صدای معلم سایت اخبار آموزش و پروش معلمان فرهنگیان

آیا معلمان خود باید حرکتی پویا آغاز نمایند و طرحی نو دراندازند یعنی می توان عنصر تغییر را معلم نامید یا این مهم وظیفه و رسالت نظام آموزشی است ؟ تا کی باید منتظر ماند ؟

مقایسه سیستم آموزشی کشور آمریکا با آموزش و پرورش ایران

مینو امامی/ همکار صدای معلم

نظام آموزشی آمریکا و آموزش و پرورش ایران

در یکی از نوشته های قبلی خود با عنوان " حقوق معلمان در ایران و ساختار استانداردهای جهانی " در 30 شهریور 96 ، حقوق معلمان ایرانی را با برخی از کشورها مقایسه کرده بودم ، من نیز همانند خیلی از همکاران تصور می کردم به ما چقدر ظلم می شود ! اما امروز فقط با مطالعه اوضاع آموزشی کشور آمریکا ، متوجه شدم که دارندگی نظام آموزشی برازندگی معلمان است.

 ما شجاعت در هم کوبیدن وضع موجود را به هیچ بهایی نداریم لذا محکوم به عقب ماندگی و توسعه نیافتگی هستیم.  نکاتی ساده و عمیق در شیوه آموزشی کشور آمریکا نهفته است که دقیقا می تواند تمامی مشکلات آموزشی کشور ما را برای انواع طرح های ناکارآمد چون طرح شهاب ، یا تنوع مدارس برای تفکیک دانش آموزان از جمله نمونه دولتی و تیزهوشان ، حل و فصل نماید.
جرم مسئولان ما فرار آنها از سادگی است . مقاومت در شکستن سنت ناکارآمد دیروز برای امروز است. سایز لباس کهنۀ آموزش و پرورش برای معلم و دانش آموز امروز بسیار تنگ و کوچک گردیده است. گویی آنان با ماشین ریسندگی کار می کنند و ما با دوک دستی . گویی آنان با هواپیما جابه جا می شوند و ما با خر و الاغ . گویی آنان با کارد و چنگال و قاشق غذا می خورند و ما با دست هایمان و...... مثال ها کنایه ای است از فاصله آموزش و پرورش ما با جهان امروز.

امروزه واهمه مسئولان در شکستن لاک آموزش سنتی ، باعث گردیده است که معلم به دنبال ناکجاآباد برای شأن و منزلت خود باشد و دانش آموز به دنبال مدینه فاضله به هر دری سر زند اما نومید و دست خالی برگردد.

من یقین دارم که پائین نگه داشتن حقوق معلم و اوضاع نابسامان معیشت او ، فقط برای سرگرم ساختن اوست تا باریک تر از مو را نبیند و زیاده نطلبد. دامی برای من معلم است که به جای پرداختن به محتوا و کیفیت زندگی و آموزش ، فقط کمیت و محدودیت های آن را ببینم یا بدان بیندیشم . دستبندی بر عقل و تفکر من معلم ،که در دور باطل محدودی گرفتار آیم ، همانند اتاق یک ضربدر دوی فرد زندانی که فراتر را نمی تواند ببیند. ما معلمان خود باید تلاش کنیم تا از این تارو پود محدودیت بیرون آئیم ، با مطالعه و به روز کردن دانش خود. منتظر سخاوت مسئولان نشستن ، فقط دست هایمان را خالی نگه خواهد داشت بی هیچ بهره ای .

نظام آموزشی آمریکا و آموزش و پرورش ایران

سیستم آموزشی کشور آمریکا و ایران
1 - سال هاست در آمریکا کتابی منتشر نمی شود.
حذف کتب درسی ، استفاده از تبلت و لب تاب و تلفن همراه برای آموزش دانش روز از کارهایی است که نظام آموزشی آمریکا بدان پرداخته است. و ما برای استتار ضعف خود در کنترل هوشمندانه ابزار آلات تکنولوژی ، استفاده و آوردن آنها را به مدرسه ، جرمی نابخشودنی اعلام می داریم. آنان استفاده از تکنولوژی را کنترل می کنند نه محدود. اما ما تکنولوژی را از زندگی دانش آموزان کلا حذف می کنیم . ما ره آوردهای استفاده مثبت از تکنولوژی را قربانی جنبه های منفی آن می کنیم و چون در قبال آن واهمه یا ضعف کنترل داریم پس در کل حذف می کنیم و قوانین سخت زمان گیری برای مقابله با آن در مدارس تدوین می کنیم و از اصل آموزش بازمی مانیم. ما هنر را از زندگی دانش آموزان در کل حذف کردیم چون معتقدیم وقت هدر دادن است و نقش ورزش روز به روز کم رنگ تر می گردد

با صرف افعال نهی ، تأثیراتی سوء تفکر خود را بر هر نوع امکان فعالیت مفید می گذاریم . در سرزمین من با بایکوت کردن ره آورد علم ، خواب راحت خفتگان ، به دور از وحشت و توهّم ادامه می یابد. با این تفاوت که در آن جامعه فهمانده می شود که از افراط و تفریط به دور مانید و در جامعه ما با تابو کردن هر چیز تازه ، تفکر سنتی و لجاجت ادامه می یابد. کودک و نوجوان او در خلوت هم خطا نمی کند چون نحوه استفاده درست را می آموزد اما کودک و نوجوان جامعه ما با هر نیرنگ و دروغی به دنبال گشت و گذار نامتعارف در دنیای مجازی برمی آید چون منع کردن توأم با افعال نهی ، همیشه نتایج معکوس دارد.
کُتب درسی ما ثقیل است و بین محتوای مفاهیم صفحات و فصول کُتب ، ربط منطقی وجود ندارد و یا مطالب آن با واقعیت های جامعه ناهمگن است. کُتبی که سالیان متمادی توسط معلمان از حفظ شده است. هزینه های هنگفت چاپ کتاب یک درد و هزینه های تألیف آن ، دردی دیگر! راستی ما برای چاپ همه ساله این همه کتب درسی ، چندین میلیون درخت جنگل را قطع یا قتل عام می کنیم ؟!

2 - معلمان هر سه ماه یک بار به روز می شوند.
معلمان برای اینکه بتوانند شغل خود را حفظ کنند باید هر سه ماه یک بار (طی دو روز کامل) به کلاس های آموزشی بروند و آخرین پیشرفت های تکنولوژی را بیاموزند. همچنین دو هفته قبل از شروع سال تحصیلی به دوره های آموزشی برای یادگیری آخرین متد آموزشی مطابق با پیشرفت های روز دنیا می روند. معلمان آمریکایی به طور مرتب در کلاس های دانش افزایی شرکت می نمایند و در واقع سعی می نمایند تا از دانش آموزان خود که online هستند و خیلی سریع دانش روز را دریافت می کنند عقب نمانند .
البته این به منزله برتری کودک و نوجوان نسبت به معلم نیست ، بلکه دو دلیل عمده دارد :

اول : مغز و قلب کودک همانند زمین بایر است هر چه در آن بکاری همان حاصل می دهد. اگر محتوای آموزشی کشوری ، به جای تدریس کتب چاپ 20 - 10 سال پیش ، حاکمیت دانش روز است قدر مسلم دانش آموز هم آن را فرا خواهد گرفت. این انتخاب ارجح نظام آموزشی است.

دوم : کودکان و نوجوانان معلومات قبلی برای منع یادگیری بعدی ، همانند معلمان خود ندارند. لذا آنان دانش روز را بدون مقاومت یا سختی در یادگیری ، دریافت می کنند. فاکتور افزایش سن ، پذیرش دانش و فنون جدید را برای افراد بدون هر نوع مقاومتی دشوار می سازد ، گاه او تازه ها را زود می پذیرد و گاه سال ها طول می کشد تا آنها را قبول کند. معلم تا بخواهد دانش دیروز را فردا بپذیرد ، زایش بسیاری در علم و فناوری پدید آمده است و برای همین عقب می ماند اما کودک و نوجوان جلو می زند.

و اما دوره های ضمن خدمت ما به آموزش کتب غیر تخصصی و فقط مذهبی اکتفا می کند! لذا چگونه انتظار به روز بودن معلومات از معلم می رود؟ در واقع اگر ما معلمان خود جُربزه انجام این کار را نداشته باشیم ، جریانی پویا و دینامیک و متعهد که هر دائم همّ و غمش نو ساختن دانش من معلم باشد ، در این جامعه وجود ندارد. ارتباط آموزشی - فرهنگی بین آموزش و پرورش و مراکز آموزشی عالی هم وجود ندارد که چنین سوز یا دغدغه ای داشته باشد. (علاقه مندان می توانند به نوشته اینجانب : " تلنگر بر " معلمی " که فکر می کند همه چیز را می داند و نقد را برنمی تابد ؟! در 14 خرداد 97 مراجعه نمایند. )

3 - آموزش برای هر دانش آموز بستگی به ویژگی های شخصی او دارد.
به وضعیت تحصیلی هر دانش آموز بر اساس ویژگی های شخصی او رسیدگی می شود و امتحانات پایان ترم بی معنا است. زیرا که تمام دانش آموزان بر اساس یک معیار ، سنجیده نمی شوند. دانش آموزی که سخت یاد می گیرد در کلاس های کم تعداد قرار می گیرد و عده ای مأمور پیگیری وضعیت تحصیلی او می شوند تا علل عدم یادگیری او را دریابند.
همانند ما همه دانش آموزان را با آزمونی یکسان نمی سنجند تا تر و خشک با هم بسوزد. یاد نگرفته اش ابدالدهر فرا نگیرد و یاد گرفته اش ، به چشم نیاید تا در جایگاه استحقاقی خود قرار بگیرد. یا آزمون انجام شده در کشور ما بدون در نظر داشتن تفاوت های منطقه ای و یا برخورداری و نابرخورداری از امکانات بیشتر ، یکسان و همزمان است که بی عدالتی مطلق است. آزمون مدارس خاص و دولتی مناطق محروم یکسانند! اگر سیستم آموزشی کشور آمریکا باز و منعطف در برابر دانش روز است ، سیستم آموزشی ایران بسته و مقاوم در برابر تغییر و تازگی است

4 - استفاده از میزگرد برای فرهنگ سازی کار گروهی .
آموزش دور میزگرد یا میزهای مخصوص جلسات اداری ، به صورت گروهی انجام می شود تا با کارِ گروهی آشنا شوند و برای اجتماع بزرگتر یعنی فردای اشتغال خود ، جهت انجام وظایف شغلی ، همفکری و مشورت کردن را فرا بگیرند.
و کثیری از ما معلمان از انجام کار گروهی در کلاس درس واهمه داریم و از پرداختن بدان می پرهیزیم و آن را نوعی وقت تلف کردن می دانیم. در حالی که آموزش و حتی آزمون به شکل گروهبندی دانش آموزان ، هم زحمت معلم را می کاهد و هم نتیجه کیفی کار را چندین برابر افزایش می دهد.

5 - استفاده از تخته هوشمند لمسی به جای تخته های سنتی .
تخته های نوشتاری آنها نه سبز است نه سیاه و نه سفید ( وایت برد ) ، بلکه از تخته هوشمند لمسی استفاده می کنند که گاه معلمان در کار با آن دچار مشکل شده از دانش آموزان خود کمک می گیرند. یعنی معلمان آموزش می دهند و آموزش می گیرند. اصل ساده و ارزشمند تعامل اجتماعی برای تدوام حیات بشری . آموزش در آمریکا هوشمند مدرن هست با ساز و کاری جدید.
و ما در خیلی از مدارس هنوز با گچ های غیراستاندارد مضرّ برای سلامتی خود و دانش آموز و تخته سبزهای ناصاف برای امر تدریس زورآزمایی می کنیم. و بر هوشمندسازی آموزشی هم شاید فقط 10 – 20 درصد معلمان بر آن مسلط شدند و به طور فعال از آن استفاده می کنند و بیشتر دبیران علوم : فیزیک ، شیمی ، زیست و... از آن استفاده می کنند ، در ضمن آموزش هوشمند در کشور ما سنتی است با ساز وکاری قدیم .

6 - ساعت حضور در مدرسه برای دانش آموز و معلم متفاوت است.
ساعت شروع فعالیت مدارس 8/30 تا 3 بعد از ظهر است ، اما معلمان یک ساعت اضافه در مدرسه می مانند تا اگر کسی مشکلی در یادگیری مبحث روز دارد با مراجعه به او در همان روز ، رفع اشکال نماید.
و ما برای بیرون رفتن از کلاس های جبر و بی انگیزگی ، چندین بار ساعت خود یا روی دیوار را نگاه می کنیم تا با پایان یافتن یک روز دیگر از مدت خدمت خود شادمان گردیم و زنگ های مدارس ما که با دیر آمدن معلم کم می شود یا به دلیل دو شیفته بودن زود زده می شود. ماجرای مدارس سه شیفته را که فراموش نکرده ایم !! این آثار تخریب آموزش بر قلب جامعه است نه فقط نظام آموزشی ، چون تقریبا همه از این کانال وارد اجتماع بزرگ تر می شوند.  در جامعه ما وای بر احوال اندک معلمانی که از کلاس درس می زنند تا دانش آموز وادار به تدریس خصوصی همان معلم گردد

7 - انجام تکالیف مدرسه در منزل ممنوع .
تکالیف در کلاس انجام می شود و اگر اضافه ماند و زمان پاسخگو نبود ، اجازه دارند در منزل فقط عرض نیم ساعت فعالیت ، تمام کنند. اعتقاد دارند که انجام تکالیف درسی در منزل باعث خستگی مفرط آنان می گردد.
و ما برای دانش آموز ابتدائی آنقدر تکلیف شب می گوئیم تا همانند دانشجویش که پایان نامه حاضری می خرد او نیز به مراکزی خیّر ! برای نوشتن مشق پول بدهد و در قبال آن ، بهای ندانم کاری نظام آموزشی را به عنوان خسارت حماقت ، بپردازد. یا از روی مسایل و جواب آنها در دروس ریاضی و فیزیک و.... دانش آموز را وادار به نوشتن ده بار بنمائیم تا نفرت در او حاکم گردد و از همه چیز بیزار شود. درس گریزی یا درس ستیزی نتیجه چنین فرایندهای سختگیرانه و عاجزانه برخی از معلمان است.

8 - بیشتر قوانین آموزشی منطقه ای است نه کشوری .
تغییرات در آموزش و پرورش خیلی سریع رخ نمی دهد بلکه گروهی برای تحقیقات در خصوص تغییراتی که لازم است ، مأمور می شوند و پس از انجام بررسی های گسترده برخی تغییرات جزئی در نظام آموزش و پرورش اِعمال می کنند. البته باید گفت که برخی قوانین برای کل کشور است و برخی قوانین توسط آموزش و پرورش منطقه اِعمال می شود و تقریبا هر منطقه سیستم خاصی برای آموزش برگرفته از فضای منطقه و شرایط خود را دارد.
و اما تمامی تغییرات ما ضربتی ، دفعتی ، ملی و بی محابا انجام می شود. تغییرات ما کل ساختار را در هم می نوردد و حتی تغییرات جزئی ما نیز به ماهیت کلی نظام آموزشی آسیب می رساند. مثلا پیوست کلاس ششم به دوره ابتدائی که از لحاظ سنی و توانایی جسمی یا نزدیکی به دوره بلوغ ، تشابهی با کلاس هاس اول تا پنجم ندارد. آنجا که باید تند رویم لاک پشتی می رویم و آنجا که باید کُند رویم خرگوش گونه می دویم .

9 - دانش آموزان موظف به نیم ساعت کتابخوانی در روز هستند.
کتابخوانی اصلی حتمی در یادگیری و عادت بدان است. نسبت به سن دانش آموز از او خواسته می شود هر روز ساعاتی مشخص مطالعه نماید. کتب خوانده شده توسط کودکان ، به وسیله اولیا لیست شده و طی یک ماه به معلم گزارش می شود. از او می خواهند تا استنباط خود را از کتاب مطالعه شده بنویسد. اما از دانش آموزان سنین بالا خواسته می شود رمانی خوانده و در کلاس به صورت گروهی نسبت بدان بحث و گفت و گو نمایند. کودکان دبستانی طی یک ماه 20 کتاب و در تعطیلات تابستانی باید 100 کتاب کم حجم بخوانند.
و دانش آموزان ما خیلی هنر کنند می نشینند طوطی وار کتب درسی را برای نمرات عالی یا قبولی و یا برای شرکت در کنکور واو واو می خوانند. کتابخانه های مدارس ما قفل است ، عده ای برای خرید کتاب پول ندارد و عده ای اولویت های دیگری به جز کتابخوانی در برنامه های روزانه خود دارند و کتابخانه های عمومی محلی نیستند که دانش آموز کودک و نوجوان بتواند به راحتی از آنها استفاده کند. حتی در زمان دانش آموزی ما به خاطر دارم مطالعه کتب غیردرسی در مدرسه و حتی منزل جرم محسوب می شد که پاشو درس ات را بخوان بازی نکن.

نظام آموزشی آمریکا و آموزش و پرورش ایران

10 - تیزهوش و عقب افتاده ذهنی در یک مدرسه .
کل دانش آموزان در همه مدارس کشور وقتی به کلاس سوم دبستان می رسند تحت یک سنجش قرار می گیرند ، بچه ها در ارزشیابی شرکت می کنند و اگر ضریب هوشی بالاتری داشته باشند در همان مدارس همگانی کلاس هایی وجود دارد که در آن کلاس ها قرار می گیرند تا خسته نشوند . البته مدارسی خصوصی هستند که فقط مخصوص تیزهوشان است که برای ورود به آنها باید امتحان ورودی بدهند . این شرایط برای بچه های عقب افتاده ذهنی هم حاکم است و آنها هم در مدرسه معمولی درس می خوانند تا هم آنها و هم دانش آموزان معمولی بتوانند زندگی در کنار هم با برخورد مناسب نسبت به هم را یاد بگیرند. تصور می کنم کشور آمریکا تنها کشوری در جهان است که اعتقاد به ترکیب دانش آموزان استثنائی با معمولی را دارد. اعتقاد و باوری کم سو از توانمندی آنان برای چسبیدن به زندگی . دادن فرصت همزیستی با همنوعان. اصولا ما این مهم را حق آنان نمی دانیم.
و ما تفکیک جنون آمیزی برای تمامی دانش آموزان کشور داریم. راستی برخورد ما برای در کنار هم قرار گرفتن دانش آموزان معمولی با عقب ماندگان ذهنی چگونه خواهد بود؟ یا در چنین شرایطی به فتوای روانشناسان مراجعه می کنیم که این درهم فرو رفتگی مناسب نیست ! یا نسبت به همنشینی فرزند خود با دانش آموزان فقیر یا ضعیف ، ما چگونه برخوردی داریم ؟ و این نوع آموزش در کشوری است که معتقدیم نظریه داروین در آن حاکم است یعنی قانون جنگل . برای ما همزیستی مسالمت آمیز را آموزش نمی دهند. ما آستانه تحمل غیر خود را نداریم و این جدایی ، فرهنگ غالب ما در یک جامعه اسلامی است !

11 - تا کلاس هشتم جهش ممنوع .
تا کلاس هشتم جهش ممنوع است ولی وقتی دانش آموزان به هشتم می رسند اگر نمرات مناسبی داشته باشند می توانند در کنار کتاب های دبیرستان تا 20 واحد دانشگاهی را نیز بگذرانند تا بتوانند زودتر به پایان سال های تحصیلی خود برسند.
و ما دانش آموز کلاس سوم ابتدائی را با ذکر آفرین ، بارک الله از سوی کل فامیل ، تشویق به شرکت در جهش کلاس بعدی می نمائیم. شاید فقط روانشناسان بدانند که او چه فشاری را متحمل می شود و در سرنوشت آینده او چه اثرات سوئی دارد.

12 - معلم یک کلاس حق ندارد معلم خصوصی دانش آموز خود شود.
در مدارس آمریکا معلم خصوصی هست ، حتی مراکزی برای دانش آموزانی که نیاز به آموزش بیشتر دارند ، فعالند ولی مهم این است که معلمی که در یک مدرسه درس می دهد اجازه ندارد معلم خصوصی دانش آموزان همان مدرسه شود . اینجا اگر دانش آموزی نتواند درسی را بیاموزد مشکل را از دانش آموز نمی دانند بلکه معتقدند که معلم موفق نبوده است. با این تأکید معلم موظف است با روش های مختلف تلاش کند که دانش آموز را به سطح مناسب برساند حتی باید بعد از ساعت مقرّر مدرسه در مدرسه بماند و با دانش آموز به شکل خصوصی کار کند بدون اینکه دستمزد بیشتری بگیرد.
و در جامعه ما وای بر احوال اندک معلمانی که از کلاس درس می زنند تا دانش آموز وادار به تدریس خصوصی همان معلم گردد. دهه 80 غوغایی بود برای تدریس خصوصی ، یک اپیدمی غیرقابل کنترل. ایامی که اضافه تدریس ها حذف گردید یا محدود شد و تدریس خصوصی رواج یافت. بهای یک ساعت تدریس هر چقدر زیاد بود برای آن معلم بیشتر طاقچه بالا می گذاشتند ! و بدتر از آن ، چشم پوشی وزارت آموزش و پرورش بر این خطا بود. آنان با ندید گرفتن مسأله به نوعی سعی در تأمین منافع مالی معلمان از جیب ملت کردند.

نظام آموزشی آمریکا و آموزش و پرورش ایران

13 - اسباب بازی نیست ولی بورسیه هست.
در مدارس آمریکا اسباب بازی نیست ولی بورسیه هست . فوتبال و بستکبال خیلی بیشتر مورد توجه است و مدام لیگ های مدرسه ای دارند
که همین لیگ ها باعث می شود بچه ها اشتیاق بیشتری برای حضور در این کلاس های ورزشی داشته باشند . به کلاس موسیقی هم توجه دارند . توجه تا حدی است که اگر در یک رشته ورزشی یا یک نوع از موسیقی درخشش داشته باشند از دانشگاه می توانند بورسیه دریافت کنند . در آمریکا دانشگاه رفتن خیلی گران است و هر چقدر دانشگاه بهتر باشد گرانتر هم است. به همین دلیل هم دانش آموزان و هم خانواده های آنها تشویق می شوند که در یک نوع موسیقی یا در فضای یک ورزش موفقیت کسب کنند تا دانشگاه رفتن کم هزینه تر شود. این روش های آموزش و پرورش ، برای دور کردن دانش آموزان از بی تحرکی است ضمن این که در سایه این رقابت های هنری و ورزشی ، زندگی هدفمند را نیز به آنان آموزش می دهند.
و ما هنر را از زندگی دانش آموزان در کل حذف کردیم چون معتقدیم وقت هدر دادن است و نقش ورزش روز به روز کم رنگ تر می گردد . دولت بدهکاری میلیاردی تیم های به نام فوتبال پایتخت را صاف می کند اما در قبال این خوش خدمتی ، هیچ تعهدی از سوی آنان برای ورزش مدارس نمی خواهد. این همه تیم های مختلف ورزشی استانها ، کدامیک تا به امروز درایت ورود به مدارس را داشته است تا انگیزه و تحرکی در دانش آموزان به وجود آورد؟ یا تضمین و پشتوانه ای برای تربیت و جایگزینی اعضای تیم بعدی نماید. برعکس ما هم بوفه های مدارس را پر از مواد خوراکی مضر می نمائیم تا آمار بیماریهای زیر 40 سال در کشور افزایش یابد ؟ این همه عمدی است یا سهوی ؟

14 - سیستم آموزشی آمریکا ده سال پیش به روز شد.
حذف مردودی در سیستم آموزشی آمریکا از ده سال پیش آغاز شده است . آنان معلم را مسبب مردودی دانش آموز می دانند و با مأمور کردن عده ای برای آموزش او تا زمان یادگیری معقول ، تلاش می کنند.
و ما برای حذف مردودی ، سیستم نمره دهی ارفاقی را داریم که به جای تشویق و هدایت او برای تلاش کردن یا همت به کار بردن ، به راحتی نمره قبولی دریافت می کند در واقع به او نابرده رنج ، گنج میّسر می شود را می آموزیم ، اصلی که امروز شدیدا در جامعه ما فرهنگ غالب گردیده است. و عده ای با یک تلفن آن هم از نوع همراهش ، در کمتر از یک دقیقه میلیاردها تومان و گاه دلار جابه جا می کنند. یعنی دارندگی بدون برازندگی . البته بدبختی ما رنگ دیگری هم دارد چون یکی از انواع مدارس کشور ما مدارس استثنائی برای دانش آموزان دیرآموز است که کلی هدر رفت سرمایه و زمان به زور است.یعنی کِشت و کار بر زمین بایر. دانش آموز دیرآموز مقصر نیست ، روش ما غلط است. یا مدارس کار و دانش به جای آموزش مهارت به تناسب عنوان مدرسه ، تبدیل به جایگاه ضعیف ترین دانش آموزان سایر مدارس گردید به نوعی تبعید گاه با برچسب های پیشداوری شده افراد جامعه. ( 1 )

15 - تغذیه در مدرسه
بعد هر 45 دقیقه آموزش ، دانش آموزان 5 دقیقه استراحت دارند که به آنها یک لیوان شیر داده می شود. ناهار دانش آموزان در سراسر آمریکا متفاوت است اما در بیشتر مناطق ، غذاهای فوری همانند ناگت، سیب زمینی سرخ کرده و پیتزا ، هلو، ذرت شیرین ، مرغ و سوپ مواردی هستند که برای وعده ناهار سرو می شود. البته والدین نیز خودشان برای فرزندان خود غذا می گذارند. ( 2 )
و ما محروم از هر چیز و ساقط از قدری انصاف. کثیری از ما معلمان از انجام کار گروهی در کلاس درس واهمه داریم و از پرداختن بدان می پرهیزیم و آن را نوعی وقت تلف کردن می دانیم

16 - نحوۀ ارزیابی دانش آموزان
بر خلاف بسیاری از کشورهای دنیا که سر فصل‌ها و برنامه درسی ملی برای مدارس وجود دارد، آزمون‌های سراسری و مدارک یکپارچه در سطح این کشور وجود ندارد، بلکه دانش آموزان در جهت تکمیل دیپلم دبیرستان یعنی الزامات مورد نیاز که توسط هر ایالت تعیین شده است تلاش می‌کنند و برای ورود به دانشگاه بر اساس معیارهایی مانند معدل ، رتبه کلاسی ، دشواری واحد‌های انتخابی و پذیرش در آزمون ورودی مورد ارزیابی و دقت نظر قرار می‌گیرند. دانش آموزان به طور کلی و همواره در طول ترم از طریق ترکیبی از آزمون‌های میان مدت ، امتحانات نهایی ، مقالات ، امتحانات کلاسی ، تکالیف ، مشارکت در کلاس درس ، کار گروهی ، پروژه‌ها و حضور منظم در مدرسه ، ارزیابی و این ارزیابی با یک نمره نهایی در پایان نیم‌ سال به دانش آموز داده می‌شود. نمرات با حروف و یا به شکل درصد داده می شود. میانگین این نمرات ، به عنوان معدل کلی دانش آموز محاسبه می‌شود .به طور کلی کارنامه نمرات به دست آمده در هر درس در پایان میان ترم ، ترم و سال تحصیلی برای والدین دانش آموز ارسال می‌شود. همچنین ریز عملکرد دانش آموز در تمام موارد طی یک مدرک رسمی ثبت می‌شود تا بعدها توسط دانشگاه در ارزیابی های پذیرش دانشگاه مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار گیرد. ( 3 )
و ما با تناقض نحوه ارزشیابی در دو دوره آموزشی از یکسو و با دخالت تنها نمره دانش آموز منهای هر فعالیت دیگری ، به قضاوت توانایی های او می نشینیم.

17 - سن شروع تحصیل و ساعات آموزشی آمریکا
آموزش و پرورش در کشور آمریکا قبل 6 سالگی آغاز می‌شود و با پایان 17 سالگی به اتمام می‌رسد. سال تحصیلی از ابتدای ماه سپتامبر آغاز و 26 ژوئن به پایان می‌ رسد که این تاریخ برابر با 10 شهریور ماه تا 5 تیر ماه در ایران است. در کل هر سه مقطع ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان 180 روز آموزشی را طی یکسال تحصیلی پشت سر می ‌گذرانند. به عبارتی دانش‌آموزان آمریکایی تقریبا 36 هفته آموزشی را طی یکسال تحصیلی در کلاس درس حضور دارند. دانش‌آموزان در هر سه مقطع تحصیلی در آمریکا حدود 1014 ساعت آموزشی را می ‌گذرانند و یک روز آموزشی برابر با 338 دقیقه است. مجموع تعطیلات مختلف این کشور از جمله تعطیلات سال نو و تعطیلات تابستانی حدود 115 روز است. ( 4 ) و ما هنوز بحران پیش دبستانی و مربیان آن را داریم و اخیرا آن را با سپردن به مدارس غیردولتی ، اشتباه جبران ناپذیری مرتکب شدیم. همانند خیلی از کشورها با حذف دوره پیش دبستانی ، بهتر است کلاس اول را از سن 5 یا 6 سالگی آغاز کنیم.

18 - درآمد سالانه معلم آمریکایی مساوی درآمد سرانه کشور است و .......
درآمد سالانه معلم آمریکایی 50 هزار دلار است و درآمد سرانه 49 هزار دلار است. درآمد معلم مساوی درآمد سرانه است. و اما درآمد سالانه معلم ایرانی 6 هزار دلار است و درآمد سرانه 11 هزار و 500 دلار است. درآمد معلم 50 درصد درآمد سرانه است ! ( 5 )

کوتاه سخن :
اگر سیستم آموزشی کشور آمریکا باز و منعطف در برابر دانش روز است ، سیستم آموزشی ایران بسته و مقاوم در برابر تغییر و تازگی است.
دانش آموز در سیستم سنتی پوسیده آموزش و پرورش کشور ما به همراهی معلم به استهلاک صد درصدی می رسد.
در کشوری مثل آمریکا آموزش و دانش آموز و معلم احیا می گردد ، در سرزمین من بوی کهنگی می دهد.
ما شجاعت در هم کوبیدن وضع موجود را به هیچ بهایی نداریم لذا محکوم به عقب ماندگی و توسعه نیافتگی هستیم. خواب نظام آموزشی یعنی در جا زدن ملت . یعنی تلاش مداوم برای وصله کردن شکاف های تحجری فرهنگ.

ظاهر نظام آموزشی آمریکا بسیار ساده است اما باطن آن دژی استوار ، چون به دانش روز مجهز می گردد و ظاهر و باطن نظام آموزشی کشور ما عکس آمریکاست یعنی ظاهری سخت اما باطنی نفوذپذیر و آسیب پذیر دارد.

سئوال قابل طرح این است آیا معلمان خود باید حرکتی پویا آغاز نمایند و طرحی نو دراندازند یعنی می توان عنصر تغییر را معلم نامید یا این مهم وظیفه و رسالت نظام آموزشی است ؟ تا کی باید منتظر ماند ؟ زمان را دریابیم که دائم در صدف گوهر نباشد.

منابع استفاده شده :
1) کد خبر: 717158 تاریخ خبر: 23/03/1387 / خبرگزاری برنا / تلخیصی از مصاحبه استاد راهنمای ایرانی الااصل دانشگاه ویرجینیا نوشین پایدار با این خبرگزاری.
2 ) سایت روزیاتو / تاریخ خبر : 14/01/1396 / عنوان مطلب : دانش آموزان کشورهای مختلف جهان چه غذایی برای ناهار می خورند؟
3) کد خبر 6365 : تاریخ خبر 10/05/ 1394 / سایت تابناک با تو.
4) خبرگزاری فارس/ عنوان مطلب : دانش آموزان کشورهای مختلف چند روز به مدرسه می روند. تاریخ خبر : 30/ 03/1397
5) خبرگزاری فارس / گروه مجله فارس پلاس / عنوان مطلب : حقوق معلمان ایرانی و هم صنفان خارجی شان / 17/ 02/ 1392 ( کد خبری و سال میلادی اطلاعات مشخص نشده است.)


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پنج شنبه, 07 تیر 1397 ساعت 22:33 خوانده شده: 1347 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +10 -3 --
ناشناس 1397/04/07 - 23:43
مقایسه اموزش و پرورش ایران با امریکا درست نیست اینجا معلمها میریزن به روحانی که بدترین رییس جمهور تاریخ پس از انقلاب ودشمن درجه یک معلمهاست بهش رای میدن این اموزش و پرورش هرگز درست شدنی نیست
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:05
سلام

فقط خواستم از لاک خود برون آییم و فراتر از خود
را هم ببینیم. مرگ بر سیاست آمریکا ، آما آنچه که
عقل به درستی آن صحه می گذارد باید پذیرفت. سپاس.
پاسخ + 0 0 --
دبیر م 1397/04/08 - 11:57
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از ...تا...است
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 12:13
سلام

ما را ماهی نمانده است که با ماه گردون مقایسه
کنیم . ما در خواب ناز قرن 13 خرو پف می کنیم.
خوش به سعادت بیداران آگاه دانا.
پاسخ + +16 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/04/08 - 00:27
با سلام و سپاس از سرکار خانم امامی
برگرفته از متن:
« من یقین دارم که پائین نگه داشتن حقوق معلم و اوضاع نابسامان معیشت او ، فقط برای سرگرم ساختن اوست تا باریک تر از مو را نبیند و زیاده نطلبد. دامی برای من معلم است که به جای پرداختن به محتوا و کیفیت زندگی و آموزش ، فقط کمیت و محدودیت های آن را ببینم یا بدان بیندیشم . دستبندی بر عقل و تفکر من معلم ،که در دور باطل محدودی گرفتار آیم ، همانند اتاق یک ضربدر دوی فرد زندانی که فراتر را نمی تواند ببیند. ما معلمان خود باید تلاش کنیم تا از این تارو پود محدودیت بیرون آئیم ، با مطالعه و به روز کردن دانش خود. منتظر سخاوت مسئولان نشستن ، فقط دست هایمان را خالی نگه خواهد داشت بی هیچ بهره ای . »
بله به نظر من هم همین طور است که مرقوم نموده اید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:05
سلام و سپاس.
پاسخ + +12 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/04/08 - 00:35
ادامه:
جسارتاً « لپ تاپ » صحیح است و « لب تاب » صحیح نمی باشد.
برگرفته از متن:
« تصور می کنم کشور آمریکا تنها کشوری در جهان است که اعتقاد به ترکیب دانش آموزان استثنائی با معمولی را دارد. ... البته بدبختی ما رنگ دیگری هم دارد چون یکی از انواع مدارس کشور ما مدارس استثنائی برای دانش آموزان دیرآموز است که کلی هدر رفت سرمایه و زمان به زور است. »
لازم به ذکر است تا سال 2015 آموزش و پرورش کشورها موظّف بودند طرح تلفیقی آموزش و پرورش فراگیر را برای همه ی طیف ها ( با هر نوع معلولیتی ) اجرا نمایند، یعنی مدارس استثنایی به شکل امروزی نداشته باشیم ولی متأسّفانه می بینیم در کشور ما همچنان این مدارس وجود دارند. ( اینجانب هم مشاور یکی از مدارس دانش آموزان با نیازهای ویژه ی ذهنی هستم. )
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:03
سلام

تشکر از تذکرتان ، عین منبع کپی شده و شرمنده که
متوجه نشده ام تا اصلاح نمایم. از دقت نظرتان سپاس.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:07
توانایی فوق العاده زیادی برای این کار لازم هست،
از خودگذشتگی به تمام معنا ، خداقوت .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 12:10
جناب آقای صادقی ، بنده روحا توانایی مواجه شدن با
عقب ماندگان ذهنی را ندارم، دلیل همان تفکیک و تمایز
اجتماعی است که سالیان متمادی وجود دارد .البته اعتراف
می کنم که ترس از مساله را هم دارم.
بدترین حرکت در جامعه ما برای بازدید آنان ، برنامه ریختن
است که گویی یک واقعیت نمایشی است !! دوران دانشجویی
تنها دانشجویی بودم که بازدید نرفتم. نه به لحاظ شعور زیادم
بلکه به دلیل واهمه تداعی شونده .
در کنار آنان بودن را اگر اصل تربیتی و عادی بدانیم ،افرادی چون
بنده هم آنان را تافته ای جدابافته ازجامعه نمی انگارند. آنها هم
نیازمند رشد و همزیستی اند. مثل خیلی از تفکیک ها ما به
سلامتی جامعه آسیب می رسانیم چون تفکیک جنسی.
فیزیکدان معلول یک نمونه از دلایل حق حیات و برخورداری از نعمت
رشد استعداد.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 18:52
ببخشید حضور ذهن نداشتم نام فیزیکدان مرحوم انگلیسی :

اِستیوِن ویلیام هاوکینگ
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 19:29
شناسه خبر: ۷۵۵۰۳۵ ۱۳۹۷/۰۴/۰۳ - تسنیم

وزیر آموزش و پرورش با اعلام آمادگی این وزارتخانه برای غربالگری بیماری نادر در مدارس عنوان کرد: همچنین وظیفه سوم ما آموزش مهارت‌های اجتماعی است که باید بچه‌های ما آن را فراگیرند که برای آموزش و پرورش بسیار اهمیت دارد. زیرا بچه‌های ما باید یاد بگیرند تا با بچه‌های EB زندگی کنند و نباید به آن‌ها نگاه تحقیرآمیز داشته باشند.

به گزارش افکارنیوز، وزیر آموزش‌وپرورش با اشاره به اینکه خانواد‌ه‌های داریم که به دلیل ویژگی‌های فرهنگی نشانه‌های بیماری بچه‌های خود را پنهان می‌کنند و حتی آن‌ها را به مدارس نمی‌فرستند، گفت: دانش‌آموزان ما باید یاد بگیرند چگونه با یک بیمار نادر و یا بچه نابینا زندگی کنند.

ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 19:30
سیدمحمد بطحایی در تفاهمنامه غربالگری بیماری‌های نادر در مدارس با بنیاد بیماری‌های نادر ایران با اشاره به اینکه خوشحالم بنیاد و مجموعه‌ای بدون چشمداشت برای خدمت به بیماران تلاش می‌کنند، اظهار داشت: بنده مدت کوتاهی است با خدمات مرحوم داودیان آشنا شدم، صداقت آن مرحوم برای آغاز این کار باعث برکات زیادی شده است و امیدواریم امثال دکتر داودیان در کشور بیشتر شوند تا از آثار خیرخواهانه آن‌ها بهره‌مند شویم.

وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه امثال بنده که چنین بیماری را نمی‌شناسند بسیار زیاد هستند، بر رسانه‌ای کردن چنین بیماری‌های تاکید کرد و گفت: ما در آموزش و پرورش از سه منظر به چنین بیماری‌های می‌توانیم ورود کنیم که نخست آموزش و آشنایی خانواده‌ها در حوزه پیشگیری برای مقابله با این بیماریهاست تا در همان سال‌های آغازین درمان این بیماری صورت پذیرد.

ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 19:31
بطحایی ادامه داد: متأسفانه به دلایل مختلف در حوزه نارسایی جسمی، دانش آموزانی داریم که خانواد‌ه‌های آنان به دلیل ویژگی‌های فرهنگی این نشانه‌ها را پنهان می‌کنند و حتی به مدارس نمی‌فرستند و آن‌ها را از جامعه و اقوام پنهان می‌کنند، چون این مشکل را نشات از خود خانواده می‌دانند.

وزیر آموزش و پرورش با اعلام آمادگی این وزارتخانه برای غربالگری بیماری نادر در مدارس عنوان کرد: همچنین وظیفه سوم ما آموزش مهارت‌های اجتماعی است که باید بچه‌های ما آن را فراگیرند که برای آموزش و پرورش بسیار اهمیت دارد. زیرا بچه‌های ما باید یاد بگیرند تا با بچه‌های EB زندگی کنند و نباید به آن‌ها نگاه تحقیرآمیز داشته باشند.

ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 19:32
بطحایی با اشاره به اینکه آموز‌ش‌های فیزیک و ریاضی و ... در جای خود مهم است، ولی آموزش مهارت‌های اجتماعی بسیار اهمیت دارد، گفت: بچه‌های ما باید یاد بگیرند با یک بیمار نادر و یا یک نابینا و افراد دچار ضرب هوشی پایین زندگی کنند و اصلا نباید مدارس استثنایی داشته باشیم، ولی متاسفانه به دلایل متعدد روند آموزش ما بر حوزه شناختی متمرکز شده و مابقی مهارت‌ها که بسیار مهمتر است فراموش شده است.

وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد: انشالله کارگروهی تشکیل شود تا همه موسسات و بنیاد‌های که در این حوزه فعالیت می‌کنند، دوره‌های دو ساعته‌ای را برای همه مدیران ما ارائه دهند و این بستر نیز هم اکنون فراهم است و حتی گواهینامه ارتقاء شغلی نیز در این زمینه با فراگیری این آموزش‌ها به آنها خواهیم کرد.
پاسخ + 0 0 --
معلم 1397/04/14 - 12:26
اصولا کار دستگاه جداسازی است مدرسه استثنایی یعنی اینکه اون دانش آموز که نه در این نقص مقصربوده طرد شود همانطور که بعضی از آقایون خود و بچه هاشون را تافته ی جدا بافته میدونن بچه هاشون در آمریکا و... با اموال ملت حال میکنن و ما را هم به زور با چندر غاز مجبور به شعارهای قرون وسطایی و تعلیم کتب بی محتوا میکنن مثلا به روز شدن معلم از نظر اینا گذراندن دوره هایی با این سوال که جهنم چند طبقه است محال است با افکار پوسیده ی این حضرات راه به جایی در تعلیم و تربیت ببریم
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/14 - 15:33
سلام همکار محترم جناب معلم ،

متاسفانه آموزش های ضمن خدمت هیچ نوع بار دانش افزایی
ندارند و تصور می کنم عمدی در این امر نهفته است . تا ما
خود معلمان برای این مهم عزم جزم ننماییم ، نظام آموزشی
قدمی بر نخواهد داشت.
پاسخ + +11 -1 --
علی صادقی/ مشاور 1397/04/08 - 00:40
ادامه:
برگرفته از متن:
« ما شجاعت در هم کوبیدن وضع موجود را به هیچ بهایی نداریم لذا محکوم به عقب ماندگی و توسعه نیافتگی هستیم. ... سئوال قابل طرح این است آیا معلمان خود باید حرکتی پویا آغاز نمایند و طرحی نو دراندازند یعنی می توان عنصر تغییر را معلم نامید یا این مهم وظیفه و رسالت نظام آموزشی است ؟ تا کی باید منتظر ماند ؟ »
متأسّفانه در نظام آموزشی کاملاً متمرکز و خلّاق کُش کنونی که همه چیز از بالا دیکته می شود ( البتّه درست هم دیکته نمی شود ) نمی توان انتظار زیادی از معلّمان داشت. برای بهبود وضعیّت نابسامان فعلی، ابتدا بهتر است تغییرات اساسی در نظام آموزشی صورت گیرد، سپس معلّمان با توجّه به تغییرات صورت گرفته، عمل نمایند.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:13
شاید اگر این تغییرات همزمان باشد مطلوب تر خواهد
بود ، با توجه به این که حرکتی از سوی نظام آموزشی
نیست به نظرم اگر هر معلم حداقل با افزایش معلومات
خود کلاس خود را به روز نگه دارد ، آینده سازان خود
باعث ایجاد تغییرات مفید و لازم در جامعه و نظام آموزشی
گردند. جامعه ما از سکون و بی تفاوتی بسیار رنج می برد
و انتظار از دیگری برای آغاز حرکت در چنین جامعه ای ، تحقق
تغییر مثبت را به رویایی بیش تبدیل نمی سازد. ممنونم.
پاسخ + 0 0 --
Agent of Change 1397/04/08 - 12:00
آقای صادقی گرامی، بارها تاکید کرده ام که "معلمان کلید تغییر در ایران" هستند:

http://melliun.org/iran/122759
پاسخ + 0 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/04/08 - 12:27
با سلام خدمت جناب آقای حسینی عزیز
از حسن توجّه شما متشکّرم.
بله، به قول جنابعالی « معلّمان کلید تغییر در ایران » هستند ولی کلیدی منفعل که چرخاننده ی آن دیگران اند.
به قول فرّخی یزدی:
« ...
دولت هر مملکت در اختیار ملّت است
آخر ای ملّت به کف کِی اختیار آید تو را
... »
پاسخ + 0 0 --
سید جمالدین 1397/04/08 - 14:50
آقای صادقی، مشاور فرهیخته!
آقای دکتر حسینی راه حل را به ما معلمان نشان داده اند که اگر آنرا بکارگیریم مسایل خودمان و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم حل می شود. آقای مشاور! شما هم همانند کسانیکه برای پمپاژ یاس و نومیدی در دل فرهنگیان و منفعل کردن آنها و نیز به بیراهه کشیدن بحث ها در این سایت ها حقوق می گیرند عمل نکنید!
پاسخ + 0 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/04/08 - 15:23
جناب آقای سیّد جمالدین
با سلام
اولاً، بنده هیچگاه از سر یأس و نااُمیدی سخنی نرانده و مطلبی ننوشته ام. بلکه بسیار امیدوارم. لطفاً از نوشته های دیگران برداشت اشتباه نداشته باشید. در ثانی، من و شما در جایگاهی نیستیم که آقای حسینی به ما راه و چاه را نشان دهد. لذا پس از چندین دهه کار کردن در این عرصه آنقدر تجربه داریم که خود راه را از بی راه تشخیص دهیم.
ثالثاً، بنده هم مانند آقای حسینی خون دلهای زیادی خورده و تبعیدها رفته ام. من از انفعال فرهنگیان بیزارم و از آن می نالم. شما چگونه به راحتی تهمت حقوق گرفتن از برخی جاها را می زنید. همکار عزیز! قدری انصاف داشته باشید.
پیروز و سربلند باشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 18:34
جناب آقای صادقی ،
با سلام مجدد ،
بنده آرزوی کلید تمام و کمال بودن معلمان را دارم نه
منفعلانه . جامعه به معلم آگاه و به روز نیازمند
است تا یارای همرهی جهان را داشته باشد جسارتا
نه مترسک ونه عروسک کوکی و نه خیمه شب بازی.

شخصا اعتقاد دارم که معلم باید به دنبال خودآگاهی
برود نه منتظر داده شدن آن توسط دیگری بماند. در
این جامعه تعادل برای عمل نیست یا افراط است یا تفریط . یا بزرگنمایی نامتعادل است یا ندیدن در حد کوری . اما بینایی که کور است تکلیفش از کور دانا جداست.
نمی دانم منظور نظر آقای دکتر حسینی هم همین
است یا خیر. شخصا اعتقاد دارم امیدی به اصلاح
زیربنا یا تاروپود نظام آموزشی نیست. یعنی کسی از این دگرگونی دلخوش نیست.
همانطور که در طول خدمت خود کرده ام سعی نمودم در حد توان سوادم ، نگاه دنیای دانش آموزان کلاسم را از روزمرگی صِرف نجات بخشم و سعی کردم
چشم های آنها را بشویم اما شستشوی مغزی
ندادم. انتخاب با تفکر خودشان .
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 18:40
سلام جناب سید جمال الدین ،

اول : شما خودِ آقای دکتر حسینی هستید یا خیر؟

دوم : از شمای خردمند انتظار شخصیت شکنی نیست.

سوم : بنده تا جایی که می دانم این سایتِ علاقمندان عرصه تعلیم و تربیت است و کسی در آن ردیفی برای دریافت حقوق ندارد. لطفا کنار هم دنبال بهترین ها باشیم نه مقابل هم دشمنان خود را خرسند سازیم.
من ، شما ، ایشان و....همگی با هم هویت سایت
صدای معلم هستیم. گفته ها و نوشته ها را در حد توان نقد و بررسی کنیم اما امان از ......
پاسخ + +11 0 --
علی صادقی/ مشاور 1397/04/08 - 00:46
ادامه:
آموزش و پرورش کشور امریکا مدیون اقدامات و تلاش های فردی پراگماتیست ( عمل گرا ) به نام جان دیویی است که با نظریّات سازنده و کتاب هایش توانست تحوّلی عظیم در آموزش و پرورش کشور خود به وجود بیاورد. ما هنوز اندر خم طرح تحوّل بنیادین هستیم!
آموزش و پرورش کشور ما به یک مرد تحوّل بنیادین نیاز دارد نه طرح تحوّل بنیادین.
پیروز و سربلند باشید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:16
آقای صادقی ، می توانند یکی از آن مردان باشند.
حسرت همیشگی من تولد امیرکبیری است که همه
چیز را زیر وروی سازنده نه تخریبی بنماید.
بدون تعارف هر متعهدی می تواند چنین کند.
پاسخ + 0 -5 --
ناشناس 1397/04/08 - 01:10
اموزش پرورش ایران با امریکا قیاس منطقی نیست.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:20
سلام
چرا چون فاصله زیادی از هم داریم ؟

اتفاقا با بیان فاصله ، قصد بزرگنمایی ایرادات شرایط
موجود را داشتم.
حداقل عمل نمی کنیم اندیشه کنیم ،تجزیه و تحلیل
کنیم ، همفکری و همدلی کنیم ، هر معلم با یک
اندیشه نو یا نگرشی متفاوت به مساله بپردازد تا
شاید فرجی حاصل شود. سپاس.
پاسخ + +3 0 --
ناشناس 1397/04/08 - 01:55
اطلاعات ارائه شده توسط شما قدیمی است اگر دلار 8000 تومانی که ارزش ریالی آن معادل80000ریال است مبنای مقایسه قراردهیم اوضاع درآمدی معلم ایرانی بسیار وخیم است اصولا مقایسه ی نظام آموزشی ایران با نظام آموزشی آمریکا مثل مقایسه ی زرد چوبه با طلاست اصلا اشتراکاتی ندارند نظام آموزشی ایران از کشور های جهان سوم هم عقب مانده تر است برای ایجاد نظام آموزشی مترقی مثل آمریکا وژاپن نیاز به خواست ملی است وبا توجه به اوضاع اسف بار اقتصادی در حد رویا می باشد درپایان ازسرکار خانم امامی بابت ارائه این اطلاعات تشکر می کنم
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:28
سلام

همکار محترم قیاس نزدیک یا دور برای سقسطه کاری
نیست ، برای نشان دادن تفاوت هاست. ما هنوز در
تاروپود سنت کهنه ناکارآمد به طرح هایی ناکارآمدتر
امتحان پس داده چنگ می زنیم و آنان هر نوع قیدوبندی
چون کتب درسی زنجیروار یا قوانین دست و پاگیر بازدارنده
رشد و استعداد را از بین برده اند و به مغز کودکان خود امکان
حرکت و جنب و جوش داده اند.
ما در قانون اساسی خود به عنوان مادر قوانین ، چند قانون غیر قابل
اجرا یا فراموش شده داریم ؟ آنان نطم را در بی نظمی آموزش
می دهند و ما بی نظمی را در قالب نطم پادگانی ؟!!
کدام اثرگذارتر است؟ سپاس.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:33
همکار محترم در منبع نیز اشاره کرده ام به سال اشاره
نشده ، اما متن منبع در سال 1392 نوشته شده است.
قدرمسلم اطلاعات به روز قابل دسترسی نیست. می توانید
جستجو نمایید اگر به چیزی جدیدتر دست یافتید ، خوشحال
می شوم در همین جا مرقوم فرمایید . سپاس
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 12:16
ببخشید اصلاح می کنم:

سفسطه

نظم
پاسخ + +5 0 --
بازنشسته 1397/04/08 - 06:50
دست مریزاد خانم امامی ، پس طبق قانون ما ایرانیان واقعا مرگ بر امریکا حق امریکای هاست ودرود بر ما که همچنان نظام آموزشی ما همیشه یک گام به عقب بوده و همچون پادگان آموزشی اغلب عفب گردمان بهتر از قدم رومان بوده به جلو
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:29
سلام

لطفا در این مقایسه سیاست را کنار بگذاریم و به
بررسی اصل مطلب بپردازیم ، آنها کجایند و ما کجا؟
پاسخ + +3 -5 --
ناشناس 1397/04/08 - 06:59
کلاغه می خواست راه رفتن کبک رو یاد بگیره
راه رفتن خودشو هم فراموش کرد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:36
سلام

ما 40 سال و شاید از سال 1348حساب کنید 56
سال است که راه رفتن خودمان را گم کرده ایم.
(اولین اعتراضات معلمان ، اگر تاریخ را درست نوشته
باشم.) سپاس
پاسخ + 0 -1 --
سید جمالادین 1397/04/08 - 08:02
دکتر حسینی در این کتابشون که در سایت آمازون به 250 دلار در سراسر دنیا به فروش می رود از نگاهی متفاوت سیستم آموزشی آمریکا را بررسی و نقد کرده اند و ..... ترجمه این کتاب را رایگان دانلود کنید:

http://www.iranglobal.info/sites/default/files/pictures/bookhoseini.pdf
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:38
سلام و ممنون.

لطف کنید بجای آدرس دادن حداقل خلاصه ای کوتاه
مرقوم فرمایید .
پاسخ + 0 0 --
سید جمالدین 1397/04/08 - 12:26
این هم خلاصه ای کوتاه برای خانم امامی گرامی و سایر همکاران محترم علاقه مند به "تغییر" و آزادی و رشد و آبادانی در ایران اسلامی:

http://iranglobal.info/node/66805
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 13:03
ممنونم . زحمت شد.
پاسخ + +7 0 --
دبیر خراسانی 1397/04/08 - 09:58
مقایسه جالب وناثیر گزاری بود خانم امامی .امید وارم ساختار وفلسفه آموزش وپرورش کشور ما نیز بروز شود؛تا فرزندان این کشور مناسب آینده تربیت شوند
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 11:41
سلام

ممنون همکار محترم ، گاه باید از لاک نالیدن بیرون
آییم و چشمها را شسته پیرامون خود را نگاهی دیگر
بیندازیم . شاید شاید حرکتی صورت گیرد.
از واژگان کاش ، شاید ، به امید... و......بیزارم اما
بسوزد پدر جهل و ناتوانی.
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1397/04/08 - 15:36
تازه لازم به ذكر است كه آموزش و پرورش آمريكا در زمره آموزش و پرورش هاي مطرح جهان نيست!!!!!!!!!!!!!! برخلاف آموزش عالي آن !!!!
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 17:27
سلام

بله رتبه 14 جهان است.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/08 - 20:13
سلام مجدد

بلی هر چقدر مدارس راحت به
نظر می رسد، ورود و تحصیل در
دانشگاه های آمریکا هم سخت
است هم پرهزینه. در متن اشاره
داشتم. تشکر
پاسخ + +6 0 --
غریبعلی حسنی سرملی 1397/04/08 - 23:07
با سلام
ممنون از نوشته های شما
به نظر من ما هنوز نمی دانیم که از دانَش آموزان چه انتظاراتی داریم ، یا می خواهند در آینده چه ویژگیهایی داشته باشند.
در ضمن در آموزش و پرورشی که کار بکنی یا نکنی یا ایده آل باشی فرقی نداری چه انگیزه ای خواهی داشت
باز خدا را شاکرم همکارانی که بازنشست هم شده اند قلبشان برای آموزش و این دیار می تپد ،
فقط میتونم بگم ، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 09:21
سلام

اول : دیدگاه جامعه را باید نسبت به بازنشستگان اصلاح
سازیم. اتفاقا رسالت اصلی روشنگری از وظایف
بازنشستگان است پون صاحب تجربه ای بیشترند.
هر چند شخصا به حرکت توام شاغل و بازنشسته
اعتقاد دارم ، اما دید یا انتظار افراد در جامعه
نسبت به بازنشستگان ، جسارتا صحیح نیست.
اتفاق آنان فرصت آسودگی بیشتری برای فعالیت
قلم فرسایی و نقد و بررسی دارند.

دوم : به دلیل تفاوت در همان نوع ارزیابی سطح یادگیری
که در شماره 3 توضیح داده شده ، آنان تفاوت ها را
می بینند و نسبت به نتیجه آن عمل می کنند اما در
جامعه ما تیزهوش و کند یکسان ارزیابی می شود
لذا کارکن و از کار در رو ، یکسان ارزشیابی
می شوند و یکسان حقوق می گیرند و گاه آنها از
فرد مستعد فعال ، امتیازات بیشتری دارند.
ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 09:25
بقیه :

سوم : اندر خم کوچه های ما تا منافع عده ای بر منافع
کل جامعه اولی تر است ادامه خواهد داشت.
برای همین من و شمای معلم باید کلاس درس را
دریابیم و منتظر حرکت دیگری ننشینیم. ما مغز و
قلب و استعداد کودکان خود را هر سال قربانی
عدم تحرک نظام آموزشی ننماییم که خسران مطلق
است.
سپاس
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 09:37
با پوزش اصلاح می کنم :

در بند اول : واژه های چون - اتفاقا صحیح است.
پاسخ + +6 0 --
حقی 1397/04/08 - 23:49
تبریک به اندیشمند گرامی سرکار خانم امامی
بسیاری از شاخصهای ذکر شده برای آموزش وپرورش امریکا مطابق با تعالیم قرآن است. ومتاسفانه باید اقرار کنیم برخلاف توصیه حضرت علی(ع) ،در عمل به قرآن آنها از ما پیشی گرفته اند.
سرکار خانم امامی شما بانشان دادن خصوصیات یک آموزش وپرورش پیشرفته، خدمت بسیار ارزشمندی به فرهنگ این جامعه انجام می دهید.ودر پیشگاه خداوند معجور هستید. در کتاب خدا بارها این امر صورت گرفته است. برای مثال خداوند در سوره لقمان شخصیت فردی صاحبخرد که پیامبر هم نیست مطرح می شود تا الگویی بسیار عالی برای ما باشد.
وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّـهِ ۖ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ﴿١٣﴾
هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه می‌کرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.»
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 09:33
سلام

جناب حقی بزرگوار ، رسالت یا بار معنایی اندیشمند
بر دوش بنده سنگینی می نماید و ردایی سایز بزرگ
هست . اما از لطف حضرتعالی سپاسگزارم.
یکی از ترس های آنانی که می نویسند عکس العمل
خوانندگان است اما وقتی به این ترس اندیشیده می شود
قدرت یا مانور نوشتن ناممکن یا محدود می شود. این
موضوع یکی از آن موارد است ، اما شخصا چون از سباست
و عالم هزارچهره آن به دورم ، با نیت مقایسه زمین و آسمان
نوشتم. تا چنین اطلاعات عینی در دسترس نباشد ما فقط باید
روی معضلات و مشکلات را با واژگانی متفاوت و از زوایایی
گوناگون مطرح سازیم. امید که به خود آییم.
ممنون از حمایت های فکری و نظرات ارزشمندتان.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 10:10
سیاست صحیح است.
پاسخ + 0 -2 --
Agent of Change 1397/04/09 - 16:20
تغییر و پویایی و بالندگی نظام آموزشی ما و در نتیجه تکامل و سعادت جامعه امان "جز" با تغییر مسیولان و سیاست گذاران بی سواد، خاین، جاه طلب، تمامیت خواه
و ریا کار و چپاولگر فعلی میسور نیست.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 18:15
سلام

مشکل آموزش و پرورش ما فقط ساختار درونی آن
یا به قول شما مسئولان آن نیست . دخالت سایر
ارگانها و نهادهای مرتبط و غیرمرتبط ، محصور نگه
داشتن توان بودجه ای و عدم استقلال رأی وزیر
است. گیرم همگی از ابتدا تا انتها عوض شدند و افرادی شایسته هم سرکار آمدند اما دیگر عوامل بازدارنده همچنان باقی ماند،تکلیف چه خواهد بود؟

باور ایجاد تغییر باید بوجود آید، استقلال آموزش و پرورش تضمین شود ، حمایت صد درصدی مالی به عمل آید . آنقدر زیاد که 18 نوع مدرسه حداقل در
دو یا سه مورد خلاصه گردد.
شما تصور کنید وزیری که برای پرداخت مطالبات وعده اسفند 97 و وعده پرداخت پاداش سال پیش را تا شهریور داده ، چقدر توانایی حل مشکل دارد؟ تازه اگر بتواند؟
این همه مدارس غیرانتفاعی چگونه قرار است تبدیل به مدارس دولتی گردد؟ چقدر پتانسیل ساخت مدرسه
در کشور وجود دارد یا قرار است 30 - 40 نفر در آشپزخانه تحصیل کنند؟
ادامه دارد
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 18:28
بقیه نظر قبلی :
واقع بین باشیم ، اراده و عزمی بی نظیر برای بر هم زدن شرایط فعلی نیاز است . آری افراد فعلی قادر نیستند تا تغییر مورد نظر یا نیاز جامعه امروزی را فراهم سازند. شاید برای همین در متن نوشته ام تا کی منتظر بمانیم ، بر روی تفکر و ذهن دانش آموزان تمرکز کنیم و زیربنای مناسب برای ایجاد تغییرات را در کلاس های درس بوجود آوریم.
نشستن و نالیدن ، تغییر ایجاد نمی کند، باید از جایی آغاز کرد چه جایی بهتر از اذهانی که هنوز در این جامعه مسموم نشده اند. دقت کنید شستشوی ذهنی یا تحمیل نظر خود را عرض نمی کنم . واداشتن آنان به بیان نظر ، نقد و تفکر ، مقایسه شرایط موجود با اوضاع مطلوب . باید الگوسازی مناسب برای آنها صورت بگیرد.
پاسخ + 0 0 --
مخاطب 1397/04/09 - 18:15
یکی از معلمان زبان آمریکا در ویدیویی به به درد نخوردن کتاب ها و محتویات خوانده شده توسط دانش آموزان و عدم آماده کردن افراد برای ورود به بازار کار پس از آن٬ کشتن خلاقیات اشاره اکیدی می کردند.
خانم امامی آمریکا درست است در موضوع نظامی٬ محیط زیست٬ اجازه تحصیل به شهروندان سایر کشورها در دانشگاه هایش، دانشگاه های تاپ٬ خودروسازی برتر،دموکراسی و ... صدرنشین جهان است ولی در آموزش و پرورش خیر. کاش از فنلاند یا ژاپن مثال آموزش و پرورش می زدید.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 20:45
سلام

همکار محترم ، قصدم صرفا نمایش برتری امریکا نبوده
، بلکه نشان دادن تفکر جدید یا نحوه دگرگونی بوده است.
به هر حال رتبه آموزشی آمریکا در مقطعی از زمان 14
بوده در بین 18 کشور برتر آموزشی.
سیستم آموزشی باز و حذف برخی چیزها چون کتب درسی
و جایگزینی بحث آزاد یا کتابخوانی و عادت بدان یا همفکری
و مشورت یانقد و بررسی کتب خوانده شده یا بندهای دیگر،
چیزهای کمی برای بهبود اوضاع آموزشی نیستند. تشکر
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 20:46
لطف کنید آدرس بدهید تا سندیت داشته باشد.
تاریخ ویدیو هم مهم است.
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/09 - 20:55
مخاطب محترم ،
با دو کشور ژاپن و فنلاند قبلا مقایسه نموده ام .
ممنون از پیشنهادتان .
پاسخ + +5 0 --
امامی 1397/04/09 - 18:28
بقیه نظر قبلی :

آدمی در شرایط عادی اوضاع خود را مساعد می داند اما در مقام مقایسه دگرگون می شود ، صاحب ایده و خط فکری می شود ، عزم بر تغییر می گیرد. هر کس در حد و توان خود ، باید فرهنگ عمومی را بهبود بخشیم. ما هم هر یک از افراد جامعه در حد و توان خود مقصریم. بزرگترین جرم ما تحمل کاستی ها و سکوت در قبال آنهاست.
برای ایجاد تغییر ، ساز و کار ریسک پذیری و از جان گذشتگی نیاز هست. توران میرهادی ، باغچه بان ، رشدیه ، امیرکبیر این بها را پرداختند. نوبت من و شماست.
پاسخ + +2 -2 --
سید علی 1397/04/10 - 12:31
اتفاقا 70 درصد چیزهایی که در آمریکا نوشته اید اشتباه است و اشکال کار ما این است که هر کاری که در کشوری دیگر انجام می شود آن را خوب می دانیم بنده با تحقیقاتی که انجام داده ام به زبان انگلیسی متوجه شده ام که آمریکا و انگلیس مزخرف ترین سیستم آموزشی را دارند وحتی معلمی که برای اعتراض به خیابان آمده بود گفته بود که ما با وجود حقوق کم باید هر روز فحش و مشت ولگد دانش آموزان را هم تحمل کنیم م
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/10 - 13:44
سلام

برداشت آزاد حق هر خواننده است.
به روز شدن معلومات معلم کجایش بد است ؟
یا حذف مردودی ؟
یا حذف کتب درسی که معضل آموزشی است ؟
یا حذف تخته سبز و......؟
یا همراهی تمامی دانش آموزان در یکسان سازی آموزشی؟
یا عدم اجازه به تدریس خصوصی معلم برای دانش آموزان کلاسش؟
یا........... سپاس
پاسخ + 0 0 --
شنگول خان 1397/04/10 - 14:37
حذف کتب درسی خیلی خوب بید
صورت مسئله پاک شدن بید
پاسخ + 0 0 --
مینو امامی 1397/04/10 - 15:08
سلام جناب شنگول خان ،

امید که همیشه روزگار خوش باشید.
یکی از معضلات اصلی نظام آموزشی
کشور ما دشواری متون ، حجم زیاد ،
عدم انطباق با دانش روز و واقعیت های
جامعه، محدودیت زمان برای اتمام آنها ،
شیوه تدریس و پرسش معلم محور ،
بدون امر یادگیری، کافی بودن حفظیات ،
هزینه چاپ هر ساله میلیونها جلد کتاب ،
و......است. حال ما نخواستیم آمریکا
شویم که نمی توانیم هم ، اما حداقل
کانون تغییرات را بدین سو کشانده و با
دانش روز منطبق کردن کتاب و معلم ،
صورت مسأله را به سوی بهبود اوضاع
تغییر دهیم ، بد نیست. بالاخره باید یکی
از گره های کور نظام آموزشی دگرگون
شود یا کتاب یا معلم یا سیستم آموزشی .سپاس
پاسخ + 0 0 --
امامی 1397/04/10 - 15:09
جناب شنگول پاسخ از بنده بود.
پاسخ + +23 0 --
امامی 1397/04/10 - 15:21
سلام خدمت همکاران محترم ،

حساسیت 40 ساله تمامی محافل کشور نسبت به آمریکا ، برخوردها را محافظه کارانه یا غیرضرور نموده
است ، اما نه قرار است ما از سیستم آموزشی آمریکا
تبعیت نمائیم و نه می توانیم چنین کنیم. تعداد چنین مقایسه ها هر چقدر بیشتر باشد خط فکری یا جهت
ایجاد تحول را برای ما که همیشه در دایره ای محصور
هستیم، مشخص می سازد. با تفکر به چرا و چگونه
و چطور ، می توان راهکار پیدا کرد، امکان حرکت و
دگرگونی را امری شدنی نمود. گاه فقط یک جابجایی
ساده و کم هزینه ، کلی اثرگذار است به شرط داشتن منطق و تبعیت از عقل.
مثلا آموزش ضمن خدمت با شرایط فعلی، ظاهرا به یک حرکت مفید و کوتاه تبدیل شده است اما اوضاع بهتر که نشده است بدتر هم شده و مشکلات دیگری دامنگیر معلمان گردیده است.
هنوز محتوای این دوره ها ره بجایی نمی برد، فهم مسأله ای به این سادگی چرا زمان و عمر و توانایی افراد را هدر می دهد ؟!!

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.




نظرسنجی

در سال تحصیلی 98-97 در نظام مدیریتی ، نظام آموزشی و پرورشی مدارس ، معیشت معلمان ، بودجه وزارتخانه و توجه مجموعه نظام به آموزش و پرورش چه اتفاقی می افتد؟

پربازدیدترین

تبلیغات در صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور