باشد و بعد از چند دهه آموزش مثلا  به چپ چپ  و به راست راست ، سر صف دانش آموزان معصوم  ملت را شق القمر  آموزشی این جریان تلقی می کند.
« تلقی برون گرا » نمی خواهد شفافیت در بودجه کلانی که از طرف  دولت و مردم  پرداخت می شود وجود داشته باشد.

معلوم نیست گردش مالی کارتال های مدارس غیر انتفاعی و آموزشگاه های خصوصی ،دریافت های مدارس دولتی و کلاس های کنکور و کتاب های کمک آموزشی  و... معلوم گردد که آموزش جمعا چه کسری از تولید ناخالص ملت را شامل می شود و در مقایسه سایر بلاد چه خروجی برای ملت دارد.

بدیهی است که هر کدام از این نیروهای برون گرا ازنمط پول های بی حساب کتاب کلاه کلانی را سهیمند درحالی که دودش به چشم فرزندان این جماعت جاهل هم  عن قریب خواهد رفت .


(نگاه درون گرا): این تلقی اگر تقویت شود حتما ثمر بخش خواهد بود چون درگیرترین عامل آموزشی، جمعیت عظیم معلمان می باشد ؛ مهمترین نقطه اثر اموزشی توسط معلمین اعمال می گردد ؛ به شرطی که در کیفی شدن این جمع سرمایه گذاری لازم  انجام شود.
برای این مهم در بندها و تبصره های برنامه های مصوب  این موارد لحاظ گردد :


الف ) شفافیت در منابع مالی ،انسانی ، آماری از سایر موارد
بودجه مصوب چند درصد از تولید ناخالص ملی است و در مقایسه با سایرین چه وضعی دارد و چه تعداد نیروی اداری در مقایسه تعداد معلم  وجود دارد. درصد هزینه برای هر دو رسته معلوم شود و با تحلیل آمار معلوم شود پرداختی هر رسته چه اثری بر کیفیت فرآیند آموزشی دارد.


ب ) گردش مالی مدارس غیر انتفاعی، موسسات و آموزشگاه ها و کتاب های کمک درسی غیر دولتی و دریافت های مدارس دولتی را به علت اینکه درچرخه آموزشی کشور بوده از نظر پوشش دانش آموزی و سهام داران و ذی نفوذان ستادی  و اثر بخشی آنها در روند کیفیت بخشی و کارآمدی  و ایجاد تله های فقر فرهنگی و نقش چنین نهادهای غیر دولتی در گلخانه ای شدن روندآموزشی و اصلاح ژنتیکی نژاد نهاد آموزشی کشور که مزید بر تله اقتصادی حاکم بر روابط ،تله گسترده فرهنگی نیز شده را خواهشا مورد تحلیل آماری قرار داده و نتایج شفاف را به حضور کل جامعه و خصوصا جامعه فرهنگی رسانده تا به روشی درون زا را معضلات مورد مداقه قرارگیرد.

شاید از روند کالایی شدن کیفیت آموزش کشور جلوگیری شود و از راه شکست خورده نو محافظه کاران لیبرال جهانی عبرت گردد.


ج) در ضمن قابل تذکر است که معلوم گردد میزان نقش و کمک نهادهایی چون شهرداری های کشور و خصوصا تهران و سازمان تامین اجتماعی و نهادهای خیریه ای و نظامی و بنیادها و کارتل های اقتصادی غیر دولتی از راه پرداخت های مالیاتی و عوارض گمرکی و وسایر عوارض قانونی در روند آموزش کشور شفاف و به اطلاع بافت موثر در آموزش رسانده تا برنامه ریزی مناسب انجام گردد.


د ) شفافیت در نهادهای عام المنفعه  وابسته به آموزش و پرورش مثل تعاونی های مسکن و مصرف و سازمان های رفاهی خدماتی و صندوق های قرض الحسنه و ذخیره فرهنگیان شامل شفافیت در نحوه اداره کنندگان و گردش و جابه جایی هیات مدیره آنها که گذشته حاکی از تبانی ها و تباهی همان نهادهای برون گرا و معطوف به قدرت بوده ؛ ناکارآمدی چنین نگاهی اظهر من الشمس است و مهمتر گزارش های دوره ای شفاف مالی از تمام گردش های مالی اعم از سود و زیان و دریافتی تمام آحاد دست اندرکار و منسوبین و منصوبین نهادهای مذکور باعث تشویق معلمین و مودت و اثر گذاری مثبت درامر مهم یادگیری  درتمام سطوح جامعه خواهد داشت.
ه ) احیاء واحدآمار و بودجه به نحوی که تمام اطلاعات آماری و تحلیل های آماری منابع بودجه و نحوه هزینه کرد و مقایسه آماری شفاف با سایر نهادهای دولتی و غیر دولتی  و مقایسه آن با سایر جوامع پیشرفته  به صورت آنلاین در دسترس باشد و از موثرین درون سیستم  آموزش و پرورش در تحلیل آماری جهت بهبود تشکیلات و روش ها جهت مستشاری به کارگیرند.

الیس به الصبح قریب.


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دوشنبه, 23 آذر 1394 ساعت 10:37 خوانده شده: 644 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

آیا از عملکرد معاونت تربیت بدنی در مناطق و مدارس رضایت دارید ؟

پربازدیدترین ها

 بیمه نوین

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

تبلیغات در صدای معلم

کالای ورزشی معلم

خدمات چاپ

تلگرام صدای معلم

تحقیقات و آموزش

چاپ مدارس

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

final 1

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

صندوق ذخیره فرهنگیان

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور